شهید سید حسن نصرالله؛
الگوی تلفیق رهبری از اقتدار دینی شیعی، هوش نظامی در جنگ نامتقارن و عملگرایی سیاسی
یافتهها نشان میدهد که الگوی رهبری نصرالله تلفیقی از اقتدار دینی شیعی، هوش نظامی در جنگ نامتقارن و عملگرایی سیاسی بوده که او را به نقطه کانونی گفتمان مقاومت در خاورمیانه تبدیل کرده است. مهمترین دستاورد او، تبدیل حزبالله از یک سازمان مسلح صرف به بازیگر ترکیبی" و جایگزینی جنگ فرسایشی محاسبهشده با جنگ تمامعیار ایدئولوژیک بود.
خبرگزاری قدس (قدسنا)، «احمدرضا روح الله زاد»؛ سید حسن نصرالله (۱۹۶۰–۲۰۲۴) از سال ۱۹۹۲ تا زمان شهادتش در سپتامبر ۲۰۲۴، به مدت ۳۲ سال رهبری حزبالله لبنان را بر عهده داشت. در دوران رهبری او، این جنبش از یک نیروی چریکی شیعی به بازیگری ترکیبی تبدیل شد که همزمان توان نظامی، مشارکت پارلمانی و شبکه گسترده خدمات اجتماعی دارد. این مقاله با تکیه بر منابع فارسی، عربی و انگلیسی، پنج بُعد سازمانی، سیاسی، امنیتی-نظامی، فرهنگی-معنوی و منطقهای-بینالمللی شخصیت و رهبری نصرالله را تحلیل میکند.
یافتهها نشان میدهد که الگوی رهبری نصرالله تلفیقی از اقتدار دینی شیعی، هوش نظامی در جنگ نامتقارن و عملگرایی سیاسی بوده که او را به نقطه کانونی گفتمان مقاومت در خاورمیانه تبدیل کرده است. مهمترین دستاورد او، تبدیل حزبالله از یک سازمان مسلح صرف به بازیگر ترکیبی" و جایگزینی جنگ فرسایشی محاسبهشده با جنگ تمامعیار ایدئولوژیک بود.
سید حسن نصرالله یکی از تأثیرگذارترین رهبران غیردولتی مسلح در خاورمیانه معاصر است. او در ۳۱ اوت ۱۹۶۰ در محله فقیرنشین النبعه در شرق بیروت لبنان به دنیا آمد. پدرش سید عبدالکریم به تجارت میوه و سبزی اشتغال داشت و مادرش مهدیه صفیالدین نام داشت. نصرالله فرزند ارشد خانواده بود و سه برادر و پنج خواهر داشت. به دلیل مشکلات اقتصادی، خانواده او بعدها به محله فقیرنشین "الکرنیتنا" در حاشیه غربی بیروت مهاجرت کرد.
پس از شروع جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵، نصرالله به جنبش شیعی "امل" پیوست و در زادگاه پدرش بازوریه مسئول سازماندهی این جنبش شد. در سال ۱۹۷۶ و در ۱۶ سالگی، با تشویق برخی از اساتید خود مانند "امام محمد جعفری" به عراق رفت و در نجف به تحصیل علوم دینی پرداخت. در همانجا بود که با شهید "سید عباس موسوی"، دومین دبیرکل حزبالله، آشنا شد و پیوندی عمیق میان آن دو شکل گرفت.
پس از تجاوز اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲، نصرالله و موسوی از جنبش امل جدا شدند و در تأسیس حزبالله مشارکت کردند. در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲، سید عباس موسوی در حمله هلیکوپتری اسرائیل به شهادت رسید و شورای تصمیمگیری حزبالله با اجماع، نصرالله را که در آن زمان تنها ۳۲ سال داشت، به دبیرکلی برگزید. او تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ که در حمله هوایی اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت به شهادت رسید، این مسئولیت را بر عهده داشت.
از منظر روششناسی، این نوشتار بر تحلیل محتوای منابع فارسی، عربی و انگلیسی استوار است و تلاش میکند میان روایتهای همسو و ناهمسو تعادل برقرار کند. محدودیت اصلی پژوهش، کمبود اسناد اولیه از درون حزبالله و اتکای نسبی به منابع رسانهای و تحلیلهای ثانویه است.
بُعد اول: سازمانسازی و نهادسازی
مهمترین دستاورد سازمانی نصرالله، تبدیل حزبالله از یک سازمان متمرکز و شخصیتمحور به نهادی با ساختارهای موازی و چندلایه بود. پژوهشگران سه مرحله را در تحول حزبالله شناسایی کردهاند:
- مرحله "جنبش اجتماعی" از ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱،
- مرحله "حزب سیاسی جریان اصلی" از ۱۹۹۲ به بعد،
- و مرحله "بازیگر ترکیبی" از اواخر دهه ۲۰۰۰.
در واقع شهید سید حسن نصرالله معمار گذار از مرحله اول به دوم و سوم بود.
سیاست نیروی انسانی: نصرالله در انتخاب و ارتقای نیروها، فراتر از مرزهای وفاداری سنتی عمل کرد. او سه گروه را که پیشتر در حاشیه بودند، به مرکز آورد:
- اعضای درون حزبالله که به دلیل عدم وابستگی به خاندانهای مؤسس، نادیده مانده بودند؛
- اعضای سازمان جهاد اسلامی لبنان که رابطه نزدیکی با حزبالله داشت اما رسماً مستقل بود؛
- افراد بیرونی که فاصلهای با حزبالله داشتند اما توانایی نظامی یا سازمانی بالایی داشتند. بارزترین نمونه، شهیدعماد مغنیه (حاج رضوان) بود که پیش از دبیرکلی نصرالله جایگاه سیاسی یا سازمانی برجستهای در حزبالله نداشت، اما در سایه حمایت نصرالله به معمار اصلی توان نظامی حزبالله و "معمار پیروزیجنگ 33 روزه سال ۲۰۰۶" تبدیل شد.
حزبالله همچنین بیشتر اعضای جهاد اسلامی لبنان را در ساختار خود جذب کرد و این سازمان مستقل عملاً منحل شد.
نهادسازی و توزیع قدرت: نصرالله ساختار حزبالله را به گونهای طراحی کرد که تصمیمگیری در آن ترکیبی از شورا و رهبری فردی باشد. شورای تصمیمگیری، شورای اجرایی، واحدهای نظامی و شبکه خدمات اجتماعی، هر یک از استقلال نسبی در حوزه خود برخوردارند. این توزیع قدرت باعث شد پس از شهادت نصرالله و سید هاشم صفی الدین؛ شیخ نعیم قاسم بدون وقفه به دبیرکلی برسد و هستههای اصلی سازمان یعنی شاخه نظامی، نهاد سیاسی و شبکه رفاهی، به کار خود ادامه دهند. ارزیابیهای اطلاعاتی خارجی نیز اذعان کردند که حزبالله پس از ضربات سنگین به لایه فرماندهی، توانایی عملیاتی خود را حفظ کرد.
محدودیتهای نهادسازی: با این حال، نهادسازی حزبالله هرگز به نهادگرایی کامل نرسید. تحلیلگران تأکید میکنند که رهبری بیش از سهدههای نصرالله باعث شده بود کاریزمای فردی و خط مشی راهبردی او عمیقاً در بافت نهادی حزبالله تنیده شود. لینا خطیب، پژوهشگر ارشد چتمهاوس، معتقد است شهادت نصرالله نه فقط یک ضربه راهبردی، بلکه آشکارکننده میزان آسیبپذیری سازمان در برابر اسرائیل بود. به بیان دیگر، سازمان میتواند "کار کند، اما هسته تصمیمگیری و گره نمادینی را از دست داده که تکرار آن دشوار است.
بُعد دوم: سیاسی؛ از سازمان مسلح تا نیروی درون نظام
مهمترین دستاورد سیاسی نصرالله، بازتعریف هویت حزبالله بود. این سازمان در آغاز تنها یک شبهنظامی شیعه با مأموریت مقاومت مسلحانه در برابر اشغالگری اسرائیل بود. نصرالله بهتدریج آن را به سمت مشارکت در انتخابات پارلمانی و دولت سوق داد و به بازیگری ترکیبی تبدیل کرد که همزمان سلاح، کرسی پارلمانی و شبکه خدمات اجتماعی دارد.
مشارکت انتخاباتی: حزبالله از سال ۱۹۹۲ در انتخابات پارلمانی لبنان شرکت کرد و در همان نخستین انتخابات ۱۲ کرسی به دست آورد و فراکسیون وفاداری به مقاومت را تشکیل داد. این مشارکت، نقطه عطفی در مشروعیتبخشی به حزبالله بهعنوان بازیگر سیاسی قانونی بود. در سال ۲۰۱۸، حزبالله و متحدانش اکثریت پارلمانی را به دست آوردند. در انتخابات ۲۰۲۲، حزبالله و متحدانش بخشی از اکثریت را از دست دادند اما ۱۳ کرسی خود را حفظ کردند و همچنان یکی از بازیگران اصلی نظام سیاسی باقی ماندند.
خدمات اجتماعی بهعنوان ابزار سیاسی: حزبالله علاوه بر فعالیت نظامی، پرورشگاه، مدرسه، (مدارس کشافة المهدی)مرکز فرهنگی و درمانگاه، صندوق قرض الحسنه،بنیاد شهید،مجله،رادیو،شبکه تلویزیونی اداره میکند. بر اساس گزارش مرکز پژوهش و آموزش آلما (۲۰۲۶)، حتی در مناطق آزمایشی که ارتش لبنان در آن مستقر شده، انجمن "وتعاونوا" وابسته به حزبالله همچنان خدمات آب، غذا و درمان ارائه میدهد و مسئول آن، عفیف شومان، بهعنوان عضو فعال حزبالله شناسایی شده است. این شبکه خدمات، در جامعه شیعه لبنان پایگاه اجتماعی مستحکمی برای حزبالله ایجاد کرده که فراتر از سلاح و ایدئولوژی عمل میکند.
عقلانیت سیاسی در جامعه چندفرقهای لبنان: عباس خامهیار، کارشناس مسائل منطقه، در سال ۱۴۰۴ در همایشی تأکید کرد که نصرالله در ساختار پیچیده لبنان (متشکل از ۱۸ فرقه) همواره از مطالبه قدرت شخصی پرهیز داشت و هدفش نه قدرت، بلکه حفظ استقلال و ثبات لبنان و مقاومت در برابر دخالتهای خارجی بود. او با درایت سیاسی و عقلانیت کمنظیر توانست خطر جنگ داخلی را در جامعهای چندپاره مهار کند و پیوندهای راهبردی میان گروههای مختلف ایجاد نماید. این توصیف نشان میدهد که نصرالله، برخلاف تصویر رایج در رسانههای غربی، سیاستمداری عملگرا و نه ایدئولوگ صرف بود.
رابطه با سید عباس موسوی: نصرالله خود نقل کرده است که در نجف، وقتی بهعنوان یک لبنانی با لهجهای متفاوت با موسوی صحبت کرد، موسوی با لبخند گفت: راحت باش، من اهل نبی شیث هستم. پس از آن، سید محمد باقر صدر امور نصرالله را به موسوی سپرد و این پیوند از همان لحظه تا شهادت موسوی ادامه یافت.
بُعد سوم: امنیتی و نظامی؛ مجری جنگ فرسایشی
رهبری نظامی نصرالله در تقابل طولانی حزبالله با اسرائیل بهروشنی نمایان شد.دنیل آیلون، سفیر وقت اسرائیل در واشینگتن، او را حیلهگرترین و خطرناکترین رهبر جهان عرب خواند. این در حالی است که سید حسن نصرالله درجامعه صهیونیستی به مرد راستگو که وعده اش صادق است شهرت دارد، حتی صادق تر از مسئولین و رهبران صهیونیستی!
گذار از جنگ ایدئولوژیک به جنگ فرسایشی: مهمترین نوآوری راهبردی نصرالله، جایگزینی "جنگ تمامعیار ایدئولوژیک" با "جنگ فرسایشی محاسبهشده" بود. پژوهش منتشرشده در نشریه Asian Affairs نشان میدهد که نصرالله در دوره ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۴، "حفظ وضع موجود" را بر "نابودی نهایی اسرائیل" اولویت داد و از طریق فشار نظامی مستمر و کمشدت، اراده سیاسی، منابع اقتصادی و صبر راهبردی دشمن را فرسوده کرد. این راهبرد شامل:
- استفاده از راکتهای کوتاه و میانبرد برای تهدید مستمر شهرهای شمالی اسرائیل،
- ساخت شبکه تونلهای زیرزمینی برای افزایش بقاپذیری،
- توسعه سلاحهای نقطه زن(دقیقالاصابة) برای تقویت بازدارندگی،
- و حفظ درگیری در سطح "عادیشده" و نه "جنگ تمامعیار" بود.
دستاوردهای نظامی: یک سال پس از انتصاب نصرالله به دبیرکلی، در سال ۱۹۹۳، حزبالله ۲۶ نظامی اسرائیلی را از پای درآورد و در سال ۱۹۹۷ این شمار به ۴۰ نفر رسید. این فشار نظامی مستمر، سرانجام اسرائیل را در سال ۲۰۰۰ به عقبنشینی از جنوب لبنان پس از 18 سال اشغال واداشت. در ژوئیه ۲۰۰۶، حزبالله در حمله مرزی دو سرباز اسرائیلی را اسیر کرد و جنگی یکماهه آغاز شد. بر اساس آمار، در این جنگ بیش از ۱۱۰۰ لبنانی (عمدتاً غیرنظامی) و حدود ۱۶۰ اسرائیلی (نظامی و غیرنظامی) کشته شدند. قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت به جنگ پایان داد.
زیرساخت نظامی زیرزمینی: نصرالله معمار اصلی شبکه تونلهای زیرزمینی حزبالله بود. بر اساس ارزیابی مرکز آلما (۲۰۲۶)، حزبالله در دو دهه گذشته در ساخت شبکه زیرزمینی گستردهای سرمایهگذاری کرده که بخش اعظم جنوب لبنان را پوشش میدهد و این مرکز آن را "سرزمین تونلها" نامیده است. این شبکه شامل تونلهای راهبردی، تاکتیکی، نزدیکشونده، تهاجمی و انفجاری است. در این منطقه، دهها دهانه ورودی، انبار ذخیره، منطقه سکونت و مرکز فرماندهی حفر شده که به سیستم تهویه و فیلتر هوا، زهکشی و پمپاژ آب زیرزمینی، شبکه برق، روشنایی، ارتباطات کابلی رمزنگاریشده، ژنراتورهای پشتیبان و تأسیسات آب و فاضلاب مجهزند.
حزبالله در سال ۲۰۲۴ ویدئویی چهار دقیقهای با عنوان "کوه ما انبار ماست" منتشر کرد که جنگجویان مسلح را در تونلهای روشن و وسیع نشان میداد؛ موتورسیکلتها و کاروان کامیونها در حال حرکت بودند، برخی کامیونها ظاهراً موشک حمل میکردند و تابلویی با عنوان "عماد ۴" (اشاره به شهید عماد مغنیه) در تأسیسات دیده میشد. در صداگذاری این ویدئو، جملهای از نصرالله پخش شد: "هدف در دست ماست، مختصات در دست ماست، این موشکها مستقر و آمادهاند و در حالت محرمانگی کامل به سمت هدف نشانه رفتهاند."
توان موشکی و نیروی انسانی: بر اساس ارزیابی وزارت خارجه آمریکا، ایران مسئولیت بخش عمده آموزش و تأمین سلاح حزب الله را بر عهده دارد. مؤسسه مطالعات راهبردی بینالمللی در سال ۲۰۲۰ برآورد کرد که حزبالله بیش از ۲۰٬۰۰۰ نیروی فعال و حدود ۲۰٬۰۰۰ نیروی ذخیره دارد. روزنامه اسرائیلی "اسرائیل هیوم" در سال ۲۰۲۶ گزارش داد که حزبالله حدود ۱۵۰٬۰۰۰ موشک هدفگیریشده به سمت اسرائیل در اختیار دارد و شمار موشکهای دقیقالاصابة(نقطه زن) آن بهطور مستمر در حال افزایش است. سرتیپ "اساف اوریون" از مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل به شورای روابط خارجی آمریکا گفت که زرادخانه توپخانه حزبالله "بزرگتر از آن چیزی است که بسیاری از کشورها در اختیار دارند" و بسیاری از تحلیلگران آن را "مسلحترین بازیگر غیردولتی جهان" مینامند.
راهبرد امنیتی-رسانهای: نصرالله الگویی ویژه در مدیریت بحران امنیتی ایجاد کرد. در ژوئیه ۲۰۰۶، اسرائیل مقر حزبالله و خانه نصرالله را بمباران کرد و برخی رسانههای اسرائیلی از زخمی شدن او خبر دادند. اما نصرالله بلافاصله از طریق شبکه المنار سخنرانی کرد و گفت "انبار مهمات ما همچنان پر است"، "توانایی انجام حملات بیشتر را داریم" و هشدار داد "چیزهایی که اسرائیلیها را شگفتزده کند در پیش است". این الگوی نمایش سریع بقا و اراده به تلافی پس از ضربه، به الگوی نشاندار راهبرد امنیتی-رسانهای او تبدیل شد.
بقای شخصی: نصرالله بارها از ترورهای اسرائیل جان بهدر برد، از جمله تهدیدهای سالهای ۲۰۰۴، ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱. هنگام سخنرانی، بیش از ده محافظ شخصی او را احاطه میکردند. همین وضعیت زندگی زیر تهدید دائمیِ "ترور هدفمند"، خود بخشی از روایت اقتدار او را میساخت.
بُعد چهارم: فرهنگی و معنوی؛ سازنده گفتمان مقاومت
نفوذ نصرالله از حوزه نظامی و سیاسی فراتر میرود و به لایه فرهنگی و معنوی میرسد.
مبانی کلامی و ولایت فقیه: پژوهش منتشرشده در فصلنامه "پژوهشهای انقلاب اسلامی" (۱۴۰۴) نشان میدهد که حزبالله لبنان "توسعه عملی نظریه ولایت فقیه" است و توانسته "تعارض دوگانه امت -امامت با دولت – ملت" را حل کند. این پژوهش تأکید میکند که نصرالله "ولایت فقیه را نه فقط بهعنوان نظریه سیاسی، بلکه بهعنوان چارچوب عملیاتی سازمان" پذیرفته بود. مقاله دیگری با عنوان "تأثیر مبانی کلامی امامیه بر پیدایش حزبالله لبنان" (۱۳۹۸) نشان میدهد که "مبانی کلامی امامیه در هر جنبشی، مبنای جهتگیری و تمایز آن از سایر جریانهای فکری و سیاسی را فراهم میکند" و در حزبالله، "توحید در حاکمیت و تشریع، امامشناسی و ولایت فقیه، و مباحث مربوط به غیبت و رجعت" نقش بنیادین داشتهاند.
کتاب "سید القائد" (۱۳۹۳) که متن کامل سخنرانی نصرالله درباره شهید آیتالله سید علی خامنهای (ره) را منتشر کرده، نشان میدهد که نصرالله در دیدار با گروهی از ایرانیان، درباره چگونگی عمل به ولایت فقیه گفته است: "ما گفتار آیتالله خامنهای را عملی میکنیم؛ وقتی نتوانیم مستقیماً گفتار ایشان را دریافت کنیم، از ایشان میپرسیم و وقتی نتوانیم بپرسیم، تلاش میکنیم بفهمیم چه چیزی ایشان را راضی میکند و همان را انجام میدهیم." این نقل قول، میزان نفوذ و التزام عملی نصرالله به ولایت فقیه را نشان میدهد.
نمادها و کاریزما: تصویر عمومی نصرالله نمادین بود. عمامه سیاه نشانهای از هویت سید (از نسل پیامبر) و اقتدار دینی اوست. او از کودکی آگاهی رهبری دینی داشت. به گفته خودش، در دوران رشد در محله الکرنیتنا، وقتی کودکان دیگر به زمین فوتبال و سواحل گردشگری بیروت میرفتند، او برای تغذیه معنوی به مساجد مناطق همجوار مانند نبا، صفیر و برج حمود میرفت. در کودکی روسری سیاه مادربزرگش را دور سر میبست و به حاضران میگفت: "من روحانیام، پشت سرم نماز بخوانید."
مشروعیت دینی زودهنگام: اقتدار دینی نصرالله در سنین جوانی به رسمیت شناخته شد. در سال ۱۹۸۱ و در ۲۱ سالگی، هنگام دیدار با امام خمینی(ره) در تهران، بهعنوان نماینده ایشان در امور دینی و دریافت وجوه شرعی در لبنان منصوب شد. او نخستین فرد از رهبران حزبالله بود که این انتصاب را دریافت کرد. این انتصاب نه تنها به او مشروعیت دینی بخشید، بلکه جایگاه ویژهای در درون سازمان برایش تثبیت کرد. بر اساس منابع فارسی، در سال ۱۹۸۴ که حزبالله با انتشار "نامه سرگشاده به مستضعفان جهان" موجودیت خود را رسماً اعلام کرد، شورای حزبالله به رهبری سید عباس موسوی در تهران با امام خمینی(ره) دیدار کرد و به ایشان اعلام وفاداری نمود؛ امام خمینی نیز شورای حزبالله را تأیید کرد و به آنها امید پیروزی داد و گفت؛ "با قدرت راه خود را ادامه دهند".
روایت خانوادگی و فداکاری: پسر بزرگ نصرالله، سیدهادی، در سال ۱۹۹۷ در عملیاتی علیه اسرائیل در ۱۸ سالگی شهید شد. این تجربه فداکاری، خانواده او را بهطور شخصی با آرمان مقاومت گره زد و اعتبار اخلاقی او را در میان حامیان تقویت کرد.
مکتب نصرالله: در سالگرد شهادت او، تحلیلگران از "مکتب نصرالله" سخن گفتند که بر سه ستون استوار است:
1- ایمان به حقانیت آرمان،
2-اتکا به توان داخلی،
3-و هوشیاری در برابر جنگ نرم و سخت دشمن.
این سهگانه، به گفته تحلیلگران، "از یک جنبش محدود به جنوب لبنان، یک نظام فکری و عملیاتی جهانی ساخت". عباس خامهیار در همایش "مکتب نصرالله" در سال ۱۴۰۴ گفت: "سید حسن نصرالله، معمار وحدت و نماد عقلانیت در جبهه مقاومت بود" و "مقاومت او نه فقط یک راهبرد سیاسی، بلکه ریشه در ایمان، التزام به ولایت فقیه و به ارزشهای قدسی باور داشت."حسین رویوران نیز در توصیف نصرالله گفت ایشان شخصیت کاریزماتیک داشت و تصمیماتش چند بعدی بود و ماندگاری در سمت دبیر کلی حزب نتیجه اجماع حزبی در باره این شخصیت بود.
بُعد پنجم: تأثیر منطقهای و بینالمللی
محور مقاومت: حزبالله تحت رهبری نصرالله، به پایگاه پیشروی "محور مقاومت" به رهبری ایران در جهان عرب تبدیل شد و نفوذ ایران را تا مرزهای شمالی اسرائیل گسترش داد. نقش حزبالله در حوادث سوریه از سال ۲۰۱۳، نقطه عطفی در این مسیر بود. تحلیلها نشان میدهد که حزبالله از ابتدا دلایل خود را برای ورود به سوریه از طریق سخنرانیها، اسناد و مصاحبههای رسانهای روشن کرد: "این نه دفاع از یک رژیم در برابر ملت خودش، بلکه مقابله با یک پروژه ژئوپلیتیکی بود که واشینگتن از آن حمایت میکرد، برخی کشورهای عربی خلیج فارس آن را تأمین مالی میکردند، شبکههای اطلاعاتی غرب در آن همکاری داشتند و دشمن اسرائیلی مشتاقانه از آن بهره میبرد." حزبالله بهای سنگینی با شهادت تعداد زیادی از نیروهایش پرداخت. اما به گفته تحلیلگران، این ورود "شتاب گروههای افراطی را در اوج قدرتشان شکست" و "زمان لازم را برای رسیدن حجم زیادی از تجهیزات، تجربه و توان بازدارندگی به لبنان و غزه فراهم کرد".
بازدارندگی در برابر اسرائیل: از طریق جنگ ۲۰۰۶ و تقابل نظامی مستمر، حزبالله ادراک امنیتی و دکترین نظامی اسرائیل را بازآرایی کرد. ویدئوی ۲۰۱۸ تأسیسات موشکی زیرزمینی و جمله صوتی نصرالله مبنی بر اینکه "اگر اسرائیل جنگی را بر لبنان تحمیل کند، اسرائیل با سرنوشت و واقعیتی روبرو خواهد شد که انتظارش را ندارد"، نشانههایی از بازدارندگی مستمر حزبالله است. حزبالله همچنین به برنامهریزی عملیات علیه اهداف اسرائیلی و صهیونیستی در آفریقا، آمریکا و آسیا متهم شده است.
افکار عمومی عرب: در جریان جنگ ۲۰۰۶، افکار عمومی عرب لقب "شوالیه عرب" (قهرمان عرب)را به نصرالله دادند. عباس خامهیار معتقد است نصرالله "واقعاً مردمیترین و عربیترین رهبر جهان عرب بود" و عنوان "رهبر جهان عرب"؛ "کمترین توصیف برای شخصیتی است که از مرزهای جغرافیایی و فرقهای فراتر رفت و دلها را فتح کرد."
جایگاه بینالمللی: حزبالله در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا، فرانسه، اسرائیل، شورای همکاری خلیج فارس، هلند و کانادا قرار دارد. اتحادیه اروپا، بریتانیا و استرالیا تنها شاخه نظامی حزبالله را در لیست تروریستی جای دادهاند. اتحادیه عرب نیز پیشتر حزبالله را در فهرست تروریستی قرار داده بود، اما دبیرکل آن "حسام زکی" در ژوئیه ۲۰۲۴ اعلام کرد که کشورهای عضو اکنون اجماع دارند که دیگر از واژه "تروریسم" برای توصیف حزبالله استفاده نکنند. همین هویت "رهبر مقاومت تحت تعقیب" بهطور پارادوکسیکال، روایت مشروعیت او را در چشم حامیانش تقویت کرده است.
الگوی حزباللهسازی: تجربه نصرالله به الگویی برای دیگر جنبشهای مقاومت در منطقه تبدیل شده است. ترکیب "مقاومت مسلحانه + مشارکت سیاسی + خدمات اجتماعی" که نصرالله آن را در لبنان نهادینه کرد، در یمن، عراق و فلسطین نیز الهامبخش بوده است. نصر الله با اعزام نیروهای آموزشی حزب الله به عراق، یمن، و سوریه نسل جدید انقلابیون منطقه ای را با مکتب جنگ نامتقارن آشنا کرد.
شهادت و پیامدهای آن
در5 مهر 1403 ( ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴)، اسرائیل حمله هوایی شدیدی به ضاحیه جنوبی بیروت انجام داد و با جنگندههای F-35 حدود 83 تن بمبهای نفوذگر و سنگر شکن ۲۰۰۰ پوندی جی بی یو و بمب های سمی و خفه کننده را بر مقر حزبالله و مرکز فرماندهی آن فرو ریخت. یک مقام عالی امنیتی حزبالله، "وفیق صفا"، بعدها فاش کرد که نصرالله در "اتاق عملیات جنگ" به شهادت رسید. وزارت بهداشت لبنان در آن زمان از شهادت ۶ نفر خبر داد. شهادت نصرالله، درگیریهای محدود چندماهه اسرائیل و حزبالله را به جنگی تمامعیار تبدیل کرد که حدود دو ماه ادامه یافت و سرانجام در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ آتشبس با میانجیگری آمریکا اجرا شد.
پس از شهادت نصرالله، "سید هاشم صفی الدین" جانشین وی شد اما با شهادت وی،"شیخ نعیم قاسم" بهسرعت بهعنوان پنجمین دبیرکل حزبالله انتخاب شد و هستههای اصلی سازمان بدون وقفه به کار خود ادامه دادند. ارزیابیهای اطلاعاتی خارجی نیز اذعان کردند که حزبالله پس از ضربات سنگین به لایه فرماندهی، همچنان توانایی عملیاتی خود را حفظ کرده است. با این حال، لینا خطیب تأکید میکند که شهادت نصرالله "آشکارکننده میزان آسیبپذیری سازمان" است و "حزبالله باید نشان دهد که میتواند بدون نصرالله نیز بهعنوان یک سازمان زنده بماند."
نتیجهگیری
کارنامه سیاسی سید حسن نصرالله بازتابنده ابعاد پیچیده جنبشهای اسلام سیاسی معاصر خاورمیانه است. پنج دستاورد کلیدی او را میتوان چنین برشمرد:
نخست، تبدیل حزبالله از یک سازمان مسلح صرف به "بازیگر ترکیبی" با توان نظامی، حضور پارلمانی و شبکه اجتماعی گسترده.
دوم، جایگزینی "جنگ تمامعیار ایدئولوژیک" با "جنگ فرسایشی محاسبهشده" که در آن حفظ وضع موجود و فرسایش دشمن بر پیروزی نهایی اولویت دارد.
سوم، نهادسازی سازمانی که اگرچه به نهادگرایی کامل نرسید، اما به حزبالله امکان داد پس از شهادت رهبرش به کار خود ادامه دهد.
چهارم، ساختن گفتمان مقاومت بر پایه مبانی کلامی امامیه و نظریه ولایت فقیه که به مقاومت، بُعدی قدسی و فراملی بخشید.
پنجم، تعریف نقش حزبالله بهعنوان گره کانونی "محور مقاومت" که نفوذ ایران را از خلیج فارس تا مدیترانه شرقی گسترش داد.
او از یک روحانی جوان ۳۲ ساله که در سال ۱۹۹۲ جانشین موسوی شد، تا "نماد مقاومت" که در سال ۲۰۲۴ در اتاق عملیات جنگ به شهادت رسید، در طول ۳۲ سال حزبالله را از یک "بازیگرحاشیهای" به "متغیر کانونی ژئوپلیتیک غرب آسیا" تبدیل کرد. از هر زاویهای بنگریم( سیاست داخلی لبنان، پویایی تقابل اسرائیل و حزبالله، یا راهبرد منطقهای ایران) میراث سیاسی و امنیتی نصرالله به شکلدهی به آرایش سیاسی غرب آسیا ادامه خواهد داد.
منابع
منابع فارسی و عربی:
- رادمهر، محسن. سید القائد: متن کامل سخنرانی سید حسن نصرالله پیرامون امام خامنه ای (مدظله العالی). قم: انتشارات زمزم هدایت، ۱۳۹۳.
- اسماعیلی، محمدمهدی. «حزب الله لبنان، توسعه عملی نظریه ولایت فقیه، با حل تعارض دوگانه امت – امامت با دولت – ملت.» فصلنامه علمی پژوهشهای انقلاب اسلامی، ۱۴۰۴.
- کربلایی پازوکی، علی، مهدی قانعی اردکان، و صالح حسنزاده. «تأثیر مبانی کلامی امامیه بر پیدایش حزب الله لبنان.» پژوهشگاه علوم و معارف اسلامی، ۱۳۹۸.
- خامهیار، عباس. «شهید سیدحسن نصرالله، معمار وحدت و نماد عقلانیت در جبهه مقاومت بود.» خبرگزاری مهر، ۱۴۰۴.
- رادیو تهران. «شهید سیدحسن نصرالله؛ سید مقاومت.»
- خبرگزاری صدا و سیما. «شهادت بزرگ مرد جبهه مقاومت.»
- پایداری ملی. «دبیرکل حزبالله لبنان: شهید سید عباس موسوی الگو بود.»
- ایمنا. «سید حسن نصرالله کیست؟+ سوابق».
انتهای پیام/م.ت/
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس