بولتن تحلیلی درباره آخرین تحولات فلسطین و جبهه مقاومت
مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین در گزارشی تحولات یک هفته اخیر مساله فلسطین و کشورهای محور مقاومت را مورد بررسی قرار داد.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، مشروح گزارش هفتگی مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین درباره تحولات فلسطین و جبهه مقاومت به شرح زیر است؛
الف- محور غزه و کرانه باختری:
توقف گفتگوهای مدیریت غزه در سایه کارزار انتخاباتی نتانیاهو؛ گرسنگی به مثابه سلاح راهبردی
خلاصه رویداد: گفتگوها درباره آینده مدیریت غزه بر اساس طرح آمریکا به دلیل نیاز انتخاباتی نتانیاهو کاملاً متوقف شده است.حملات هوایی و توپخانهای رژیم به مناطق مسکونی و چادرهای آوارگان شدت یافته و عملیاتهای هدفمند برای ربایش یا حذف فرماندهان مقاومت افزایش پیدا کرده است. حاصره شدید و محدودیتهای ورود کالا، گرسنگی فزاینده را به عنوان «سیاست مرگ خاموش» رژیم علیه غیرنظامیان غزه نهادینه ساخته است.آمریکا و انفعال جامعه جهانی، عملاً دست رژیم را برای توسعه جنایت در غزه باز گذاشتهاند.
تحلیل کلان: نتانیاهو با متوقف کردن گفتگوهای مدیریت غزه،در پی آن است که پرونده غزه را به ابزاری برای بسیج پایگاه راستگرای خود در آستانه انتخابات تبدیل کند.این توقف، نوعی ابتکار عمل برای تحمیل واقعیتهای جدید بر زمین است. ایجاد محدودیت ورود کالا و گرسنگی تعمدی؛ فراتر از بحران انسانی و طرحی برای فروپاشی تدریجی ساختار اجتماعی غزه و کاهش توانمندی گروههای فلسطینی در چانهزنی سیاسی است. فقدان مکانیسم بازدارنده بینالمللی (به ویژه از سوی آمریکا)، معادله را به نفع رژیم تغییر داده و آن را به تشدید عملیات نظامی و محاصره ترغیب کرده است.ربایش و ترور فرماندهان مقاومت، نشانگر راهبرد «ضربه به مغز تصمیمگیرنده» برای تضعیف ساختار فرماندهی و ایجاد هرجمرج است،اما تاکنون جایگزینی سریع نیروها، این راهبرد را با ناکارآمدی نسبی مواجه ساخته است.
جمعبندی راهبردی: غزه در شرایطی به سر میبرد که «اداره بحران» جای «حل سیاسی» را گرفته است؛ رژیم با بهرهگیری از پنجره زمانی انتخابات، تلاش دارد با تشدید فشار نظامی و اقتصادی، موازنه قدرت را به نفع خود تثبیت کند. تداوم سیاست گرسنگی بدون واکنش مؤثر جهانی، میتواند غزه را به سمت انفجار اجتماعی یا مهاجرت اجباری جمعیت سوق دهد که هر دو، پیامدهای امنیتی فرامنطقهای خواهند داشت. مقاومت با حفظ توان عملیاتی و بازسازی سریع ساختار خود، نشان داده که راهبرد حذف فیزیکی فرماندهان، راهگشای پایان بحران نخواهد بود.
پرسش کلیدی: آیا رژیم صهیونیستی با ادامه سیاست گرسنگی و توقف گفتگوهای سیاسی، به هدف تضعیف مقاومت دست خواهد یافت، یا این سیاست، مقاومت را به سمت تغییر شیوههای تقابل و طراحی معادلات بازدارنده جدید سوق خواهد داد؟
شدتیابی حملات به اردوگاها در کرانه باختری؛ پویایی مقاومت فردی در سایه سرکوب گسترده
خلاصه رویداد: رژیم صهیونیستی حملات به اردوگاههای فلسطینی دارای بیشترین ضریب مقاومت را به شکل بیسابقهای تشدید کرده و تخریب منازل به صورت هدفمند افزایش یافته است.بازداشتهای گسترده جوانان فلسطینی در نقاط مختلف کرانه باختری اجرا میشود.شهرک نشینان با حمایت مستقیم ارتش و پلیس، به روستاها و مزارع فلسطینیان یورش برده و با ضربوجرح، تخریب مزارع و باغات و آتشزدن خودروها و منازل، فضای ارعاب را تشدید میکنند.با وجود شدیدترین شرایط پلیسی و امنیتی، جوانان فلسطینی با عملیاتهای خودجوش (سلاح سرد، زیرگیری با خودرو) علیه اشغالگران، اراده مردمی برای مقابله را به نمایش میگذارند.
تحلیل کلان: تشدید حملات در کرانه باختری، نشاندهنده تغییر راهبرد رژیم به سمت مهار همهجانبه این منطقه، همزمان با تمرکز بر غزه است تا از شکلگیری جبهه مقاومت یکپارچه جلوگیری کند.حمایت همهجانبه ارتش از شهرکنشینان در یورش به روستاها، رویکرد رسمی اشغالگر برای تغییر سریع ترکیب جمعیتی و تصاحب اراضی کشاورزی با پوشش غیررسمی را آشکار میکند.در غیاب رهبری متمرکز نظامی، جوانان با عملیاتهای پراکنده اما تأثیرگذار (نظیر سلاح سرد و خودرو)، معادلات امنیتی اشغالگر را دچار اختلال کردهاند و نشان دادهاند که سرکوب گسترده، اراده مقاومت را نمیشکند. تخریب عمدی خانهها نه فقط پاسخی به عملیاتهای فردی، بلکه طرحی برای ایجاد مهاجرت اجباری و خلوتسازی مناطق راهبردی کرانه باختری از سکنه فلسطینی است.
جمعبندی راهبردی: کرانه باختری در حال تبدیل شدن به کانون جدید تنشهای گسترده است؛ رژیم با ابزار نظامی- شهرکنشینان به دنبال تغییر قطعی بافت جمعیتی و تضعیف هستههای مقاومت است. مقاومت خودجوش و نامتمرکز جوانان، اگرچه فاقد پشتیبانی سازمانیافته است، اما با هزینهزایی و افزایش بیمناکی اشغالگران، معادله امنیتی رژیم را با چالشی مزمن مواجه میکند. ادامه روند فعلی، ممکن است کرانه باختری را به کانون اقتباس از شیوههای مقاومت غزه (نظیر عملیاتهای استشهادی) مبدل کند که این امر، فشار دوطرفهای بر رژیم ایجاد خواهد کرد.
پرسش کلیدی: با توجه به ناتوانی رژیم در مهار مقاومت خودجوش فردی در کرانه باختری و تشدید حمایت از شهرکنشینان، آیا اشغالگر مجبور به بازتعریف راهبرد امنیتی خود در این محور خواهد شد، یا به سرکوب فزاینده و بسط شهرکسازی به عنوان تنها گزینه باقیمانده متوسل میشود؟
ب: محور عراق: خروج نیروها و خلع سلاح
سه هفته تا خروج آمریکا؛ عراق به دنبال پایان حضور ترکیه و خلع سلاح گروههای مسلح
خلاصه رویداد: بر اساس توافق نخستوزیر پیشین عراق با آمریکا، نیروهای آمریکایی باید طی سه هفته آینده از خاک این کشور خارج میشوند. دولت فعلی عراق فشار بر ترکیه را برای عقبنشینی از شمال عراق آغاز کرده است.برنامهریزی برای خلع سلاح همه گروههای مسلح، شامل کردهای مخالف ایران و ترکیه و همچنین گروههای مقاومت، در دستور کار قرار دارد.
تحلیل کلان: خروج آمریکا (در صورت تحقق) میتواند نقطه عطفی در بازتعریف حاکمیت عراق باشد، اما همزمانی آن با فشار بر ترکیه و گروههای مسلح، نشاندهنده اراده بغداد برای پایان دادن به حضور نظامی خارجی و محدود کردن بازیگران نیابتی است. این رویکرد با مخالفتهای جدی از سوی گروههای ذینفع (اعم از داخلی و خارجی) روبرو خواهد شد و اجرای آن به شدت به حمایت سیاسی و امنیتی داخلی وابسته است.جمعبندی راهبردی: عراق در آستانه تغییر پارادایم امنیتی خود قرار دارد؛ اما موفقیت در این مسیر مستلزم مدیریت همزمان فشارهای ترکیه، آمریکا، ایران و گروههای داخلی است. هرگونه لغزش در این فرایند، میتواند عراق را به صحنه مجدد تنشهای نیابتی تبدیل کند.
پرسش کلیدی: آیا دولت عراق توانایی مدیریت همزمان خروج آمریکا، عقبنشینی ترکیه و خلع سلاح گروهها را بدون بروز درگیری داخلی جدید خواهد داشت؟
ج: محور لبنان: مقاومت و جنایات صهیونیستی
حماسه چندماهه مقاومت در برابر بمبارانها؛ آوارگی یکسوم شیعیان جنوب لبنان
خلاصه رویداد: دشمن صهیونیستی اعلام کرده که تهدید «علی الطاهر» مهار شده، اما مقاومت حزبالله برای چندین ماه در برابر بمباران روزانه دوام آورده است. تخریب کامل شهرها و روستاهای اشغالی جنوب لبنان توسط ارتش اسرائیل به منظور جلوگیری از بازگشت ساکنان. حمله به بیمارستان نبطیه و ادارات دولتی این شهر به عنوان نمونهای از جنایات جنگی بدون واکنش جدی جهانی. آوارگی حداقل یکسوم شیعیان جنوب (حدود ۴۳۰ هزار نفر) و پراکندگی آنان در مدارس و خیابانها با سرنوشتی نامعلوم در آستانه سال تحصیلی جدید.
تحلیل کلان: دوام چندماهه مقاومت در برابر بمبارانهای روزانه، شکاف عمیقی در توانمندی ارتش اسرائیل برای پیروزی سریع نشان میدهد. از سوی دیگر، سیاست تخریب زیرساختها و ایجاد آوارگی جمعی،ماهیت پروژهای تغییر جمعیتی (مهاجرت اجباری) را آشکار میسازد که با سکوت جامعه جهانی، به جنایتی سازمانیافته تبدیل شده است. هماهنگی میان دولتمردان لبنان و اسرائیل در تشویق به مهاجرت شیعیان، ابعاد سیاسی این بحران را پیچیدهتر میکند.
جمعبندی راهبردی: مقاومت حزبالله با وجود خسارتهای سنگین،توانسته همچنان توان نظامی خود را حفظ کند؛اما هزینه انسانی و زیرساختی بسیار بالاست.اگر آوارگی جمعی تداوم یابد،لبنان با زلزلهای جمعیتی و سیاسی مواجه خواهد شد که میتواند ساختار آینده این کشور را برای دههها تغییر دهد.
پرسش کلیدی: آیا جامعه جهانی نسبت به جنایات جنگی آشکار در لبنان موضعی عملی خواهد گرفت یا سکوت فعلی، اسرائیل را برای تشدید پروژه تغییر جمعیتی ترغیب خواهد کرد؟
ه- محور یمن: پیشروی انصارالله
دومین هفته متوالی حملات گسترده؛ انصارالله در آستانه تسلط کامل بر بابالمندب
خلاصه رویداد: حملات موشکی و زمینی انصارالله به تجمعات مزدوران جنوبی و سعودی برای دومین هفته پیاپی ادامه دارد.غنیمتگیری گسترده از امکانات نظامی دشمن و پیشروی در ساحل جنوبی به سمت بندر مخا. تقویت حوزه سلطه بر بابالمندب و پیشروی در غرب و شرق شهر تعز و آزادسازی چندین ارتفاع کلیدی.حمله موشکی به چندین فرودگاه و تأسیسات نفتی و پالایشگاهی در آرامکو که به کاهش شدید ارزش سهام این شرکت انجامید.
تحلیل کلان: انصارالله با ترکیب حملات موشکی دوربرد و پیشروی زمینی، هم قدرت نظامی خود را به رخ کشیده و هم اقتصاد عربستان را هدف قرار داده است.تسلط بر بابالمندب به معنای کنترل یکی از حیاتیترین تنگههای جهان است که میتواند بر قیمت انرژی و امنیت دریایی بینالمللی تأثیر بگذارد. همزمانی این موفقیتها با تضعیف سهام آرامکو، نشان از هماهنگی عملیاتهای نظامی و اقتصادی دارد.
جمعبندی راهبردی: انصارالله در حال تبدیل شدن به بازیگری فرامنطقهای است که نه تنها معادلات یمن، بلکه توازن انرژی در جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.این موفقیتها، ائتلاف سعودی را در موقعیت انفعالی قرار داده و احتمال تغییر موازنه به نفع محور مقاومت در جنوب غرب آسیا را افزایش میدهد.
پرسش کلیدی: با توجه به پیشرویهای انصارالله و حملات به تأسیسات آرامکو، آیا عربستان به بازنگری در استراتژی خود در یمن وادار خواهد شد یا دست به مقابلهای گستردهتر خواهد زد؟
و: محور ایران: تغییر دکترین نظامی
گذار از دفاع به تهاجم؛ حمله به ناوهای دشمن، محور جدید راهبرد نظامی ایران
خلاصه رویداد: راهبرد نظامی ایران از حالت دفاعی به تهاجمی تغییر یافته است. حمله به ناوهای دشمن به عنوان یکی از مهمترین شاخصهای این دکترین جدید مطرح شده است. هدف اصلی این تغییر، ایجاد خلل در معادلات نظامی دشمن و باز کردن حلقه محاصره از طریق دور کردن نیروهای مهاجم اعلام شده است. همزمان، دشمن با موج جدید حملات به نفتکشهای ایرانی، تلاش دارد ابزارهای صادراتی نفت را از بین ببرد و معادله «نفتکش در برابر نفتکش» را برقرار کند.
تحلیل کلان: تغییر دکترین ایران، عبور از راهبرد بازدارندگی صرف و ورود به فاز تهدید فعال در دریا محسوب میشود.این رویکرد نه تنها معادلات نظامی منطقه را دستخوش تحول میکند، بلکه پیام روشنی به بازیگران فرامنطقهای دارد که هزینههای مداخله نظامی افزایش یافته است.
در مقابل، تشدید حملات به نفتکشهای ایرانی نشان از ناتوانی دشمن در مهار راهبردی ایران و روی آوردن به جنگ اقتصادی است که خود میتواند تنشها را به اقیانوسهای آزاد بکشاند.
جمعبندی راهبردی: ایران با تغییر دکترین خود، ابتکار عمل را تا حدی به دست گرفته، اما این راهبرد نیازمند پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی پایدار است. همزمانی این تغییر با فشار بر صادرات نفت، جنگ را به عرصهای ترکیبی (نظامی-اقتصادی) تبدیل کرده که در آن توازن قوا با سرعت بیشتری دستخوش دگرگونی میشود.
پرسش کلیدی: آیا دشمن حاضر است در برابر تهدید جدید ایران، هزینههای دریایی بیشتری را بپذیرد یا به سمت مذاکره با قدرت بازدارندگی تازهتأسیس ایران سوق پیدا خواهد کرد؟
ز: محور رژیم صهیونیستی: جنایات و گفتمان انتخاباتی
مسابقه خونریزی؛ گفتمان انتخاباتی اسرائیل مبتنی بر کشتار بیشتر
خلاصه رویداد: دولت نتانیاهو با افزایش تجاوز و کشتار در غزه و لبنان، تلاش دارد با ریختن خون جوامع دیگر، آرای انتخاباتی خود را افزایش دهد.گفتمان انتخاباتی اسرائیل به مزایدهای میان گروهها و احزاب تبدیل شده که بر اساس آن،هر کسی وعده کشتار بیشتر و تأمین امنیت درازمدت را بدهد،پیروز میدان است.گرایشات جنایتکارانه جامعه صهیونیستی در گسترش سرزمینی و بسط سلطه بر کرانه باختری، جنوب لبنان و جنوب سوریه به عنوان یک الگوی ساختاری معرفی شده است.
تحلیل کلان: ارتباط مستقیم میان شدت خشونت و موفقیت انتخاباتی در اسرائیل، نشاندهنده نهادینه شدن خشونت در نظام سیاسی این کشور است. این پدیده نه تنها راهکاری برای امنیت پایدار ارائه نمیدهد، بلکه چرخه خشونت را تقویت کرده و بحران را به نسلهای بعد منتقل میسازد. چنین گفتمانی، اسرائیل را در انزوا و تقابل دائم با همسایگان نگه میدارد و هرگونه چشمانداز صلح را به تأخیر میاندازد. سیاست «کشتار برای رأی» به یک هنجار در نظام انتخاباتی اسرائیل تبدیل شده که نه تنها به ثبات داخلی این رژیم آسیب میزند، بلکه منطقه را به سمت تشدید بیپایان خشونت سوق میدهد. در چنین فضایی، فشار بینالمللی تنها راهکار مهار این روند به نظر میرسد.
پرسش کلیدی: با توجه به نهادینه شدن خشونت در گفتمان انتخاباتی اسرائیل، آیا هیچ عامل بازدارندهای (داخلی یا بینالمللی) میتواند این چرخه را متوقف کند یا منطقه به سمت جنگهای طولانیمدت و بیفرجام پیش میرود؟
انتهای پیام/م.ت
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس