متن کامل سخنرانی خالد قدومی در نشست تبیینی و خبری آخرین تحولات فلسطین
حماس همچنان به گزینه جهاد و مقاومت پایبندی قاطع دارد/ موضوع اصلی دیدارهای قاهره، اجرای مرحله دوم آتش بس است/ رژیم صهیونیستی به هیچ یک از مفاد آتش بس پایبند نبوده است
نماینده حماس در تهران در نشست تبیینی و خبری آخرین تحولات فلسطین تاکید کرد تا زمانی که اشغالگری وجود داشته باشد، سلاح مقاومت در فلسطین نیز وجود خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری قدس (قدسنا)، متن کامل سخنرانی خالد قدومی نماینده حماس در تهران که عصر امروز به همت جمعیت دفاع از ملت فلسطین و با همکاری خبرگزاری قدس در تهران برگزار شد، به صورت یادداشت به شرح زیر است:
محورهای بحث
۱. انتخاب دکتر خلیل الحیه به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس
• نهادینه بودن و تداوم ساختار جنبش
• تأکید بر عنوان و ویژگیهای این مرحله از طریق انتخاب شخصیتی از غزه
• وهم و تصور دشمن مبنی بر اینکه ترور رهبران میتواند ما را از مسیرمان منحرف کند
• مسئولیت بزرگ و مستمر در قبال ملت خود
• ضرورت ایفای نقش واقعی میانجیها در توانمندسازی ملت فلسطین
خط و موضع اصولی
سلاح یکی از ابزارهای مشروع مقاومت ملتهایی است که تحت اشغال قرار دارند. میان اشغال و مقاومت رابطهای مستقیم و علّی وجود دارد؛ تا زمانی که نیروی اشغالگر وجود دارد، مقاومت نیز وجود خواهد داشت و از همه ابزارهای ممکن، در رأس آنها سلاح، استفاده خواهد کرد.
در اینجا یک پرسش اساسی مطرح میشود: چرا جهان باید تنها نیرویی را تحمل کند که در برابر اراده جامعه بینالمللی سرکشی میکند و تنها نیروی اشغالگری است که پس از پایان عصر استعمار همچنان باقی مانده است؛ یعنی اشغالگری اسرائیل؟
چرا از فلسطینی، که قربانی است، درباره سلاحش پرسش میشود، اما اشغالگری پایان نمییابد؛ در حالی که خود اشغال علت اصلی ناامنی و بیثباتی، هم در سطح منطقه و هم در سطح جهان است؟ این تنها سخن ما در حماس یا فلسطین نیست؛ امروز جوانان در اروپا و در سراسر جهان، در پنج قاره، همین سخن را مطرح میکنند.
بنابراین، این یک خط روشن و اساسی است که نباید مورد دستکاری قرار گیرد: مقاومت حق دارد با تمام امکانات خود در برابر نیروهای اشغالگر مقاومت کند و سلاح در رأس این ابزارها قرار دارد.
اما در سطح واقعگرایی سیاسی، ترامپ طرحی را مطرح کرد که بر پایه آتشبس و پایان دادن به جنگ نسلکشی علیه ملت ما در غزه استوار بود. ما با این طرح برخوردی مثبت داشتیم، به یک دلیل ساده و روشن: نقطه مشترک، توقف نسلکشی و پایان دادن به جنگ جنایتکارانه علیه ملت ما در غزه بود.
این توافق دارای دو عنوان و دو بخش اصلی بود:
1. یک بخش دوجانبه میان حماس و رژیم صهیونیستی.
2. یک بخش مربوط به راهبرد، راهحل سیاسی و همه فلسطینی ها وهمه گروهای فلسطینی نه فقط حماس.
بخش نخست، عملاً به عنوان مرحله اول شکل گرفت و شامل موضوعات و شروطی کاملاً روشن بود:
نخست: آتشبس
آتشبسی که درباره آن توافق شده بود، در عمل محقق نشد. از زمان اعلام اجرای آتشبس در اکتبر گذشته، بیش از ۱۲۰۰ نفر از مردم ما به شهادت رسیدهاند.
تنها در دو هفته گذشته، بیش از ۳۳ نفر شهید و ۱۴۱ نفر زخمی شدهاند که بیشتر آنها زنان، کودکان و سالمندان هستند. همچنین بیش از ۱۲ نفر بازداشت شدهاند.
نقضهای نظامی نیز همچنان ادامه دارد؛ بهگونهای که روزانه بیش از ۱۶ مورد نقض ثبت میشود. این موارد شامل پیشروی و نفوذ خودروهای نظامی، بمباران خانهها در سراسر نوار غزه از شمال تا جنوب، بازداشت شهروندان، گلولهباران توپخانهای و عملیات ترور است.
دوم: کمکها و کالاها
بر اساس توافق، قرار بود روزانه ۶۰۰ کامیون مواد غذایی و پزشکی و همچنین ۵۰ کامیون سوخت وارد غزه شود.
اما در عمل، میزان ورود کمکها بهطور متوسط حتی به ۳۰ درصد رقم توافقشده نیز نرسیده است. افزون بر این، قرار بود ورود ۶۰۰ کامیون بهتدریج افزایش یابد و به ۱۵۰۰ کامیون در روز برسد.
اما هیچیک از این موارد محقق نشد. آنچه وارد شده، از ۲۹۷ کامیون فراتر نرفته است که از این تعداد، ۱۶۲ کامیون تجاری و تنها ۱۰ کامیون حامل سوخت بودهاند.
سوم: گذرگاه
منظور من در اینجا گذرگاه رفح است؛ گذرگاهی که متأسفانه توسط اشغالگران تخریب شد. سپس اسرائیل از سمت مرزهای مصر آن را به اشغال خود درآورد و گذرگاه موقت دیگری ایجاد کرد و از این طریق وضعیتی تحمیلی را بر زندگی مردم حاکم ساخت.
در چهارده روز گذشته، چهار روز به دلیل تعطیلات شنبه و یکشنبه عملاً تعطیل بوده و چهار روز دیگر نیز گذرگاه بهطور کامل بسته شده است.
حتی در روزهایی که گذرگاه باز است، به شکل عادی فعالیت نمیکند؛ تعداد افرادی که اجازه ورود و خروج دارند کاهش مییابد، با مجروحان و بیماران بدرفتاری میشود و کسانی که قصد بازگشت دارند نیز تهدید میشوند.
چهارم: گمراه کردن میانجیها و جهان
افزون بر همه این موارد، از طریق ارسال اطلاعات نادرست و ارائه ارزیابیهای غلط، میانجیها و افکار عمومی جهان نیز گمراه میشوند.
پنجم: عدم عقبنشینی اشغالگران
دشمن صهیونیستی به شرق خط زرد عقبنشینی نکرد، بلکه نیروهایش به سمت غرب و در جهت دریا پیشروی کردند و منطقهای را که بیش از ۳۰ درصد مساحت نوار غزه نیست، باقی گذاشتند؛ منطقهای که بیش از ۲.۲ میلیون انسان در شرایط بسیار دشوار انسانی در آن متراکم شدهاند.
ششم: کمیته ملی فلسطین
به کمیته ملی فلسطین، که برادران ما در مصر آن را پیشنهاد کردند و همه طرفهای فلسطینی، میانجیها و طرف آمریکایی نیز با آن موافقت کردند، اجازه ورود به غزه داده نشد.
این کمیته چندین نشست با گروههای فلسطینی و همچنین با آقای ملادینوف در قاهره برگزار کرد، اما نتیجه آن، به تعبیر روشن، صفر بود.
به این کمیته اجازه داده نشد وارد غزه شود، در حالی که مأموریت آن اداره وضعیت انسانی در غزه و پیگیری بازسازی بود.
به همین دلیل، رئیس کمیته اضطراری در غزه، استاد ثوابته، استعفای خود را ارائه کرد تا هیچ بهانهای در دست اشغالگران باقی نماند.
از دیگر وظایف این کمیته، آمادهسازی برای برگزاری انتخابات ملی با مشارکت همه فلسطینیان بود. اما اشغالگران اجازه اجرای هیچیک از این امور را ندادند.
نتیجه چیست؟
در هیچیک از موضوعات یادشده، اساساً سخنی از سلاح مطرح نبود؛ زیرا این بخش از توافق مربوط به توقف جنگ نسلکشی، برقراری آتشبس و توافق دوجانبه بود و اجرای آن شرط ورود به مرحله دوم به شمار میرفت.
اما نتیجه این است که هیچیک از این تعهدات محقق نشده است.
پس چرا امروز درباره موضوعاتی که مربوط به مرحله دوم است، پرسش میشود؟
این، فارغ از محتوای توافق و هر آنچه در آن آمده باشد، با منطق سازگار نیست.
مرحله دوم و مسئلهای که به همه فلسطینیان مربوط است
ما در حماس، به دلیل مسئولیتی که در قبال ملت خود بر دوش گرفتهایم، با پیشنهادی متفاوت و مبتنی بر تفکر خارج از چارچوبهای معمول نزد میانجیها رفتیم.
این پیشنهاد تنها بر یک اصل استوار بود: مصلحت، امنیت و زندگی کریمانی ملت ما در غزه.
آنها گفتند: خلع سلاح.
پاسخ ما روشن بود: این پرسشی نیست که تنها حماس بتواند به آن پاسخ دهد و درباره آن تصمیم بگیرد. این مسئلهای است که باید همه فلسطینیان درباره آن تصمیم بگیرند. این یک موضوع ملی است و میتواند میان خود فلسطینیان مورد بحث و بررسی قرار گیرد. بر این اساس، ابتدا باید فلسطینیان در ایجاد نهادها و ابزارهای سیاسی خود توانمند شوند تا بتوانند درباره هر موضوعی که به محتوای سیاسی مربوط میشود، از جمله تعیین سرنوشت« دولت، انتخابات، امنیت و سلاح، گفتوگو و تصمیمگیری کنند.
از همین جا بحث سلاح سنگین و سبک، بحث ذخیرهسازی، جمعآوری و مسائل مشابه آغاز شد.
اما این همه، به دو دلیل، اساساً معنای چندانی ندارد.
دلیل اول: طراح توافق خود به اصولی که تعیین کرده و همه طرفها با آن موافقت کردهاند، پایبند نیست.
بلکه فراتر از آن، آقای ملادینوف در بسیاری از موارد نه بر اساس توافق، بلکه بر اساس آنچه پیش از ورود به نشست با گروههای فلسطینی با نتانیاهو توافق میکند، سخن میگوید.
دلیل دوم: تکبر، سرکشی و گستاخی جنایتکاران و افراطیهای طرف اسرائیلی است . ما در برابر رهبری راستگرای افراطی قرار داریم که نهتنها صلح نمیخواهد، بلکه حتی حق حیات را نیز برای فلسطینی به رسمیت نمیشناسد؛ چه رسد به اینکه برای او موجودیت سیاسی یا حقوق سیاسی قائل باشد.
پس چگونه ما فلسطینیان میتوانیم وارد هر نوع از آنچه «مذاکره» نامیده میشود، شویم، در حالی که صاحب این پیشنهاد، یعنی آقای ترامپ، حتی قادر نیست طرف اسرائیلی را برای پایبندی به بندهای توافق تحت فشار قرار دهد؟
و چگونه میتوان درباره مذاکره سخن گفت، در حالی که طرف اسرائیلی با کمال گستاخی اعلام میکند چیزی به نام فلسطین وجود ندارد و هیچ دولت فلسطینی نیز وجود نخواهد داشت؟
جمعبندی درباره مسئله سلاح
موضع اصولی جنبشهای مقاومت در طول تاریخ بشریت این بوده است که سلاح بخشی از مبارزه علیه دشمنان و نیروهای اشغالگر است.
به همین دلیل، هیچ جنبش مقاومتی، صرفنظر از دین یا قومیت آن، سلاح خود را به عنوان پیششرط کنار نگذاشته است.
بلکه در بسیاری از موارد، پس از استقلال و به دست آوردن حقوق و بیرون راندن اشغالگران، سلاح مقاومت به بخشی از ترتیبات دولت جدید تبدیل شده است.
پس چرا جهان این قاعده و این تجربه تاریخی و انسانی را در مورد فلسطین نمیبیند؟
چرا چیزی که در طول تاریخ برای دیگر ملتها پذیرفته شده است، برای فلسطینی، یعنی قربانیای که نزدیک به یک قرن زیر اشغال زندگی میکند، پذیرفته نمیشود؟
دیدارهای امروز در قاهره
امروز یک هیئت بلندپایه از رهبری جنبش حماس، به ریاست دکتر خلیل الحیه، با رهبری مصر در قاهره دیدار میکند. موضوع اصلی این دیدارها، اجرای مرحله دوم توافق آتشبس است؛ در حالی که تا این لحظه، حتی مرحله نخست این توافق نیز بهطور کامل اجرا نشده است.
باید دید این دیدارها و گفتوگوها به چه نتیجهای خواهد رسید.
۵. آخرین تحولات در حوزه کرانه باختری
برای اینکه بتوانیم واقعیت موجود در کرانه باختری را بهدرستی درک کنیم، لازم است به چند عنوان اساسی اشاره کنیم:
الف. آنچه امروز در کرانه باختری و قدس در حال وقوع است، امری بیسابقه است. این وضعیت نه یک حادثه موقت و گذراست و نه صرفاً به حضور یک وزیر دیوانه یا افراطی در دولت نتانیاهو مربوط میشود.
ب. دکترین سیاسی و امنیتی نتانیاهو از سال ۱۹۹۴ بر این مبنا استوار بوده است که ابتدا واقعیتهای جدیدی را در میدان ایجاد کند و سپس برای آنها مبنای حقوقی بتراشد؛ بهگونهای که امکان عقبنشینی از آنها وجود نداشته باشد. بر همین اساس، او مبانی و مراجع حقوق بینالملل را نادیده میگیرد و همزمان واقعیتهای جدیدی را تحمیل میکند که در خدمت دستورکار توسعهطلبانه و جنایتکارانه اوست.
ج. تثبیت شهرکسازی در مناطق و مجتمعهای بزرگ، بهگونهای که شهرکها به قلعههایی امنیتی و در عین حال برخوردار از چارچوب و مشروعیت قانونی تبدیل شوند.
د. تغییر واقعیت جمعیتی در کرانه باختری، با هدف ایجاد برتری عددی یهودیان نسبت به حضور عربی، و همچنین تقویت و ایجاد شهرکهای مستقل در وسیعترین مساحت جغرافیایی ممکن. امروز بیش از ۷۷۰ هزار شهرکنشین در کرانه باختری حضور دارند و برنامهریزی شده است که این تعداد تا سال ۲۰۵۰ به یک میلیون نفر برسد.
هـ. تشدید «تروریسم یهودی»: گزارشها از حملات سازمانیافته و گسترده «جوانان تپهها» و شهرکنشینان، با حمایت یا چشمپوشی ارتش اسرائیل، حکایت دارد. این حملات شامل آتش زدن اموال، تخریب محصولات کشاورزی و تلاش برای تحکیم سلطه شهرکنشینان بر اراضی کشاورزی.
و. پوشش امنیتی و یورشهای مستمر: نیروهای ارتش اسرائیل به شهرها و روستاهای کرانه باختری، از جمله یعبد، قلقیلیه، بیت فُریک، قریوت و المغیر، نفوذ کرده و به آنها یورش بردهاند. این اقدامات همزمان با فعال کردن سازوکارهای فشار و محدودیتهای اقتصادی علیه شهروندان فلسطینی صورت میگیرد.
ز. قدس: بنگویر همچنان به یورشهای متعدد خود ادامه میدهد؛ اقداماتی که در واقع به چالش کشیدن همه مسلمانان و مسیحیان جهان است. او از مسیر قانونی نیز در جهت تحمیل تقسیم زمانی و مکانی مسجدالاقصی حرکت میکند و همزمان به دنبال تغییر ساختار جمعیتی و جغرافیایی شهر قدس است. البته همه این اقدامات در سکوتی عجیب و حتی بیشتر از گذشته، در جهان اسلام ادامه دارد.
۶. اختلافات و شکافها در رژیم صهیونیستی
نخست: پرونده سیاسی و انتخاباتی داخلی اسرائیل
۱. انتخابات مقدماتی حزب لیکود
رأیگیری حضوری حدود ۱۴۰ تا ۱۴۲ هزار عضو حزب لیکود برای انتخاب فهرست نامزدهای حزب در انتخابات آینده کنست آغاز شده است.
در داخل حزب، کشمکشها و تحرکات مختلفی جریان دارد. مهمترین مسئله، نگرانی نتانیاهو از آن است که چهرههایی که او آنها را «افراطی» میداند، مانند تالی گوتلیب، در صدر فهرست قرار بگیرند؛ مسئلهای که میتواند به زیان نتانیاهو تمام شده و به تشدید گرایشهای افراطی منجر شود.
در همین چارچوب، نتانیاهو اقداماتی برای مداخله و بازآرایی فهرست انجام داده است؛ از جمله اختصاص دادن کرسیهایی برای وزیران ارشد، مانند یسرائیل کاتس، حاییم کاتس و جدعون ساعر، و تضمین جایگاه آنها با هدف کنترل شکل نهایی فهرست انتخاباتی.
۲. قطبیشدن حزبی و گفتمان سیاسی
اظهارات نتانیاهو و دیگر رهبران، از جمله اوفیر کاتس، رئیس ائتلاف، بر اصرار بر مخالفت با تشکیل دولت فلسطینی و حمله به گزینههای مخالفان تأکید دارد.
همچنین بر ادامه اجرای قوانین و اصلاحات قضایی پس از انتخابات تأکید میشود.
۳. بحران درونی حزب
گزارشها حاکی از آن است که بیش از نیمی از اعضای حزب از آن جدا شدهاند و این احتمال وجود دارد که حزب لیکود در آینده به یک حزب حاشیهای تبدیل شود.
۴. نظرسنجیها و جایگاه نتانیاهو
نظرسنجیها، هرچند با اختلافی اندک، گرایش بیشتری به سمت آیزنکوت نشان میدهند.
در عین حال، نتانیاهو همچنان از جایگاه محوری در جمع کردن احزاب مختلف با گرایشهای ایدئولوژیک متفاوت برخوردار است؛ هرچند به نظر میرسد نتانیاهو دیگر برای افکار عمومی اسرائیل چهرهای قانعکننده و اقناعکننده نیست.
دوم: تهدیدهای امنیتی
در جلسه پایانی کنفرانس مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، مجری از تامیر هایمن، رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل و رئیس این مؤسسه، پرسید:
"اگر همه تهدیدهایی را که امروز درباره آنها بحث کردیم در نظر بگیریم و بخواهیم سطح هشدار را تنها درباره یک تهدید افزایش دهیم، به نظر شما خطرناکترین تهدید کدام است؟"
تامیر هایمن در پاسخ گفت: از نظر من، بزرگترین خطر، رابطه ویژه اسرائیل با ایالات متحده است.
او ادامه داد: ما بهتدریج حمایت سنتی و حزبی از اسرائیل در داخل ایالات متحده را از دست میدهیم و شاید حتی بخشی از حمایت جامعه یهودیان آمریکا را نیز از دست داده باشیم.
هر تهدیدی که امروز درباره آن صحبت کردیم، اسرائیل بدون ایالات متحده قادر به مقابله با آن نخواهد بود؛ نه تهدید هستهای ایران، نه مسئله فلسطین و نه هیچ بحران بینالمللی دیگری".
"اگر این پروندهها به مسائل بینالمللی تبدیل شوند، همانگونه که امروز در نیویورک و در مجامع بینالمللی شاهد آن هستیم، با مشکلات بسیار دشواری مواجه خواهیم شد".
"به پدیده مهاجرت نخبگان نگاه کنید. به تحریم و بایکوت خاموشی که دانشگاههای اسرائیل بهتدریج با آن مواجه میشوند، نگاه کنید."
"همه اینها با جایگاه بینالمللی اسرائیل، روابط دیپلماتیک آن و حمایت آمریکا ارتباط دارد".
"ما در قلب ساختار امنیتی و فناوری خود به ایالات متحده وابسته هستیم. اگر این ارتباط تضعیف شود، ممکن است نخستین قطعه دومینو باشد که سقوط میکند و در نتیجه، مقابله با سایر تهدیدها نیز دشوارتر خواهد شد".
"هر یک از این تهدیدها بهتنهایی یک تهدید موجودیتی نیست؛ اما اگر همه آنها در کنار یکدیگر قرار گیرند، آن هم در شرایطی که حمایت آمریکا در حال کاهش است، میتوانند وضعیتی بسیار خطرناک ایجاد کنند.»
۷. وضعیت اسرا
گزارش مفصلی درباره وضعیت اسرا وجود دارد که آن را در اختیار برادران عزیز در جمعیت قرار خواهم داد. اما بهطور کلی، ما در برابر مرحلهای تاریخی و بیسابقه از جنایتهای صهیونیستی قرار داریم؛ بهویژه جنایتهایی که علیه قهرمانان ما در زندانهای اشغالگران اعمال میشود.
سرکوب و شکنجه، استفاده از گلولههای پلاستیکی و گاز فلفل، یورش به اتاقهای زندانیان، حبس انفرادی و تعرضهای جنسی؛ و افزون بر همه اینها، تلاش برای قانونی جلوه دادن شکنجه و حتی کشتن اسرا، تحت عنوان آنچه «قانون مبارز غیرقانونی» نامیده میشود؛ قانونی که در حقیقت چیزی جز ادامه بازداشت اداری نیست و بهموجب آن، افراد بدون تفهیم هیچ اتهامی، یا بر اساس اتهامهای امنیتی ساختگی، در بازداشت نگه داشته میشوند.
امروز بیش از ۹۴۰۰ اسیر فلسطینی در زندانهای اشغالگران به سر میبرند که در میان آنها ۳۷۰ کودک و ۹۲ زن اسیر حضور دارند؛ زنانی که شماری از آنها باردار هستند.
۱۳۵۸ نفر از اسرا نیز از نوار غزه هستند که، همانگونه که اشاره کردم، تحت عنوان «مبارزان غیرقانونی» طبقهبندی شدهاند و هیچکس از سرنوشت و وضعیت آنها اطلاعی ندارد.
به خانوادهها و نزدیکان این اسرا نهتنها اجازه ملاقات داده نمیشود، بلکه حتی از دریافت هرگونه اطلاعات درباره وضعیت عزیزانشان نیز محروم هستند.
بازداشتگاه «سدی تیمان» که در اصل یک پایگاه نظامی در صحرای نقب بود و به زندان تبدیل شده است، یکی از تاریکترین نمونههای این وضعیت است؛ بازداشتگاهی که کسی از آن اطلاع دقیقی ندارد و به «گوانتاناموی اسرائیل» معروف شده است.
و با وجود آنکه ما در توافق آتشبس، سازوکار مبادله اسرا را محترم شمردیم و همه اسرا را بازگرداندیم، اشغالگران صهیونیست همچنان به کشتار و شکنجه ادامه میدهند و جهان همچنان شاهد این جنایتهاست و سکوت میکند.
انتهای پیام/24
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس