نکبت فلسطین: جنایتی مستمر که مشمول مرور زمان نمیشود
نکبت فلسطین دیگر صرفاً یک خاطره تاریخی نیست که فلسطینیها هر سال آن را به یاد آورند، بلکه واقعیتی زنده است که هر روز در قالبهای مختلفی از کشتار، آوارگی و شهرکسازی تکرار میشود.
خبرگزاری قدس (قدسنا)؛ گروه گزارش و تحقیق
در چهاردهم ماه مه هر سال، فلسطینیها تنها برای بازخوانی گذشته نمیایستند، بلکه حال را نیز مرور میکنند؛ زیرا نکبت رویدادی نبود که در سال ۱۹۴۸ پایان یافته باشد، بلکه به نظامی مستمر از ریشهکنسازی و سلطه تبدیل شده است.
هفتاد و هشت سال پیش، فلسطین تاریخی حدود ۱.۴ میلیون فلسطینی را در بیش از ۱۳۰۰ شهر و روستا در خود جای داده بود. اما تنها در چند ماه از سال ۱۹۴۸، نزدیک به ۹۵۷ هزار فلسطینی به اجبار از خانه و سرزمین خود رانده شدند؛ یعنی حدود دو سوم ملت فلسطین در آن زمان. همچنین ۷۷۴ شهر و روستا به دست گروههای صهیونیستی سقوط کرد و ۵۳۱ مورد از آنها به طور کامل ویران شد، در حالی که بیش از ۷۰ قتلعام رخ داد که به شهادت بیش از ۱۵ هزار فلسطینی انجامید.
این کوچ اجباری، آنگونه که روایت صهیونیستی تلاش میکند نشان دهد، مهاجرتی داوطلبانه نبود؛ بلکه یک پروژه سازمانیافته پاکسازی قومی بود که هدف آن ریشهکن کردن یک ملت از سرزمینش بود. مورخ اسرائیلی، ایلان پاپه، این رویداد را «بزرگترین عملیات پاکسازی قومی در خاورمیانه در قرن بیستم» توصیف کرده است.
اما فاجعه فلسطین در مرزهای سال ۱۹۴۸ متوقف نشد. با گذشت دههها، نکبت به واقعیتی دائمی تبدیل شد که هر روز در سرزمینهای اشغالی تجدید میشود.
امروز، پس از گذشت هفتاد و هشت سال، فلسطینیها فصلهای تازهای از نکبت را تجربه میکنند؛ بهویژه در نوار غزه که از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به یکی از خونینترین صحنههای جنگ در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. برآوردها تا بهار ۲۰۲۶ نشان میدهد که بیش از ۷۲ هزار فلسطینی به شهادت رسیده و بیش از ۱۷۲ هزار نفر زخمی شدهاند، در حالی که حدود دو میلیون نفر از مجموع ۲.۲ میلیون ساکن غزه آواره شدهاند.
فاجعه تنها به تلفات انسانی محدود نمانده است. بیش از ۱۹۸ هزار ساختمان آسیب دیده و بیش از ۱۰۲ هزار ساختمان به طور کامل ویران شدهاند، در حالی که دهها هزار کودک یا زیر بمباران جان باختهاند یا قربانی شرایط فاجعهبار انسانی شدهاند. با فروپاشی زیرساختها، گسترش بیماریها و کمبود آب و سوخت، بسیاری از ناظران غزه را بزرگترین فاجعه انسانی عصر معاصر توصیف میکنند.
در کرانه باختری نیز وضعیت دست کمی از غزه ندارد. از سال ۲۰۲۵، این منطقه شاهد بزرگترین موج آوارگی از زمان جنگ ۱۹۶۷ بوده است؛ بهگونهای که حدود ۴۰ هزار فلسطینی مجبور به ترک خانههای خود شدهاند؛ بیشتر آنها از اردوگاههای جنین، نور شمس و طولکرم. همچنین حملات شهرکنشینان به شکلی بیسابقه افزایش یافته و بالاترین میزان آسیب به فلسطینیها در دو دهه اخیر ثبت شده است.
در کنار این تحولات، شهرکسازی اسرائیل با سرعتی فزاینده ادامه دارد. تا پایان سال ۲۰۲۴، شمار شهرکنشینان در کرانه باختری به حدود ۷۷۸ هزار نفر رسیده بود که در صدها شهرک و پایگاه نظامی پراکندهاند. تنها در سال ۲۰۲۵، مقامات اشغالگر بیش از ۵۵۷۰ دونم از اراضی فلسطینی را مصادره کردند و در سال ۲۰۲۶ نیز ساخت دهها شهرک جدید تصویب شد.
این واقعیتها نشان میدهد که شهرکسازی یک سیاست موقت نیست، بلکه جوهر پروژه صهیونیستی است که بر کنترل زمین و حذف ساکنان اصلی آن استوار شده است.
پیامدهای این پروژه دیگر تنها به فلسطین محدود نمانده است. طی دهههای گذشته، درگیریهای مرتبط با آن به بخشهای مختلف خاورمیانه گسترش یافته؛ لبنان بارها شاهد جنگ بوده، سوریه هدف حملات مکرر قرار گرفته و تنشهای منطقهای در جبهههای مختلف افزایش یافته است.
با این حال، تداوم این وضعیت بدون حمایت گسترده بینالمللی ممکن نبود. ایالات متحده آمریکا از زمان تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، اصلیترین متحد سیاسی و نظامی آن بوده است. واشنگتن سالانه حدود ۳.۸ میلیارد دلار کمک نظامی به اسرائیل ارائه میدهد و بارها در شورای امنیت سازمان ملل با استفاده از حق وتو مانع صدور قطعنامههایی علیه سیاستهای اسرائیل شده است.
انگلیس نیز که با صدور اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ زمینه تأسیس دولت یهودی را فراهم کرد، همچنان از نگاه بسیاری از پژوهشگران شریک تاریخی «گناه نخستین» مسئله فلسطین به شمار میرود. در همین حال، چندین کشور اروپایی با وجود افزایش انتقادها نسبت به رفتار اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، همچنان حمایت سیاسی و نظامی خود را ادامه میدهند.
با این وجود، سالهای اخیر شاهد تحول قابل توجهی در افکار عمومی جهان بوده است. تصاویر منتشرشده از غزه و گسترش گسترده شبکههای اجتماعی، انحصار روایت سنتی از این درگیری را شکسته است. دانشگاههای آمریکا و اروپا اکنون صحنه اعتراضات گسترده دانشجویی هستند که خواستار توقف جنگ و پایان اشغالگریاند.
جنبش جهانی تحریم اسرائیل (BDS) نیز گسترش بیشتری یافته و اکثریت بزرگی از کشورهای عضو سازمان ملل به تقویت شناسایی بینالمللی کشور فلسطین رأی دادهاند. نظرسنجیها در بسیاری از کشورهای غربی نیز نشاندهنده تغییر تدریجی دیدگاه افکار عمومی، بهویژه در میان نسل جوان، است.
این تحولات یک حقیقت ساده را آشکار میکند: روایتی که دههها توانسته بود اسرائیل را در جایگاه قربانی معرفی کند، دیگر در برابر حجم رنج و مصیبت فلسطینیها تاب مقاومت ندارد.
با وجود همه آنچه در دهههای گذشته رخ داده، فلسطینیها از تاریخ محو نشدند؛ برخلاف آنچه بسیاری در میانه قرن بیستم تصور میکردند. مردمی که خانههای خود را از دست دادند، نامشان را حفظ کردند؛ آنان که سرزمینشان را از دست دادند، حافظه تاریخی خود را نگه داشتند؛ و کسانی که پشت دیوارها و سیمهای خاردار زندگی کردند، مسئله خود را به جهان منتقل کردند.
از این رو، نکبت دیگر تنها یک تراژدی ملی فلسطینی نیست، بلکه به آزمونی اخلاقی برای کل جهان تبدیل شده است. مسئله دیگر صرفاً یک نزاع سیاسی یا اختلاف بر سر مرزها نیست، بلکه پرسشی عمیقتر مطرح است: آیا نظام بینالمللی که از عدالت و حقوق بشر سخن میگوید، توان مواجهه با این فاجعه مستمر را دارد؟
پس از گذشت هفتاد و هشت سال، فلسطینیها همچنان تأکید میکنند که نکبت پایان نیافته است و حق آنان برای بازگشت و تعیین سرنوشت، مشمول مرور زمان نمیشود.
عدالت شاید به تأخیر بیفتد، اما ـ آنگونه که فلسطینیها میگویند ـ هرگز نمیمیرد.
انهای پیام/ 24
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس