تحلیل روزنامه «الثوره» یمن؛
سناریوهای فرار آمریکا و رژیم صهیونیستی از بحران/ محاسبات غلط ترامپ و استواری محور مقاومت
در شرایطی که تنشهای سیاسی و نظامی میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران در سایه مذاکرات و آتشبسهای شکننده جریان دارد، تحلیلها از ورود طرفهای درگیر به مرحلهای حساس و سرنوشتساز حکایت دارند؛ مرحلهای که در آن، «گزینههای خروج» و سناریوهای فرار از تبعات جنگ، به محور اصلی محاسبات راهبردی تبدیل شده است.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) روزنامه الثورة یمن در گزارشی با عنوان «سناریوهای فرار آمریکا و اسرائیل از بحران» به تحلیل سناریوهای پیش روزی آمریکا ورژیم اشغالگر برای فرار از تبعات جنگ علیه ایران پرداخت.
آغاز درگیری و شکست محاسبات اولیه
آمریکا و اسرائیل با آغاز حمله و اعلام جنگ علیه ایران، در حالی که فضای دیپلماتیک و مذاکرات سیاسی همچنان برقرار بود، مرتکب نقض آشکار اصول انسانی و عرفهای بینالمللی شدند. این اقدام، از منظر تحلیلگران، بر پایه توهم برتری و غرور سیاسی شکل گرفت؛ توهمی که تصور میکرد پایان جنگ همانند آغاز آن در اختیار این دو قدرت خواهد بود.
اما روند تحولات میدانی نشان داد که این محاسبات با شکست مواجه شده است. تهدیدهای سیاسی و رسانهای، جنگ روانی و تبلیغات گسترده، و حتی مواضع تند رهبران آمریکا و اسرائیل، نتوانست محور مقاومت را به پذیرش شروط تحمیلی وادار کند.
از نگاه این تحلیل، آتش تهدیدها نه تنها بازدارنده نبود، بلکه به عاملی برای تشدید تقابل تبدیل شد و ساختار بازدارندگی جدیدی را در منطقه شکل داد.
فروپاشی اعتماد به آتشبسها و بحران میانجیها
تکرار نقض آتشبسها از سوی طرفهای آمریکایی و اسرائیلی، عملاً اعتماد به هرگونه توافق موقت را از بین برد. این وضعیت، نقش میانجیها را نیز تضعیف کرد و آنان را از بازیگران مؤثر به پیامرسانهایی بیاختیار تبدیل ساخت.
در این میان، تلاش برخی کشورهای منطقهای برای میانجیگری نیز با شکست مواجه شد و حتی ورود میانجیهای جدید مانند پاکستان، نتوانست شکاف عمیق میان طرفها را پر کند.
اختلاف بنیادین میان «منطق صلحطلبانه ایران» و «شرایط تحمیلی آمریکا»، هرگونه توافق پایدار را با بنبست مواجه کرده است.
تغییر موازنه قدرت
در ادامه این گزارش، به تحولاتی اشاره میشود که موجب تغییر در موازنه قدرت منطقهای شده است؛ از جمله افزایش توان بازدارندگی ایران، تقویت توان موشکی، و گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی در برابر حضور نظامی آمریکا و اسرائیل.
این بخش از تحلیل، از «شکست راهبردی» طرف مقابل و گسترش بحران اعتماد در ساختار امنیتی آنها سخن میگوید.
سه سناریوی اصلی پیشروی بحران
سناریوی اول: ورود قدرتهای بزرگ (روسیه و چین)
در این سناریو، نقشآفرینی قدرتهای بزرگی مانند روسیه و چین به عنوان میانجیهای اصلی مطرح میشود؛ کشورهایی که میتوانند با ارائه تضمینهای امنیتی، به ایجاد توافقی جدید کمک کنند.
در این چارچوب، هدف، ایجاد نوعی توازن جدید جهانی و حرکت به سمت نظم چندقطبی است؛ نظمی که در آن، نقش آمریکا در هژمونی جهانی محدودتر میشود.
با این حال، این سناریو شامل پیامدهایی پیچیده است؛ از جمله تغییر در معادلات منطقهای، بازتعریف نقش گروههای مقاومت، و ورود به مرحلهای از توافقات سیاسی و امنیتی جدید.
سناریوی دوم: تشدید درگیریهای نیابتی و افراطگرایی سیاسی
در این سناریو، احتمال فعالسازی گروهها و جریانهای افراطی و نیابتی در منطقه مطرح میشود؛ گروههایی که در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی و امنیتی، نقش ابزارهای فشار را ایفا میکنند.
این وضعیت میتواند به گسترش بیثباتی در منطقه از کابل تا استانبول منجر شود و دامنه بحران را به کشورهای مختلف گسترش دهد.
در این چارچوب، نقش دولتها، گروهها و بازیگران منطقهای در شبکهای پیچیده از منافع متقابل و تضادهای امنیتی تعریف میشود که میتواند به افزایش تنشهای گسترده منجر گردد.
سناریوی سوم: گزینه هستهای و تشدید خطرناک بحران
سناریوی سوم به احتمال استفاده از ظرفیتهای هستهای یا «بازدارندگی نهایی» اشاره دارد؛ گزینهای که در صورت وقوع، پیامدهای بسیار سنگینی برای کل منطقه و حتی نظام بینالملل خواهد داشت.با این حال، در این تحلیل تأکید میشود که چنین سناریویی با ریسک بالا و پیامدهای غیرقابل کنترل همراه است و میتواند به فروپاشی کامل نظم امنیتی موجود منجر شود.
جمعبندی
در نهایت، سناریوی اول به عنوان گزینه محتملتر مطرح میشود، اما همچنان با تردیدها و نگرانیهای جدی همراه است. نقش قدرتهای نوظهور جهانی، میزان اعتماد میان طرفها، و وضعیت میدانی منطقه، تعیینکننده مسیر آینده خواهد بود.
در این میان، منطقه در آستانه مرحلهای حساس از بازتعریف نظم امنیتی و سیاسی قرار دارد؛ مرحلهای که میتواند به سمت ثبات نسبی یا تشدید بحران حرکت کند.
انتهای پیام/ م.ر
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس