روزنامه فلسطینی القدس بررسی کرد؛
ترامپ توان ورود به جنگ علیه ایران را ندارد/ تثبیت قدرت تهران در پی تحولات اخیر
اگر جنگ آغاز شود، این درگیری دو جانبه بین واشنگتن و تهران باقی نخواهد ماند، بلکه به امنیت خلیج فارس گسترش خواهد یافت، ثبات عراق، سوریه و لبنان را تهدید خواهد کرد و به طور بالقوه بر بازارهای انرژی جهانی تأثیر خواهد گذاشت و اقتصاد بینالمللی را با بحرانی جدید تهدید خواهد کرد.
خبرگزاری قدس (قدسنا): دکتر «احمد یوسف» پژوهشگر فلسطینی در یادداشتی در روزنامه فلسطیتی القدس نوشت: با وجود تشدید لفاظیها، افزایش بیسابقه لشکرکشی نظامی آمریکا در منطقه و سیاست های متهورانه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا که واکنش های محکم ایران مواجه شده است، سوال اساسی همچنان پابرجاست: آیا ما در آستانه یک رویارویی نظامی قریبالوقوع بین واشنگتن و تهران هستیم؟ آیا ایران میتواند ناوهای هواپیمابر و پایگاههای آمریکایی در منطقه را هدف قرار دهد؟ در نهایت، پیامدهای همه این مسائل بر امنیت و ثبات منطقه و جهان چیست؟
هر کسی که اوضاع را بیطرفانه و بدون تأثیر هیاهوی رسانهای مورد بررسی قرار دهد، متوجه خواهد شد که آنچه اتفاق میافتد بیشتر به «جنون کنترلشده» شبیه است تا یک هجوم کورکورانه به سمت جنگ. ایالات متحده کاملاً آگاه است که هرگونه جنگ تمامعیار با ایران، نه یک مانور نظامی سریع خواهد بود و نه با یک حمله محدود و دقیق به پایان میرسد. بلکه میتواند هرج و مرج استراتژیک را در سراسر منطقه، از خلیج فارس تا شرق مدیترانه، به راه بیندازد. تجربیات عراق و افغانستان، با هزینههای هنگفت مالی و جانی هنوز هم در حافظه آمریکاییها تازه مانده است.
در مورد صحبت از تغییر نظام در ایران، این موضوع دهههاست که در محافل سیاسی آمریکا تکرار میشود، اما هرگز به یک استراتژی عملی تبدیل نشده است. علیرغم بحرانهای داخلی و تحریمهای فلجکننده، رژیم ایران با تکیه بر یک دستگاه امنیتی و نظامی منسجم و شبکهای قدرتمند از اتحادهای منطقهای و بینالمللی، از خود ظرفیت قابل توجهی برای سازگاری و انعطافپذیری نشان داده است.
در مقابل، نمیتوان تواناییهای ایران را دست کم گرفت. در طول چند سال گذشته، تهران یک سیستم موشکی پیشرفته توسعه داده و توانایی خود را برای عملیات در چندین عرصه از طریق متحدان منطقهای خود ثابت کرده است. اگرچه هدف قرار دادن ناوهای هواپیمابر یا پایگاههای اصلی آمریکایی همچنان یک گزینه پرهزینه و بسیار خطرناک است، اما در صورت وقوع یک رویارویی آشکار، غیرممکن نیست. هرگونه حمله مستقیم به منافع استراتژیک آمریکا بدون شک منطقه را در مارپیچی از تشدید تنش با عواقب غیرقابل کنترل فرو خواهد برد.
خطر دقیقاً همین جاست: اگر جنگ آغاز شود، این درگیری دو جانبه بین واشنگتن و تهران باقی نخواهد ماند، بلکه به امنیت خلیج فارس گسترش خواهد یافت، ثبات عراق، سوریه و لبنان را تهدید خواهد کرد و به طور بالقوه بر بازارهای انرژی جهانی تأثیر خواهد گذاشت و اقتصاد بینالمللی را با بحرانی جدید تهدید خواهد کرد. بنابراین، محاسبات دقیق هزینه-فایده هر دو طرف، گزینه جنگ تمام عیار را بیشتر به یک تهدید تبدیل میکند تا یک اجرای واقعی.
به نظر من، ترامپ به گسیل نیروها، تهدیدها و وعدهها ادامه خواهد داد، اما حمله نظامی که منجر به یک جنگ منطقهای گستردهتر شود را آغاز نخواهد کرد. او میداند که هرگونه تشدید تنش میتواند در داخل آمریکا به ضررش تمام شود، به خصوص با توجه به بحرانها و رسواییهای سیاسی که گریبانگیرش شده و نارضایتی فزاینده و کاهش حمایت حتی در درون حزب خودش. با وجود تصویری که او سعی میکند از خود به عنوان رئیس جمهوری که در استفاده از زور تردید نمیکند، ارائه دهد، به هیچ وجه علاقهای به یک اقدام که باعث سقوطش شود، ندارد.
این دور از تشدید تنش به احتمال زیاد به نتایجی در زمینه مذاکره در مورد برنامه هستهای ایران منجر خواهد شد که ترامپ سعی دارد در داخل آمریکا آن را به عنوان یک دستاورد سیاسی و امنیتی ارائه دهد. اگر این اتفاق بیفتد، بنیامین نتانیاهو نیز جرات نخواهد کرد که وارد یک درگیری نظامی یکجانبه با ایران شود، زیرا هرگونه جنگ آشکار میتواند به معنای پایان آینده سیاسی او باشد و به طور بالقوه اسرائیل را به یک بحران وجودی فرو ببرد، به خصوص با توجه به انزوای فزاینده بینالمللی اسرائیل پس از جنگ غزه و درخواستهای فزاینده جهانی برای یک راه حل عادلانه برای مسئله فلسطین.
در مورد ایران، معتقدم این کشور حمله پیشگیرانهای را آغاز نخواهد کرد و همچنین به دنبال شعلهور کردن جنگی که در این مرحله به آن نیازی ندارد، نخواهد بود. با این حال، در مواجهه با آنچه تهدیدهای وجودی خود میداند، بیتفاوت نخواهد ماند. این کشور به توسعه قابلیتهای بازدارنده خود و تقویت روابط خود با روسیه و چین ادامه خواهد داد و بدین ترتیب جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای مهم در نظام بینالمللی که به تدریج به سمت چندقطبی شدن پیش میرود، تثبیت خواهد کرد.
در حافظه تاریخی، ایران پدیدهای جدید نیست، بلکه وارث امپراتوری پارس است که زمانی نفوذ خود را بر بخشهای وسیعی از جهان گسترش داده بود. ایران میداند که تسلیم شدن در برابر فشار آمریکا، پروژه منطقهای و جایگاه بینالمللی آن را تضعیف میکند. بنابراین، بدون عجله برای ورود به یک رویارویی تمامعیار، مانور خواهد داد، مذاکره خواهد کرد و اهرم فشار را افزایش خواهد داد.
به طور خلاصه، ما شاهد تشدید حسابشده و لفاظیهای آتشین هستیم که بیشتر به بازدارندگی کمک میکند تا هموارکننده راه جنگ. یک رویارویی نظامی تمامعیار بعید است زیرا هزینه گزاف آن از ظرفیت تحمل هر دو طرف فراتر میرود. ایران به احتمال زیاد با حضور قویتر و نفوذ بیشتر ظهور خواهد کرد، در حالی که واشنگتن به دنبال حفظ آبرو از طریق یک توافق یا تفاهم جدید است.
انتهای پیام/م.ت/
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس