یادداشت تحلیلی/
جنگ روایتها؛ تحلیل گفتمان سه شبکه خبری عربی در پوشش منازعه فلسطین و رژیم صهیونیستی
«جنگ روایتها» بخش جداییناپذیر از جنگ واقعی است و فهم این سازوکار گفتمانی، برای درک عمیقتر فضای رسانهای خاورمیانه و پیچیدگیهای بازنمایی منازعه فلسطین و اسرائیل ضروری به نظر می رسد.
خبرگزاری قدس (قدسنا)*: در فضای پیچیده رسانههای عربی، پوشش منازعه فلسطین و اسرائیل تنها انتقال خبر نیست؛ بلکه عرصهای برای هژمونی گفتمانی، مقاومت روایی و بازتعریف واقعیت است. مطالعهی تطبیقی سه شبکه خبری جریان اصلی عربی، العالم، بیبیسی عربی و الجزیره، نشان میدهد که هر یک با اتخاذ چارچوبهای زبانی، روایی و ایدئولوژیک متفاوت، روایتی متمایز و جهتدار از این منازعه ارائه میدهند. این تفاوتها اتفاقی نیست، بلکه ریشه در سیاستگذاری رسانهای، مخاطب هدف و پروژه گفتمانی هر شبکه دارد.
العالم: گفتمان مقاومت به مثابه کنش هویتساز
شبکه العالم، به عنوان صدای جریان مقاومت اسلامی، روایتی کاملاً قطبیشده از هویت و گفتمان مقاومتی ارائه میدهد. در سطح واژگان، از اصطلاحاتی مانند «عملیات قهرمانانه طوفان الاقصی»، «مقاومت اسلامی»، «مجاهدین» و «پاسخ مشروع» بهره میبرد، در حالی که طرف مقابل را با عناوینی چون «رژیم صهیونیستی»، «جنایات جنگی» و «دشمن غاصب» مینامد. این نوع گزینش واژگانی، مرزبندی ارزشی روشنی ایجاد میکند که یک سو حکایت از حقانیت و مشروعیت دارد و سوی دیگر تجاوز و بیقانونی. به بیان دیگر العالم با تکیه بر چارچوب «مقاومت اسلامی»، به بازنمایی مثبت و قهرمانانه از جبهه مقاومت میپردازد. به دنبال این امر، بازنمایی بازیگران، نیروهای مقاومت، به عنوان سوژگانی فعال، برنامهریز و دارای مشروعیت دینی و ملی تصویر میشوند، در حالی که ارتش اسرائیل موجودی پرخشونت، متجاوز و سردرگم بازنمایی میشود. همچنین استعاره «طوفان الاقصی» عملیات را در چارچوبی حماسی و فراملی قرار میدهد. این شبکه با پیوند زدن مبارزه به هویت اسلامی و آرمان رهایی قدس، در پی ساختن «ما»ی جمعی در برابر «دیگری» متجاوز است. به طور کلی گفتمان العالم نمونه بارز یک گفتمان ضد هژمونیک است که میکوشد روایت مسلط غربی را به چالش بکشد.
بیبیسی عربی: توازن ظاهری، تثبیت وضع موجود
این شبکه با شعار «عینیتگرایی و توازن»، زبانی به ظاهر بی طرفانه و تخصصی استفاده میکند. عبارتهایی مانند «درگیری اسرائیل و حماس»، «حمله هفتم اکتبر»، «گروههای شبهنظامی» و «خشونتهای اخیر»، بار ایدئولوژیک آشکاری ندارند، اما با حذف واژگانی چون «اشغال»، «مقاومت» و «شغال»، زمینه تاریخی محل نزاع را نادیده میگیرند. این شبکه سعی میکند با استفاده از نوعی موازنهسازی صوری در نحوه ی بازنمایی خود، گفتمان متفاوتی را از مقاومت ارائه دهد؛ برای نمونه حماس به عنوان «گروه شبهنظامی» و اسرائیل به عنوان «دولت» معرفی میشود. تمرکز بر «قربانیان دو طرف» و استعاره «چرخه خشونت»، تقصیر را به طور مساوی بین طرفین تقسیم میکند و مسئولیت ساختاری اشغال را محو میسازد. این چارچوب، در واقع ایدئولوژی را عادیسازی میکند و با ارائه تصویری «طبیعی» و «اجتنابناپذیر» از درگیری، روابط قدرت موجود و مشروعیت رژیم اشغالگر را تثبیت مینماید. این گفتمان، بازتاب سیاست خارجی غرب در حفظ وضع موجود و تأمین امنیت اسرائیل است.
الجزیره: بین روایت ملی و زبان حقوق بینالملل
الجزیره سیاستی بینابینی در پیش گرفته است؛ ترکیبی از روایت فلسطینی و زبان معیار بینالمللی. واژگان این شبکه شامل «تجاوز اسرائیل به غزه»، «مقاومت فلسطین» و «محاصره غزه» است، اما از بیان صریح اسلامی پرهیز میکند و بیشتر بر ابعاد حقوق بشری و ناسیونالیستی تأکید دارد. چراکه بازنمایی حول محور «مردم غزه» به عنوان قربانی اصلی میچرخد. همچنین مقاومت، مدافع این مردم و اسرائیل، ناقض قوانین بینالملل به تصویر کشیده میشود. استعارههای مسلط، «غزه به مثابه زندان روباز» و «جنگ به مثابه فاجعه انسانی»، احساسگرایی را برای جلب توجه افکار جهانی به کار میگیرند. این گفتمان، تبلور سیاست خارجی دوگانه قطر است؛ ۱: حمایت از آرمان فلسطین. ۲:حفظ ارتباط با غرب.
جنگ روایت، جنگ قدرت
تحلیل این سه گفتمان نشان میدهد که رسانهها در تولید معنا بیطرف نیستند. هر شبکه با برجستهسازی برخی ابعاد (مانند اشغال، خشونت اولیه یا بحران انسانی) و حاشیهرانی برخی دیگر (مانند تلفات طرف مقابل یا ابعاد نظامی)، واقعیت را مطابق اهداف سیاسی خود بازتاب یا بازنمایی میکنند. برای مثال؛ العالم با ایجاد گفتمان مقاومت، به دنبال بسیج هویتی و تغییر موازنه قدرت است در حالی که بیبیسی عربی با عینیت ظاهری، به تثبیت گفتمان مسلط کمک میکند. همچنین الجزیره نیز با انسانی کردن بحران، آن را در چارچوب حقوق بینالملل قرار میدهد.
این تحلیل نه تنها نقش رسانه را به عنوان کنشگر سیاسی تأیید میکند، بلکه نشان میدهد که «جنگ روایتها» بخش جداییناپذیر از جنگ واقعی است. فهم این سازوکار گفتمانی، برای درک عمیقتر فضای رسانهای خاورمیانه و پیچیدگیهای بازنمایی منازعه فلسطین و اسرائیل ضروری است.
*مرضیه کاظمی، پژوهشگر رسانه و مسائل منطقه
انتهای پیام/م.ت/
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس