اندیشکده کوئینسی بررسی کرد:
هزینه جنگ علیه ایران بلای جان کشاورزان آمریکایی
برآورد هزینههای مستقیم جنگ برای بخش کشاورزی دشوار است با این حال، انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران، بهسرعت بر هزینههای سوخت، کود و اعتبارات مالی تأثیر گذاشت و مشکلات مالیِ موجود در این صنعت را دوچندان کرد.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) «اندیشکده کوئینسی» با انتشار گزارشی جامع، ابعاد مختلف این تحولات و هزینههای اقتصادی ناشی از جنگ منطقهای ایران بر اقشار مختلف آمریکا از جمله کشاورزان را مورد ارزیابی قرار داده است. این پژوهش به بررسی پیامدهای زنجیرهای این جنگ بر بخشهای مختلف اقتصادی، از جمله بازار سوخت، هزینههای تولید و امنیت غذایی پرداخته و چشمانداز تازهای از روابط دیپلماتیک و فرصتهای اقتصادی پیشرو را مطرح کرده است.
متن کامل این تحلیل بدین شرح است:
کمتر از ۴۸ ساعت پس از مذاکرات دیپلماتیک میان آمریکا و ایران در ژنو در فوریه، آمریکا و اسرائیل حمله نظامی گستردهای را علیه ایران آغاز کردند. ایران در واکنش، به پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس و همچنین به اسرائیل حمله کرد و تنگه هرمز را مسدود کرد. پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد که تقریباً معادل ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت و تجارت جهانی گاز طبیعی مایع و ۲۵ درصد از تجارت دریایی نفت بود. آژانس بینالمللی انرژی، این انسداد را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرد.
جنگ منطقهای ایران هزینههای متعددی را به همراه داشته است. در ماه سپتامبر، «دفتر بودجه کنگره» هزینههای وزارت جنگ آمریکا در جریان جنگ منطقهای ایران را ۳۸ میلیارد دلار برآورد کرد. با این حال، «لیندا بیلمز»، پژوهشگر غیرمقیم در موسسه «کوئینسی» و مدرس ارشد در مدرسه «کندی هاروارد» تخمین میزند که هزینههای واقعی نظامی ممکن است به ۳۷۰ میلیارد دلار برسد. فراتر از هزینههای مستقیم دولتی، این جنگ از طریق افزایش قیمت مواد غذایی و تورم، هزینههای سنگینی را بر خانوادههای آمریکایی تحمیل کرده است. مطالعهای از سوی دانشگاه «براون» نشان میدهد که از زمان آغاز جنگ، نزدیک به ۱۳۰ میلیارد دلار به هزینههای بنزین و گازوئیل افزوده شده است؛ رقمی که معادل حدود هزار دلار برای هر خانوار است. برخی از اقشار جامعه آمریکا در طی این جنگ به شکلی ویژه آسیب دیدهاند. کشاورزان با بار بسیار سنگینی مواجه هستند، چرا که افزایش هزینههای سوخت، کود، حملونقل و استقراض، درآمدهای آنان را کاهش داده است.
برآورد هزینههای مستقیم جنگ برای بخش کشاورزی دشوار است؛ زیرا تفکیک عواملی همچون خشکسالی، مناقشات تجاری و تعرفهایِ جاری با چین، مقررات مربوط به سوختهای زیستی، هزینههای نیروی کار و شیوع بیماریها کار دشواری است. با این حال، انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران، بهسرعت بر هزینههای سوخت، کود و اعتبارات مالی تأثیر گذاشت و مشکلات مالیِ موجود در این صنعت را دوچندان کرد.
جنگ و انسداد تنگه هرمز، صادرات نفت، گاز طبیعی، گاز طبیعی مایع، محصولات پتروشیمی و کودهای نیتروژنی را مختل کرد. چند هفته پیش از آغاز جنگ، «اداره اطلاعات انرژی آمریکا» پیشبینی کرده بود که میانگین قیمت نفت خام برنت در سال ۲۰۲۶ به ۵۸ دلار و در سال ۲۰۲۷ به ۵۳ دلار در هر بشکه خواهد رسید. اما در آخرین پیشبینی این نهاد در ماه اکتبر، میانگین قیمت نفت برنت برای سال ۲۰۲۶ به ۹۶ دلار در هر بشکه افزایش یافت که نشاندهنده رشدی ۶۵ درصدی است. در ۲۷ فوریه، میانگین قیمت بنزین ۲.۹۹ دلار و قیمت گازوئیل ۳.۶۷ دلار به ازای هر گالن بود. تا تاریخ ۷ اکتبر، قیمت بنزین به ۴.۴۰ دلار و قیمت گازوئیل به ۶.۳۰ دلار در هر گالن رسید.
سوخت حدود ۳ تا ۴ درصد از هزینههای بخش کشاورزی را تشکیل میدهد؛ بنابراین، این افزایش قیمتها تأثیر خود را بر صنعت کشاورزی خواهد گذاشت. گازوئیل سوخت اصلی اکثر تراکتورها، کمباینها، پمپهای آبیاری و سایر ماشینآلات سنگین کشاورزی در آمریکاست؛ همچنین کامیونها، قطارها، شناورهای باری (بارجها) و کشتیهایی که نهادهها و محصولات کشاورزی را جابهجا میکنند نیز از همین سوخت استفاده میکنند. افزایش هزینههای سوخت و حملونقل، با بالا بردن مخارج جابهجایی بذر، کود، خوراک دام، ماشینآلات، دامها و محصولات برداشتشده، کشاورزی را پرهزینهتر کرده است.
پیش از جنگ، وزارت کشاورزی آمریکا پیشبینی کرده بود که هزینههای سوخت و فرآوردههای نفتی در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد. اما اکنون انتظار میرود کشاورزان در سال ۲۰۲۶ مبلغ ۲۱.۶ میلیارد دلار بابت سوخت بپردازند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ برابر با ۱۶.۸ میلیارد دلار بود. بنابراین، هزینه واقعی تحمیلشده به کشاورزان، با احتساب افزایش سالانه و از دست رفتن صرفهجوییهای پیشبینیشده، به بیش از ۴.۹ میلیارد دلار میرسد. هزینههای حملونقل ذرت و سویا بین ۱۳ تا ۱۴ درصد افزایش یافته است؛ چرا که نرخ حملونقل دریایی و کرایه شناورهای باری (بارجها) به ترتیب ۴۹ درصد و ۲۸ درصد رشد داشتهاند. در نتیجه، هزینه صادرات غلات از «مینیاپولیس» به «ژاپن» از طریق خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ به میزان ۳۳.۵ درصد افزایش یافت. در این مسیر، هزینه حملونقل ۴۵.۸ درصد از قیمت نهایی ذرت و ۲۵.۲ درصد از قیمت نهایی سویای تحویلدادهشده را تشکیل میداد.
قیمت کودها یکی دیگر از پیامدهای جنگ منطقهای ایران است. این مسئله نیز تا حدی ناشی از قیمت انرژی است، زیرا گاز طبیعی ماده اولیه اصلی برای تولید آمونیاک و سایر کودهای نیتروژنی محسوب میشود. علاوه بر قیمت انرژی، جنگ مستقیماً موجب اختلال در عرضه کود نیز شده است. پیش از آغاز جنگ، ۲۰ تا ۳۰ درصد از صادرات جهانی کود از طریق تنگه هرمز عبور میکرد که شامل ۲۰ درصد از فسفاتها، ۲۳ درصد از آمونیاک، ۳۴ درصد از اوره و ۴۵ درصد از گوگرد بود. در پی این وضعیت، جنگ باعث افزایش قیمت جهانی اکثر کودهای نیتروژنی و فسفاته شد. بر اساس گزارشی که در ماه آوریل توسط «فدراسیون اداره کشاورزی آمریکا» منتشر شد، قیمت کودهای نیتروژنی و اوره به ترتیب بیش از ۳۰ درصد و ۴۷ درصد افزایش یافته است.
نتایج نظرسنجی از بیش از پنجهزار و ۷۰۰ کشاورز که در ماه آوریل انجام شد، نشان میدهد که ۷۰ درصد از پاسخدهندگان اظهار داشتهاند دیگر توانایی مالی خرید تمام کود مورد نیاز خود را ندارند. بررسیهای منطقهای حاکی از آن است که ۸۰ درصد از کشاورزان در جنوب آمریکا گفتهاند امسال قادر به تأمین تمام کودهای مورد نیاز خود نیستند؛ پس از آنها، کشاورزان مناطق شمالشرقی و غرب قرار دارند که به ترتیب ۶۹ درصد و ۶۶ درصد از آنها چنین وضعیتی را گزارش کردهاند.
جنگ موجب افزایش فشارهای تورمی و بالا رفتن نرخهای بهره شده است. پیشبینی میشود که این جنگ در سال ۲۰۲۶، تورم را به میزان ۰.۶ واحد درصد افزایش دهد. تا اکتبر ۲۰۲۶، بازده اوراق خزانهداری ۱۰ ساله به ۵.۳۵ درصد و میانگین نرخ وام مسکن ۳۰ ساله به ۷.۲۸ درصد رسید؛ امری که هزینههای استقراض برای بخش کشاورزی را افزایش داده و نقدینگی در این بخش را محدود کرده است. برای کشاورزانی که جهت خرید سوخت، کود، بذر و خوراک دام پیش از دریافت درآمد حاصل از برداشت محصول بهشدت به اعتبارات عملیاتی کوتاهمدت وابستهاند، افزایش هزینههای استقراض میتواند منجر به کاهش درآمد شود. بهویژه کشاورزان آسیبپذیرتر ناچارند برای تأمین نهادههایی که روزبهروز گرانتر میشوند، وام بیشتری بگیرند و در عین حال، هزینه بیشتری نیز بابت دریافت این اعتبارات بپردازند.
هزینههای تحمیلشده بر بخش کشاورزی در پی جنگ منطقهای ایران، در کنار قیمتهای پایین کالاها، عدم قطعیت در تجارت و افزایش هزینههای نیروی کار و سایر عوامل تولید، تأثیر منفی بر درآمد کشاورزان داشته است. «فدراسیون اداره کشاورزی آمریکا» پیشبینی کرده است که در سال ۲۰۲۶، میان درآمدهای حاصل از بازار و مجموع هزینههای تولید برای ۹ محصول زراعی اصلی، کسری ۳۱ میلیارد دلاری وجود خواهد داشت؛ همچنین در کل بخش کشاورزی آمریکا، ۱۲ میلیارد دلار زیانِ جبراننشده برآورد میشود. تأثیر منفی این جنگ بهتنهایی چنان شدید بوده که دیدگاه کشاورزان آمریکایی را نسبت به چشمانداز اقتصادیشان تغییر داده است.
بر اساس نظرسنجی دانشگاه «پردو» که در مه ۲۰۲۶ انجام شد، ۶۵ درصد از پاسخدهندگان انتظار داشتند که به دلیل جنگ، درآمد خالص آنها کاهش یابد. در پرسشی دیگر، ۴۵.۵ درصد از شرکتکنندگان، هزینههای بالای نهادهها را بهعنوان مانع اصلی در بهبود وضعیت مالی مزرعه خود عنوان کردند. اگرچه این پاسخها بازتابدهنده انتظارات کشاورزان است و نه برآوردهای دقیقِ علیمعلولی از زیانهای ناشی از جنگ، اما نشان میدهد که اکثر تولیدکنندگانِ شرکتکننده در نظرسنجی، انتظار داشتند که جنگ منطقهای ایران، فشارهای مالیِ موجود بر بخش کشاورزی آمریکا را تشدید کند.
جنگ منطقهای ایران برای کشاورزان آمریکایی هزینهبر بوده است. در مقابل، دستیابی به توافقی میان آمریکا و ایران میتوانست به نفع آنان باشد. در یک گزارش پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ توسط «مؤسسه کوئینسی» منتشر شد، استدلال شده است که آمریکا میتواند با بهکارگیری دیپلماسی هوشمند و گنجاندن مؤلفههای اقتصادی در یک توافق، یک طرفِ متخاصم را به یک بازار (شریک تجاری) تبدیل کند. این توافق با گشودن بازارهای ایران به روی کسبوکارهای آمریکایی، گروههای ذینفعی را در آمریکا ایجاد میکند که خواهان موفقیت آن توافق خواهند شد؛ امری که خروج از توافق را بر اساس هوسهای سیاسی و مشابه آنچه در مورد توافق اولیه ایران، موسوم به «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) رخ داد، برای آمریکا دشوارتر میسازد.
ایران بزرگترین بازارِ دستنخورده در غرب آسیا برای صادرکنندگان آمریکایی است و برقراری صلح با این کشور، فرصتی بینظیر برای صنایع هوانوردی، کشاورزی و خودروسازی آمریکا فراهم میآورد. شرکتها و کشاورزان آمریکایی در صورت دسترسی به بازارهای ایران میتوانند سالانه تا حدود ۲۵ میلیارد دلار کالا صادر کنند که شامل ۶ میلیارد دلار محصولات و تولیدات کشاورزی میشود. فرصتهای موجود در بازار ایران برای بخش کشاورزی آمریکا بسیار قابلتوجه است؛ چرا که ایران نمیتواند تمام نیازهای غذایی و خوراک دام خود را در داخل تأمین کند. ایران اقلامی نظیر گندم، ذرت، سویا، خوراک دام، گوشت و برخی محصولات غذایی خاص را وارد میکند.
گزارش «سرویس کشاورزی خارجی» وزارت کشاورزی آمریکا نشان میدهد که بازار داخلی ایران به ۱۰ میلیون تن ذرت نیاز دارد. همچنین این گزارش حاکی از آن است که ایران در سال ۲۰۲۵ بزرگترین وارد کننده ذرت از برزیل بوده و حدود ۹ میلیون تن از این محصول را وارد کرده است. با بهکارگیری دیپلماسی هوشمندانهای که بر منافع آمریکا متمرکز باشد، دولت ترامپ میتوانست به توافقی دست یابد که هم از برجام پایدارتر باشد و هم منافع بخش کشاورزی آمریکا را بهتر تأمین کند.
انتهای پیام/20
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس