گزارش ویژه خبرگزاری قدس ؛
بن بست انتخابات رژیم صهیونیستی، میدان جنگ داخلی
برخلاف دورههای پیشین، در این انتخابات رژیم نه به دنبال ثبات خواهد بود نه به دنبال تغییر خاص؛ چرا که هر دو مسیر، به سوی بنبستهای بزرگتری هدایت میشوند، رژیم فقط به دنبال خرید زمان برای بقا است.
خبرگزاری قدس (قدسنا) | گروه تحلیل و تفسیر
هفت روز مانده به انتخابات کنست در ۵ آبان ۱۴۰۵، تصویر اوضاع در سرزمینهای اشغالی بیش از هر زمان دیگری تیره است. این نخستین انتخابات پس از عملیات طوفان الاقصی و سه سال جنگ چندجبههای است و همه نظرسنجیها از یک بنبست کامل خبر میدهند: هیچ بلوکی به اکثریت ۶۱ کرسی از ۱۲۰ کرسی نمیرسد.
میانگین ۲۰۵ نظرسنجی از ابتدای سال جاری میلادی (از دی ۱۴۰۴ تاکنون) نشان میدهد ائتلاف خروجی به رهبری بنیامین نتانیاهو بهطور میانگین فقط ۴۹٫۷ کرسی دارد؛ یعنی ۱۱ کرسی کمتر از حد نصاب تشکیل کابینه. رقیب اصلی، حزب تازهتأسیس یاشار به رهبری گادی آیزنکوت، با حدود ۲۲ کرسی پیشتاز است اما او هم بدون ائتلاف با احزاب کوچک و عرب، راهی به نخستوزیری ندارد. از ۳۸ فهرست ثبتنامشده فقط حدود ۱۱ فهرست شانس ورود به کنست را دارند و سرنوشت انتخابات را چهار حزب لبمرزی تعیین میکنند که معلوم نیست حد نصاب ۳٫۲۵ درصدی را رد کنند یا نه. نتیجه عملی این وضعیت، چشمانداز کابینهای شکننده یا حتی انتخابات زودهنگام دیگری در زمستان ۱۴۰۵ است.
فرسودهترین نهاد رژیم در آستانه این انتخابات، ارتش است. رئیس ستاد ارتش، ایال زامیر، در جلسات کابینه امنیتی ۱۰ پرچم قرمز بالا برده و هشدار داده که ارتش «از درون فرو میپاشد» و «ذخیره دیگر تحمل نمیکند».
ارتش رژیم بهطور همزمان در غزه، لبنان، سوریه، کرانه باختری و در برابر ایران و یمن درگیر است و با کمبود ۱۲ تا ۱۵ هزار نیرو، از جمله ۷ تا ۸ هزار نیروی رزمی، روبهروست. یگانهای ذخیره پس از شش تا هفت دوره فراخوان پیاپی نشانههای آشکار فرسودگی و سرپیچی از اعزام مجدد به غزه را نشان میدهند. طرح تمدید خدمت اجباری به ۳۶ ماه، اصلاح قانون ذخیره و سربازی حدود ۸۰ هزار مرد حریدی ۱۸ تا ۲۴ ساله که تاکنون معاف بودهاند، در بنبست سیاسی متوقف مانده است.
تحلیلگران معتقدند آنچه در آستانه این انتخابات شاهد هستیم، نه یک رقابت سیاسی ساده، بلکه آخرین ایستگاه یک بحران ساختاری است که ریشههای آن به تضعیف بنیانهای داخلی این رژیم بازمیگردد.
در حالی که شعارهای انتخاباتی در سطح رسانهای بر امنیت و بقای موجودیت تمرکز دارند، در خیابانهای تلآویو و قدس، واقعیت متفاوتی در جریان است. تنشهای حاد میان جریانهای سکولارها و به اصطلاح مذهبی ها به نقطه انفجار رسیده است.
احزاب سیاسی رژیم صهیونیستی اکنون نه تنها در برابر تهدیدات خارجی، بلکه در برابر خود شان نیز در حال جنگ هستند. تقسیمبندیهای قومی، مذهبی و طبقاتی چنان عمیق شده که هرگونه توافق بر سر یک برنامه حکومتی، به معنای تسلیم شدن در برابر جبهه مخالف تلقی میشود.
یکی از تاریکترین جنبههای این انتخابات، فقدان اعتماد عمومی است. اقتصاد رژیم که زیر بار تورم و هزینههای سنگین نظامی کمر خم کرده، اکنون با بحران اعتماد سرمایهگذاران و خروج سرمایههای فرار روبرو است. اسرائیلی ها نه به دنبال انتخاب یک رهبر، بلکه در پی یافتن راهی برای فرار از سایه ناکامیهای امنیتی و اقتصادی هستند. این فضای مسموم باعث شده است که فرآیند انتخاب، فراتر از یک رویداد دموکراتیک، به ابزاری برای تشدید اختلافات سیاسی و تشدید تنشهای داخلی تبدیل شود.
برخلاف دورههای پیشین، در این انتخابات رژیم صهیونیستی نه به دنبال ثبات است نه تغییر؛ چرا که هر دو مسیر، به سوی بنبستهای بزرگتری هدایت میشوند بلکه این رژیم به دنبال خریدن زمان برای بقا است. با نزدیک شدن به روز انتخابات، این پرسش از ذهن تحلیلگران کمرنگ نشده که آیا این رایگیری میتواند بافت فرسوده سیاسی این رژیم را ترمیم کند یا صرفاً مهر تأییدی بر فروپاشی تدریجی حاکمیت و ورود به دوران بیثباتی مطلق خواهد بود؟
تحلیلگران معتقدند آنچه در آستانه این انتخابات شاهد هستیم، نه یک رقابت سیاسی ساده، بلکه آخرین ایستگاه یک بحران ساختاری است که ریشههای آن به تضعیف بنیانهای داخلی این رژیم بازمیگردد.
در حالی که شعارهای انتخاباتی نامزدها در سطح رسانهای بر امنیت و بقای موجودیت تمرکز دارند، در خیابانهای تلآویو و قدس، واقعیت متفاوتی در جریان است. تنشهای حاد میان جریانهای سکولار ها و به اصطلاح مذهبی ها (حریدی ها) به نقطه انفجار رسیده است. بلوکهای سیاسی رژیم صهیونیستی اکنون نه تنها در برابر تهدیدات خارجی، بلکه در برابر خودشان نیز در حال جنگ هستند. تقسیمبندیهای قومی، مذهبی و طبقاتی چنان عمیق شده که هرگونه توافق بر سر یک برنامه حاکمیتی، به معنای تسلیم شدن در برابر جبهه مخالف تلقی میشود.
یکی از تاریکترین جنبههای این انتخابات، فقدان اعتماد عمومی است. اقتصاد رژیم که زیر بار تورم و هزینههای سنگین نظامی کمر خم کرده، اکنون با بحران اعتماد سرمایهگذاران و خروج سرمایههای فرار روبرو است. اسرائیلی ها نه به دنبال انتخاب یک رهبر، بلکه در پی یافتن راهی برای فرار از سایه ناکامیهای امنیتی و اقتصادی هستند. این فضای مسموم باعث شده است که فرآیند انتخاب، فراتر از یک رویداد دموکراتیک، به ابزاری برای تشدید اختلافات سیاسی و تشدید تنشهای داخلی تبدیل شود.
برخلاف دورههای پیشین، در این انتخابات رژیم نه به دنبال ثبات خواهد بود نه به دنبال تغییر خاص؛ چرا که هر دو مسیر، به سوی بنبستهای بزرگتری هدایت میشوند، رژیم فقط به دنبال خرید زمان برای بقا است. با نزدیک شدن به روز انتخابات، این پرسش از ذهن تحلیلگران کمرنگ نشده که آیا این رایگیری میتواند بافت فرسوده سیاسی این رژیم را ترمیم کند یا صرفاً مهر تأییدی بر فروپاشی تدریجی حاکمیت و ورود به دوران بیثباتی مطلق خواهد بود؟
انتهای پیام/20
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس