شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ 
qodsna.ir qodsna.ir
مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی بررسی کرد؛

انزوای عربستان زیر آتش ارتش یمن

اگر ترامپ با عملیات نظامی علیه نیرو‌های مسلح یمن موافقت کند و عملاً جبهه جدیدی در منطقه برای آمریکا بگشاید، ادعای پایان دادن به جنگ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای از سوی افکار عمومی پذیرفته نمی‌شود.

 

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) حملات نیرو‌های مسلح یمن به عربستان که از ۱۳ ژوئیه آغاز شده و همچنان ادامه دارد، بیش از هر چیز یادآور حملات سال ۲۰۱۹ به زیرساخت‌های انرژی عربستان است، اما این بار وضعیت وخیم‌تر و مخاطرات پیش روی عربستان بسیار وسیع‌تر است.

 

در سال ۲۰۱۹، پهپاد‌ها به یک تأسیسات اصلی استخراج نفت خام در «ابقیق» و یک میدان نفتی عظیم در «خریص» که هر دو در استان «الشرقی» عربستان واقع شده‌اند حمله کردند. پیامد‌های این حملات، نه تنها برای عربستان، بلکه به‌طور بالقوه برای بازار‌های جهانی انرژی، بسیار وخیم بود. با وجود گمانه‌زنی‌ها مبنی بر دخالت ایران یا گروه‌های مقاومت عراقی در این حمله، اما نیرو‌های مسلح یمن مسئولیت این حملات را بر عهده گرفتند.

 

ترامپ در واکنش به این حملات آنها را محکوم کرده و مدعی شد که آمریکا برای انجام اقدام تلافی‌جویانه «کاملاً آماده و مسلح» است. اما در نهایت، واشنگتن تنها به اعمال تحریم‌هایی بر علیه تهران اکتفا کرده و از هرگونه دخالت نظامی خودداری کرد. دلیل این عدم واکنش نظامی، بنا بر ادعای ترامپ این بود که آمریکا دیگر به نفت غرب آسیا وابسته نیست. واکنش سرد و بی‌رمق کاخ سفید، دلخوری و گلایه‌ای ماندگار برای عربستان بر جای گذاشت: در حالی که دشمن اصلی عربستان کاملا علنی به این کشور حمله نظامی می‌کرد، آمریکا به عنوان شریک نظامی اصلی عربستان، تنها نظاره‌گر وقابع بود.

 

آتش‌بس منعقد شده در سال ۲۰۲۲ میان عربستان و یمن علی‌رغم نقض‌های موردی، تا ژوئیه ۲۰۲۶ برقرار ماند؛ این آتش‌بس با تنش‌آفرینی عربستان در زمینه مسیر پرواز‌ی تهران به صنعا و پاسخ یمن به این تنش‌آفرینی نقض شد و عربستان دچار مخمصه‌ای شد که طی سال‌ها در تلاش برای پرهیز از آن بود.

 

حملات موشکی یمن به عربستان از ۱۳ ژوئیه آغاز شد. جنبش انصارالله در ۲۲ ژوئیه بر علیه عربستان اعلام محاصره دریایی کرده و اقدام به هدف قرار دادن نفت‌کش‌های حامل نفت خام عربستان در دریای سرخ کرد. نیرو‌های مسلح یمن در همین نقطه متوقف نشدند و حملات خود را به زیرساخت‌های انرژی عربستان نیز گسترش دادند که اوج آن حمله به پالایشگاه نفت «جیزان» در ۹ اوت بود. همچنین در ۱۰ سپتامبر، حمله‌ای از مبدا ناشناس به خط لوله حیاتی «شرق-غرب» صورت گرفت؛ خط لوله‌ای که به عربستان امکان می‌داد تا مسیر صادرات نفت خود را از تنگه هرمز به دریای سرخ تغییر دهد. در ۱۸ سپتامبر نیز یک موشک بالستیک یمنی که ریاض را هدف قرار داده بود، توسط پدافند هوایی عربستان رهگیری و منهدم شد.

 

این حملات در شرایطی رخ می‌دهد که ذخایر جهانی نفت در پایین‌ترین سطح تاریخی خود قرار دارند؛ وضعیتی که ناشی از تداوم انسداد تنگه هرمز توسط نیرو‌های مسلح ایران است. در چنین شرایطی، قیمت نفت رو به افزایش است و قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا به بالاترین حد خود از سال ۲۰۲۲ رسیده است. از سوی دیگر تسلط نیرو‌های مسلح یمن بر باب‌المندب نیز خطر قابل توجهی برای بازار نفت به شمار می‌رود؛ اگرچه صنعا تاکنون محاصره دریایی را فقط برعلیه عربستان اعمال کرده است، اما نباید فراموش کرد که بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از تردد جهانی کشتی‌های کانتینربَر از طریق تنگه «باب‌المندب» در ورودی دریای سرخ انجام می‌شود و این امر، انسداد احتمالی تنگه باب‌المندب توسط نیروهای مسلح یمن را به امری کابوس‌وار برای بازار جهانی انرژی تبدیل می‌کند.

 

در چنین شرایطی، عربستان از متحد اصلی خود واشنگتن، انتظار کمک و همکاری در زمینه مقابله با یمن را دارد، حمایت آمریکا از عربستان می‌تواند اشکال گوناگونی داشته باشد؛ از جمله اشتراک‌گذاری اطلاعات و ارائه پیشنهاد‌هایی به نیروهای مسلح سعودی برای تعیین اهداف حمله. با این حال، گزارش‌های موثق حاکی از آن است که آنچه عربستان واقعاً خواستار آن است، مداخله نظامی مستقیم آمریکا است؛ درخواستی که گفته می‌شود ترامپ از پذیرش آن خودداری کرده است. برای بی‌میلی ترامپ در این زمینه، چندین توضیح احتمالی وجود دارد:

 

اگرچه کاخ سفید و پنتاگون تمایل دارند که اهمیت این مسئله را پایین جلوه دهند، اما آشکار است که جنگ منطقه‌ای ایران تاکنون بر نظامیان آمریکایی فشار سنگینی وارد کرده است. بنا بر گزارش بازرس کل پنتاگون، ارتش آمریکا با چالش‌های جدی، از جمله کمبود برخی موشک‌های رهگیر پیشرفته مواجه است. همچنین گزارش‌هایی مبنی بر نیاز شدید شناور‌های آمریکایی مستقر در خلیج فارس به تعمیر و نگهداری وجود دارد. این وضعیت در حالی است که تأسیسات نظامی آمریکا در غرب آسیا، از جمله مقر ناوگان پنجم در بحرین، در روز‌های نخست جنگ منطقه‌ای متحمل خسارات گسترده‌ای شده‌اند.

 

دلیل دیگری که می‌توان برای عدم دخالت نظامی آمریکا در مناقشه یمن برشمرد، عدم تمایل ترامپ به نقض آتش‌بس منعقد شده میان آمریکا و یمن در سال ۲۰۲۵ است؛ به علاوه اینکه ترامپ قصد ندارد با دخالت در یمن، ایران را به مقابله به مثل تحریک کرده و این بار در جبهه یمن با ایران به نبرد بپردازد.

 

از سوی دیگر و از منظر سیاسی، به نظر می‌رسد با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر، ترامپ مشتاق است پایان جنگ منطقه‌ای را اعلام و از این موضوع عبور کند و دیگر درباره آن سخنی نگوید.

 

اگر ترامپ با آغاز عملیات نظامی علیه نیرو‌های مسلح یمن موافقت کند و عملاً جبهه جدیدی در منطقه برای آمریکا بگشاید ادعای پایان یافتنِ جنگ از سوی او مضحکه عام و خاص خواهد شد.

 

با این وجود، اکراه آمریکا از مداخله در این جبهه، این تصور را تقویت می‌کند که آمریکا متحد خود را در لحظه نیاز مبرم، تنها گذاشته است. در حالی که عربستان زیر آتش نیرو‌های مسلح یمن قرار دارد، رئیس‌جمهور آمریکا به جهانیان اعلام می‌کند که به این متحد کمکی نخواهد کرد؛ بلکه در عوض، با دشمنِ آن متحد گفت‌و‌گو می‌کند، آن هم عمدتاً برای متقاعد کردنش به اینکه به خودِ آمریکا حمله نکند.

 

این وضعیت، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان را در موقعیت دشواری قرار داده است. تمرکز تقریباً انحصاری ولیعهد عربستان در بخش عمده‌ای از دهه گذشته معطوف به مسائل داخلی بوده است؛ از سرمایه‌گذاری کلان برای دگرگونی جامعه عربستان گرفته تا تنوع‌بخشی به اقتصاد آن و ایجاد فرصت‌هایی برای جوانان و زنان. آخرین چیزی که محمد بن سلمان به آن فکر کرده و برای آن مهیا شده بود نبرد با ایران، یمن یا نیرو‌های مقاومت عراق بود.

 

پس از حملات یمن به عربستان در سال ۲۰۱۹، ریاض دچار دلخوری شدیدی از واشنگتن شد. البته این کشور قصد نداشت که به دلیل این دلخوری روابط خود را با آمریکا قطع کند، بلکه قصد داشت تا روابط ریاض و واشنگتن را به شکلی متعهدانه و شفاف تغییر دهد، به همین دلیل عربستان اقدام به مذاکره با آمریکا بر سر یک پیمان دفاعی متقابل کرد، اما این مذاکرات به سرانجام نرسید و با شکست مواجه شد.

 

با این حال، عربستان همچنان به دنبال همکاری امنیتی نزدیک‌تر با آمریکا بود و به نظر می‌رسید که محمد بن سلمان در جریان سفر خود به واشنگتن در نوامبر ۲۰۲۵، دقیقاً به همین هدف دست یافت. در این سفر، آمریکا عربستان را به عنوان اصلی‌ترین متحد آمریکا در میان کشور‌های غیرعضو ناتو معرفی، با فروش جنگنده‌های اف ۳۵ به ریاض موافقت و یک توافق دفاعی راهبردی جدید با ریاض امضا کرد. با این وجود، کمتر از یک سال بعد و در بحرانی‌ترین لحظات عربستان، آمریکا باز هم پشت این کشور را خالی کرد.

 

این وضعیت، اگرچه روابط آمریکا و عربستان را به نقطه گسست نمی‌کشاند، اما در آینده احتمالاً باعث حساس‌تر شدن عربستان برروی قرارداد‌های منعقد شده با آمریکا خواهد شد. ریاض با خود خواهد اندیشید که اگر بار دیگر مورد حمله دشمن سرسخت خود قرار بگیرد، آمریکا چه واکنشی نشان خواهد داد؟ عنوان «اصلی‌ترین متحد غیرعضو ناتو» دقیقاً چه معنا و اهمیتی دارد؟ عربستان تا چه حد باید انتظار داشته باشد که در تصمیم‌گیری‌های کلان مربوط به عملیات نظامی آمریکا در منطقه که مستقیماً بر عربستان و همسایگانش تأثیر می‌گذارد مشارکت داده شود؟ همچنین آمریکا نیز باید انتظار داشته باشد که عربستان به دنبال شرکای نظامی دیگری باشد؛ «پیمان مکه» که اخیراً عربستان، پاکستان و ترکیه را گرد هم آورد، نمونه‌ای بارز از این رویکرد است.

 

در کوتاه‌مدت، عربستان با همان دو گزینه‌ای روبروست که همواره پیش رو داشته است: عملیات نظامی و دیپلماسی. این کشور در حال حاضر علیه نیرو‌های مسلح یمن دست به عملیات نظامی زده است و به نوعی، چاره‌ای جز این ندارد؛ چرا که مورد حمله قرار گرفته و از منظر سیاسی، ناگزیر به تلافی است. اما در نهایت، باید انتظار بازگشت به دیپلماسی را داشت؛ دیپلماسی‌ای که شاید کامل و رضایت‌بخش نباشد، اما با این حال از تنش‌ها می‌کاهد.

 

این مسیر دیپلماتیک ممکن است عملاً به مقصد ایران منتهی شود؛ چنان‌که گزارش‌هایی مبنی بر برنامه‌ریزی کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس برای دیدار با مذاکره‌کنندگان ایرانی در عمان منتشر شد که در نهایت به تعویق افتاد، اما این همان مسیری است که احتمالاً درگیری مذکور به سمت آن حرکت می‌کند: یک فرایند دیپلماتیک که لزوماً شامل آمریکا نمی‌شود و به نوعی همزیستی ناقص با ایران می‌انجامد و زمینه را برای کاهش تنش با بمن نیز فراهم می‌سازد.

 

انتهای پیام/20


| شناسه مطلب: 421818







نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.