گزارش وبگاه فلسطینیان 48؛
کرانه باختری به نقطه انفجار نزدیک میشود؛ محدودیتهای ارتش رژیم صهیونیستی برای مهار بحران/ پسلرزههای طوفان الاقصی ادامه دارد
در شرایطی که کرانه باختری به دلیل تشدید یورشها، خشونت شهرکنشینان و فشارهای امنیتی اسرائیل در وضعیت شکنندهای قرار گرفته است، ارزیابیها در داخل ساختار امنیتی این رژیم نسبت به احتمال وقوع انفجاری گسترده هشدار میدهند؛ انفجاری که به باور ناظران، ارتش فرسایشیافته رژیم اشغالگر با وجود حضور گسترده نظامی، ممکن است توان مهار پیامدهای آن را نداشته باشد.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از وبگاه عرب48، رژیم صهیونیستی کرانه باختری را به سوی لبه انفجار سوق میدهد؛ آن هم در شرایطی که شکاف میان سیاستهای تهاجمی علیه فلسطینیان که از سوی سطح سیاسی این رژیم تحمیل میشود و توان واقعی ارتش رژیم صهیونیستی برای اجرای این سیاستها و کنترل پیامدهای آن، روزبهروز افزایش مییابد.
با وجود اینکه کرانه باختری در طول سالهای جنگ علیه نوار غزه، در مقایسه با حجم عملیات نظامی رژیم اشغالگر، فشار اقتصادی و بسته شدن بازار کار به روی فلسطینیان، سطحی از آرامش نسبی را حفظ کرده است، ارزیابیهای داخل نهاد امنیتی رژیم اشغالگر اکنون هشدار میدهند که این آرامش شکننده است و تنها یک حادثه میتواند منطقه را به سوی رویارویی گسترده سوق دهد.
موضوع به وجود تصمیمی سازمانیافته از سوی فلسطینیان برای آغاز انتفاضهای جدید مربوط نمیشود، بلکه بیشتر به انباشت سیاستهای خود اشغالگران بازمیگردد؛ از یورشها، بازداشتها و توقیف درآمدهای مالیاتی فلسطینیان گرفته تا حمایت از شهرکنشینان مسلح، تهدید به اشغال اردوگاههای بیشتر و تخلیه ساکنان آنها.
نکته قابل توجه آن است که این سیاستها توسط ارتشی اجرا میشود که با کمبود نیروی نظامی، فرسایش مداوم، کاهش انضباط و اختلاف فزاینده میان فرماندهی نظامی و سطح سیاسی درباره حدود استفاده از زور و نحوه توزیع نیروها در جبهههای مختلف روبهرو است.
با بازگشت به واقعیتهای میدانی، نشانههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد نهاد نظامی رژیم اشغالگر قدس دریافته است منشأ تشدید تنش آینده ممکن است از داخل ساختار کنترل رژیم ناشی شود، نه از ابتکاری مستقل فلسطینی.
آلون بن داوید، تحلیلگر نظامی شبکه ۱۳ اسرائیل، در اول اوت ۲۰۲۶ به نقل از یک افسر ارشد اسرائیلی اعلام کرد که تنها یک اتفاق میان کرانه باختری و وقوع انتفاضهای جدید فاصله ایجاد کرده است و آتش زدن یک خانه فلسطینی میتواند تمام معادلات را تغییر دهد. او همچنین به نقل از یک مقام نظامی دیگر گفت مشکل اصلی ارتش در کرانه باختری در حال حاضر مقاومت فلسطین نیست، بلکه خشونت شهرک نشینان است.
این ارزیابیها تناقض آشکاری در رفتار رژیم اشغالگر نشان میدهد؛ زیرا ارتش میداند شهرکنشینان آغازگر حمله به روستاها و فلسطینیان هستند و برخی از این حملات میتواند جرقه درگیری گستردهای شود، اما با این حال سلاحهای آنان را جمعآوری نکرده و به شکل قاطع مانع ورودشان به مناطق فلسطینی نمیشود.
در مقابل، ارتش همچنان برای گسترش عملیات خود در اردوگاهها و شهرها آماده میشود؛ به این معنا که ممکن است یک فلسطینی ابتدا هدف حمله شهرکنشین قرار گیرد و سپس با عملیات نظامی از سوی ارتش اشغالگر مواجه شود؛ عملیاتی که تلآویو آن را واکنشی به مقاومت او در برابر آن حمله معرفی خواهد کرد.
با این حال، ارتشی که دولت اشغالگر از آن میخواهد عملیات خود را گسترش دهد، دیگر تنها در یک جبهه یا بر اساس اهدافی مشخص از نظر زمانی فعالیت نمیکند. این ارتش بیش از ۲۴ گردان در کرانه باختری مستقر کرده، نیروهایی در نوار غزه نگه داشته، در جنوب لبنان و سوریه حضور دارد و همچنان برای احتمال ازسرگیری جنگ با ایران آماده است.
این جبهههای متعدد، نیروهای فعال و ذخیره ارتش را تحت فشار مستمر قرار داده است؛ در حالی که دولت اشغالگر مأموریتهای جدیدی به آن اضافه میکند، بدون آنکه پایان سیاسی مشخصی برای هیچیک از این مأموریتها تعیین کند.
تناقض میان خواستههای دولت و توان ارتش در دستور یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، برای آماده شدن جهت اشغال یک اردوگاه پناهندگان دیگر در کرانه باختری آشکار شد. کاتس اعلام کرد ارتش بر اساس الگویی عمل خواهد کرد که فرماندهی منطقه مرکزی در جنین، طولکرم و نور شمس اجرا کرده بود؛ الگویی که شامل کوچ اجباری ساکنان، تخریب اردوگاهها و سپس حفظ حضور دائمی نیروهای اسرائیلی در آن مناطق بود.
روزنامه «یدیعوت آحارونوت» در سوم اوت ۲۰۲۶ گزارش داد که برنامههای عملیاتی شامل اردوگاههای بلاطه، قلندیا و الجلزون است و اردوگاه بلاطه در صورت تصمیم اسرائیل برای اجرای عملیات جدید، گزینه اصلی خواهد بود.
با این حال، این برنامهها تاکنون وارد مرحله اجرا نشدهاند، زیرا ارتش نیروی انسانی و منابع کافی برای کنترل اردوگاه جدید و ماندن در آن پس از پایان عملیات نظامی را در اختیار ندارد.
اما بحران ارتش فراتر از مسئله کمبود نیرو است؛ حادثه شورش نظامیان در تیپ گفعاتی نشان داد که اقتدار فرماندهی عالی و توان آن برای اعمال انضباط در یگانها کاهش یافته است.
گای حزوت، سرتیپ ذخیره و پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت داخلی رژیم صهیونیستی، در مقالهای که دوم اوت ۲۰۲۶ در یدیعوت آحارونوت منتشر شد، نوشت این حادثه یک شورش محدود نیست، بلکه کاهش معیارهای حرفهای و اخلاقی و بحران در مفهوم فرماندهی را آشکار میکند.
حزوت میان شجاعت در میدان نبرد و شجاعت در فرماندهی تفاوت قائل میشود. به گفته او، فرماندهان اسرائیلی همچنان همراه نیروهای خود در میدان پیشروی میکنند، اما توانایی تعیین خطوط قرمز، برخورد با نظامیان متخلف و رد رفتارهای مغایر با دستورات و معیارهای نظامی را از دست دادهاند.
او این افول را به پیامدهای شکست هفتم اکتبر مرتبط میداند؛ رخدادی که شکافی میان فرماندهان و نظامیان ایجاد کرد، زیرا فرماندهان ارشد هم با احساس مسئولیت نسبت به آن حادثه و هم با حملات سیاسیون و رسانهها مواجه شدند. در عین حال، تجربه رزمی فرماندهان میدانی و نظامیان گاه از تجربه کسانی که در ستاد ارتش آنان را هدایت میکنند، بیشتر شده است.
حزوت همچنین اشاره میکند که نظام یادگیری عملیاتی ارتش در دسامبر ۲۰۲۳ پژوهشی منتشر کرد که هشدار میداد یگانهایی که بیش از ۶۰ روز بهصورت مداوم در جنگ حضور دارند، با کاهش شدید انضباط روبهرو میشوند و حتی ممکن است به تهدیدی برای نیروهای خود تبدیل شوند.
با این وجود، ارتش همچنان نیروهای خود را برای دورههای طولانی به کار گرفته است؛ در حالی که رژیم صهیونیستی طی دهههای گذشته نیروهای زمینی خود را کاهش داده و متناسب با تعدد جبهههای کنونی افزایش نداده است.
در نتیجه، پیامدهای این بحران تنها به داخل ارتش محدود نمیشود، زیرا کاهش انضباط مستقیماً بر فلسطینیانی که این نیروها در میان آنان فعالیت میکنند، اثر میگذارد. ارتش فرسوده ممکن است به جای عملیاتهای محدود و مشخص، به سیاستهایی مانند محاصره، تخلیه، مجازات جمعی و اقدامات گستردهتر روی آورد.
شیوه مدیریت انتصابها در فرماندهی منطقه مرکزی نیز بخشی از عمق اختلافات درون ساختار نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی را آشکار کرده است. یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، در پخش زنده شبکه ۱۴ اعلام کرد که داوید (دادو) بار کالیفا به جای آوی بلوط به عنوان فرمانده منطقه مرکزی منصوب شده است؛ اقدامی که خبرنگار شبکه ۱۲ آن را غیرمعمول و مغایر با رویههای سنتی اعلام انتصابهای نظامی توصیف کرد.
اهمیت این موضوع نه به هویت این دو فرمانده، بلکه به حجم اختلاف میان سطوح نظامی و سیاسی درباره شکل و زمانبندی عملیات در کرانه باختری و فشار واردشده بر فرماندهی ارتش برای هماهنگی با خواستههای دولت و شهرکنشینان بازمیگردد.
مجموع این تحولات نشان میدهد رژیم صهیونیستی کرانه باختری را به سوی رویاروییای سوق میدهد که شاید دلایل آغاز آن را بشناسد، اما الزاماً توان کنترل مسیر آن را ندارد.
انتهای پیام/ م.ر
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس