تحلیلی از پایداری ایران در جنگ تحمیلی سوم؛
آرزوهای بربادرفته نتانیاهو؛ جنگِ بدون افق و روایتی که شکست خورد/ آمریکا و اسرائیل در پی خروج غیرمفتضحانه از باتلاق ایران
تحلیلگر فلسطینی نوشت: نتانیاهو همچنان به نبردی موازی در داخل ادامه میدهد: نبردی برای بازنویسی یک روایت! در اقدامی که خشم گستردهای را برانگیخت، وی سعی کرد از مساله تشخیص سرطان خود استفاده سیاسی ببرد و بار دیگر همچون وقایع هفتم اکتبر از زیر بار مسئولیت ناکامی در جنگ شانه خالی کند.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، «مصطفی ابراهیم» تحلیلگر فلسطینی در یادداشتی در وبگاه قدس الاخباریه با عنوان «آرزوهای بربادرفته نتانیاهو؛ جنگِ بدون افق و روایتی که شکست خورد» به بررسی جنگ رمضان و پیامدهای آن برای آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخته است که مهمترین بخش های آن را در اینجا می خوانیم؛
تحلیلهای رسانه های عبری، همانطور که توسط برخی از تحلیلگران اسرائیلی منعکس شده است، نشان دهنده یک بحران منطقهای است که نه تنها تحت تأثیر محاسبات قدرت، بلکه تحت تأثیر محدودیتهای آنها نیز قرار دارد.
تناقضات بین رویکردهای سیاسی و نظامی ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر، با ملاحظات داخلی اسرائیل و منافع بنیامین نتانیاهو تلاقی میکند و تصویری پیچیده از جنگی را ایجاد میکند که وضوح خود را از دست داده است.
تشدید رویارویی بین دونالد ترامپ و ایران دیگر صرفاً برخورد ارادهها نیست؛ بلکه به جنگی فرسایشی و متقابل تبدیل شده است، جایی که خسارات اقتصادی انباشته میشود و شکافهای سیاسی گسترش مییابد، بدون اینکه نقطه پایانی در افق دیده شود.
با وجود فشارهای سنگینی که علیه ایران اعمال شده، به نظر نمیرسد تهران آماده عقبنشینی باشد، همانطور که واشنگتن، تحت هدایت ترامپ، به نظر نمیرسد آماده کنار گذاشتن گزینه تشدید تنش باشد. در اینجا معضل دوجانبه نهفته است: مذاکرات متوقف شده، شکافهایی وجود دارد که رفع آنها دشوار است و گزینه نظامی که همچنان روی میز است و میتواند با هدف قرار دادن زیرساختهای استراتژیک در داخل ایران، به شکلی حتی خشونت بارتر بازگردد.
اما مهمتر از توصیف این مخمصه، چیزی است که این تحلیلها در مورد محدودیتهای قدرت آشکار میکنند. سیاست «فشار حداکثری» نتیجه مطلوب را به همراه نداشته است. در عوض، این سیاست منجر به «واکنش پرهزینه ایران» شده است که شامل اختلال در جریان انرژی جهانی و تهدید زنجیرههای تأمین شده است. این صرفاً یک مانور تاکتیکی نیست، بلکه یادآوری این نکته است که ایران، با وجود حملات، هنوز ابزارهای استراتژیکی برای ایجاد اختلال در فراتر از مرزهای جغرافیایی خود دارد.

در مقابل، به نظر نمیرسد ایالات متحده در موقعیت راحتی قرار داشته باشد. ترامپ، که ادعا میکند از نظر زمانی تحت فشار نیست، در یک واقعیت سیاسی متفاوت عمل میکند: کاهش حمایت داخلی از جنگ و نگرانیهای فزاینده در مورد پیامدهای اقتصادی که میتواند بر رأیدهندگان آمریکایی تأثیر بگذارد، به ویژه با نزدیک شدن به انتخابات! در اینجا، محاسبات نظامی با محدودیتهای سیاسی تلاقی میکند و هرگونه تشدید تنش را به اقدامی پرخطر تبدیل میکند.
در داخل ایران، نظام حاکم منسجم به نظر میرسد، فشارهای گسترده از جنگ گرفته تا محاصره دریایی، توانایی ایران برای جذب ضربات و طولانی کردن رویارویی در عین انتظار برای تغییر شرایط را نمایانگر ساخته است.
با این حال، مهمترین جنبه مربوط به ایران یا ایالات متحده نیست، بلکه مربوط به خود اسرائیل است. در حالی که چالشهای منطقهای تشدید میشوند، نتانیاهو همچنان به نبردی موازی در داخل اسرائیل ادامه میدهد: نبردی برای بازنویسی یک روایت! در اقدامی که خشم گستردهای را برانگیخت، نتانیاهو سعی کرد از مساله تشخیص سرطان خود استفاده های سیاسی خود را ببرد و بار دیگر همچون وقایع هفتم اکتبر از زیر بار مسئولیت ناکامی ها در جنگ شانه خالی کند. این یک لغزش لفظی نبود، بلکه بخشی از یک تلاش سیستماتیک برای ایجاد روایتی بود که او را از مسئولیت ناکامی ها مبرا میکند و تقصیر را به گردن سایر نهادهای امنیتی میاندازد و تلاش میکند این شکست را صرفاً یک نقص فنی جلوه دهد!
خطرناکتر این است که این تلاش بخشی از یک زمینه گستردهتر از ابهامافکنی و اطلاعات نادرست است که شامل مانعتراشی در تشکیل یک کمیسیون تحقیق رسمی، تحریک علیه سیستم قضایی و تلاش برای تغییر شکل حافظه جمعی اسرائیل میشود. بنابراین، دو سطح از بحران با هم تلاقی میکنند: یک سطح منطقهای، که در آن جنگی بیپایان با پتانسیل فرسایش و تشدید تنش بین واشنگتن و تهران در جریان است؛ و یک سطح داخلی اسرائیل، که در آن نبردی برای جلب افکار عمومی در جریان است که اهمیت آن کمتر از نبرد میدانی نیست. در هر دو مورد، یک حقیقت آشکار میشود: وقتی جنگها در دستیابی به اهداف خود شکست میخورند، پایان نمییابند، بلکه به یک موج از فشار طولانی مدت تبدیل میشوند. آنگاه دیگر سوال این نیست که جنگها چگونه آغاز میشوند، بلکه سوال این است که «چگونه میتوان بدون اعتراف صریح به شکست، از آنها خارج شد!»
انتهای پیام/م.ت/
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس