دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷ 
qodsna.ir qodsna.ir
پرونده ویژه قدسنا (2)

موانع برگزاری رفراندوم در فلسطین

تقابل میان فلسطینیها و صهیونیستها یک تقابل وجودی است و صهیونیستها به رفراندومی که نتیجه اش از پیش مشخص است و آن حذف حاکمیتی به نام اسرائیل باشد تن نمی دهند مگر آنکه معادله موجود تغییر کند.

خبرگزاری قدس (قدسنا) «مهدی زند»*: رفراندوم به عنوان یک راهکار حقوقی و مبتنی بر دموکراسی برای حل بحران ها و تعیین تکلیف یک مشکل ملی و یا بین المللی همواره از سوی سازمان ها و نهاد های مدنی مورد استقبال قرار گرفته است و حتی دولت هایی که از انجام رفراندوم در آن موضوع یا بحران متضرر می شوند چاره ای جز تسلیم در برابر نتیجه رفراندوم ندارند زیرا آن نتیجه مبتنی بر آرای مردم و مطلوب آنان است. بنابر این مخالفت با آن بر وجهه دموکراتیک آن دولت ها خدشه وارد می سازد و حتی ممکن است برای آن محدودیت هایی را نظام بین الملل ایجاد کند. در تاریخ 23 ژوئن 2016 مردم انگلیس طی رفراندومی رای به خروج این کشور از اتحادیه اروپا دادند. این در حالی بود که دولت وقت بریتانیا شدیدا تاکید داشت که عضویت انگلیس در اتحادیه اروپا می بایست استمرار داشته باشد اما آرای مردم را محترم شمرد و به آن تن داد. هرچند دیگر کشورهای اروپایی از نتیجه رفراندوم در انگلیس خرسند نبودند اما آنان نیز چاره ای جز پذیرش خواست مردم انگلیس نداشتند.

بحران فلسطین یک بحران طولانی و درازمدت است. بحران فلسطین با اشغال سرزمین فلسطین توسط ارتش بریتانیا کلید خورد و با تاسیس دولت صهیونیستی در آن تشدید شد. دولتی که بر پایه استعمار اسکانی شکل گرفت. بدین معنی که با تجاوز نظامی توام با کشتار و آواره سازی یک ملت (ملت فلسطین) و جایگزین کردن مردمی مهاجر (یهودیان) رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین شکل گرفته است. در حال حاضر از جمعیت 13 میلیونی فلسطین حدود نیمی از آنان در کشورهای گوناگون آواره هستند و بعضا در شرایط رقت و خفت بار زندگی می کنند و نیمی دیگر آنان در سرزمین فلسطین و در شرایط اشغال به سر می برند. جامعه فلسطین خواستار بازگشت به سرزمین و خانه و کاشانه خود هستند و از دیگر سو رژیم صهیونیستی نه تنها مانع این خواست فلسطینیان است، بلکه با تاکید بر سیاست های اشغالگرانه خود هر روز سرزمین های بیشتری از فلسطینیان را غصب می کند.

 با توجه به استمرار این بحران که از مرزهای فلسطین فراتر رفته و کل منطقه غرب آسیا را متاثر ساخته است و حتی از مرزهای منطقه ای نیز در حال خروج است، استقرار صلح  و امنیت در جهان با مخاطره جدی روبرو شده است. این مخاطره جدی برای امنیت جهانی، حل سریع آن را ضروری می سازد. بر این اساس جامعه جهانی و سازمان ملل متحد که اساسا برای جلوگیری از تکرار جنگ هایی مانند جنگ اول و دوم جهانی تشکیل شده است، می بایست در این خصوص پیشقدم بوده و فضای بین الملل را برای حل این بحران هدایت کند. از آنجا که دو طرف دعوا برای خود حقوقی را قائل هستند، بنابراین انتظار آن است که راهکارهایی حل این بحران باید بر اساس عدالت باشد . زیرا در غیر این صورت جهان باید همچنان شاهد استمرار و گسترش این بحران باشد.

با عنایت به خطری که استمرار بحران فلسطین برای امنیت جهانی دارد، جامعه جهانی راهکارهای متعددی را پیشنهاد داده است اما همه آن راهکارها به علل گوناگون که مهمترینشان عادلانه نبودن و در مرحله بعد مانع تراشی رژیم صهیونیستی است، نتوانسته تغییر مثبتی در این بحران ایجاد کند. اخیرا نیز طرح سیاسی دو دولتی که غرب پیشنهاد داده بود نیز با تشدید سیاسیت غصب زمین های فلسطینی از سوی صهیونیست ها در چارچوب شهرک سازی، در دیدار بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی و دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا به عنوان مهمترین حامی اسرائیل، رد شد.

جمهوری اسلامی ایران در سال 1379 پیشنهاد برگزاری رفراندوم را برای تعیین سرنوشت فلسطین ارائه کرد. این پیشنهاد تاکید دارد که ملت فلسطین، اعم از آوارگان و فلسطینیان داخل این سرزمین، به عنوان صاحبان اصلی سرزمین فلسطین، در یک رفراندومی که با نظارت مجامع بین المللی برگزار می شود در باره سرنوشت سرزمین فلسطین و نوع حکومت و حاکمیت بر آن تصمیم بگیرند. پس از تشکیل دولت برآمده از آرای مردمی در این رفراندوم، این دولت قانونی فلسطین است که در باره مرزها و روابط با همسایگان و حقوق شهروندی و تعیین تکلیف مهاجرین اشغالگر، تصمیم گیری می کند. این پیشنهاد راهکاری کاملا دموکراتیک و مبتنی بر اصول حقوق بین الملل و بر پایه اصول متعدد در منشور سازمان ملل متحد است.

از سال 1379 تا کنون این پیشنهاد بارها از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است ولی جامعه جهانی که در سیطره جریان صهیونیسم بین الملل به رهبری امریکا است، از توجه به آن سر باز زده است. از دیگر سو احساس می شود در دولت های جمهوری اسلامی ایران نیز اشتیاق پیگیری و پیشبرد این پیشنهاد درعرصه بین المللی وجود ندارد. پیشنهادی که طبیعتا انتظار نمی رفت فورا از سوی صهیونیست ها و حامیانش مورد استقبال قرار گیرد و جا اندختن آن به عنوان یک مطالبه جهانی سختی هایی را به دنبال دارد اما استمرار طرح این پیشنهاد با توجه به ظرفیت های بین المللی می تواند آن را به یک مطالبه جدی و فراگیر بین المللی برای حل بحران رو به گسترش بحران فلسطین تبدیل سازد.

پیشنهاد برگزاری رفراندوم در فلسطین، برای آنکه بتواند مقبول جامعه جهانی شده و لباس اجرا بر تن کند با موانع متعددی روبرو است:

•  ساختار فعلی نظام بین المللی :

ساختار فعلی نظام بین المللی هم راستا با منافع رژیم صهیونیستی تعریف و شکل گرفته است. نظام بین المللی فعلی از یک سو رژیم صهیونیستی را به عنوان دولتی قانونی پذیرفته است و از سوی دیگر جامعه فلسطین در این ساختار جایگاهی ندارد. به همین دلیل است که همه تلاش های فلسطینیان در دفاع از حقوق خود و حتی مقاومت این جامعه در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی که بر اساس منشور سازمان ملل متحد و کنوانسیون ها و قطعنامه های بین المللی می بایست دفاع مشروع تلقی شود، از سوی این ساختار حاکم، اقدامی غیر مشروع و تروریستی تعریف می شود و بر عکس تجاوزات این رژیم علیه جامعه فلسطینی را که آشکارا منشور سازمان ملل و کنوانسیون های چهارگانه ژنو و قطعنامعه های بین المللی را نقض می کند، در چارچوب دفاع مشروع تعریف می کند.  نظام بین المللی فعلی استمرار حیات رژیم صهیونیستی را در تامین منافعی که در منطقه برای خود در نظر گرفته است، ضروری می داند. بر این اساس هر اقدامی که به نوعی استمرار حیات این رژیم را تهدید کند، با مخالفت این نظام روبرو خواهد شد. از آنجا که نتیجه طبیعی رفراندوم تعیین سرنوشت در فلسطین، حذف حاکمیت و واحد سیاسی ای به نام اسرائیل است، نظام فعلی از آن استقبال نخواهد کرد( حذف و نابودی اسرائیل معنی نابودی یهودیان در فلسطین نیست). حتی اگر رفراندوم پیشنهادی مقام معظم رهبری توسعه یابد و مهاجرین یهودی ساکن در فلسطین را نیز شامل شود، ساختار فعلی نظام بین المللی تمایلی به برگزاری رفراندوم از خود نشان نخواهد داد، زیرا  علی رغم توسعه باز نتیجه یکسان خواهد بود زیرا جمعیت فلسطینی اکثریت را تشکیل داده و طبیعتا نتیجه مطلوب آنی نخواهد بود که بقای رژیم صهیونیستی را تهدید نکند. هر چند تاکید مقام معظم رهبری در تحدید فراگیری جمعیت به فلسطینیان از بابت اثبات حقانیت این ملت در فلسطین به عنوان صاحبان حق و مالکان اصلی است.

دولت ایالات متحده در حال حاضر در راس این ساختار قرار دارد و با توجه به کارکردی که رژیم صهیونیستی برای غرب و در راس امریکا دارد، حمایت از رژیم صهیونیستی یک اولویت در غرب تعریف شده است. اسرائیل در واقع به صورت یک پادگان عملیاتی غرب در منطقه تعریف شده است که با کارکرد خود یعنی مدیریت ناامنی در منطقه عملا موجب شده که انرژی(نفت و گاز) منطقه:

1 - به صورت پیوسته و بدون توقف به صنایع غربی صادر شود.

2- این انرژی به صورت خام صادر شده و کشور های منطقه از ارزش افزوده آن پس از فرآوری محروم هستند.

3-  این انرژی بسیار پایین تر از ارزش واقعی اش به دست خریداران غربی می رسد.

4-  کشورهای منطقه نیز توان جذب درآمد های حاصل از فروش انرژی را نداشته از این روی آن درآمد های حاصله به صورت خرید کالاهای مصرفی لوکس و خصوصا تسلیحات نظامی و یا به صورت سپرده گذاری مجددا به غرب باز می گردد.( در حال حاضر میزان سپرده های فقط کشور عربستان آن هم فقط در کشور امریکا بالغ بر 750 میلیارد دلار است).

5- به دلیل نبود زیرساخت های توسعه تحصیلکردگان و نخبگان این جوامع به غرب کوچ کرده و جامعه غربی به رایگان از این ثروت انسانی برخوردار می شوند، بدون اینکه برای تربیت آنان هزینه ای کرده باشند.

بر این اساس تا زمانی که نظام کنونی حاکم بر بین الملل وجود دارد ، همچنین تا زمانی که رژیم صهیونیستی منافع آن را تامین می کند، مقبولیت برگزاری رفراندوم در فلسطین به عنوان راهکار حل بحران فلسطین را نباید انتظار داشت مگر اینکه ساختار فعلی تغییر کند و یا اینکه مشروعیت کارکردی اسرائیل برای غرب تغییر کند و این رژیم به یک سربار استراتژیک تبدیل شود که نه تنها تامین کننده منافع غرب نیست، بلکه منافع و امنیت غرب را نیز به مخاطره اندازد.

•  ساختار منطقه ای :

در ساختار منطقه ای دو جریان وجود دارد که در رقابت شدید با هم قرار دارند. یک جریان که از آن با عناوینی چون "محور سازش"  و  " محور میانه رو" یاد می کنند به دلایل مختلف از جمله فقدان پایگاه مردمی، به قدرت های فرا منطقه ای برای بقا متکی هستند. بر این اساس اولویت ها و رفتارهای سیاسی خود با توجه به مطلوبیت قدرت هایی که به آن وابسته اند، تعریف می کنند. از آنجا که بعد از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی، جهان از دو قطبی بودند خارج شد و نظم نوین جهانی بر مدار رهبری ایالات متحده امریکا شکل گرفت، محور سازش و یا به تعبیر خانم "کوندا لیزا رایس" وزیر امور خارجه اسبق امریکا "دولت های محور اعتدال"، تمام قد به سمت غرب و امریکا چرخیدند. اکنون این دولت ها اولویت های خود بر اساس اراده امریکا تعریف کرده اند. از آنجا که اراده غرب تعریف ساختار منطقه ای بر حول محور برتری رژیم صهیونیستی است و مخالف هر اقدامی است که موجب تضعیف این رژیم شود، حمایت از فلسطین و مخالفت و مقابله با اسرائیل به مرور از اولویت دولت های این محور خارج شده و جای آن را همکاری و هم پیمانی با رژیم صهیونیستی گرفته است. تروریست های تکفیری که سبب به حاشیه رفتن مساله فلسطین در جهان اسلام شده اند، به وسیله غرب، رژیم صهیونیستی و محور سازش مشترکا مدیریت می شوند. در راس این محور دولت های عربستان، ترکیه، قطر و امارات قرار دارند.

جریان دوم که محور مقاومت خوانده می شود، با توجه به شناخت و اتکا به ظرفیت های خود، از ورود به حوزه همپیمانی با ساختارهای قدرت جهان پرهیز کرده و اصرار بر حفظ فلسطین به عنوان اولویت خود دارند. بر همین اساس است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شعار "امروز ایران، فردا فلسطین" مطرح می شود و در بحبوحه جنگ تحمیلی حزب بعث عراق بر ایران، مساله فلسطین همچنان به عنوان اولویت نظام جمهوری اسلامی مطرح است. همچنین دولت سوریه علی رغم اینکه به عنوان یک دولت عربی عضو اتحادیه عرب است، همچنان در محور مقاومت حضور فعالانه خود را حفظ و بر ضرورت حمایت از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی تاکید دارد.

 حزب الله لبنان که اساسا در شرایط اشغال این کشور توسط رژیم صهیونیستی، شکل گرفته است، حمایت از فلسطین و مقابله با اشغالگران صهیونیست را یک اولویت دانسته و همه فشارهای داخلی، منطقه ای و بین المللی نیز نتوانسته فلسطین را از اولویت این گروه مقاوم خارج سازد. در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران به عنوان راس این محور مطرح است و گروه های مقاوم فلسطینی و دولت فعلی عراق و انقلابیون یمن ( و البته جریان هایی در چندین کشور اسلامی دیگر) نیز در این محور تعریف می شوند. هر چند از سال 2011 که فتنه تروریستی در سوریه کلید خورد، ضرورت مقابله با رژیم صهیونیستی تا حد زیادی به حاشیه رفت اما محور مقاومت با آنکه در گیر جنگ با تروریست های تکفیری در سوریه، عراق بوده است، اولویت فلسطین را با تاکید بر مقاومت ضد صهیونیستی همچنان حفظ کرده است. این اولویت پس از پدیدار شدن افق روشنی از تحولات در سوریه و عراق در یکسره سازی فتنه تروریستی، به سمت پر رنگ تر شدن نیز حرکت کرده است.

جریان مقاوم علی رغم تاکید بر مقاومت به عنوان یک راهکار موثر برای پایان بخشی به بحران اشغال فلسطین، از تجربه راهکارهای دیگری که مبتنی بر عدالت باشد که حقوق از دست رفته فلسطینیان را تماما استیفا کند، نیز استقبال می کند. بر این اساس پیشنهاد برگزاری رفراندوم در فلسطین به عنوان یک راهکار حقوقی و دموکراتیک که بر چارچوبه عدالت استوار است، از سوی این محور ارائه شده است، هر چند هنوز تاکید دارد که "فلسطین تنها با اتکا بر مسلسل های جوانان فلسطین" یعنی مقاومت آزاد خواهد شد.

اما جریان مقابل آن به رهبری عربستان به دلیل اینکه اساسا گسترش و قدرت یابی مقاومت را مساوی با تحدید نفوذ خود در جهان اسلام و تقویت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای که توانایی ورود و مدیریت بحران های جهانی نیز دارد، می داند، نه تنها از این پیشنهاد استقبال نمی کند، بلکه همسو با ساختار بین الملل حاکم، در تضعیف اولویت فلسطین نیز اقدام می کند.

بنابر این تا زمانی که جریان اعتدال در منطقه نفوذ دارد، پیشنهاد رفراندوم در فلسطین اجرایی نخواهد شد. البته افزایش هزینه این دولت ها در محور سازش می تواند آنها را به سمت یک همپیمانی منطقه ای بر محور اولویت فلسطین و مقاومت ضد صهیونیستی سوق دهد که در این صورت بقای دولت های خود را نیز تضمین خواهند کرد. چرا که ملت های منطقه خلاف دولت هایشان دل در گرو فلسطین و مقاومت بسته اند و دور شدن این دولت ها از روند سازش که طبیعتا می تواند به معنی نزدیکی به محور مقاومت باشد، از سوی ملت هایشان مورد استقبال و حمایت قرار خواهد گرفت.

•  ساختارهای داخلی :

الف : جامعه فلسطین

جامعه فلسطین یک جامعه تحت اشغال است. بدیهی ترین انتظار از یک جامعه تحت اشغال، تلاش برای آزاد سازی سرزمین است و هیچ چیزی نباید این اولویت(آزاد سازی سرزمین) را تحت شعاع قرار دهد.جامعه فلسطین از پیش از تاسیس رژیم صهیونیستی مبارزه برای رهایی از اشغال را در دستور کار خود قرار داد اما به دلیل خلع سلاح بودن و نیز توطئه مشترک دولت استعمارگر انگلیس با شریف حسین و آل سعود، مبارزات آزادی بخش این جامعه نتیجه نداد و با تاسیس رژیم صهیونیستی این مبارزات در از سوی گروه های چریکی فلسطینی که در چارچوب ایدئولوژی چپ مبارزه می کردند استمرار یافت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری حزب الله لبنان که با مانیفست آموزه های اسلامی و با اتکا به توده های مردم مومن و مسلمان پیروزی های بزرگی را رقم زده بودند و بر مساله حمایت از فلسطین نیز به عنوان یک اولویت راهبردی و نه تاکتیکی تاکید می کردند، مقاومت مردمی در فلسطین با تاسی از آموزه های اسلامی شکل گرفت که از آن با عنوان انتفاضه یاد می کنند. انتفاضه فلسطین توانست معادله یک سویه در فلسطین را تغییر دهد و اشغالگران صهیونیست در برابر نوع جدیدی از مقاومت و مبارزه قرار گرفتند که مدیریت و مهار آن بدون هزینه نبود. به همین دلیل با بخشی از جامعه فلسطین که از طولانی شدن شرایط اشغال خسته شده بودند(بریده بودند) از در معامله درآمد که حاصل آن ضمن اینکه پایانی بر انتفاضه نخست فلسطین بود، سبب تولد جریان سازش فلسطین نیز شد.
 
در حال حاضر فضای دو قطبی بر جامعه فلسطین حاکم است. جریانی اصرار بر سازش با اشغالگران دارد و ضمن اینکه در برابر اراده رژیم صهیونیستی تسلیم محض است، در چارچوب ساختار خودگردانی فلسطین، در مهار و سرکوب مقاومت ضد صهیونیستی با رژیم صهیونیستی همکاری های نزدیک امنیتی نیز دارد. بر این اساس این جریان همسو با رژیم صهیونیستی تمایلی به برگزاری رفراندوم تعیین سرنوشت در فلسطین ندارد. زیرا نتیجه طبیعی آن حذف سلطه این جریان است.

جریان دیگر در فلسطین بر راهبرد مقاومت تا آزاد سازی کل سرزمین فلسطین از اشغال تاکید دارد و با تاکید بر همین راهبرد توانسته ضمن وارد سازی آسیب های جدی به اشغالگران صهیونیست و وادار سازی آنان به دادن امتیازاتی که به اعتراف مسئولین رژیم صهیونیستی دردناک به مقاومت، به نوعی مشروعیت مردمی، منطقه ای و حتی بین المللی در چارچوب دفاع مشروع کسب کند. هرچند قدرت های حامی رژیم صهیونیستی، هنوز اصرار دارند، مقاومت را تروریسم معرفی کنند.

 اهم دستاوردهای راهبرد مقاومت را می توان موارد زیر بر شمرد:

-  اعتراف صهیونیست و قدرت های حامی رژیم صهیونیستی بر هویت فلسطینی که تا پیش از همواره آن را نفی می کردند.(قرارداد اسلو از نگاه صهیونیست ها به همین دلیل بسیار تلخ بود زیرا ناچار به پذیرش هویت فلسطین و فلسطینی شدند)
-  عقب نشینی از باریکه غزه پس از 38 سال اشغال آن (1967 – 2005 )
-  افزایش هزینه های اقتصادی و امنیتی اشغالگران صهیونیست
-  کاهش شدید روند ورود مهاجرین یهودی به سرزمین های اشغالی
-  افزایش روند مهاجرت معکوس اشغالگران صهیونیست از فلسطین اشغالی
-  به چالش کشیده شدن توان نظامی –  امنیتی اشغالگران صهیونیست در مقابله با دفاع مشروع فلسطینیان خصوصا در 3 جنگ ساله های 2008 و 20012 و 2014
-  پذیرش مشروعیت مقاومت اسلامی فلسطین از سوی بسیاری از کشورهای جهان
-  مشروعیت بخشی به مقاومت فلسطینی از سوی جامعه فلسطینی در انتخابات مجلس ملی و شورهای شهر که نمایندگان حماس با قاطعیت از سوی جامعه فلسطینی انتخاب شدند و حماس توانست نخستین دولت مردمی و مقاومت را در فلسطین تشکیل دهد.
-  دستیابی مقاومت فلسطین به تسلیحات پیشرفته تر در عرصه دفاع از خود در برابر اشغالگران
-  افشا شدن خوی نژادپرستی و جنایتکارانه اشغالگران صهیونیست در نزد افکار عمومی غرب خصوصا در هدف قرار دادن تعمدی محمد الدره، کودک 9 ساله فلسطین که در پشت پدرش پناه گرفته بود و شبکه های تلویزیونی آن را به طور زنده پخش کردند.
-  تغییر استراتژی صهیونیسم اشغالی( اشغال سرزمین ها از نیل تا فرات) به صهیونیسم تسخیری( تثبیت مرزهای اشغال شده و سیطره اقتصادی – سیاسی بر کشورهای از نیل تا فرات) ( تغییر استراتژی اسرائیل عظمی بجای اسرائیل کبری)
-  افزایش فشارهای بین المللی به صهیونیست ها مانند کمپین تحریم ( bds )
-  آمادگی کرانه باختری برای ورود به فاز مقابله مسلحانه با اشغالگران صهیونیست

به نظر می رسد جریان مقاومت فلسطینی با توجه به مشروعیت مردمی که پیدا کرده اند و انتظار جامعه فلسطین از آنان که راهبرد مقاومت را رها نکنند، این جریان نیز نمی تواند پیشنهاد رفراندوم به عنوان یک راهکار پایان بحران فلسطین را راسا مطرح کند. بنابر این به نظر می رسد این پیشنهاد باید اول در جوامع مدنی فلسطین مطرح و مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا به نوعی زمینه فکری برای پذیرش آن در جامعه فلسطین فراهم شود.

ب : رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی در حال حاضر به عنوان قدرت مسلط در سرزمین فلسطین محسوب می شود بر این اساس صهیونیست ها دلیلی برای پذیرش رفراندوم در فلسطین در خود نمی نبینند. این رژیم جامعه فلسطین را تحت اشغال خود دارد و از حمایت قدرت های بین المللی نیز برخوردار است و در پناه این حمایت ها اقدامات فراقانونی زیادی انجام داده است. قطعنامه 2334 شورای امنیت سازمان ملل متحد شهرک سازی این رژیم در مناطق اشغالی 1967 را غیر قانونی دانسته است اما صهیونیست ها همچنان اصرار بر ساخت شهرک های صهیونیست نشین در این مناطق دارند.

اساسا تقابل میان فلسطینیان و صهیونیست ها یک تقابل وجودی است که برد یکی مساوی با باخت دیگری است. بر این اساس صهیونیست ها حاضر به تن دادن به رفراندومی که نتیجه اش از پیش مشخص است و آن حذف حاکمیتی به نام اسرائیل است، تن در نخواهند داد، مگر آنکه معادله تغییر بکند و صهیونیست ها به مرحله ای برسند که ناچار از انتخاب میان دو گزینه 1 - آسیب های رو به افزایش و نابود کننده جبهه مقاومت و 2 - رفراندوم تعیین سرنوشت باشند.

*عضو کمیسیون سیاسی و امور بین الملل جمعیت دفاع از ملت فلسطین
انتهای پیام/




مطالب مرتبط

ابومازن به دنبال تغییرات در کابینه رامی حمدالله

ابومازن به دنبال تغییرات در کابینه رامی حمدالله

روزنامه فرامنطقه‌ای الحیاة با اشاره به نارضایتی رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از عملکرد اعضای کابینه فعلی وابسته به تشکیلات، رئیس صندوق سرمایه‌گذاری فلسطین را اصلی‌ترین گزینه به جای نخست وزیر فعلی دانست.

|

پرونده ویژه قدسنا (7)

رفراندوم؛ طرح روشن ، منطقی و مطابق با موازین بین المللی
پرونده ویژه قدسنا (7)

رفراندوم؛ طرح روشن ، منطقی و مطابق با موازین بین المللی

بر مبنای بیانات رهبر معظم انقلاب طرح برگزاری رفراندوم در فلسطین ، طرحی روشن ، منطقی و منطبق بر معارف سیاسی پذیرفته شده ی افکار عمومی جهانی است و هیچ راه گریزی برای مدعیان دموکراسی در راستای اجرای آن وجود ندارد.

|

پرونده ویژه قدسنا (6)

رفراندوم، زمینه ساز انتخاب دلخواه در فلسطین
پرونده ویژه قدسنا (6)

رفراندوم، زمینه ساز انتخاب دلخواه در فلسطین

با توجه به موجی که در فضای بین الملل در حمایت از ملت فلسطین فعال شده است، هم دولت جمهوری اسلامی ایران و هم جامعه مدنی می بایست طرح رفراندوم سرنوشت ساز فلسطین را مطرح شده از سوی مقام معظم رهبری را پیگیری کنند تا ظلمی دیگر بر ملت فلسطین روا داشته نشود.

|

پرونده ویژه قدسنا (5)

رفراندوم؛ راهکار بین المللی برد - برد در مسئله فلسطین
پرونده ویژه قدسنا (5)

رفراندوم؛ راهکار بین المللی برد - برد در مسئله فلسطین

ملت فلسطین گزینه های گوناگونی برای مقابله با دشمن صهیونیستی در اختیار دارد و محدود کردن مبارزات ملت فلسطین به یک گزینه کار اشتباهی است. البته بهترین گزینه ای که از لحاظ عرف جهانی مورد پذیرش همه و در برخی از امور ضروری در کشورها برای کارهای مهم مورد استفاده قرار می گیرد گزینه ...

|

پرونده ویژه قدسنا (4)

همه پرسی تعیین سرنوشت، دموکراتیک ترین راهکار پایان بحران فلسطین
پرونده ویژه قدسنا (4)

همه پرسی تعیین سرنوشت، دموکراتیک ترین راهکار پایان بحران فلسطین

در نظام بین المللی راهکارهای متنوعی برای پایان دادن به بحران ها دیده شده است. نظام سابق افریقای جنوبی رسما بر نظام آپارتاید شکل گرفته بود اما وقتی با تحریم گسترده بین المللی روبرو شد، چاره ای نداشت تا دست از آپارتاید برداشته و نظامی مطابق رای اکثریت مردم (اعم از سیاه و سفید) در ...

|

نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.