دوشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۳ 
qodsna.ir qodsna.ir

تاثیرات مقاومت مردم غزه
در پنج فضا

«دکتر محمد حسن زورق»

 

 

خبرگزاری قدس(قدسنا)، گروه تحلیل و تفسیر/ دکتر محمد حسن زورق*  طی یادداشتی نوشت: مقاومت مردم غزه ، به مسئله اصلی از نظر روانشناسی اجتماعی ، فلسفی و مردم شناسی در جهان امروز تبدیل شده است.

 

جنگ غزه امروز به صحنه رویارویی دو انسان با دو روحیه متفاوت ، دو فلسفه متغایر و دو گونه متمایز از نظر مردم شناسی ، تبدیل شده است . به تعبیر دیگر [تعبیری که بیشتر در متون دینی از آن یاد می شود] ، جنگ غزه تکرار «رویارویی هابیل و قابیل» در مقیاسی بزرگتر است.

 

از نظر پدیدار شناسی ، مقاومت مردم غزه ، پدیده ای است که نظیر آن کمتر در تاریخ دیده شده است .

 

مقاومت شکوهمند و حیرت انگیز مردم غزه سبب شده تا پرسش هائی از این دست که: « چه عاملی این مردم را به « بنیان مرصوص » مبدل ساخته است که از کوه استوارتر ، از دریا صبورتر ، از ابر مهربان تر ، از رعد پر خروش تر و از آسمان صاف تر و یکرنگ تر شده اند؟!»

 

این پرسش ها هم در اندیشکده های غرب مطرح شده اند و هم در میان نسل پرسشگری که در غرب پرورش یافته و از این تمدن سوداگر حریص طماع دنیاپرست بی اخلاق سیر شده است.

 

به گزارش بنگاه خبری مشرق ، روزنامه انگلیسی گاردین در شماره سه شنبه 21 نوامبر سال میلادی جاری مصادف با 30 آبان 1402 هجری شمسی ، گزارش داد که : « جوانان در آمریکا برای درک دلیل مقاومت فلسطینی ها در برابر اسرائیل به خواندن قرآن روی اورده اند.»

 

گاردین به عنوان نمونه یکی از این جوانان را چنین توصیف کرده است: « مگان می رایس، عاشق خواندن است . او اخیرا یک باشگاه کتاب خوانی در شبکه اجتماعی دیسکورد راه اندازی کرده و اقدام به معرفی کتاب به مخاطبان می کند. ماه گذشته ، رایس – که الآن دارد 34 ساله می شود و در شیکاگو زندگی می کند – در حساب کاربریش در فضای مجازی در باره بحران انسانی در غزه صحبت کرد . او به گاردین می گوید: « می خواستم در باره دین مردم فلسطین صحبت کنم و اینکه چقدر قوی است. آنها وقتی که همه چیزشان از دست رفته باز هم در اولین فرصت از خداوند تشکر می کنند. »  بعضی از طرفداران او در فضای مجازی به او گفته اند که می تواند برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در باره دین مسلمانان، کتاب مقدس مسلمانان ؛ قرآن را مطالعه کند. بعد از آن ، رایس – با  آنکه در خانواده مذهبی بزرگ نشده بود – در دیسکورد ، باشگاه کتاب مذهبی دنیا را راه اندازی کرد و از آدم های دارای پیش زمینه های مذهبی مختلف ، دعوت کرد تا در کنارش به مطالعه قرآن بپردازند.

 

گاردین نوشته است : هرچه بیشتر رایس به مطالعه قرآن پرداخت متوجه شد که محتوای آن تا چه اندازه با نظام باورهای او همخوانی دارد. او متوجه شد که قرآن ضد فرهنگ مصرف گرائی ، ضدظلم و طرفدار زنان است.

 

رایس ظرف یک ماه [پس از آشنائی با قرآن ] حجاب پوشید و مسلمان شد. گاردین نوشته ، رایس تنها کسی نیست که می خواهد قرآن را بفهمد ، در شبکه اجتماعی تیک تاک ، عده ای از افراد جوان برای بدست آوردن فهم بهتر از مذهبی که معمولا در رسانه های غربی در باره آن سیاه نمائی شده و همچنین برای همبستگی با مسلمانان غزه به خواندن این کتاب روی آورده اند.

 

ویدئوهائی با هشتک quran book club منتشر شده اند که تا کنون 1.9 میلیون نفر بازدید کننده داشته اند و کاربران زیادی با این هشتک در حال به اشتراک گذاشتن تصاویر و فیلم های خود با کتاب های قرآن تازه خریداری شده و خواندن آیات این کتاب برای اولین بار هستند. به نوشته گاردین عده دیگری از جوانان نسخه های رایگان این کتاب را در اینترنت پیدا کرده اند و یا در حال رانندگی برای رفتن به محل کار به صدای کسی که آیه های قرآن را می خواند ، گوش فرا می دهند . همه کسانی که در تیک تاک در حال خواندن قرآن هستند، زن نیستند و از هردو جنس زن و مرد در میان آنها به چشم می خورد.

 

ولی پرسش دیگری نیز وجود دارد که اهمیت آن از پرسش پیشین کمتر نیست و آن پرسش چنین است: سربازان آمریکائی و اسرائیلی که به این سادگی دست به آدم کشی و خون ریزی می زنند و برای رسیدن به منافع و مقاصد خود از ریختن خون مردم بی گناه و غیر نظامی پروائی ندارند ، در چه جهان بینی و فرهنگی بار آمده اند که این اندازه خشن ، سنگدل و بی ترحم شده اند؟

 

به عبارت دیگر در فرهنگ و جهان بینی سکولار چه می گذرد که انسان سکولار تا این اندازه درنده ، بی اعتنا به حقوق بشر و منفعت جو و سنگدل می شود؟

 

نمونه ای از عناصر فرهنگ اسرائیلی – آمریکائی را شبکه صهیونیستی کان به نمایش نهاد. به گزارش خبرگزاری فارس ، شبکه تلویزیونی دولتی اسرائیل ؛ کان، آهنگی را در X بارگذاری کرد که در آن کودکان جامعه صهیونیستی کمپین کشتار جمعی فلسطینیان را در غزه توسط ارتش اسرائیل تحسین می کنند و از آن حمایت می نمایند .

 

این سرود یادآور صحنه هائی است که در آن داعش کودکان اسلحه به دست را پشت سر قربانیان قرار می داد تا همزمان قربانیان را از پای در آورند و به جنازه بر زمین افتاده آنها بنگرند. نام این سرود بر خلاف محتوای آن «سرود دوستی» است

در سرود دوستی صهیونیستی کودکان اسرائیلی چنین می خوانند:

(شب پائیزی بر ساحل غزه می افتد

هواپیماهای جنگنده بمباران می کنند؛                                                         ویرانی....ویرانی....ویرانی....

ظرف یک سال ما همه آنها را                        

 زن و مرد و کوچک و بزرگ                                                                    

نابود خواهیم کرد و سپس  باز خواهیم گشت تا مزارع خود را شخم بزنیم.)

 

خوانندگان این سرود ، مانند کودکان آدم کش داعشی ، کودکان کم سن و سال هستند.

 

نام این سرود دوستی است در حالیکه محتوای ان در باره دشمنی است و این یکی دیگر از عناصر اصلی فرهنگ آمریکائی – اسرائیلی است: نفاق عمیق و بی حد و مرز!

 

ولی مقاومت مردم غزه در مقابل ماشین جنگی اسرائیلی – آمریکائی چالش بزرگی را برای این انسان یک چشم فریبنده خونریز مجهز به سلاح آتشین ، بوجود آورده است.

 

به گزارش خبرگزاری ها به نقل از پولیتیکو ، مقامات دولت آمریکا در باره پیامد های ناخواسته توافق آتش بس از جمله دسترسی خبرنگاران رسانه ها به آنجا و مشاهده جنایات بی حد و حصری که صهیونیست ها مرتکب شده اند ، نگران هستند.

 

به عبارت دیگر مقامات آمریکا از خود این جنایات ناراحت نیستند بلکه از انعکاس آنها در رسانه ها ناراحتند.

 

بنا بر این گزارش ، واشنگتن در باره نحوه پایان کار تل آویو در غزه محتاط است . یک مقام ارشد دولت آمریکا به پولیتیکو گفت: « این احساس وجود ندارد که وقفه در جنگ به آتش بس طولانی تر منجر شود.» البته می دانیم آتش بس کامل در غزه به معنی دسترسی کامل خبرنگاران به آثار فجایع و جنایات جنگی ارتش اسرائیل خواهد بود.

 

به نوشته پولیتیکو ، این نگرانی وجود دارد که آتش بس به خبرنگاران امکان دسترسی گسترده تر به غزه و فرصت گزارش بیشتر ویرانی ها را در آنجا بدهد و افکار عمومی را نسبت به جنابات جنگی ارتش اسرائیل متوجه تر و حساس تر کند.

 

با این همه مقاومت مردم غزه کار خودش را کرده است و افشاگری های بزرگی در پنج فضا ایجاد کرده است: 1-فضای فلسطین 2- فضای خاورمیانه 3- فضای جهان عرب 4- فضای جهان اسلام و 5- فضای جهان یا بین الملل

 

  1. فضای فلسطین:

در فضای فلسطین ، مقاومت مردم غزه نشان داد که:

 

الف : تنها راه مقاومت در مقابل دشمن صهیونیستی ، راه مقاومت اسلامی است و نه بیراهه ای که بنام مقاومت عربی به مردم فلسطین نشان داده می شد.

 

یاسر عرفات وقتی که بر سر دوراهی اسلام گرائی و یا عربگرائی قرار گرفت نهایتا راه عربگرائی را بر گزید و به همین دلیل در جنگ تحمیلی غرب  به انقلاب اسلامی توسط ارتش صدام [ که شعار های آتشین عربی می داد] در کنار صدام حسین قرار گرفت و نهایتا نیز پس از امضای قرار داد تسلیم سرزمین های اشغال شده فلسطین در سال 1993 به اسرائیل در کمپ دیوید ، بنابر اظهارات نزدیکانش ترور بیولوژیک شد و جان سپرد.

 

محمود عباس ، جانشین عرفات از دل سپردگی به غرب تا سرسپردگی کامل پیش رفت و سازمان آزادیبخش فلسطین را به شعبه ای از سازمان امنیت اسرائیل مبدل ساخت که وظیفه آن سرکوب مبارزان فلسطنی به نفع اسرائیل بود بدون اینکه کوچکترین امتیازی به نفع فلسطینی ها بدست آورد.

 

مهمترین مستمسک ملی گرایان عرب برای سرپوش نهادن بر بند و بست خود با دشمن،«نتوانستن» بود ولی مردم غزه با مقاومت خود ، فلسفه عاشورا را تا حدی در اذهان زنده کردند که به قول آن نویسنده بزرگ؛ اگر می توانی دشمنان خدا را بمیران و اگر نمی توانی در راه خدا بمیر که این مرگ شهادت است و شهادت ؛ زندگی در قرب لطف الهی است.

 

در ضمن این مقاومت نشان داد که اتفاقا آن راهی که به نتیجه می رسد هرچند دشوار هم هست ، راه مقاومت اسلامی است.

 

2- فضای خاورمیانه:

در فضای خاورمیانه ، مقاومت غزه حقایق مهمی را آشکار و علنی ساخت. پیش از این همانقدر که در باره مظلومیت صهیونیست ها دروغ پردازی شده بود در باره وجود دموکراسی در اسرائیل نیز گزاف گویی شده بود.

 

رسانه های غربی با بی پروائی تمام ، نظام صهیونیستی را تنها نظام دموکراتیک در خاورمیانه معرفی می کردند. آنها مدعی بودند در فلسطین اشغال شده - و یا به تعبیر آنها اسرائیل - هر شهروند یک رای دارد و دولت اسرائیل برآیند آراء شهروندان آن است. می دانیم بخش عظیمی از شهروندان فلسطین اشغال شده، ساکنان عرب تبار این قلمرو هستند و امروز می بینیم که رای و عقیده و تمایلات اعراب ساکن اسرائیل کوچکترین نقشی در شکل گیری قدرت و دولت در اسرائیل ندارد و اسرائیل به تمام این شهروندان خود به چشم دشمن نگاه می کند و از آن بالاتر حتی آراء یهودیان نیز در اسرائیل تاثیر تعیین کننده ای ندارد .

 

 

آراء آنها کمابیش بی اثر است. مدتهاست که هر هفته صهیونیست های عادی در شهرهای اسرائیل تظاهرات می کنند و می گویند جای نتانیاهو بعنوان یک مجرم اداری و مفسد اقتصادی در زندان است نه در کاخ نخست وزیری، ولی این صدا ها شنیده نمی شود، چون از ابتدا نیز این مردم نمی دانستند که گرایش آنها به صهیونیسم سبب صاحب نقش شدن آنها در اسرائیل نمی شود.

   

مقاومت غزه دست به یک افشاگری بزرگ دیگر نیز زده و مچ اردوغان را بعنوان یک بازیگر سیاسی  - که در نهان دست در دست اسرائیل دارد و در عیان خود را طرفدار سینه چاک اسلام گرایان و اعراب و فلسطین معرفی می کند – باز کرد و نشان داد که ترکیه تحت حکومت رجب طیب اردوغان  که از 14 مارس 2003 تا امروز به مدت در حدود 20 سال است که زمام امور کشور ترکیه را در دست دارد – مهمترین تامین کننده مواد صنعتی و سوخت از جمله نفت [از طریق خط لوله نفتی  باکو – تفلیس – جیهان] و انواع محصولات شیمیائی و فولادی و الکترونیک برای اسرائیل است و جالب آنکه میزان صادرات ترکیه به اسرائیل در طول یک ماه همزمان با نسل کشی مردم غزه به میزان 33.6 در صد افزایش نیز یافته است .

 

افشاگری دیگر مقاومت غزه در باره آشکارتر شدن پیوند گروه حاکم بر جمهوری آذربایجان با اسرائیل بوده است. قتل عام مردم غزه سبب شد پیوند های اسرائیل با کشور های اصلی تامین کننده مواد مورد نیاز این رژیم  در فضای مجازی برجسته شود و هدف مطالعه کارشناسان قرار بگیرد. متاسفانه گفته می شود جمهوری آذربایجان در حدود 60 در صد نفت مورد نیاز اسرائیل را تامین می نماید. یعنی اگر مساعدتهای ترکیه و جمهوری آذربایجان با اسرائیل نبود ، این رژیم نمی توانست دست به چنین کشتاری در غزه بزند.

 

3-  فضای جهان عرب:

یکی از مهمترین افشاگری های مقاومت غزه در سطح فضای جهان عرب اتفاق افتاده است. مقاومت غزه صف دوستان اعراب را از صف دشمنان آنها جدا کرد . جهان عرب امروز با دریغ و درد درک می کند که رژیم هایی که در بهار عربی علیه آنها نشانه گیری شد دوستانش و رژیم هائی که به وسیله آنها ارابه ترور در منطقه براه افتاد،  دشمنانش بوده اند. دهها هزار تروریست آموزش دیده در مدارس تکفیری و صدها هزار نفری که به وسیله آنها ترور شدند و جان باختند  و میلیون ها نفری که بی خانمان شدند و میلیاردها دلار ثروتی که در کشور های هدف تروریست ها یعنی در لیبی ، سوریه ، عراق ، افغانستان ، پاکستان ، یمن ، سودان ، سومالی ، نیجریه و...بر باد رفت و ویرانه هائی که بر جای ماند همه نتیجه اجرای یک بازی صهیونیستی – آمریکائی بوده که  توسط شیوخ مرتجع و پادشاهان و رئیس جمهور های مادام العمر عرب که متکی به غرب بوده و با اسرائیل روابط آشکار و پنهان دارند ، اجرا شده است .

 

بی دلیل نیست که امروز مردم عادی در غزه فریاد می زنند و می گویند که خدایا داد ما را از زمامداران خیانت پیشه عرب بگیر!

 

امروز وقتی اخبار قتل عام مردم غزه منتشر می شود و جهانیان می بینند که ارتش مصر بجای همدلی با مردم بی پناه غزه گذرگاه رفح را بروی آنها می بندد و پدافند هوائی عربستان به جای دفاع از مسلمانان در غزه ، موشکهای انصار الله که به دفاع از مردم غزه بسوی بندر ایلات اسرائیل شلیک شده را رهگیری می کند و اتحادیه عرب به نفع مردم غزه فقط حرف می زند و به نفع اسرائیل واقعا عمل می کند و گروه محمودعباس با نام سازمان آزادیبخش فلسطین و با ماموریت عمل در نقش پلیس  اسرائیل ، حتی حاضر به محکوم کردن قتل عام مردم مظلوم غزه نیست ، کسی در جهان عرب باقی نمی ماند که اندک علاقه ای به فلسطین داشته باشد و از این همه شقاوت و نفاق برنیاشوبد.

 

از طرف دیگر مقاومت غزه نشان داد که دوستان واقعی فلسطین در محور مقاومت اسلامی قرار گرفته اند که از جمهوری اسلامی ایران و جمهوری سوریه و جمهوری عراق و انصارالله یمن و حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی برای آزادی فلسطین تشکیل شده است. بی تردید اگر لیبی دچار تروریسم عربی نشده بود در کنار محور مقاومت اسلامی قرار داشت.

 

4- فضای جهان اسلام:

مقاومت اسلامی مردم غزه زمینه چهار افشاگری بنیادین در جهان اسلام را فراهم آورده است ، که به آنها  اشاره می کنیم:

1/4- افشای فریب بزرگ ملی گرائی مصنوعی و استعماری:

 

ملی گرائی را می توان به دو نوع طبیعی و مصنوعی تقسیم کرد. ملی گرائی طبیعی در حد عادلانه و نه افراطی آن حق طبیعی همه ملت هاست. همانطور که هرکسی حق دارد حقوق مشروع خود را بشناسد و از آن استفاده کند و در صورتی که این حقوق مورد تجاوز قرار گرفت ، از آنها دفاع کند و متجاوز را از حقوق و حدود خود دور کند ، هر ملتی هم حق دارد با آشنائی از حقوق خود از آنها دفاع کند.

 

لازمه آشنائی با حقوق خود شناختن «خویشتن» است. من کیستم؟ پرسش اصلی هویت است .

 

ملت ها در طول قرون پدیدار می شوند و بسادگی نیز نابود نمی شوند.

 

در تاریخ ملت های مشخصی متبلور و مشحص شده اند مانند چین ، روم ، هند ، پارس و در قاره آمریکا اینکا و آزتک و یکی  از جوان ترین و پویا ترین آنها، ملت اسلام است که از مجموعه افرادی تشکیل شده که در ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی زندگی می کنند و دارای دین مشترک ، نژاد مشترک که به آن «گونه نژادی تمدن اسلامی» می گوئیم و حد متوسط نژادهای بزرگ بشری است ، زمین مشترک ، خط مشترک ، فرهنگ مشترک ، تاریخ مشترک ، هویت مشترک ، آرمان های مشترک ، خاطره های مشترک ، سرگذشت مشترک و در نتیجه سرنوشت مشترک است.

 

جریان اموی- یهودی و به تعبیر امروزین آن؛ امپریالیستی – صهیونیستی تاریخ که از دو ارتجاع عرب و ارتجاع یهود بوجود آمده ، پس از جنگهای مشهور به جنگهای صلیبی که در آن تمدن اسلامی را با حمله به قلمرو آن و در هم شکستن برج و باروی موجودیت سیاسی و خصلت ذاتی فرهنگی آن که از هویت اسلامی نشات می گرفت و در هم شکستن برج و باروی تمدن مسیحی روم شرقی و غربی و جنگ های 30 ساله و گرفتن آخرین رمق های آن که تا پایان جنگ جهانی دوم نیز این فرایند ادامه داشت، دست به اختراع طرح سیاسی nation-stateیا « دولت-ملت» زد . بر اساس این طرح ملتهای مصنوعی اختراع شدند که در ساخت آنها از پاره فرهنگهای قومی ، افسانه ها ، اساطیر و تخیلات شاعرانه استفاده شده است و برای هریک از این ملت های مصنوعی حدود و ثغوری ترسیم شده است و بر سر هر کدام حاکمی که پاسدار منافع همان جریان امپریالیستی – صهیونیستی باشد ، گمارده شده است و این چنین شد که ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی به دهها کشور و کشورک تقسیم شد که هریک با دیگری دشمن و در سرسپردگی به امپریالیسم جهانی باهم همداستان و همدست هستند.

 

مردمی که در ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی زندگی می کنند یک ملت هستند هرچند پیرو ادیان متفاوت باشند . هیچ مرز تمدنی ارمنستان و جمهوری آذربایجان را از هم جدا نمی کند . ارامنه و آذری ها از جمله اقوامی هستند که در ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی متولد شده ، آب و رنگ و شکل گرفته و در نتیجه با سایر اعضای این ظرف ، سرگذشت و سرنوشت مشترک پیدا کرده اند و با هم - خواهی نخواهی - راه و آینده مشترکی دارند. همینطور است وضع ما و ساکنان افغانستان و وضع هند و ساکنان پاکستان و بنگلادش و وضع مغرب و پرتقال و اسپانیا و... با یکدیگر. از کویت و قطر و امارات متحده عربی و بحرین و اقلیم کردستان عراق و سایر کشورک های ساخته شده کنار چاههای نفت مگو و مپرس!

 

این نقاط ایستگاههای پمپاژ نفت هستند ولی زیستگاههای رشد و نمو هویت های ملی بصورت طبیعی نبوده و نخواهند بود.

 

امپریالیسم بر اساس منافع جهانخوارانه خود «ملت زائی» و «کشور سازی» می کند. مخصوصا مرز های سیاسی را بر اساس منافع ژئوپولیتیک و ژئو اکونومیک خود ترسیم کرده و می کند.

 

امپریالیزم یک جریان جهانگیر است ولی یک ملت مشخص با حدود معین نیست. این جریان بر اساس مقدرات «حرکت کرهی» تاریخ پدیدار شده و با بلوغ جریان های وابسته به «حرکت طوعی» تاریخ جای خود را به این حرکت خواهد داد هرچند این جابجائی آسان و بی دردسر نخواهد بود.

 

یکی از ملت های نوساخته و نوخاسته «ملت عرب» است. می دانیم که امروز زبان مردم در مراکش و سوریه و... عربی است ولی زبان مردم در گستره ای از آسیای میانه تا سیستان و بلوچستان نیز برای سالیان متمادی عربی بوده است ولی این زبان به عنوان زبان قرآن یکی از عناصر ملت اسلام است نه چیزی بنام ملت عرب.

 

پیش از اسلام و انقلاب جهانی که با بعثت نبوی آغاز شد زبان همه مردم در پهنای ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی هرگز زبان عربی نبوده است.

 

ملت عرب با آن همه شعار های آتشین و یقه پاره کردن ها و دم از خلیج عربی زدن ها و نوحه برای سه جزیره استراتژیک در دهانه خلیج فارس خواندن ها ، قتل عام مردم همزبان خود در غزه را دید و دم بر نیاورد که هیچ با قاتلان مردم در غزه همدستی و همداستانی کرد.

 

تو که جزیره ابوموسی را به دلیل منافع غرب جزء جهان عرب می دانی ، آیا مردم فلسطین را عرب نمی دانی که با گردن کلفتی مرگ نوزادان و کودکان و زنان و بیماران و کهن سالان را در غزه می بینی و در گوشی با نتانیاهو سخن می گوئی و زیر لب می خندی؟!

 

مقاومت مردم غزه طشت رسوائی پان عربیسم را از سر دیوار کاخ های سلاطین عرب  و دکل های نفت به وسط کوچه و بازار شهرهای عربی انداخته است.

 

ملت عرب و حزب مخصوص آن یعنی حزب بعث را میشل عفلق زائید کما اینکه آتاترک یونانی نیز پدر ملت ترک و رضاخان قزاق نیز پدر ملت ایران گردید و همه این بی پدری ها و نامادری ها بدستور امپریالیزم بوده و طبق سفارش آنها ، صورت گرفته است. غزه افشاگر بزرگ این پدیده استعماری است.

 

آنها که به استمداد مردم غزه پاسخ مثبت دادند و مخاطرات خشم امپریالیزم را به جان خود خریدند ولی مردم غزه را نفروختند، همه پیروان محمد رسول الله [که درود خدا بر او و اهل بیتش و پیروان راستینش باد!] بودند نه پیروان میشل عفلق و آتاترک و رضاخان و بقایای آنها که امروز مقدرات مردم را در آسیای غربی و آفریقای شمالی در اختیار خود گرفته اند .

 

اگر ملت را به معنای قرآنی آن یعنی پیروان یک آئین در نظر بگیریم باز هم ما ملی گرای طبیعی هستیم نه ملی گرای مصنوعی . یعنی به ملتی که به طور طبیعی در تاریخ بوجود آمد و ما به آن تعلق داریم وفاداریم نه ملت های مصنوعی ساخته دست استعمار گران و کمپانی های نفتی. ما به ملت اسلام در ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی تعلق داریم و به آن وفاداریم و  اگر بخواهیم جانفشانی کنیم در راه ملی گرائی استعماری و بر اساس منافع کمپانی های چند ملیتی فداکاری نمی کنیم و نمی گوئیم :« نه غزه ، نه لبنان...» بلکه می گوئیم : « هم غزه ، هم لبنان ، جانم فدای ملت اسلام و سراسر قلمروی که قرآن مجید در جهان آفریده است» که این قلمرو گسترده تر از ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی نیز هست. یعنی همه مسلمانان اعضای یک پیکره تاریخی هستند ویک ملت اعتقادی را بوجود آورده اند و اگر مسلمانان را در برمه دیروز و میانمار امروز بدستور امپریالیزم قتل عام و آواره می کنند ما و نه تنها ما که هر انسان آزاده ای در مقابل سرنوشت آنها نیز مسئول و متعهداست.

 

2/4- افشای سیمای راستین اسلام ناب محمدی(ص):

مقاومت شکوهمند مردم غزه پرده از چهار چهره نورانی ، هم زمان با هم برداشت. اولین چهره ای که از آن پرده برداشته شد ، سیمای انسان باور مند به اسلام راستین در زمانه ما بود. مقاومت مردم غزه نشان داد که هنگامی که مردمی مقاومت در راه خدا را برنامه زندگی خود قرار می دهند ، خدا در تمام ذرات زندگی آنها حضور و شهود و حمایت شگفت انگیز خود را نمایان می سازد و این چنین است که یک جامعه خدائی متولد می شود.

 

ما شاهد تولد این جامعه برین در نخستین روزهای آغاز انقلاب اسلامی در ایران و در پی آن در دوران جنگ تحمیلی بودیم . در لبنان نیز این روح خدائی در کالبد شیعیان لبنان دمیده شد و سپس در یمن شاهد تولد شکوهمند این روح خدائی بودیم و هستیم و اینک این روح مقدس را در غزه مشاهده می کنیم و می بینیم که آیات قرآن وقتی که از دهان حقگوی مردم حق پرست غزه – حتی کودکانشان - پَر می کشند، نسیم خودآگاهی و خداآگاهی را در سراسر جهان منتشر می سازند.

 

امروز مردم در غزه « بنیان مرصوص » شده اند آنچنان که خداوند در آیه 4 سوره صف می فرماید:

« إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ » آری خداوند دوستدار آنهائی است که همچون یک بنای بی شکست و استوار در برابر دشمن صف می کشند و با دشمن خدا و در راه خدا به رزم پر شکوه خود می پردازند. و غزه اینک این چنین با دشمنان خدا و مردم مبارزه می کند.

 

بی تردید چنین رزمی حتما شکست دشمنان خدا و پیروزی یاران خدا را در پی دارد آنچنان که خدا در آیه 39 سوره حج وعده داده است: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.» بله البته این چنین است که خدا به ستم دیدگان اجازه جنگ با دشمنان خدا را داده است و خدا در به پیروزی رسانیدن آنها تواناست.

 

 تو نگو که چرا حماس با دشمن خدا وارد جنگ شد که خدا چنین اجازه ای  را داده است و خدا در به پیروزی رسانیدن مردم غزه تواناست.

 

دومین چهره ای که با مقاومت مردم غزه در مقابل چشم جهان آشکار شد ؛ چهره مقدس و دلربای محور مقاومت اسلامی بوده است.

 

لجن پراکنی های ارتجاع عرب به انقلابیون مسلمان را که فراموش نکرده ایم . مجوس نامیدنشان ، مرتد خواندنشان ، تکفیرشان ، تحریمشان و تطهیر دشمنانشان و امروز می بینیم آنکه برای دفاع از مسلمانان غزه جانفشانی می کند همین محور مقاومت اسلامی است و آنکه با غزه بیگانگی می کند همان است که دیروز جمهوری اسلامی  ایران را و سپس سوریه و حزب الله لبنان را تکفیر و تحریم کرد و کمر به قطع ریشه این شجره طیبه بست و هشت سال نیز با انقلاب اسلامی در یمن جنگید و طرفی نبست و سرشکسته بر جای خود نشست.

 

برعکس انقلابیون مسلمان در عراق و ایران و افغانستان و سوریه و لبنان و یمن و فلسطین و....مصداق آیه 29 از سوره فتح در قرآنند که می فرماید:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ »

رابطه جمهوری اسلامی ایران با مردم دین باور و ستم ستیز در منطقه مصداق « رحماء بینهم »  و رویارویی آن با استکبار جهانی مصداق « اشداء علی الکفار » است . از طرف مقابل ارتجاع عرب در مقابل استکبار جهانی دست به سینه و در مقابل مسلمانان مظلوم و محروم منطقه دست به شمشیر ایستاده است.

 

پرده تبلیغات دروغین غربی و عربی و عبری از روی سیمای انقلاب اسلامی فرو افتاده و سیمای درخشان آن در مقابل «چشم جهان» آشکار شده است.

 

سومین افشاگری بزرگ در فضای جهان اسلام که مهمترین آنها هم هست پرده بر داشتن از سیمای اسلام ناب محمدی (ص) است . اسلامی که در آن آیات قرآن درباره جهاد ، خمس ، زکات ، حج و....فقط خوانده نمی شوند که فهمیده هم می شوند و فقط فهمیده نمی شوند که مصادیق امروزین آنها هم بازشناسی می شوند و مصادیق امروزین آنها فقط بازشناسی نمی شوند که به فرمان خدا برای  جهاد با دشمنان خدا و مردم و سایر تکالیف شرعی در حد توان خود، عمل می شود. سلاطین عرب به قرائت قرآن اکتفا می کنند ولی عمل به قرآن را تاب نمی آورند در حالیکه به قرآن باید عمل کرد و خواندن آن خوب هست ولی به تنهائی کافی نیست.

 

چهارمین پرده ای که در مقاومت غزه در برابر چشم جهان آشکار شد حقیقت وحدت اسلامی بود. مقاومت اسلامی نشان داد که اگر مسلمانان واقعا به خدا و نبوت خاتم الانبیاء  و نهاد امامت که او پایه گذاری کرد و معاد و عدالت ایمان داشته باشند در عمل یک امت هستند هرچند در شناسنامه آنها نوشته شده باشد که این شافعی و آن حنفی و دیگری مالکی و بالاخره دیگری شیعه زیدی و یا  اثنی عشری است. تو اگر به این پنج اصل ایمان داری مسلمان ناب هستی واگر نداری من نمی دانم که هستی ولی در این حلقه نیستی .

 

به قول سعدی:

سلسله زلف دوست حلقه دام بلاست/هرکه در این حلقه نیست فارغ ازین ماجراست

«بلا» همان «ابتلا» است ؛ ابتلا همان آزمون های الهی است که اگر در این دنیا با موفقیت از آنها عبور کنی در آخرت از پل صراط به سلامت عبور کرده ای.

5- فضای جهان:

مقاومت شورانگیز و خداباورانه مردم غزه در فضای جهان، افشاگری های متعدد و تاریخسازی کرده است ، از آن جمله:

 1/5- افشای ماهیت تمدن غرب و سکولاریزم:

مقاومت صبورانه و خدا محورانه مردم غزه از یک سو نشان داد که انسان موحد در راه آرمانی دوران ساز خود تا چه اندازه صبور و بردبار می شود و از طرف دیگر نشان داد که انسان سکولار که به خدا و نبوت و امامت و عدالت و معاد پشت کرده و دنیا طلبی را هدف اصلی خود اعلام نموده تا چه اندازه ای می تواند درنده ، بی ترحم ، خطرناک و بدور از همه موازین اخلاق انسانی و آموزه های ربانی عمل کند. درنده خوئی و سبُعیَّتی که در جنگ غزه از صهیونیست ها دیده شد ، تا کنون در تاریخ بشر از هیچ حیوان درنده ای دیده نشده است.

 

انسان سکولار تا زمانی که فاقد قدرت است دم از کرامت ها و فضائل اخلاقی می زند ولی هنگامی که اندک قدرتی یافت آنچه که فراموش می کند پائین ترین سطح فضایل اخلاقی و کرامت های اخلاقی است.

 

اگر کشتار غزه تنها قساوتی بود که از انسان غربی سرزده است، می شد آن را یک استثناء در قاعده تمدن غرب دید ولی نظیر چنین قساوتی بارها و بارها از این انسان غربی سر زده و تمام سطح کره زمین از ویتنام تا سورینام را از خون بی گناهان رنگین کرده است.

 

2/5- افشای ماهیت صهیونیسم:

نمایشنامه صهیونیسم با شعار جذاب برای یهودیان و شعار های ترحم بر انگیز برای جهانیان در صحنه فلسطین روی پرده نمایش رفت.

 

صهیونیست ها به یهودیان می گفتند می خواهیم تمدن جدیدی بر اساس تعالیم حضرت موسی (ع) پایه گذاری کنیم و خاطرات دولت داوود و سلیمان را در اذهان زنده نمائیم زیرا این رویکرد حرمت مقدسات یهودی را در جهان برجسته خواهد کرد ولی در عمل صهیونیست ها بر اساس آموزه های نژادپرستانه «شداد» عمل کردند و خاطرات دولت «فرعون» و «هامان» را در اذهان زنده نمودند و با این رویکرد آبروی مقدسات یهودی را حتی در میان یهودیان بردند و کار را به جائی رسانیدند که حاخام های یهودی می کوشند تا در هر تظاهراتی که به عنوان دفاع از فلسطینی ها در جهان بر گزار می شود، شرکت کنند و فریاد بزنند که ما یهودی هستیم ولی صهیونیست نیستیم و برخی از آنها صهیونیست ها را به داعشی ها تشبیه می کنند ولی کاش آنها آنچنان که گروههای مترقی مسلمان یعنی سردارانی نظیر شهید سلیمانی و گروههایی نظیر حشد الشعبی و فاطمیون و حیدریون و حسینیون و زینبیون با داعش و جبهه النصره و ... جنگیدند تا از جان و مال ناموس مسلمانان شیعه و سنی و مسیحیان و ایزدی ها دفاع کنند ما می دیدیم که یهودیان نیز به جنگ با صهیونیسم برخاسته اند تا از حرمت نبوت موسی کلیم الله(ع) و کتاب آسمانیش و سایر مقدسات دینش دفاع کنند و افسوس که تا امروز چنین حرکتی مشاهده نشده است.

 

در فضای جهانی می گفتند که ما بی وطنیم و چون بی وطنیم هر کس و ناکسی به ما زور می گوید و تنها یک کشور اروپائی یعنی آلمان، شش میلیون نفر از ما را کشته اند و از طرف دیگر فلسطین یک زمین بی سکنه است و اندک جمعیتی که داشت زمینشان را با پول نقد به قیمت خوب خریدیم تا با پول آن بروند و عیش کنند و لابد در اروپا و آمریکا و جزایر قناری و سواحل بالی بگردند و بنوشند و برقصند و بخندند. ولی امروز مردم جهان در صحنه غزه می بینند که فلسطین یک سرزمین بی سکنه نبوده که غزه بالاترین سطح تراکم انسانی را در جهان دارد و فلسطینی ها وطن فروش نیستند که هیچ ، حاضرند برای حفظ وطنشان از همه هستی خود بگذرند ولی از خاک وطنشان نگذرند و بگذریم از این پرسش ها که آیا واقعا شش میلیون یهودی ظرف پنج شش سالی که دولت رایش سر کار بود کشته شده اند؟ یعنی سالی یک میلیون نفر و ماهی بیش از 800000 نفر و روزی بیش از26 هزار نفر و ساعتی بیش از 100 نفر و شش میلیون نفر یهودی هم از سر جایشان در رایش جم نخوردند تا همه تا آخرین نفر از بین بروند! یک نفرشان که فرار کرد انیشتن بود که در صنایع فوق سری اتمی رایش کار می کرد و همو اسرار دانش هسته ای را با خود به آمریکا برد! البته طرح این پرسش ها در کشور های دموکراتیک که در آنها آزادی بیان وجود دارد کاملا ممنوع است چون در غیر این صورت آزادی بیان و دموکراسی به خطر می افتد!

 

اگر چه صاحب نظران پروپاگاندای غربی ممکن است معتقد باشند که دروغ را باید آنقدر بزرگ گفت که مردم آن را از بزرگیش باور کنند ولی بالاخره روزی می آید که دروغ های بزرگ هم افشا می شوند و امروز برای صهیونیسم ، آن روز فرارسیده است. آش دروغ های صهیونیستی به اندازه ای شور شده که نخست وزیران اسپانیا و بلژیک هم خواهان برسمیت شناخته شدن فلسطین شده اند یعنی همان یک وجب جائی که در آن خانه و دفتر کار محمود عباس قرار دارد!

 

3/5- افشای دموکراسی غربی:

سومین افشاگری مقاومت مردم غزه ، افشای معنا و مفهوم دموکراسی غربی است. شما حق دارید که دموکراسی را به معنی حرمت رای مردم و «مردم سالاری» بدانید ولی تجربه غزه نشان داد که دموکراسی غربی به معنی حق حاکمیت مردم و «مردم سالاری» نیست بلکه به معنی حق حاکمیت «سالاران مردم» است. هر جا که این سالاران بر مردم حاکمند آنجا دموکراسی غربی وجود دارد وگرنه ؛ نه!

 

اگر چنین نیست پس چرا مردم در کشور های غربی خواهان جلوگیری از خون ریزی در غزه می شوند و حاکمان غربی خواهان تداوم خون ریزی در غزه می شوند؟ و اصلا چرا یهودیان در اسرائیل می گویند نتانیاهو باید برود و رئیس جمهور آمریکا به ملاقاتش می شتابد و هرچه می خواهد تقدیمش می کند تا بماند و می گوید اگر اسرائیل وجود هم نداشت ما باید یک اسرائیل جدید ، لابد با همین وضعی که دارد ، می ساختیم؟!

 

4/5- افشای معنای آزادی بیان و لیبرالیسم در غرب:

آزادی بیان در غرب به معنی آزادی بیان طبق قوانین دموکراسی غربی است و چون دموکراسی غربی به معنی حق حاکمیت «سالاران مردم» است نه «مردم سالاری» پس آزادی بیان در غرب به معنی آزادی بیان طبق خواست و نظر سالاران مردم است . اگر مثلا آنها دوست دارند که به پیامبران اولوالعزمی که پس از حضرت موسی (ع) مبعوث شده اند توهین بشود ، پس مردم آزادند به این پیامبران توهین کنند و علیه آنها کاریکاتور بکشند و یا فیلم آخرین وسوسه های مسیح را بسازند و یا قرآن را آتش بزنند ولی اگر کاری کنند که موجب ناراحتی این «سالاران مردم» شود حتما مقررات آزادی بیان را زیر پا گذاشته اند و باید مجازات شوند.

 

لیبرالیسم در غرب هم به معنی حق آزادی همان سالاران است وگرنه بقیه مردم که داخل آدم نیستند  که در آنچه که رضای سالاران مردم در آن نیست فضولی کنند و سرک بکشند و حرفهای گنده تر از دهنشان بزنند و مثلا بگویند خانه های مردم غزه را خراب نکنید که اگر بزنند مانند ریچل کوری دختر 21 ساله آمریکائی حتما باید دهنشان در مقابل چشم نامزد و دوستانشان با بولدوزر صاف شود.

 

5/5- افشای توخالی بودن شعار های غرب در باره آزادی بیان:

غرب شعار آزادی بیان می دهد تا از آن به عنوان اهرم فشار علیه دولت هائی که بر خلاف خواست غرب به قدرت رسیده اند ، استفاده کند. وقتی که غرب شعار های آتشین در باره به خطر افتادن آزادی بیان  در یک کشور سر می دهد ، شنونده باید عاقل باشد و بداند یک جای منافع  یکی از قدرتهای غربی در آن کشور اوف شده که این قدر جیغ می کشد. وگرنه مستبد ترین حکام تا وقتی که تابع غربند از گزند نیش تبلیغات غربی در امانند و حتی به عضویت مجامع حقوق بشری غرب هم در می آیند.

 

نمونه اگر خواستید به وضع یکی از همسایگان جنوبی نگاه کنید که تا وقتی که موشکهائی که انصارالله در دفاع از مردم غزه شلیک کرده را رهگیری می کند از نظر غرب بی مشکل است ولی اگر یک کمی خواست بر خلاف نظر غرب حرکت کند آن وقت مثل عراق در اواخر دوران صدام برای کشف سلاح کشتار جمعی تمام خاکش را شخم می زنند.

 

6/5- افشای شعار های غرب در باره حقوق کودکان:

یکی از آوازه گری های هیجان انگیز غرب در باره حقوق کودکان بوده است و البته که غرب از حقوق کودک نیز چماقی برای کوبیدن بر سر مخالفان خود ساخته است. از جمله این آوازه گری ها می توان به پیمان نامه حقوق کودک ، حقوق کودک در کنوانسیون حقوق کودک مصوب سازمان ملل متحد سال 1989 میلادی ،  پیمان نامه حقوق کودک سازمان بین المللی کار ، انجمن حمایت از حقوق کودکان ، روز جهانی کودک و....اشاره کرد ولی قتل عام هزاران کودک در غزه نتوانست موجب آن شود یکی از این کلیدواژه در مورد حقوق کودکان در غزه بکار افتند و درباره بیش از شش هزار کودک شهید در غزه و هزاران کودک مجروح و آواره و یتیم در غزه ادعانامه ای ، کیفرخواستی، اعلام جرمی، دادخواستی به نفع کودکان غزه و علیه مقامات رژیم صهیونیستی صادر گردد. این واقعیت نشان می دهد که ادعای غرب در مورد حمایت از حقوق کودکان بیشتر یک ادعای تبلیغاتی و یک اهرم فشار سیاسی است تا یک تعهد اخلاقی و یک میثاق حقوقی.

 

7/5- افشای تو خالی بودن شعارهای غرب در باره حقوق زنان:

غرب در باره حقوق زنان نیز داستانسرائی های زیادی کرده و نویسندگان غربی در این راه زحمات زیادی کشیده اند و با اهداف سیاسی از سازمان ملل در این باره استفاده های زیادی کرده اند. آوازه گری های متوالی و متمادی از طریق اسناد بین المللی حقوق زنان ، ادبیات حقوقی در باره حقوق زنان به عنوان بخش تفکیک ناپذیر از حقوق بشر ، زنان سازمان ملل ، کنوانسیون های بین المللی در باره حقوق زنان ، صدور بیانیه های سیاسی از طریق شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ، کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد ، بیانیه ها در باره رعایت حقوق زنان کارگر ، منع خشونت علیه زنان در کنفرانس های جهانی سازمان ملل متحد ، سازمان دفاع از قربانیان خشونت و... صورت گرفته است با این همه وقتی بیش از 70 درصد قربانیان در بمبارانهای غزه زنان و کودکان هستند از این همه بلندگو که در اختیار غرب هست صدای چندانی به نفع زنان قربانی نسل کشی در غزه بیرون نمی آید و بر عکس در برخی از کشور های غربی با صراحت تمام اعلام می شود اگر کسانی که وجدانشان به خاطر قتل عام مردم غزه معذب است ، برخی از شعارها را بدهند حتما بازداشت ، دستگیر و زندانی خواهند شد و گفته می شود برخی از افسران آشنا با زبان عربی اوضاع را کنترل می کنند تا این شعاردهندگان را شناسائی و دستگیر کنند. پس حقوق بشر و آزادی بیان و حقوق زنان و کودکان کجا رفته است؟! پاسخ این پرسش ها را مقاومت مردم غزه با صراحت و با صداقت و با صمیمیت تمام داده است.

 

8/5- افشای سازمان ملل متحد:

مقاومت مردم غزه و نوع عملکرد سازمان ملل به ویژه شورای امنیت سازمان ملل در باره قتل عام مردم غزه افشاگر ماهیت این سازمان بوده و نشان داده که این سازمان بیش از آنکه وسیله ای برای صلح و امنیت در اختیار ملل جهان باشد ، اهرمی برای بهره کشی و سرکوب در اختیار قدرتهای فائقه جهانی است.

 

9/5- افشای آنچه جامعه جهانی نامیده می شود:

مقاومت مردم غزه موجب برانگیختن عواطف مردم سراسر جهان شد و نشان داد جامعه جهانی به معنی مردم جهان خواهان صلح ، عدالت و حمایت از محرومان و مستضعفان است و در عین حال مقامات غربی همچنان از جامعه جهانی سخن می گویند که خواهان حمایت از اسرائیل و سرکوب مردم صلح جو و عدالت خواه و محروم و مظلوم و مستضعف غزه است.  مقاومت مردم مظلوم و مستضعف غزه نشان داده که جامعه جهانی متشکل از آحاد مردم جهان یک واقعیت است و جامعه جهانی متشکل از دولتمردان کشور های غربی ، یک واقعیت دیگر و این دو واقعیت را نباید یکی دانست و یا با هم اشتباه گرفت.

 

انتهای پیام/ الف

 

  • محقق، پژوهشگر و استاد دانشگاه

| شناسه مطلب: 383173







نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.