یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹ 
qodsna.ir qodsna.ir

اهمیت ژئو اکونومیکی سوریه در
مواجهه با فشار حداکثری آمریکا

«امین جعفری»


ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرتی هژمون جهت مدیریت و به کنترل در آوردن ایران؛ استراتژی های مختلفی را در طول سالیان گذشته آزموده است و این روزها با مطرح کردن سیاست فشار حداکثری، اهداف هژمونیک و سلطه طلبانه خود در خاورمیانه را دنبال می کند. برایان هوک نماینده ویژه دولت آمریکا در امور ایران بیان می کند سیاست فشار حداکثری بر سه بعد مهم فشار اقتصادی، انزوای سیاسی-دیپلماتیک و بازدارندگی نظامی استوار است.


لذا یکی از مهم ترین گزینه ها در استراتژی سیاست فشار حداکثری گزینه فشار اقتصادی بوده و با توجه به نبود امنیت بالای اقتصادی در ایران؛ ایالات متحده می خواهد از این نقطه بر ایران فشار وارد آورد. اما ایران با توجه به ظرفیت های اقتصادی بالا در حوزه داخلی و خارجی باید توجه ویژه خود را معطوف به حوزه تجارت خارجی نموده، به ویژه همسایگان و کشورهای منطقه و همپیمانان خود در سرتاسر جهان را بیشتر مورد نظر قرار دهد، تا آن ها را ابتدا از نزدیک شدن به رقبا و سپس از دور شدن نسبت به خود حفظ کند.


در این راستا کشور سوریه با موقعیت خاص ژئوپلتیک و ژئواکونومیک خود، به دلایلی گوناگون وزن بسیار زیادی به ویژه در آینده سیاست خارجی ایران خواهد داشت از جمله: داشتن سواحل مدیترانه ای که از این طریق مسیر دستیابی ایران به بازارهای شمال آفریقا و اروپا را سهولت می بخشد و اینکه هزینه دستیابی ایران به آب های اقیانوس اطلس و آمریکای لاتین از طریق دریای مدیترانه را کاهش می دهد.


همچنین سوریه به دلیل داشتن مرز مشترک با رژیم صهیونیستی فرصتی است برای ایران تا بتواند این رژیم اشغالگر ومتجاوز را بهتر کنترل و آن را در حصار و تنگنای استراتژیک قرار دهد و خطرات امنیتی آن را دفع کند تا اینکه در نهایت از این طریق پروژه آزادسازی قدس را به سرانجام رسانده و گروه های مقاومت را بهتر مورد حمایت خویش قرار دهد.


  دیگر آنکه سوریه با داشتن مرز مشترک با ترکیه، فرصتی است برای ایران تا نفوذ و حضور ترکیه در سوریه و منطقه را کنترل کند. همچنین حضور ایران در کشوری عربی مانند سوریه می تواند از فشار سنتی کشورهای عربی بر ایران کاسته و زمین تحرک سیاسی ایران در خاورمیانه را وسیع و متنوع گرداند،  همچنین حضور ایران در سوریه می تواند قدرت هایی مانند آمریکا و حتی برخی کشورهای عربی مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی که به دنبال مدیریت سیاست خارجی سوریه در دوران پسا داعش هستند را محدود کند.


 به هر روی، سوریه کشوری است که به ویژه جهت گیری های سیاست خارجی آن در دوران پسا داعش بر کشورهای زیادی اثر گذار خواهد بود و کشورهای زیادی می خواهند که منافع خود را در آنجا باز تعریف کنند. از این رو غفلت ایران از بازار سوریه یعنی واگذاری میدان بازی به رقبا که این امر می تواند در آینده هزینه زیادی را بر منافع و سیاست خارجی ایران مترتب نماید.


شاید این تصور وجود داشته باشد که ایران چون حضور نظامی- امنیتی در سوریه داشته، کفایت امر کرده و این موضوع می تواند در بلند مدت سوریه را در راستای سیاست خارجی ایران حفظ کند، در صورتی که اگر ایران بخواهد کشوری مانند سوریه را در دراز مدت هم پیمان خود نگه دارد باید آن کشور را در ابعاد مختلف به خود متصل کند. 


از این رو می توان گفت چسبندگی و پیوند امنیتی جهت هم پیمانی در دراز مدت لازم است اما کافی نخواهد بود، بلکه در شرایط فعلی و با توجه به ویرانی های گسترده سوریه و ایجاد امنیت نسبی در این کشور، آینده سیاست خارجی سوریه متاثر از کشوری خواهد بود که اتصال و چسبندگی اقتصادی و فرهنگی بیشتری با آن داشته باشد.


از این روست که بیان می شود این کشور در حوزه  اقتصادی دارای بازاری 400 میلیارد دلاری است که می تواند در شرایط فشار حداکثری آمریکا یک بازار بسیار مهم برای ایران تلقی شود و با استفاده از این ظرفیت تحول بزرگی را در عرصه  اقتصاد داخلی و به ویژه در راستای راهبرد «جهش تولید» رقم بزند و به گونه ای حرکت کند که در آینده سوریه جایگزین امارات در دیپلماسی اقتصادی ایران شود.


از این منظر حضور پر رنگ برخی کشورها در حوزه ی اقتصادی سوریه مانند ترکیه، چین، روسیه و حتی برخی کشورهای عربی مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی کاملا مشهود است و ایران که در طول سال های جنگ داخلی نقش بسیار مهمی جهت از بین بردن جریانات تروریستی در این کشور داشته اما  امروزه تقریبا سهمی 3 درصدی از کل صادرات به این کشور را داراست.

 

گزارش اختصاصی قدسنااهمیت ژئواکونومیکی سوریه برای ایران در مواجه با سیاست فشار حداکثری آمریکا 2

 


سهم تقریبا 3 درصدی ایران در برابر سهم های 22 درصدی روسیه، 20 درصدی ترکیه و 11 درصدی چین در سال 2019 خود گویای حضور ضعیف اقتصادی ایران و عقب ماندن دیپلماسی اقتصادی از دیپلماسی سیاسی- امنیتی در سوریه است، که این موضوع می تواند در آینده ای نه چندان دور خطرات جدی و چالش های مهم سیاسی- امنیتی را برای ایران در این کشور ایجاد کند.

 

گزارش اختصاصی قدسنااهمیت ژئواکونومیکی سوریه برای ایران در مواجه با سیاست فشار حداکثری آمریکا 2


 
در واقع نمودار فوق نشان می دهد در سال 2016 یعنی در بحبوحه ی جنگ داخلی سوریه، با وجود اینکه ترکیه نقش بسیار مخربی در ترانزیت گروه های تروریستی به سوریه داشته و حتی بخشی از خاک سوریه را اشغال کرده است، اما بیش از 5 برابر ایران که هم پیمان با سوریه است؛ به این کشور صادرات اقتصادی داشته است. در حقیقت این موضوع ضعف ساختاری و زیربنایی دیپلماسی اقتصادی ایران حتی در کشورهای هم پیمانش را به عیان نشان می دهد و این موضوعی نیست که بتوان با مذاکره طویل المدت با قدرت های جهانی آن را حل کرد، بلکه به یک بازبینی جدی در عرصه  داخلی نیازمند است. 


از منظری دیگر نفوذ بالای ترکیه بر اقتصاد سوریه در آینده خطرات متعددی را برای ایران در پی خواهد داشت از جمله اینکه: اولا ایران به میزان زیادی از بازار سوریه محروم می شود، ثانیا یکی از رقبای سنتی ایران در کشور هم پیمان او نفوذ قابل توجهی پیدا می کند، ثالثا می تواند سیاست خارجی سوریه را به نفع خود و علیه جریان مقاومت تحت تاثیر قرار دهد. نکته دیگر که نمودار فوق نیز نشان می دهد آن است که روسیه و چین به شدت به بازار سوریه نفوذ کرده اند و غفلت ایران در این رقابت اقتصادی می تواند به منافع اقتصادی ایران در آن کشور آسیب جدی برساند.

 

 

گزارش اختصاصی قدسنااهمیت ژئواکونومیکی سوریه برای ایران در مواجه با سیاست فشار حداکثری آمریکا 2


این نمودار نیز بیانگر تعاملات اقتصادی ایران و سوریه از سال 1388 تا 1398 بوده و بهترین حالت آن مربوط به سال 1389 است که صادرات ایران 516 میلیون دلار و بدترین حالت مربوط به سال 1397 است که صادرات به 99 میلیون دلار رسیده، یعنی میزان صادرات در این سال تقریبا یک پنجم سال 1389 بوده است. هرچند که قاعدتا جنگ داخلی تاثیر منفی بر میزان صادرات داشته اما می بینیم که با توجه به وجود این مشکل و پس از بازگشت امنیت نسبی به سوریه برخی از کشورها مانند ترکیه و چین بسیار موفق تر از ایران عمل کرده اند. لذا شیب صعودی صادرات ایران به سوریه از سال 1393 تا 1395 وجود داشته آن هم با وجود جنگ داخلی، اما از 1395 تا 1397  دوباره وارد سیری نزولی می شود که این موضوع نشان می دهد صرفا جنگ داخلی سوریه مانع صادرات ایران نبوده است. 


به هر روی اتاق بازرگانی ایران و سوریه تا دو سال آینده تراز تجاری 1 میلیارد دلاری را امکان پذیر می دانند، هر چند که وجود مشکلاتی بر سر راه صادرات ایران به سوریه در ابعاد مختلف وجود دارد از جمله: مشکل ترانزیت زمینی بین ایران، عراق و سوریه، وجود اختلال در مبادلات بانکی، اجرا نشدن موافقتنامه تجارت آزاد بین دو کشور، نبود اطلاعات کافی میدانی از شرایط و اوضاع اقتصادی و تجاری سوریه، نبود پوشش ضمانتی برای فعالین بخش خصوصی و...


هرچند که ایران اولویت صادراتی خود را صنایع شیمیایی، فلزات اساسی و مواد غذایی قرار داده اما گفته می شود اگر مشکل ترانزیت زمینی به خوبی حل شود صادرات برخی کالاها مانند محصولات ساختمانی مقرون به صرفه خواهد بود، که این موضوع بخش خصوصی را بیش از قبل به صادرات ترغیب می کند. از این منظر برخی از مسئولین امر کلید حل مشکل ترانزیت دو کشور را در ایجاد خط ریلی «خرمشهر- بصره- لاذقیه» می دانند، زیرا مسیر دریایی بندر عباس- لاذقیه طولانی و مقرون به صرفه نیست و خط ریلی ایران- ترکیه- سوریه به دلیل رقابت ترکیه با ایران در سوریه شکننده خواهد بود هر چند که بخشی از زیر ساخت های این خط ریلی به دلایل جنگ داخلی سوریه آسیب جدی دیده است.


بنابراین خط ریلی «خرمشهر– بصره- لاذقیه» یک محور ترانزیتی استراتژیک برای صادرات ایران در آینده خواهد بود که بازار های عراق و سوریه را پوشش داده و ایران می تواند سهم تقریبا 13 درصدی خود از بازار عراق و سهم 3 درصدی از بازار سوریه را به شکل چشمگیری افزایش داده و دستیابی به بازارهای لبنان، شمال آفریقا و اروپا سهل الوصول شود. همچنین چین ابراز علاقمندی نموده تا خود را به این خط ریلی متصل کند که اگر این اتفاق صورت پذیرد عملا ایران به پلی بین شرق آسیا و دریای مدیترانه مبدل خواهد شد و از این طریق دستیابی به بازارهای شرق آسیا و راهبرد نگاه به شرق خود را بهتر از گذشته می تواند دنبال کند.


بنابراین جهت تسهیل و افزایش هرچه بیشتر تجارت خارجی ایران و سوریه موارد متعددی بیان می شود از جمله: ایجاد یک ساختار و شبکه توزیع هوشمند در امر تجارت خارجی، فعال سازی هر چه بیشتر مشارکت بخش خصوصی، ایجاد خط اعتباری و بانک مشترک جهت تسهیل مروادات مالی، تنوع بخشی در مبادلات تجاری، ایجاد بانک اطلاعاتی مشترک، همکاری بیشتر در حوزه ی انرژی، فنی و مهندسی و معادن، ایجاد کانال های ارتباطی زمینی، هوایی و دریایی، ایجاد نهاد های رصد و نظارت در حوزه ی دیپلماسی اقتصادی، فعال گردن بخش گردشگری و زیارتی در آینده و... .


لذا جهت تحقق این امر استفاده درست از بستر توافقات گذشته میان ایران و سوریه همانند: امضای یاداشت تفاهم همکاری های صنعتی، امضای موافقتنامه تجارت آزاد، تشکیل شورای مشترک بازرگانان و... می تواند دستیابی به تراز تجاری بالاتر و همکاری های هرچه بیشتر و بهتر را موجب شود. در نهایت می توان گفت با توجه به مباحث بیان شده استفاده هرچه بهتر و هوشمندانه تر ایران از موقعیت ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک سوریه می تواند اهرم های فشار ایالات متحده آمریکا را به میزان قابل توجهی از دستش خارج سازد و فشار اقتصادی، انزوای سیاسی و بازدارندگی نظامی ایران در چارچوب استراتژی سیاست فشار حداکثری را به شکست بکشاند.
 

انتهای پیام/م.ت/


| شناسه مطلب: 343412







نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.