چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸ 
qodsna.ir qodsna.ir

چرا از فلسطین
حمایت می کنیم؟

احمدرضا روح الله زاد

 

  • احمدرضا روح الله زاد

ایران سال ها است نسبت به تحولات حوزه فلسطین حساس بوده و از تلاش های مردم این سرزمین برای آزادی آن از اشغال حمایت می کند. این حمایت ها در دو برهه تاریخی رخ داده است. یک برهه قبل از انقلاب اسلامی است که رژیم پهلوی از اسرائیل حمایت می کرد و علیه ملت فلسطین بود اما مردم ایران مخالف اسرائیل بودند و قویا از ملت فلسطین حمایت می کردند. برهه دوم بعد از انقلاب اسلامی است که نظام جمهوری اسلامی مخالف اسرائیل و حامی فلسطین شد. در این برهه، مردم ایران نیز همراستا با نظام اسلامی از فلسطین حمایت و مخالفت خود را با اسرائیل اعلام کرده اند. در این چهل سال پس از انقلاب اسلامی و خصوصا در دو دهه اخیر سوالاتی در ارتباط با چرایی حمایت ایران از مسئله فلسطین در سطوح مختلف جامعه مطرح شده است. اینکه اساسا نسبت مسئله فلسطین با ایران چیست؟ آیا این نسبت در راستای منافع و امنیت ملی ایران است یا بر عکس تهدید کننده منافع و امنیت ایران است؟ اساسا حمایت از فلسطین بر پایه چه استدلال هایی انجام می شود؟

واقعیت آن است که از منظرهای متعددی می توان به قضیه فلسطین نگاه کرد و همه این نگاه ها یک پیام واحد را منتقل می سازند و آن اینکه حمایت از فلسطین و تلاش های ملت مظلومش برای رها سازی وطن از اشغال و بازگشت به آن یک تکلیف است.

الف: نگاه انسانی به مسئله فلسطین

داستان تلخ فلسطین، یک قرن تاریخ است. تاریخ  یک ملت که وطنش اشغال شده و آن را از خانه و کاشانه خود رانده اند. ملتی که به دلیل اشغال وطن و اعمال خشونت و جنایت و ستم به پنج بخش تقسیم شده اند و هر بخش تحت یک شرایط خاص قرار گرفته اند.

  1. بخشی از این ملت یعنی 6 میلیون نفر در کشورهای مختلف آواره شده و چند نسل است که در اردوگاه ها و در شرایط بسیار بد و حقارت آمیز زندگی می کنند و امیدوارانه چشم به تلاش ها برای رهایی وطن از اشغال و بازگشت به آن دوخته اند.
  2. بخشی از این ملت در مناطق اشغالی سال 1948 زندگی می کنند. حدود 2 میلیون نفر که ظاهرا شهروند رژیم صهیونیستی محسوب می شوند اما در معرض رفتارهای نژادپرستانه و تبعیض نژادی قرار دارند. با تصویب قانون قومیت در سال 2018 که حق تعیین سرنوشت در جغرافیای فلسطین را منحصر در یهود کرده است،عملا این  جمعیت فلسطینی به شهروندان «مقیم» تغییر وضعیت داده شده اند. صهیونیست ها با این قانون تبعیض نژادی را رسمیت داده اند. با این قانون خطر راه افتادن موج جدیدی از آوارگی فلسطینیان بسیار جدی شده است.
  3. بخشی از ملت فلسطین در منطقه بیت المقدس زندگی می کنند. رژیم صهیونیستی برای این فلسطینیان اساسا هیچ هویتی را قائل نیست و با تحمیل انواع فشارها تلاش دارد تا آنها را از بیت المقدس اخراج کند و این شهر مقدس اسلامی که قبله نخست اسلام در آن قرار دارد و جایگاه معراج رسول مکرم اسلام (ص) است را هویت زدایی کرده و یهودی، سازد. حتی از تعمیر خانه فلسطینیان در بیت المقدس جلوگیری می شود.
  4. بخشی از فلسطینیان در کرانه باختری رود اردن زندگی می کنند. رژیم صهیونیستی با ساختن تعداد زیادی شهرک صهیونیست نشین و احداث بزرگراه های متعدد و ایجاد مقرهای ایست و بازرسی زیاد، عملا این منطقه را به صورت مجمع الجزایری دور افتاده از هم درآورده است تا جائیکه یک کشاورز فلسطینی برای رفتن بر سر کشتزار و باغ خود باید از موانع متعددی عبور کند. صهیونیست ها ضمن اینکه از این طریق زمین های فلسطینیان را اشغال می کنند با حذف یکپارگی جغرافیایی، سرکوب فلسطینیان را برای خود تسهیل کرده اند. مثلا اگر اقدام به تخریب یک روستا و اخراج ساکنان آن بکنند، آن ساکنان به دلیل این تفکیک جغرافیایی و موانع موجود نمی توانند از حمایت دیگر فلسطینیان برخوردار شوند.
  5.  بخشی از فلسطینیان در باریکه 360 کیلومتر مربعی غزه زندگی می کنند. غزه از سال 2005 در محاصره شدید زمینی،هوایی، دریایی، زیر زمینی و زیر دریایی است. بیش از2 میلیون نفر بیش از یک دهه است که در بزرگترین زندان رو باز جهان محصور شده اند. طی این مدت صهیونیست ها چندین جنگ را به این جغرافیای کوچک تحمیل کرده اند و علیرغم همه ویرانی ها به دلیل محاصره شدید، امکان بازسازی نیست و مردم این منطقه در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند اما همچنان مقاوم هستند.

 بیش از 12 میلیون نفر فلسطینی یک قرن است که مورد ستم واقع شده اند و رنجی جانکاه را متحمل می شوند. بر این اساس توجه و کمک به آنها برای خروج از این شرایط ستم آلوده یک تکلیف انسانی است و عدم اهتمام به این مهم در ساحت انسانی قرار ندارد.

شیخ اجل سعدی در این معنا می فرماید:

بنی   آدم   اعضای   یک دیگرند          که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار          دگر عضو ها  را  نباشد قرار

اساسا انسان های تحت ستم انتظار دارند که مورد حمایت از سوی جوامع انسانی قرار گیرند تا ستم علیه آنان پایان یابد. در جنگ تحمیلی عراق بعثی علیه ایران تقریبا همه قدرت های استعماری جهان و بسیاری از رژیم های وابسته منطقه از صدام حمایت می کردند و جامعه ایران انتظار داشت که دیگر جوامع از ایران حمایت کنند. هر چند بودند کشورهایی مانند سوریه که تمام قد در تمام 8 سال جنگ در کنار ایران بود و این خود مایه دلگرمی ایرانیان بود.

ب: نگاه حقوقی یا حقوق بین المللی به مسئله فلسطین

در فلسطین همه حقوق مُصَرَّح در قواعد و قوانین حقوق بین الملل که مقبول جامعه جهانی است آشکارا نقض شده و می شود. اشغال یک امر غیر قانونی است. آواره سازی یک ملت و جایگزینی آن نیز یک فعل غیر قانونی است. اِعمال خشونت علیه مردم تحت اشغال، تغییر بافت جمعیتی و تاریخی و تمدنی مناطق اشغال شده، غیر قانونی است، اِعمال رفتارهای نژادپرستانه علیه ساکنان فلسطین غیرقانونی است. جلوگیری از بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه غیر قانونی است. اما صهیونیست ها همه این موارد حقوقی را که هم در منشور سازمان ملل متحد و هم در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم در کنوانسیون های چهار گانه ژنو و هم در قطعنامه های متعدد سازمان ملل متحد مانند 194 و 242 بر آنها تصریح شده است، نقض کرده و با توجه به حمایت هایی که از قدرت های سلطه طلب و شیطانی غرب مانند امریکا دریافت می کنند، هر روز در اِعمال خشونت و جنایت و نقض قوانین بین المللی علیه فلسطینیان جسورتر می شوند. این در حالی است که همه مقررات بین المللی تاکید دارد حوقق بدیهی ملت فلسطین از سوی اشغالگران صهیونیست نادیده گرفته می شود.

ج: نگاه دینی به مسئله فلسطین

فلسطین یک سرزمین اسلامی است و ملت آن نیز یک ملت مسلمان محسوب می شوند. این سرزمین اسلامی و به اصطلاح فقهی« دار الاسلام» یک قرن است در اشغال «دار الکفر» قرار دارد و ملت مسلمان آن، انواع ستم را دیده و می بینند. آموزه های اسلامی در این موارد تکلیف جوامع مسلمان را روشن ساخته است. قران کریم تصریح دارد « وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» یعنی خدا هرگز اجازه سلطه کفار بر جوامع اسلامی را نداده است و مسلمانان مکلف هستند تا دار الاسلام را از اشغال و سلطه دار الکفر آزاد کنند. همچنین روایات وارده از معصومین علیهم السلام تاکید بر تکلیف مسلمان، در حمایت از مظلوم و رسیدگی امور مسلمانان دارد. « مَنْ اَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مَنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لَلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ» این روایتِ محکم، که از رسول الله (ص) وارد شده است خطاب به مسلمانان، اعم ار فردی و جمعی تاکید دارد؛هر کس صبح کند و به امور مسلمانان همّت نورزد، از آنان نیست و هر کس فریاد کمک خواهى کسى را ( دقت کنید می فرماید فردی و نمی گوید صرفا مسلمانی، یعنی کمک به انسان مظلوم جدای از نوع باور و اعتقادش) بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.

دقیقا همین احساس تکلیف انسانی و دینی بود که جامعه مسلمان ایران و امام خمینی (ره) را به میدان عمل کشاند و از همان آغاز نهضت اسلامی، حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل را در کنار مطالبات ملی قرار دادند.

د: نگاه منافع ملی به مسئله فلسطین

اشغال فلسطین از سوی جریان سلطه و تاسیس غیر قانونی یک رژیم پادگانی در آن به نام اسرائیل، یک اتفاق محدود نیست که در جغرافیای فلسطین محصور بماند. اسرائیل به صورت یک پادگان تعریف شده است و نقش وظیفه ای خاصی برای آن در نظر گرفته است و آن تسهیل سلطه جریان استعمار ( امام خمینی (ره)  آن را «استکبار جهانی» و« صهیونیسم جهانی» می خواند) بر کلیه امورات جهان اسلام است. ماموریت اصلی اسرائیل مدیریت ناامنی در سطح جهان اسلام است تا از این طریق ظرفیت های جهان اسلام، فعلیت نیابند و مانع توسعه جوامع اسلامی شوند. عدم توسعه به نوبه خود موجب گسترش و تعمیق وابستگی کشورهای منطقه شده و نتیجه طبیعی آن، تاراج منابع و ثروت های منطقه توسط جریان صهیونیسم بین الملل و فقیر شدن و عقب ماندگی روزافزون ملل منطقه است. به همین دلیل است که حجم عظیمی از درآمدهای انرژی کشورهای منطقه به صورت سپرده های بانکی و یا سرمایه گذاری، به غرب منتقل شده است.

 

بر اساس گزارش بانک جهانی بیش از 4 هزار میلیارد دلار از سوی کشورهای نفت خیز منطقه به بانک های امریکایی صرفا به صورت انواع سپرده منتقل شده است. بیش از هزار میلیارد دلار از این سپرده ها تنها به رژیم سعودی حاکم بر عربستان تعلق دارد. این جدای از سرمایه گذاری ها در صنایع غربی است.

این نگاه استعماری غرب به منابع منطقه و عملیاتی کردن سیاست های منطقه ای توسط اسرائیل، موجب گسترش ناامنی و جنگ در سطح منطقه شده است. اکنون منطقه با پدیده خطرناکی به نام تروریسم تکفیری و یا تروریسم وهابی روبرو است. گروه های تروریستی مانند داعش، القاعده، جبهة النصره و غیره جغرافیای جهان اسلام را تهدید می کنند. بر اساس اسناد منتشر شده و اعترافات بسیاری از شخصیت های سیاسی غرب، کشورهای غربی و در راس آن آمریکا (این به تعبیر امام خمینی (ره) شیطان بزرگ) قرار دارد. اعترافی که خانم کلینتون وزیر امور خارجه اسبق امریکا داشته است و آقای ترامپ رئیس جمهور فعلی امریکا نیز با ارائه اسنادی در مناظرات انتخاباتی بر آن تاکید کرده است.

پدیده تروریسم تکفیری یک محصول مشترک غربی، عبری و عربی است. ایدئولوژی تکفیری از وهابیت گرفته شده است. منابع مالی آن از سوی شیوخ عربی حاکم بر عربستان، و امارات و قطر تامین می شود. نیروی انسانی آن هم عمدتا از میان جوامع عرب جذب شده اند و بعدا فراگیری به جوامع دیگر داشته است. تسلیحات و تجهیزات آن توسط عرب ها و غرب مخصوصا امریکا انجام شده است. سازماندهی و آموزش توسط امریکائیان و صهیونیست ها صورت می گیرد. سازمان ها و ساختارهای اطلاعتی غرب و عرب و اسرائیل و ترکیه، در خدمت این تروریست ها قرار دارند. درمان تروریست ها در بیمارستان های اسرائیل انجام می شود.

این پدیده هر چند در عراق و سوریه و لبنان تا حد زیادی نابود شده و نفس های آخر خود را می کشد اما جریان سلطه در حال گسترش آن در جغرافیای اسلام است. حوادث تروریستی که اخیرا در افغانستان، نیجریه و سریلانکا رخ داد، نشان از سیاست گسترش پدیده تروریسم در جغرافیای جهان اسلام، براساس نیازهای امنیتی اسرائیل است.

 یکی از مهمترین دلایلی که امام خمینی (ره) فلسطین را به عنوان مساله اول جهان اسلام اعلام کرد، نیز با توجه به خطری است که از ناحیه این «غده سرطانی» متوجه امنیت و منافع ملی کل کشورهای منطقه و جهان اسلام است. نکته مهمی که توسط مقام معظم رهبری نیز بارها مورد تاکید قرار گرفته است. امام تاکید داشت اسرائیل به فلسطین بسنده نمی کند و خطر آن برای همه جهان اسلام است. بنابراین همه جهان اسلام باید برای محو این غده سرطانی نه تنها از منطقه بلکه از صفحه روزگار اقدام کنند. اما متاسفانه بسیاری از رژیم های حاکم بر جهان اسلام به دلیل وابستگی به غرب و نداشتن پایگاه مردمی در مسیر نادرستی حرکت کرده اند که پیامد تلخ آن در گام اول متوجه خود آنها است.

 

نکته آخر آن که، معادلات منطقه هر روز پیچیده تر می شود اما افق تحولات روشن است. مقاومت هر روز قوی تر و قدرتمند تر می شود. مقاومتی که زمانی تنها در ایران محصور بود، اینک جغرافیای وسیعی را در بر گرفته است و به عنوان مهمترین وقدرتمندترین طرف، در معادلات منطقه ای مطرح است . مقاومت دیگر یک محور نیست، یک جبهه نیست بلکه به صورت یک اتحاد مقاومت اسلامی است. علیرغم همه جنگ های رسانه ای و شبکه های اجتماعی که ناامیدی و افق تاریک را در مخاطبان خود دنبال می کند، درتحولات میدانی، اتحاد مقاومت اسلامی تعیین کننده است. جهان اسلام هرگز این قدرتی را که اکنون دارد، نداشته است. سیر تحولات، نشان دهنده آن است که وعده صادق حضرت حق تعالی نزدیک است. « وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا »

اما پیمودن این مسیر آسان نیست. ایران به عنوان خاستگاه مقاومت اسلامی مستقیما مورد حمله قرار گرفته است. هر چند این جنگ یک جنگ گرم و سخت نیست بلکه یک جنگ سرد است که البته خیلی داغ شده است. تمام امید جریان صهیونیسم، خارج کردن ایران از معادله منطقه و تسلیم ساختن آن است. غرب در چهار دهه ای که تقابل با ایران را در عرصه های مختلف تجربه کرده است به این نتیجه رسیده است که باید ایران را از درون دچار چالش های متعدد کرده و مهیای تسلیم و فروپاشی کند. بر این اساس با همه امکانات خود به میدان آمده است.

از یک سوی با جابجایی نظایمان تروریست خود در سطح منطقه بحث گزینه نظامی علیه ایران را القا می کند. از سویی با کمک شبکه های اجتماعی فتنه انگیزی و شکاف و شقاق بین مردم و مسئولین و بین المسئولین را دنبال می کند. از هر اتفاق طبیعی مانند سیل و زلزه برای ناکارآمد نشان دادن نظام استفاده می کند، رژیم تحریمی را هدفمند و مقطعی با هدف ناتوان سازی نظام در حوزه تصمیم گیری برای مقابله با آن در دستور کار قرار داده است. جریان های ضد انقلاب را در عرصه مدیریت شورش علیه نظام فعال ساخته است. تلاش می کند، گسل های قومی و مذهبی را در جغرافیای ایران فعال سازد. نهاد های انقلابی را که چهار دهه در خدمت آرمان های انقلاب ملت ایران بوده اند، هدف تهاجمات خود قرار داده اند. همه این دست از اقدامات با هدف مأیوس سازی مردم ایران از پیمایش مسیر استقلالی است که در سال 1357 در آن گام نهاده و به مقصد بسیار نزدیک شده اند و البته دشمن تلاش دارد مسیر را اشتباه و مقصد را نارسیدنی نشان دهد.

اما تکلیف چیست؟

  • جامعه وحدت خود را حفظ کند. بهترین راه حفظ وحدت گوش سپردن و حرکت در راستای رهنمود های مقام معظم رهبری است که انصافا رهبری داعیانه ای داشته اند.
  • ناامیدی را که قران کفر می داند باید از خود دور سازیم.
  • به ظرفیت های داخلی اهتمام بیشتر داشته باشیم.
  •  تهدیدات را به فرصت تبدیل کنیم. سیل یک تهدید جدی بود. بیش از بیست استان کشور را متاثر کرد اما مردم ایران گام به میدان نهادند و آن را تبدیل به یک فرصت استثنایی کردند و یک همدلی فراگیر و فرا قومی و فرا مذهبی را به نمایش گذاشتند.
  • دشمن با اهانت به ملت تاریخی ایران اعلام کرده که ایرانی را با گرسنه نگهداشتن تسلیم می کند و در این راستا بر حجم و گستره تحریم ها افزوده است. آنگونه که دانشمندان اقلیمی می گویند، نشانه های علمی پایان دوره خشکسالی رصد شده است، با توجه به گستره جغرافیایی ایران و جمعیت جوان و مستعد این سیل با همه خساراتش یک فرصت تاریخی برای مقابله با حملات دشمن علیه اقتصاد ایران به شمار می آید که امیدواریم مسئولین نیز به آن توجه داشته باشند.

 

 

 


| شناسه مطلب: 328598







نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.