[[{"content_id":422429,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"اندیشکده آمریکایی «نشنال اینترست» بررسی کرد؛\r\n\r\nگوی نجات عربستان از زمین انصارالله می گذرد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"تشکیلِ ساختگیِ شورا‌های ریاست‌جمهوری و تسلیح گروه‌های شبه‌نظامیِ پراکنده، تنها حکمِ یک راهکار موقت و ناکارآمد را دارد؛ به‌ویژه آنکه جنبش انصارالله اکنون از توانایی فزاینده‌ای برای شلیک موشک‌های بالستیک به سمت اهداف آسیب‌پذیر در عربستان برخوردار است.","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nخبرگزاری قدس (قدسنا) | مقاله اندیشکده &laquo;نشنال اینترست&raquo; \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر حالی که جهان همچنان از شجاعت جنبش انصارالله یمن در حمله به فرودگاه ریاض و زیرساخت&zwnj;های عربستان در شگفتی و بهت به سر می&zwnj;برد، خاندان سلطنتی سعودی نباید از این رویاروییِ دوباره غافلگیر شده باشد. عربستان به&zwnj;خوبی می&zwnj;داند که تنها با یک جنبش متحد ایران در یمن رو&zwnj;به&zwnj;رو نیست، بلکه درگیر مناقشه&zwnj;ای با تمامیت همسایه جنوبی خود است که ریشه&zwnj;های آن به نزدیک به یک قرن پیش بازمی&zwnj;گردد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسعودی&zwnj;ها با پیگیری سیاستی چنددهه&zwnj;ای مبنی بر حمایت از گروه&zwnj;های معارض در یمن با هدف تضعیف دولت مرکزی این کشور، ناخواسته دشمنی نیرومند و متحد را برای خود تراشیده&zwnj;اند. اگرچه سعودی&zwnj;ها ممکن است بتوانند با توسل به نیروی نظامی، از نابودی کامل خود به دست انصارالله آسوده خاطر باشند، اما دستیابی به راه&zwnj;حلی پایدار هرگز از طریق حملات موشکی و هوایی یا با تکیه بر کاروان&zwnj;های نظامیِ متحدان میسر نخواهد شد. چنین امری مستلزم بازنگری بنیادین در سیاست عربستان در قبال یمن است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر اصل، تنش&zwnj;های میان عربستان و یمن ریشه در مسئله مرز&zwnj;های ملی میان دو کشور دارد. عربستان در سال ۱۹۳۴، در پی جنگ میان دو کشور و بر اساس &laquo;توافق&zwnj;نامه طائف&raquo;، سه استانِ واقع در امتداد مرز یمن (عسیر، نجران و جیزان) را رسماً به خاک خود ضمیمه کرد. ساکنان این سه استان، اگرچه رسماً شهروند عربستان محسوب می&zwnj;شوند، اما به حاشیه رانده شده و همچنان فقیرترین بخش از جمعیت این کشور به شمار می&zwnj;روند. خاندان سلطنتی سعودی، به&zwnj;جز طرح&zwnj;های توسعه&zwnj;ای که اخیراً در عسیر اجرا شده، در طول تاریخ از سرمایه&zwnj;گذاری اقتصادی در این سه منطقه تغافل کرده است؛ امری که باعث شده است ساکنان این مناطق احساس تعلق چندانی به عربستان نداشته باشند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nساکنان این سه منطقه، از نظر زبان، فرهنگ و مذهب همچنان یمنی باقی مانده&zwnj;اند و بسیاری از آنان همچنان پیوند&zwnj;های قبیله&zwnj;ای و خانوادگی خود را با آن سوی مرز حفظ کرده&zwnj;اند. طی دهه&zwnj;های متمادی، این بخش از مرز ۸۰۰ مایلی عربستان با یمن، مرزی نفوذپذیر و باز بوده که امکان عبور و مرور افراد، تسلیحات و کالا&zwnj;های قاچاق را فراهم کرده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتهدید&zwnj;ها علیه خاک عربستان، در طول یک قرن گذشته، نه تنها از درون مناطق عسیر، نجران و جیزان، بلکه از سوی جنبش&zwnj;های سیاسی گوناگون در داخل یمن نیز سرچشمه گرفته است. هر رهبر یا رژیم جدیدی که در صنعا، پایتخت یمن به قدرت رسیده، در راستای جلب افکار عمومی و بهره&zwnj;گیری از گفتمان ملی&zwnj;گرایانه، از بازگرداندن این سه منطقه اشغالی به یمن حمایت کرده است. با این حال، این اظهارات عمدتاً در حد رویا باقی مانده&zwnj;اند؛ چرا که یمن از قدرت کافی برای وادار کردن عربستان به لغو این الحاق برخوردار نیست و حتی اگر چنین توانی هم داشت، هیچ تضمینی وجود نداشت که ساکنان این مناطق بخواهند تابعیت عربستان را با گذرنامه یمنی عوض کنند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاگرچه رهبران عربستان از کارزار&zwnj;های مردمی در یمن یا شعار&zwnj;های سیاسی توخالی هراسی نداشتند، اما همواره نگران آن بوده&zwnj;اند که درگیری با یک دولت قدرتمند در یمن، چه پیامد&zwnj;های بی&zwnj;ثبات&zwnj;کننده&zwnj;ای می&zwnj;تواند برای پادشاهی سعودی به همراه داشته باشد. از همین رو، عربستان با اتخاذ راهبردی که به مرور تکامل یافت، از طریق حمایت&zwnj;های نظامی و مالی از گروه&zwnj;های معارض، مانع از شکل&zwnj;گیری یک دولت مقتدر در یمن شده و بدین ترتیب، این کشور را میان جناح&zwnj;های سیاسی، مذهبی و قبیله&zwnj;ای دچار چندپارگی کرده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرای نمونه، هنگامی که نظام امامت در یمن شمالی در سال ۱۹۶۲ سرنگون شد و یک دولت جمهوری&zwnj;خواه با حمایت مصر قدرت را در صنعا به دست گرفت، سعودی&zwnj;ها حمایت خود را معطوف به ائتلاف قبایل شمالیِ مخالفِ جمهوری کردند (همان گروه&zwnj;های قبیله&zwnj;ای که امروزه از جنبش انصارالله پشتیبانی می&zwnj;کنند). زمانی که یمن جنوبی در سال ۱۹۶۸ استقلال خود را از امپراتوری بریتانیا اعلام کرد و نخستین و تنها دولت کمونیستی عربی را بنیان نهاد، عربستان حمایتش را از ائتلاف قبایل شمالی قطع کرد. در عوض، ریاض به پشتیبانی از یک جناح سیاسی محافظه&zwnj;کار در درون نظام جمهوری&zwnj;خواه صنعا پرداخت؛ نظامی که در آن مقطع دیگر از حمایت مصر برخوردار نبود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیمنی چندپاره و نظامی در شمال که روزبه&zwnj;روز بیشتر به کمک&zwnj;های مالی سخاوتمندانه عربستان وابسته می&zwnj;شد، وضعیت مطلوب ریاض به شمار می&zwnj;رفت. هنگامی که &laquo;ابراهیم الحمدی&raquo; سومین رئیس&zwnj;جمهور یمن شمالی، قصد خود را برای اتحاد یمن شمالی و جنوبی اعلام کرد، ترور شد؛ اقدامی که گفته می&zwnj;شود عوامل سعودی در آن دست داشته&zwnj;اند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوقتی سرانجام در سال ۱۹۹۰ دو یمن با یکدیگر متحد شدند، عربستان آشکارا از این یکپارچگی ابراز نگرانی کرد، چرا که از ظهور همسایه&zwnj;ای قدرتمند در جنوب خود بیمناک بود. این هراس سعودی&zwnj;ها زمانی به واقعیت پیوست که &laquo;علی عبدالله صالح&raquo; رئیس&zwnj;جمهور یمن، پس از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰، حمایت خود را از &laquo;صدام حسین&raquo; رئیس&zwnj;جمهور عراق، اعلام کرد. عربستان نیز در اقدامی تلافی&zwnj;جویانه، بیش از یک میلیون کارگر مهاجر یمنی را اخراج کرد؛ رویدادی که موجب بحرانی اقتصادی و بزرگ در یمن شد که این کشور هنوز هم نتوانسته است از پیامد&zwnj;های آن رهایی یابد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعربستان که همچنان با چشم&zwnj;انداز وجود یک یمنِ متحد در مرز&zwnj;های جنوبی خود رو&zwnj;به&zwnj;رو بود، با تکیه بر سیاست&zwnj;های مداخله&zwnj;جویانه، در سال ۱۹۹۴ از جنبش جدایی&zwnj;طلب یمن جنوبی حمایت کرد. این امر به جنگ داخلی خونینی میان دولت صالح در صنعا و یک رژیم سوسیالیستی در شهر بندری عدن (در جنوب) انجامید. تکیه صالح بر نیرو&zwnj;های اسلام&zwnj;گرا برای کسب پیروزی نظامی در برابر جدایی&zwnj;طلبان جنوبی، شکاف&zwnj;های تازه&zwnj;ای را در بافت قبیله&zwnj;ای و مذهبیِ یمن که خود به&zwnj;شدت مستعد تنش بود ایجاد کرد؛ روندی که در نهایت به پیدایش جنبش انصارالله منجر شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعربستان با پیش&zwnj;بینی این تحولات، در سال ۲۰۰۳ احداث یک دیوار امنیتی میان دو کشور را آغاز کرد تا بتواند بر مرز&zwnj;های جنوبی خود که پیش&zwnj;تر نفوذپذیر بودند کنترل کامل اعمال کند. همان&zwnj;طور که عربستان پیش&zwnj;بینی کرده بود، در سال ۲۰۰۴ نخستین درگیری&zwnj;ها میان دولت یمن و یک جنبش مخالفِ رو به رشد در شمال این کشور رخ داد. در سال ۲۰۰۹، هنگامی که پنجمین دور از نبرد&zwnj;ها میان صنعا و انصارالله، احتمال کشیده شدنِ جنگ به مرز&zwnj;های عربستان را ایجاد کرد، ارتش عربستان در نبرد مداخله کرد و در جریان رویارویی با جنبش انصارالله، نخستین تلفات خود را متحمل شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاگرچه جنبش انصارالله و دولت صنعا در سال ۲۰۱۰ رسماً به نوعی مصالحه موقت دست یافتند، اما رهبران عربستان پیش از آن اعتماد خود را به علی عبدالله صالح از دست داده بودند. اندکی بعد، اعتراضات &laquo;بهار عربی&raquo; در سال ۲۰۱۲، صالح را ناچار به کناره&zwnj;گیری از قدرت کرد. پس از آن، سعودی&zwnj;ها بر روی سیاستمداران و فرماندهان سلفی همچون &laquo;علی محسن الاحمر&raquo; سرمایه&zwnj;گذاری کردند؛ کسانی که خود را به عنوان جایگزین&zwnj;های مذهبی و سیاسی برای جنبش انصارالله مطرح کرده بودند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nترکیبی از مداخلات دیپلماتیکِ نادرستِ سازمان ملل، کاهش مشروعیت مردمی، و درگیری&zwnj;های داخلی، نتایج ناامیدکننده&zwnj;ای را برای گروه&zwnj;های مخالفِ مورد حمایت عربستان به همراه داشته است؛ گروه&zwnj;هایی که در برابر محبوبیت و تشکیلاتِ منسجمِ انصارالله، عملاً حرفی برای گفتن نداشته&zwnj;اند. یمنِ تحت حاکمیت انصارالله، به جای آنکه همسایه&zwnj;ای ضعیف در جنوب باشد، در حال تبدیل شدن به دولتی مقتدر و مسلط بر امور است که با قدرت&zwnj;نمایی خود، مستقیماً عربستان و کشتیرانی جهانی در دریای سرخ را تهدید می&zwnj;کند. اتحاد ایران با انصارالله، بازتابی از رویکرد خودِ عربستان در پشتیبانی از جنبش&zwnj;های مخالفی است که بیشترین پتانسیل را برای بی&zwnj;ثبات کردن دولت&zwnj;ها دارند. از این منظر، سیاست عربستان در قبال یمن، عملاً به نفع ایران تمام شده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاگر سعودی&zwnj;ها می&zwnj;خواهند از کابوسِ انصارالله رهایی یابند، باید رویکرد خود در قبال یمن را به شکلی بنیادین تغییر دهند. تأمین مالیِ متغیرِ گروه&zwnj;های مخالف، همچون بازی &laquo;رولت روسی&raquo; است؛ چرا که ممکن است روزی همین مخالفان به قدرت برسند و خود به تهدیدی برای منافع عربستان تبدیل شوند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتشکیلِ ساختگیِ شورا&zwnj;های ریاست&zwnj;جمهوری و تسلیح گروه&zwnj;های شبه&zwnj;نظامیِ پراکنده، تنها حکمِ یک راهکار موقت و ناکارآمد را دارد؛ به&zwnj;ویژه آنکه جنبش انصارالله اکنون از توانایی فزاینده&zwnj;ای برای شلیک موشک&zwnj;های بالستیک به سمت اهداف آسیب&zwnj;پذیر در عربستان برخوردار است. با این حال، همچنان این امید وجود دارد که وقفه&zwnj;ای موقت در درگیری&zwnj;ها ایجاد شود و زمینه را برای نشستن پای میز مذاکره فراهم آورد. اینکه سعودی&zwnj;ها چگونه از این آتش&zwnj;بس احتمالی استفاده خواهند کرد، در نهایت سرنوشت آنها را تعیین خواهد کرد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعربستان به جای تشکیل یک ائتلاف سست ضد انصارالله به رهبری ریاض، باید به بقایای جمهوری یمن چیزی ملموس ارائه بدهد، این هدیه می&zwnj;تواند یک سرمایه&zwnj;گذاری اقتصادی، یا عضویت در شورای همکاری خلیج فارس، یا یک راه&zwnj;حل سیاسی جذاب برای سه منطقه مورد مناقشه باشد. عربستان بهتر است به جای ترس از یک یمن متحد و قوی، به طور فعال در حال پرورش یک کشور یمنی سالم و مرفه باشد که بتواند با آسودگی از خطر همسایه جنوبی خود، امنیت ریاض را در مقابل بازیگران بزرگ&zwnj;تر منطقه&zwnj;ای همچون ایران حفظ کند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانتهای پیام\/20\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p><strong>خبرگزاری قدس (قدسنا) | مقاله اندیشکده &laquo;نشنال اینترست&raquo; <\/strong><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>در حالی که جهان همچنان از شجاعت جنبش انصارالله یمن در حمله به فرودگاه ریاض و زیرساخت&zwnj;های عربستان در شگفتی و بهت به سر می&zwnj;برد، خاندان سلطنتی سعودی نباید از این رویاروییِ دوباره غافلگیر شده باشد. عربستان به&zwnj;خوبی می&zwnj;داند که تنها با یک جنبش متحد ایران در یمن رو&zwnj;به&zwnj;رو نیست، بلکه درگیر مناقشه&zwnj;ای با تمامیت همسایه جنوبی خود است که ریشه&zwnj;های آن به نزدیک به یک قرن پیش بازمی&zwnj;گردد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>سعودی&zwnj;ها با پیگیری سیاستی چنددهه&zwnj;ای مبنی بر حمایت از گروه&zwnj;های معارض در یمن با هدف تضعیف دولت مرکزی این کشور، ناخواسته دشمنی نیرومند و متحد را برای خود تراشیده&zwnj;اند. اگرچه سعودی&zwnj;ها ممکن است بتوانند با توسل به نیروی نظامی، از نابودی کامل خود به دست انصارالله آسوده خاطر باشند، اما دستیابی به راه&zwnj;حلی پایدار هرگز از طریق حملات موشکی و هوایی یا با تکیه بر کاروان&zwnj;های نظامیِ متحدان میسر نخواهد شد. چنین امری مستلزم بازنگری بنیادین در سیاست عربستان در قبال یمن است.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>در اصل، تنش&zwnj;های میان عربستان و یمن ریشه در مسئله مرز&zwnj;های ملی میان دو کشور دارد. عربستان در سال ۱۹۳۴، در پی جنگ میان دو کشور و بر اساس &laquo;توافق&zwnj;نامه طائف&raquo;، سه استانِ واقع در امتداد مرز یمن (عسیر، نجران و جیزان) را رسماً به خاک خود ضمیمه کرد. ساکنان این سه استان، اگرچه رسماً شهروند عربستان محسوب می&zwnj;شوند، اما به حاشیه رانده شده و همچنان فقیرترین بخش از جمعیت این کشور به شمار می&zwnj;روند. خاندان سلطنتی سعودی، به&zwnj;جز طرح&zwnj;های توسعه&zwnj;ای که اخیراً در عسیر اجرا شده، در طول تاریخ از سرمایه&zwnj;گذاری اقتصادی در این سه منطقه تغافل کرده است؛ امری که باعث شده است ساکنان این مناطق احساس تعلق چندانی به عربستان نداشته باشند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>ساکنان این سه منطقه، از نظر زبان، فرهنگ و مذهب همچنان یمنی باقی مانده&zwnj;اند و بسیاری از آنان همچنان پیوند&zwnj;های قبیله&zwnj;ای و خانوادگی خود را با آن سوی مرز حفظ کرده&zwnj;اند. طی دهه&zwnj;های متمادی، این بخش از مرز ۸۰۰ مایلی عربستان با یمن، مرزی نفوذپذیر و باز بوده که امکان عبور و مرور افراد، تسلیحات و کالا&zwnj;های قاچاق را فراهم کرده است.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>تهدید&zwnj;ها علیه خاک عربستان، در طول یک قرن گذشته، نه تنها از درون مناطق عسیر، نجران و جیزان، بلکه از سوی جنبش&zwnj;های سیاسی گوناگون در داخل یمن نیز سرچشمه گرفته است. هر رهبر یا رژیم جدیدی که در صنعا، پایتخت یمن به قدرت رسیده، در راستای جلب افکار عمومی و بهره&zwnj;گیری از گفتمان ملی&zwnj;گرایانه، از بازگرداندن این سه منطقه اشغالی به یمن حمایت کرده است. با این حال، این اظهارات عمدتاً در حد رویا باقی مانده&zwnj;اند؛ چرا که یمن از قدرت کافی برای وادار کردن عربستان به لغو این الحاق برخوردار نیست و حتی اگر چنین توانی هم داشت، هیچ تضمینی وجود نداشت که ساکنان این مناطق بخواهند تابعیت عربستان را با گذرنامه یمنی عوض کنند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>اگرچه رهبران عربستان از کارزار&zwnj;های مردمی در یمن یا شعار&zwnj;های سیاسی توخالی هراسی نداشتند، اما همواره نگران آن بوده&zwnj;اند که درگیری با یک دولت قدرتمند در یمن، چه پیامد&zwnj;های بی&zwnj;ثبات&zwnj;کننده&zwnj;ای می&zwnj;تواند برای پادشاهی سعودی به همراه داشته باشد. از همین رو، عربستان با اتخاذ راهبردی که به مرور تکامل یافت، از طریق حمایت&zwnj;های نظامی و مالی از گروه&zwnj;های معارض، مانع از شکل&zwnj;گیری یک دولت مقتدر در یمن شده و بدین ترتیب، این کشور را میان جناح&zwnj;های سیاسی، مذهبی و قبیله&zwnj;ای دچار چندپارگی کرده است.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>برای نمونه، هنگامی که نظام امامت در یمن شمالی در سال ۱۹۶۲ سرنگون شد و یک دولت جمهوری&zwnj;خواه با حمایت مصر قدرت را در صنعا به دست گرفت، سعودی&zwnj;ها حمایت خود را معطوف به ائتلاف قبایل شمالیِ مخالفِ جمهوری کردند (همان گروه&zwnj;های قبیله&zwnj;ای که امروزه از جنبش انصارالله پشتیبانی می&zwnj;کنند). زمانی که یمن جنوبی در سال ۱۹۶۸ استقلال خود را از امپراتوری بریتانیا اعلام کرد و نخستین و تنها دولت کمونیستی عربی را بنیان نهاد، عربستان حمایتش را از ائتلاف قبایل شمالی قطع کرد. در عوض، ریاض به پشتیبانی از یک جناح سیاسی محافظه&zwnj;کار در درون نظام جمهوری&zwnj;خواه صنعا پرداخت؛ نظامی که در آن مقطع دیگر از حمایت مصر برخوردار نبود.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>یمنی چندپاره و نظامی در شمال که روزبه&zwnj;روز بیشتر به کمک&zwnj;های مالی سخاوتمندانه عربستان وابسته می&zwnj;شد، وضعیت مطلوب ریاض به شمار می&zwnj;رفت. هنگامی که &laquo;ابراهیم الحمدی&raquo; سومین رئیس&zwnj;جمهور یمن شمالی، قصد خود را برای اتحاد یمن شمالی و جنوبی اعلام کرد، ترور شد؛ اقدامی که گفته می&zwnj;شود عوامل سعودی در آن دست داشته&zwnj;اند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>وقتی سرانجام در سال ۱۹۹۰ دو یمن با یکدیگر متحد شدند، عربستان آشکارا از این یکپارچگی ابراز نگرانی کرد، چرا که از ظهور همسایه&zwnj;ای قدرتمند در جنوب خود بیمناک بود. این هراس سعودی&zwnj;ها زمانی به واقعیت پیوست که &laquo;علی عبدالله صالح&raquo; رئیس&zwnj;جمهور یمن، پس از حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰، حمایت خود را از &laquo;صدام حسین&raquo; رئیس&zwnj;جمهور عراق، اعلام کرد. عربستان نیز در اقدامی تلافی&zwnj;جویانه، بیش از یک میلیون کارگر مهاجر یمنی را اخراج کرد؛ رویدادی که موجب بحرانی اقتصادی و بزرگ در یمن شد که این کشور هنوز هم نتوانسته است از پیامد&zwnj;های آن رهایی یابد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>عربستان که همچنان با چشم&zwnj;انداز وجود یک یمنِ متحد در مرز&zwnj;های جنوبی خود رو&zwnj;به&zwnj;رو بود، با تکیه بر سیاست&zwnj;های مداخله&zwnj;جویانه، در سال ۱۹۹۴ از جنبش جدایی&zwnj;طلب یمن جنوبی حمایت کرد. این امر به جنگ داخلی خونینی میان دولت صالح در صنعا و یک رژیم سوسیالیستی در شهر بندری عدن (در جنوب) انجامید. تکیه صالح بر نیرو&zwnj;های اسلام&zwnj;گرا برای کسب پیروزی نظامی در برابر جدایی&zwnj;طلبان جنوبی، شکاف&zwnj;های تازه&zwnj;ای را در بافت قبیله&zwnj;ای و مذهبیِ یمن که خود به&zwnj;شدت مستعد تنش بود ایجاد کرد؛ روندی که در نهایت به پیدایش جنبش انصارالله منجر شد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>عربستان با پیش&zwnj;بینی این تحولات، در سال ۲۰۰۳ احداث یک دیوار امنیتی میان دو کشور را آغاز کرد تا بتواند بر مرز&zwnj;های جنوبی خود که پیش&zwnj;تر نفوذپذیر بودند کنترل کامل اعمال کند. همان&zwnj;طور که عربستان پیش&zwnj;بینی کرده بود، در سال ۲۰۰۴ نخستین درگیری&zwnj;ها میان دولت یمن و یک جنبش مخالفِ رو به رشد در شمال این کشور رخ داد. در سال ۲۰۰۹، هنگامی که پنجمین دور از نبرد&zwnj;ها میان صنعا و انصارالله، احتمال کشیده شدنِ جنگ به مرز&zwnj;های عربستان را ایجاد کرد، ارتش عربستان در نبرد مداخله کرد و در جریان رویارویی با جنبش انصارالله، نخستین تلفات خود را متحمل شد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>اگرچه جنبش انصارالله و دولت صنعا در سال ۲۰۱۰ رسماً به نوعی مصالحه موقت دست یافتند، اما رهبران عربستان پیش از آن اعتماد خود را به علی عبدالله صالح از دست داده بودند. اندکی بعد، اعتراضات &laquo;بهار عربی&raquo; در سال ۲۰۱۲، صالح را ناچار به کناره&zwnj;گیری از قدرت کرد. پس از آن، سعودی&zwnj;ها بر روی سیاستمداران و فرماندهان سلفی همچون &laquo;علی محسن الاحمر&raquo; سرمایه&zwnj;گذاری کردند؛ کسانی که خود را به عنوان جایگزین&zwnj;های مذهبی و سیاسی برای جنبش انصارالله مطرح کرده بودند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>ترکیبی از مداخلات دیپلماتیکِ نادرستِ سازمان ملل، کاهش مشروعیت مردمی، و درگیری&zwnj;های داخلی، نتایج ناامیدکننده&zwnj;ای را برای گروه&zwnj;های مخالفِ مورد حمایت عربستان به همراه داشته است؛ گروه&zwnj;هایی که در برابر محبوبیت و تشکیلاتِ منسجمِ انصارالله، عملاً حرفی برای گفتن نداشته&zwnj;اند. یمنِ تحت حاکمیت انصارالله، به جای آنکه همسایه&zwnj;ای ضعیف در جنوب باشد، در حال تبدیل شدن به دولتی مقتدر و مسلط بر امور است که با قدرت&zwnj;نمایی خود، مستقیماً عربستان و کشتیرانی جهانی در دریای سرخ را تهدید می&zwnj;کند. اتحاد ایران با انصارالله، بازتابی از رویکرد خودِ عربستان در پشتیبانی از جنبش&zwnj;های مخالفی است که بیشترین پتانسیل را برای بی&zwnj;ثبات کردن دولت&zwnj;ها دارند. از این منظر، سیاست عربستان در قبال یمن، عملاً به نفع ایران تمام شده است.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>اگر سعودی&zwnj;ها می&zwnj;خواهند از کابوسِ انصارالله رهایی یابند، باید رویکرد خود در قبال یمن را به شکلی بنیادین تغییر دهند. تأمین مالیِ متغیرِ گروه&zwnj;های مخالف، همچون بازی &laquo;رولت روسی&raquo; است؛ چرا که ممکن است روزی همین مخالفان به قدرت برسند و خود به تهدیدی برای منافع عربستان تبدیل شوند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>تشکیلِ ساختگیِ شورا&zwnj;های ریاست&zwnj;جمهوری و تسلیح گروه&zwnj;های شبه&zwnj;نظامیِ پراکنده، تنها حکمِ یک راهکار موقت و ناکارآمد را دارد؛ به&zwnj;ویژه آنکه جنبش انصارالله اکنون از توانایی فزاینده&zwnj;ای برای شلیک موشک&zwnj;های بالستیک به سمت اهداف آسیب&zwnj;پذیر در عربستان برخوردار است. با این حال، همچنان این امید وجود دارد که وقفه&zwnj;ای موقت در درگیری&zwnj;ها ایجاد شود و زمینه را برای نشستن پای میز مذاکره فراهم آورد. اینکه سعودی&zwnj;ها چگونه از این آتش&zwnj;بس احتمالی استفاده خواهند کرد، در نهایت سرنوشت آنها را تعیین خواهد کرد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>عربستان به جای تشکیل یک ائتلاف سست ضد انصارالله به رهبری ریاض، باید به بقایای جمهوری یمن چیزی ملموس ارائه بدهد، این هدیه می&zwnj;تواند یک سرمایه&zwnj;گذاری اقتصادی، یا عضویت در شورای همکاری خلیج فارس، یا یک راه&zwnj;حل سیاسی جذاب برای سه منطقه مورد مناقشه باشد. عربستان بهتر است به جای ترس از یک یمن متحد و قوی، به طور فعال در حال پرورش یک کشور یمنی سالم و مرفه باشد که بتواند با آسودگی از خطر همسایه جنوبی خود، امنیت ریاض را در مقابل بازیگران بزرگ&zwnj;تر منطقه&zwnj;ای همچون ایران حفظ کند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>انتهای پیام\/20<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-10-24 09:39:14","content_date_event":"2026-10-24 09:39:14","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-10-24 09:47:45","content_date_register":"2026-10-24 09:45:24","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":2,"eid":2,"attach_title":"اندیشکده آمریکایی «نشنال اینترست» بررسی کرد؛\r\n\r\nگوی نجات عربستان از زمین انصارالله می گذرد 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575719_1065034292_150_84.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575719_1065034292_300_168.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575719_1065034292_400_225.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575719_1065034292_600_337.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575719_1065034292_739_415.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575719_1065034292_739_415.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1065034292,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/202610\/575719_1065034292.jpg","width":739,"height":415,"size":0}}}]}]]