[[{"content_id":422359,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"پس از شهید سنوار\r\nچه کسی بار خون غزه را به دوش می‌کشد؟","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nپس از دو سال از عروج یحیی سنوار به عنوان رزمنده&zwnj;ای که تا آخرین گلوله جنگید، پرسش درباره او دیگر پرسشی پیرامون سرگذشت یک فرد نیست، بلکه درباره زلزله&zwnj;ای استراتژیک است که نقشه آگاهی جهانی را بازآرایی کرد و نظام بین&zwnj;الملل و نخبگان منطقه را در برابر آینه&zwnj;ی حقیقت عریانی قرار داد که دهه&zwnj;ها از دیدن آن گریزان بودند. در هفتم اکتبر، نه تنها دژ امنیتی صهیونیست&zwnj;ها به لرزه در آمد، بلکه نظامی کامل از تبانی، روایت&zwnj;های دروغین و سیاست&zwnj;های مدیریت بحران به&zwnj;جای حل آن، فروپاشید. امروز، در حالی که درگیری همچنان طوفانی و پرالتهاب است و رژیم اشغالگر در باتلاق خسارت&zwnj;های خود، فرسایش بازدارندگی&zwnj;اش و رسوایی نسل&zwnj;کشی&zwnj;اش در دادگاه&zwnj;ها و خیابان&zwnj;های جهان دست&zwnj;وپا می&zwnj;زند، پاسخ به پرسش بنیادین با وضوحی قاطع جلوه&zwnj;گر می&zwnj;شود: چه کسی بار خون غزه را به دوش می&zwnj;کشد؟ و چه کسی در خندق جنایت با ارتکاب، تبانی یا تماشا ایستاده است؟\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتوهم &laquo;صلح&raquo; و مرگ تدریجی\r\n\r\nفلسطین پیش از هفت اکتبر نه از صلحی برخوردار بود و نه در مسیری سیاسی حرکت می&zwnj;کرد که به آزادی یا تشکیل دولت ختم شود؛ بلکه زیر بار مهندسی دقیقی از مرگ تدریجی نفس می&zwnj;کشد: شهرک&zwnj;سازی&zwnj;های فزاینده&zwnj;ای که کرانه باختری و قدس را با سرعتی بی&zwnj;سابقه می&zwnj;بلعید، محاصره خفقان&zwnj;آوری که غزه را به بزرگ&zwnj;ترین زندان روبه&zwnj;باز تاریخ مدرن تبدیل کرده بود، و روند شتابان عادی&zwnj;سازی منطقه&zwnj;ای که برای نابودی مسئله&zwnj;ی زمین و ملت و جایگزینی آن با خرده&zwnj;ریزهای &laquo;صلح اقتصادی&raquo; طراحی شده بود. این جنایت با لطافتِ تمام از طریق تبدیل یک ملت اصیل به &laquo;جمعیت مازاد&raquo; و جستجوی انبارهای انسانی برای آنان در خارج از جغرافیا و تاریخ، به پیش می&zwnj;رفت.\r\n\r\nدر چنین صحنه&zwnj;ای، انفجار ۷ اکتبر نه یک ماجراجویی منزوی، بلکه کنشی رهایی&zwnj;بخش و واکنشی وجودی در برابر تلاش برای نابودیِ تمام&zwnj;عیار بود. آری؛ هزینه&zwnj;ها سنگین و خونین بود؛ اما در تاریخ جنبش&zwnj;های آزادی&zwnj;بخش ملی و استعمار شهرک&zwnj;ساز جایگزین&zwnj;گر &mdash; از الجزایر و ویتنام تا آفریقای جنوبی &mdash; دیوار هژمونی هرگز با تمنا یا انتظار فرو نریخته است، و آزادی هدیه&zwnj;ای پیشکش&zwnj;شده بر مذبح سازش نبوده، بلکه ستاندنی است از طریق تکانه&zwnj;های استراتژیک بزرگی که مسئله فلسطین را بار دیگر و علیرغم میل نظام سلطه و اراده&zwnj;اش تحمیل کند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجنایت از آن متجاوز است، و خذلان از آن تماشاگران\r\n\r\nخلط مبحث در تعیین مسئولیت خون&zwnj;ها، خطایی بی&zwnj;گناهانه نیست، بلکه سقفی از انحطاط اخلاقی و تبانی مستقیم در ملامت قربانی است:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n۱. مسئولیت نسل&zwnj;کشی و ویرانی: به&zwnj;طور کامل و بدون هیچ&zwnj;گونه اما و اگر، بر عهده اشغالگران صهیونیست و رهبران آن&zwnj;هاست که بیمارستان&zwnj;ها، دانشگاه&zwnj;ها و پناهگاه&zwnj;ها را بمباران کردند، و گرسنگی و کوچ اجباری را به عنوان سلاح جنگی به کار گرفتند؛ و همچنین بر عهده&zwnj;ی نظام حامی غربی&mdash;به&zwnj;ویژه دولت آمریکا و شرکایش در برلین و لندن&mdash;است که ماشین کشتار را با ده&zwnj;ها هزار تن بمب تغذیه کردند و پوشش سیاسی و دیپلماتیک را از طریق وتو برای مختل کردن هرگونه تلاش جهت آتش&zwnj;بس فراهم آوردند. سنوار نه اشغالگران را به غزه آورد، نه اردوگاه مرگ را طراحی کرد و نه تن متلاشی شده&zwnj;ی کودکان را زیر بمب&zwnj;ها قرار داد؛ او فرزند اردوگاهی بود که در دفاع از قدس، زمین و ملت خود در برابر اشغالگری ۷۶ ساله ایستاد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n۲. جنایت تماشا و قعود: بر عهده&zwnj;ی تمامی کسانی است که ابزار اعمال فشار و تأثیرگذاری را در اختیار داشتند&mdash;از دولت&zwnj;ها، نظام&zwnj;ها و ارتش&zwnj;ها&mdash;اما ترجیح دادند در مقام ناظر منفعل و بی&zwnj;طرف در برابر یکی از هولناک&zwnj;ترین جنایات عصر حاضر بایستند و غزه را تنها بگذارند تا در سنگر اول دفاع از کرامت امت اسلامی، خونِ تنش قطره&zwnj;قطره ریخته شود، به این توهم که سلامت را می&zwnj;توان با چشم&zwnj;پوشی از جبهه مقدم به دست آورد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفروپاشی اخلاقی نظام غرب\r\n\r\nطوفان الاقصی آخرین نقاب را از چهره&zwnj;ی گفتمان &laquo;ارزش&zwnj;های جهانی&raquo; و حقوق بشر غربی فرو کشید و آن را به ابزاری انتخابی بدل ساخت که بر اساس منافع ژئوپلیتیک خیاطی شده است. سوگواریِ برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;شده بر رویدادهای فردی در پایتخت&zwnj;های رقیبان بین&zwnj;المللی و بسیج تریبون&zwnj;ها و تحریم&zwnj;ها برای آن، در برابر سکوت مرگبار و تبانی آشکار در برابر شهادت ده&zwnj;ها هزار زن و کودک و گرسنگی دادن به یک ملت تمام&zwnj;عیار در غزه قرار می&zwnj;گیرد. در اینجا مسئله با وضوحی غیرقابل انکار آشکار شد: حقوق بشر در معیار غربی، امتیازی استعماری است که مجاهد آن را سزاوار نیست، و عدالت بین&zwnj;المللی در مرزهای هم&zwnj;پیمان صهیونیست متوقف می&zwnj;شود، حتی اگر دادگاه&zwnj;های لاهه او را تحت پیگرد قرار دهند و اتهامات نسل&zwnj;کشی و پاک&zwnj;سازی قومی را بر او ثابت کنند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسیاسی کردن سکوت و ملامت مستضعفان\r\n\r\nاگر دشمنی استعمار غرب در بستر تاریخی&zwnj;اش قابل فهم باشد، اما دردناک&zwnj;ترین خذلان از درون جبهه عربی و اسلامی سر برآورد؛ به&zwnj;ویژه از سوی آن نخبگان فکری و شریعت&zwnj;مداری که رضایت دادند پژواک اراده&zwnj;های آرام&zwnj;سازی یا ابزاری برای توجیهادِ اهمال و جرم&zwnj;انگاری مقاومت باشند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبه&zwnj;جای بسیج امت برای یاری مظلومان و فشار جهت پایان دادن به فاجعه، صداها و تریبون&zwnj;هایی به میدان آمدند تا اتهامات &laquo;بی&zwnj;احتیاطی&raquo; و &laquo;به هلاکت انداختن خود&raquo; را توزیع کنند و بهانه&zwnj;های &laquo;حقن دماء&raquo; (حفظ خون&zwnj;ها) را در غیر جای خود مطرح نمایند&mdash;گویی حفظ خون به معنای تسلیم کردن گردن به تیغ جلاد است نه شکستن تیغه آن. خطرناک&zwnj;تر از آن، دوگانگی رسوا در گفتمان جهاد و یاری&zwnj;رسانی است؛ جایی که جوانان و فتواها برای میدان&zwnj;های درگیری فرقه&zwnj;ای و داخلی بسیج می&zwnj;شوند و پرچم&zwnj;های خشم در معراِ تفرقه&zwnj;افکنی افراشته می&zwnj;گردند، اما نام فلسطین محو می&zwnj;شود یا با احتیاط و به حاشیه&zwnj;رانده شدن با آن برخورد می&zwnj;شود و واجبِ یاری به موعظه&zwnj;ای سرد در باب صبر و تسلیم در برابر نسل&zwnj;کشی بدل می&zwnj;گردد. این فقهِ مقاصد شریعت نیست، بلکه بهره&zwnj;برداری سخیف از دین به عنوان مسکنی برای ضمیر قاعدین (نشسته&zwnj;گان در خانه) و سرپوشی بر منافع نظام&zwnj;هایی است که ترجیح دادند در زمان ذبح شدن ملتی که از کرامت امت دفاع می&zwnj;کند، خود را کنار بکشند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمیراث مقاومت و عقب&zwnj;نشینی اشغالگران\r\n\r\nتلاش برای محدود کردن نبرد ۷ اکتبر در هزینه&zwnj;ی دردِ مستقیم، خوانی ناقص است که انسان را از درک مسیر استراتژیک وسیع&zwnj;تر بازمی&zwnj;دارد. رویدادها هنوز به پایان نرسیده&zwnj;اند، نبرد همچنان جریان دارد و گشوده است و پیامدهای آن هر روز تأکید می&zwnj;کند که پروژه صهیونیستی وارد مرحله&zwnj;ای بی&zwnj;سابقه از فرسایش شده است:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر جبهه نظامی و امنیتی: اسطوره&zwnj;ی برتری و بازدارندگی مطلق فرو ریخت، اشغالگر علی&zwnj;رغم ویرانی&zwnj;های هولناک از تحقق هر یک از اهداف استراتژیک اعلام&zwnj;شده&zwnj;ی خود بازماند و امروز در تمامی جبهه&zwnj;ها با فرسایشی دائمی روبه&zwnj;روست.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر جبهه سیاسی و بین&zwnj;المللی: این رژیم منزوی شده و به عنوان دولتی آپارتاید و نسل&zwnj;کش طرد گردیده است، تمام ادعاهای اخلاقی و مظلومیت تاریخیِ خود را که برای توجیه وجودش به آن متکی بود از دست داده، تا جایی که درهای پیگرد قانونی بین&zwnj;المللی به روی رهبرانش گشوده شده و شبکه&zwnj;های عادی&zwnj;سازی که قرار بود او را بر روی ویرانه&zwnj;های فلسطین در منطقه ادغام کنند، دچار فروپاشی گشته&zwnj;اند.\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t&nbsp;\r\n\r\n\t&nbsp;\r\n\tو اما واپسین لحظات زندگی سنوار در تل السلطان&mdash;در حالی که رزمنده&zwnj;ای با جلیقه نظامی بود، تا آخرین نفس از تسلیم شدن سرباز زد و با دست&zwnj;کم گرفتن پهپادهای اشغالگر، عصای خود را به سوی آن&zwnj;ها پرتاب کرد&mdash;نه تنها صحنه&zwnj;ای اسطوره&zwnj;ای برای تاریخ بود، بلکه تجسم عینیِ جوهر این نبرد به شمار می&zwnj;رفت: ردِ سرسپردگی به مرگِ حقارت&zwnj;بار، در هم شکستن روایت وادادگی، و اثبات این حقیقت که ملت&zwnj;های زنده تا زمانی که مقاومت می&zwnj;کنند، هرگز نمی&zwnj;میرند.\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنتیجه&zwnj;گیری\r\n\r\nیحیی سنوار تنها رهبر یک جنبش نبود، بلکه جرقه&zwnj;ی انفجاری بود برای بازگرداندن حیات به کالبدی که می&zwnj;خواستند مسئله فلسطین در آن دفن شود. امروز، پس از گذشت دو سال:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمسئولیت خون و ویرانی: تنها بر عهده&zwnj;ی اشغالگران اسرائیلی و شرکای غربی&zwnj;شان است که سلاح و مشروعیت به آنان بخشیدند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمسئولیت اخلاقی و تاریخی: بر دوش همه&zwnj;ی کسانی است که کوتاهی کردند، تبانی نمودند، تماشاگر ماندند، یا قلم و تریبون خود را در خدمت ملامت قربانی و تبرئه&zwnj;ی قاتل به کار گرفتند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفلسطین امروز، علیرغم فداکاری&zwnj;های بزرگ و زخم&zwnj;های عمیق، به جایگاه طبیعی خود بازمی&zwnj;گردد. قطب نمای درگیری جهانی میان منطق رهایی&zwnj;بخشی و منطق سلطه.&nbsp; اشغالگران، هرچند در قساوت خود پیشروی کنند، با حقیقتی بازگشت&zwnj;ناپذیر روبه&zwnj;رویند: مسیر پاکسازی و حذف برای همیشه در هم شکسته است و خونی که در غزه به زمین ریخته شد، هدر نرفت، بلکه آغازگر پایان پروژه&zwnj;ای استعماری شد که تمامی دلایل بقا و اخلاقیات خود را از دست داده و در برابر تاریخ عریان ایستاده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانتهای پیام\/20\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">پس از دو سال از عروج یحیی سنوار به عنوان رزمنده&zwnj;ای که تا آخرین گلوله جنگید، پرسش درباره او دیگر پرسشی پیرامون سرگذشت یک فرد نیست، بلکه درباره زلزله&zwnj;ای استراتژیک است که نقشه آگاهی جهانی را بازآرایی کرد و نظام بین&zwnj;الملل و نخبگان منطقه را در برابر آینه&zwnj;ی حقیقت عریانی قرار داد که دهه&zwnj;ها از دیدن آن گریزان بودند. در هفتم اکتبر، نه تنها دژ امنیتی صهیونیست&zwnj;ها به لرزه در آمد، بلکه نظامی کامل از تبانی، روایت&zwnj;های دروغین و سیاست&zwnj;های مدیریت بحران به&zwnj;جای حل آن، فروپاشید. امروز، در حالی که درگیری همچنان طوفانی و پرالتهاب است و رژیم اشغالگر در باتلاق خسارت&zwnj;های خود، فرسایش بازدارندگی&zwnj;اش و رسوایی نسل&zwnj;کشی&zwnj;اش در دادگاه&zwnj;ها و خیابان&zwnj;های جهان دست&zwnj;وپا می&zwnj;زند، پاسخ به پرسش بنیادین با وضوحی قاطع جلوه&zwnj;گر می&zwnj;شود: چه کسی بار خون غزه را به دوش می&zwnj;کشد؟ و چه کسی در خندق جنایت با ارتکاب، تبانی یا تماشا ایستاده است؟<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>توهم &laquo;صلح&raquo; و مرگ تدریجی<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">فلسطین پیش از هفت اکتبر نه از صلحی برخوردار بود و نه در مسیری سیاسی حرکت می&zwnj;کرد که به آزادی یا تشکیل دولت ختم شود؛ بلکه زیر بار مهندسی دقیقی از مرگ تدریجی نفس می&zwnj;کشد: شهرک&zwnj;سازی&zwnj;های فزاینده&zwnj;ای که کرانه باختری و قدس را با سرعتی بی&zwnj;سابقه می&zwnj;بلعید، محاصره خفقان&zwnj;آوری که غزه را به بزرگ&zwnj;ترین زندان روبه&zwnj;باز تاریخ مدرن تبدیل کرده بود، و روند شتابان عادی&zwnj;سازی منطقه&zwnj;ای که برای نابودی مسئله&zwnj;ی زمین و ملت و جایگزینی آن با خرده&zwnj;ریزهای &laquo;صلح اقتصادی&raquo; طراحی شده بود. این جنایت با لطافتِ تمام از طریق تبدیل یک ملت اصیل به &laquo;جمعیت مازاد&raquo; و جستجوی انبارهای انسانی برای آنان در خارج از جغرافیا و تاریخ، به پیش می&zwnj;رفت.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">در چنین صحنه&zwnj;ای، انفجار ۷ اکتبر نه یک ماجراجویی منزوی، بلکه کنشی رهایی&zwnj;بخش و واکنشی وجودی در برابر تلاش برای نابودیِ تمام&zwnj;عیار بود. آری؛ هزینه&zwnj;ها سنگین و خونین بود؛ اما در تاریخ جنبش&zwnj;های آزادی&zwnj;بخش ملی و استعمار شهرک&zwnj;ساز جایگزین&zwnj;گر &mdash; از الجزایر و ویتنام تا آفریقای جنوبی &mdash; دیوار هژمونی هرگز با تمنا یا انتظار فرو نریخته است، و آزادی هدیه&zwnj;ای پیشکش&zwnj;شده بر مذبح سازش نبوده، بلکه ستاندنی است از طریق تکانه&zwnj;های استراتژیک بزرگی که مسئله فلسطین را بار دیگر و علیرغم میل نظام سلطه و اراده&zwnj;اش تحمیل کند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>جنایت از آن متجاوز است، و خذلان از آن تماشاگران<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">خلط مبحث در تعیین مسئولیت خون&zwnj;ها، خطایی بی&zwnj;گناهانه نیست، بلکه سقفی از انحطاط اخلاقی و تبانی مستقیم در ملامت قربانی است:<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">۱. <strong>مسئولیت نسل&zwnj;کشی و ویرانی:<\/strong> به&zwnj;طور کامل و بدون هیچ&zwnj;گونه اما و اگر، بر عهده اشغالگران صهیونیست و رهبران آن&zwnj;هاست که بیمارستان&zwnj;ها، دانشگاه&zwnj;ها و پناهگاه&zwnj;ها را بمباران کردند، و گرسنگی و کوچ اجباری را به عنوان سلاح جنگی به کار گرفتند؛ و همچنین بر عهده&zwnj;ی نظام حامی غربی&mdash;به&zwnj;ویژه دولت آمریکا و شرکایش در برلین و لندن&mdash;است که ماشین کشتار را با ده&zwnj;ها هزار تن بمب تغذیه کردند و پوشش سیاسی و دیپلماتیک را از طریق وتو برای مختل کردن هرگونه تلاش جهت آتش&zwnj;بس فراهم آوردند. سنوار نه اشغالگران را به غزه آورد، نه اردوگاه مرگ را طراحی کرد و نه تن متلاشی شده&zwnj;ی کودکان را زیر بمب&zwnj;ها قرار داد؛ او فرزند اردوگاهی بود که در دفاع از قدس، زمین و ملت خود در برابر اشغالگری ۷۶ ساله ایستاد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">۲. <strong>جنایت تماشا و قعود:<\/strong> بر عهده&zwnj;ی تمامی کسانی است که ابزار اعمال فشار و تأثیرگذاری را در اختیار داشتند&mdash;از دولت&zwnj;ها، نظام&zwnj;ها و ارتش&zwnj;ها&mdash;اما ترجیح دادند در مقام ناظر منفعل و بی&zwnj;طرف در برابر یکی از هولناک&zwnj;ترین جنایات عصر حاضر بایستند و غزه را تنها بگذارند تا در سنگر اول دفاع از کرامت امت اسلامی، خونِ تنش قطره&zwnj;قطره ریخته شود، به این توهم که سلامت را می&zwnj;توان با چشم&zwnj;پوشی از جبهه مقدم به دست آورد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>فروپاشی اخلاقی نظام غرب<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">طوفان الاقصی آخرین نقاب را از چهره&zwnj;ی گفتمان &laquo;ارزش&zwnj;های جهانی&raquo; و حقوق بشر غربی فرو کشید و آن را به ابزاری انتخابی بدل ساخت که بر اساس منافع ژئوپلیتیک خیاطی شده است. سوگواریِ برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;شده بر رویدادهای فردی در پایتخت&zwnj;های رقیبان بین&zwnj;المللی و بسیج تریبون&zwnj;ها و تحریم&zwnj;ها برای آن، در برابر سکوت مرگبار و تبانی آشکار در برابر شهادت ده&zwnj;ها هزار زن و کودک و گرسنگی دادن به یک ملت تمام&zwnj;عیار در غزه قرار می&zwnj;گیرد. در اینجا مسئله با وضوحی غیرقابل انکار آشکار شد: حقوق بشر در معیار غربی، امتیازی استعماری است که مجاهد آن را سزاوار نیست، و عدالت بین&zwnj;المللی در مرزهای هم&zwnj;پیمان صهیونیست متوقف می&zwnj;شود، حتی اگر دادگاه&zwnj;های لاهه او را تحت پیگرد قرار دهند و اتهامات نسل&zwnj;کشی و پاک&zwnj;سازی قومی را بر او ثابت کنند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>سیاسی کردن سکوت و ملامت مستضعفان<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اگر دشمنی استعمار غرب در بستر تاریخی&zwnj;اش قابل فهم باشد، اما دردناک&zwnj;ترین خذلان از درون جبهه عربی و اسلامی سر برآورد؛ به&zwnj;ویژه از سوی آن نخبگان فکری و شریعت&zwnj;مداری که رضایت دادند پژواک اراده&zwnj;های آرام&zwnj;سازی یا ابزاری برای توجیهادِ اهمال و جرم&zwnj;انگاری مقاومت باشند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">به&zwnj;جای بسیج امت برای یاری مظلومان و فشار جهت پایان دادن به فاجعه، صداها و تریبون&zwnj;هایی به میدان آمدند تا اتهامات &laquo;بی&zwnj;احتیاطی&raquo; و &laquo;به هلاکت انداختن خود&raquo; را توزیع کنند و بهانه&zwnj;های &laquo;حقن دماء&raquo; (حفظ خون&zwnj;ها) را در غیر جای خود مطرح نمایند&mdash;گویی حفظ خون به معنای تسلیم کردن گردن به تیغ جلاد است نه شکستن تیغه آن. خطرناک&zwnj;تر از آن، دوگانگی رسوا در گفتمان جهاد و یاری&zwnj;رسانی است؛ جایی که جوانان و فتواها برای میدان&zwnj;های درگیری فرقه&zwnj;ای و داخلی بسیج می&zwnj;شوند و پرچم&zwnj;های خشم در معراِ تفرقه&zwnj;افکنی افراشته می&zwnj;گردند، اما نام فلسطین محو می&zwnj;شود یا با احتیاط و به حاشیه&zwnj;رانده شدن با آن برخورد می&zwnj;شود و واجبِ یاری به موعظه&zwnj;ای سرد در باب صبر و تسلیم در برابر نسل&zwnj;کشی بدل می&zwnj;گردد. این فقهِ مقاصد شریعت نیست، بلکه بهره&zwnj;برداری سخیف از دین به عنوان مسکنی برای ضمیر قاعدین (نشسته&zwnj;گان در خانه) و سرپوشی بر منافع نظام&zwnj;هایی است که ترجیح دادند در زمان ذبح شدن ملتی که از کرامت امت دفاع می&zwnj;کند، خود را کنار بکشند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>میراث مقاومت و عقب&zwnj;نشینی اشغالگران<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">تلاش برای محدود کردن نبرد ۷ اکتبر در هزینه&zwnj;ی دردِ مستقیم، خوانی ناقص است که انسان را از درک مسیر استراتژیک وسیع&zwnj;تر بازمی&zwnj;دارد. رویدادها هنوز به پایان نرسیده&zwnj;اند، نبرد همچنان جریان دارد و گشوده است و پیامدهای آن هر روز تأکید می&zwnj;کند که پروژه صهیونیستی وارد مرحله&zwnj;ای بی&zwnj;سابقه از فرسایش شده است:<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>در جبهه نظامی و امنیتی:<\/strong> اسطوره&zwnj;ی برتری و بازدارندگی مطلق فرو ریخت، اشغالگر علی&zwnj;رغم ویرانی&zwnj;های هولناک از تحقق هر یک از اهداف استراتژیک اعلام&zwnj;شده&zwnj;ی خود بازماند و امروز در تمامی جبهه&zwnj;ها با فرسایشی دائمی روبه&zwnj;روست.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>در جبهه سیاسی و بین&zwnj;المللی:<\/strong> این رژیم منزوی شده و به عنوان دولتی آپارتاید و نسل&zwnj;کش طرد گردیده است، تمام ادعاهای اخلاقی و مظلومیت تاریخیِ خود را که برای توجیه وجودش به آن متکی بود از دست داده، تا جایی که درهای پیگرد قانونی بین&zwnj;المللی به روی رهبرانش گشوده شده و شبکه&zwnj;های عادی&zwnj;سازی که قرار بود او را بر روی ویرانه&zwnj;های فلسطین در منطقه ادغام کنند، دچار فروپاشی گشته&zwnj;اند.<\/p>\r\n\r\n<ul>\r\n\t<li dir=\"RTL\">\r\n\t<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n\t<p>&nbsp;<\/p>\r\n\tو اما واپسین لحظات زندگی سنوار در تل السلطان&mdash;در حالی که رزمنده&zwnj;ای با جلیقه نظامی بود، تا آخرین نفس از تسلیم شدن سرباز زد و با دست&zwnj;کم گرفتن پهپادهای اشغالگر، عصای خود را به سوی آن&zwnj;ها پرتاب کرد&mdash;نه تنها صحنه&zwnj;ای اسطوره&zwnj;ای برای تاریخ بود، بلکه تجسم عینیِ جوهر این نبرد به شمار می&zwnj;رفت: ردِ سرسپردگی به مرگِ حقارت&zwnj;بار، در هم شکستن روایت وادادگی، و اثبات این حقیقت که ملت&zwnj;های زنده تا زمانی که مقاومت می&zwnj;کنند، هرگز نمی&zwnj;میرند.<\/li>\r\n<\/ul>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>نتیجه&zwnj;گیری<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">یحیی سنوار تنها رهبر یک جنبش نبود، بلکه جرقه&zwnj;ی انفجاری بود برای بازگرداندن حیات به کالبدی که می&zwnj;خواستند مسئله فلسطین در آن دفن شود. امروز، پس از گذشت دو سال:<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">مسئولیت خون و ویرانی: تنها بر عهده&zwnj;ی اشغالگران اسرائیلی و شرکای غربی&zwnj;شان است که سلاح و مشروعیت به آنان بخشیدند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">مسئولیت اخلاقی و تاریخی: بر دوش همه&zwnj;ی کسانی است که کوتاهی کردند، تبانی نمودند، تماشاگر ماندند، یا قلم و تریبون خود را در خدمت ملامت قربانی و تبرئه&zwnj;ی قاتل به کار گرفتند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">فلسطین امروز، علیرغم فداکاری&zwnj;های بزرگ و زخم&zwnj;های عمیق، به جایگاه طبیعی خود بازمی&zwnj;گردد. قطب نمای درگیری جهانی میان منطق رهایی&zwnj;بخشی و منطق سلطه.&nbsp; اشغالگران، هرچند در قساوت خود پیشروی کنند، با حقیقتی بازگشت&zwnj;ناپذیر روبه&zwnj;رویند: مسیر پاکسازی و حذف برای همیشه در هم شکسته است و خونی که در غزه به زمین ریخته شد، هدر نرفت، بلکه آغازگر پایان پروژه&zwnj;ای استعماری شد که تمامی دلایل بقا و اخلاقیات خود را از دست داده و در برابر تاریخ عریان ایستاده است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">انتهای پیام\/20<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-10-10 15:22:19","content_date_event":"2026-10-20 15:22:19","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-10-20 15:32:29","content_date_register":"2026-10-20 15:28:45","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":2,"eid":2,"attach_title":"پس از شهید سنوار\r\nچه کسی بار خون غزه را به دوش می‌کشد؟ 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575651_2772432144_150_84.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575651_2772432144_300_168.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575651_2772432144_400_225.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575651_2772432144_600_337.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575651_2772432144_739_415.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/202610\/575651_2772432144_739_415.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2772432144,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/202610\/575651_2772432144.jpg","width":739,"height":415,"size":0}}}]}]]