[[{"content_id":421232,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"یادداشت اختصاصی کهنه سرباز آمریکایی\r\n\r\nنقطه عطف راهبردی: چگونه ایران به هژمون جدید خلیج فارس بدل شد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"گوردون داف کهنه سرباز آمریکایی در مقاله اختصاصی برای قدسنا درباره نقض آتش‌بس در غزه و لبنان از سوی رژیم صهیونیستی، انتخابات آینده در سرزمینهای اشغالی و جنگ ناکام آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و تبدیل جمهوری اسلامی ایران به قدرت برتر منطقه نوشت.","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nخبرگزاری قدس (قدسنا)؛ گوردون داف&nbsp;نظامی سابق آمریکایی در دوران جنگ ویتنام و نویسنده مطرح آمریکایی و سردبیر وترنز تودی آمریکا&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمقدمه: طنزِ جنگ\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nطنز خاصی در این واقعیت نهفته است &mdash; از آن دست طنزهایی که تاریخ از آن لذت می&zwnj;برد &mdash; که آمریکا و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ با هدف نابودی ایران به عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای وارد عمل شدند، اما در نهایت موجب تثبیت سلطه آن شدند. این یک تناقض نیست؛ بلکه یک الگوست. هر کسی که در سه دهه گذشته سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را دنبال کرده باشد، بلافاصله متوجه این الگو خواهد شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nایران از جنگ ۲۰۲۶ نه به عنوان کشوری شکست&zwnj;خورده، بلکه به عنوان قدرت برتر خلیج فارس سر برآورده است. درست است که آن روحانیونی که دونالد ترامپ وعده حذفشان را داده بود جایگزین شده&zwnj;اند، اما جای آن&zwnj;ها را رهبری نظامی سرسخت&zwnj;تر، جوان&zwnj;تر و کارآمدتری گرفته است؛ رهبری&zwnj;ای که از رویکرد دفاع&zwnj;گرایی دینی عبور کرده و محاسبات راهبردیِ و استراتژی منطقی حکومتی را در پیش گرفته است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nکشوری که می&zwnj;داند جان سالم به در برده و می&zwnj;داند از چه مهلکه&zwnj;ای عبور کرده است. این همان ایرانی نیست که برجام را امضا کرد؛ این ایرانی است که جنگیده و پیروز شده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبخش اول: نقض آتش&zwnj;بس &mdash; الگویی از وعده&zwnj;های زیر پا گذاشته شده\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبا وجود توافق&zwnj; نامه&zwnj;های آتش&zwnj;بس در غزه و لبنان، رژیم صهیونیستی همچنان بدون هیچ&zwnj;گونه مورد بازخواست قرار گرفتن، مفاد آن را نقض می&zwnj;کند. بر اساس گزارش [روزنامه] &laquo;الخلیج&raquo;، از زمان توافق آتش&zwnj;بس غزه در اکتبر ۲۰۲۵، اسرائیل حملات هوایی و گلوله&zwnj;باران توپخانه&zwnj;ای علیه شهرها، شهرک&zwnj;ها، اردوگاه&zwnj;ها و چادرهای آوارگان در سراسر نوار غزه را متوقف نکرده است. همچنین از زمان توافق آتش&zwnj;بس لبنان در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ و &laquo;توافق چارچوب&raquo; مورخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶، ارتش اسرائیل حملات خود را به آنچه تهدیدی برای نیروهایش در جنوب لبنان می&zwnj;خواند، متوقف نساخته است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین الگو آشکار است: اسرائیل آتش&zwnj;بس را امضا می&zwnj;کند و سپس آن را نقض می کند. این رژیم عملیات نظامی خود را در غزه، لبنان و سوریه گسترش می&zwnj;دهد و از پوشش &laquo;دفاع مشروع&raquo; برای توجیه اقدامی استفاده می&zwnj;کند که در واقع، کارزاری برای توسعه&zwnj;طلبی ارضی در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر است. در سوریه، با وجود مذاکرات اعلام&zwnj;شده تحت نظارت &laquo;تام باراک&raquo;، فرستاده ایالات متحده، برای آرام کردن اوضاع و جلوگیری از تشدید تنش، اسرائیل همچنان به حملات هوایی علیه تأسیسات نظامی &mdash;حتی آن&zwnj;هایی که دیگر فعال نیستند&mdash; و نفوذ به شهرها و روستاهای سوریه ادامه می&zwnj;دهد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nابعاد ویرانی تکان&zwnj;دهنده است. نیروهای اسرائیلی اکنون ۶۰ درصد از قلمرو غزه را در کنترل دارند و برای تأمین امنیت شهرک&zwnj;های پیرامون نوار غزه، &laquo;خط زردی&raquo; ترسیم کرده&zwnj;اند. مناطق شمالی غزه مانند &laquo;جبالیا&raquo; و &laquo;بیت&zwnj;حانون&raquo; به ویرانه&zwnj;ای بایر بدل شده&zwnj;اند و تمام زمین&zwnj;های کشاورزی از بین رفته&zwnj;اند. در لبنان، تصاویر ماهواره&zwnj;ای تأیید می&zwnj;کنند که دست&zwnj;کم ۴۶ مورد از ۵۴ شهر و روستای واقع در محدوده &laquo;خط زرد&raquo; (که اسرائیل خود آن را در جنوب لبنان تعیین کرده)، دچار ویرانی گسترده شده یا عمدتاً با خاک یکسان شده&zwnj;اند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوزارت جنگ اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۶ با افتخار خبر تخریب تمامی ساختمان&zwnj;ها در ۲۴ روستای لبنان را اعلام کرد؛ اقدامی که مجموع خانه&zwnj;های کاملاً ویران&zwnj;شده را به بیش از ۲۰ هزار واحد رساند. سازمان &laquo;آکسفام&raquo; تأیید کرد که تهاجم جاری اسرائیل به لبنان، اشغال ویرانگر سرزمین&zwnj;های فلسطینی، نفوذ زمینی و حملات هوایی به سوریه، حملات مداوم به غزه، و همچنین حملات خشونت&zwnj;آمیز و توسعه&zwnj;طلبی ارضی در کرانه باختری، همگی با وجود توقف موقت درگیری&zwnj;ها با ایران، همچنان ادامه داشته&zwnj;اند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهدف اسرائیل روشن است: نابودی حیات در محدوده &laquo;خط زرد&raquo; در جنوب لبنان، غزه، کرانه باختری و جنوب سوریه &mdash;شامل مردم، زمین، بناها و معیشت&mdash; تا بدین ترتیب، حیات و رفاه اسرائیل بتواند در کنار زمین&zwnj;هایی بایر و خالی تداوم یابد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبخش دوم: قمار انتخاباتی نتانیاهو؛ استیصال یک رهبر\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبنیامین نتانیاهو، نخست&zwnj;وزیر اسرائیل، در حالی برای انتخاب مجدد تلاش می&zwnj;کند که میراث سیاسی&zwnj;اش در معرض خطر قرار دارد. انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل تا حد زیادی حکم همه&zwnj;پرسی درباره دوران حکمرانی تقریباً بی&zwnj;وقفه ۱۷ ساله او و نحوه مدیریت دوره&zwnj;ای پرتلاطم را خواهد داشت؛ دوره&zwnj;ای که با اعتراضات گسترده، حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و نزدیک به سه سال جنگ همراه بوده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاما شاید بزرگ&zwnj;ترین تهدید برای نتانیاهو، نه از سوی مخالفان، بلکه از درون پایگاه سیاسی خود او سرچشمه بگیرد. در آستانه انتخابات، شماری از احزاب کوچکِ حامی نتانیاهو با یکدیگر رقابت می&zwnj;کنند؛ اما این احزاب&mdash;از جمله جناح&zwnj;های تندرویی که توسط وزرای جنجالی کابینه، &laquo;ایتامار بن&zwnj;گویر&raquo; و &laquo;بتسالل اسموتریچ&raquo; رهبری می&zwnj;شوند&mdash;به&zwnj;جای تقویت جایگاه رهبر اسرائیل، با تقسیم آرای پایگاه هواداران نتانیاهو، شانس انتخاب مجدد او را تضعیف می&zwnj;کنند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمحاسبات انتخاباتی بی&zwnj;رحمانه است. احزابی که بیشترین آرا را کسب کنند، بیشترین کرسی&zwnj;ها را در پارلمان ۱۲۰ عضوی به دست می&zwnj;آورند، اما هر حزبی که بتواند تنها ۳.۲۵ درصد آرا را کسب کند، صاحب کرسی در پارلمان می&zwnj;شود. این بدان معناست که بیش از دوازده حزب می&zwnj;توانند در یک دوره پارلمان حضور داشته باشند. تاکنون هیچ حزب واحدی نتوانسته است اکثریت پارلمانی لازم برای تشکیل دولت را به تنهایی کسب کند؛ در عوض، رهبر یک حزب باید برای دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی، با شرکای کوچک&zwnj;تر ائتلاف تشکیل دهد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاگر هر یک از احزاب کوچک&zwnj;ترِ تندرو موفق به ورود به پارلمان نشوند، آرای آن&zwnj;ها هدر خواهد رفت و شانس انتخاب مجدد نتانیاهو به&zwnj;شدت کاهش می&zwnj;یابد. ناکامی احزاب کوچک در عبور از حد نصاب لازم برای ورود به پارلمان، در شکست نتانیاهو در انتخابات سال ۲۰۲۱ نقش داشت؛ در حالی که رقابت میان مخالفانش، بازگشت او به قدرت در سال ۲۰۲۲ را رقم زد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنظرسنجی&zwnj;های اخیر نشان می&zwnj;دهد که ائتلاف نتانیاهو ۵۱ کرسی در اختیار دارد&mdash;که بهترین وضعیت آن از ماه مه تاکنون است&mdash;اما همچنان با ۶۱ کرسیِ مورد نیاز برای کسب اکثریت فاصله دارد. فاصله میان نتانیاهو و رقبایش در حال کاهش است: ۴۸ درصد از پاسخ&zwnj;دهندگان &laquo;گادی آیزنکوت&raquo;، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش را مناسب&zwnj;ترین گزینه برای نخست&zwnj;وزیری می&zwnj;دانند (در مقایسه با ۳۹ درصد برای نتانیاهو) و &laquo;نفتالی بنت&raquo;، نخست&zwnj;وزیر پیشین نیز با نسبت ۴۳ به ۳۹ درصد، گزینه&zwnj;ای مناسب&zwnj;تر از نتانیاهو تلقی می&zwnj;شود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنتانیاهو که میراث سیاسی&zwnj;اش در معرض خطر قرار دارد، از متحدان پیشین خود مصرانه می&zwnj;خواهد تا در قالب احزابی بزرگ&zwnj;تر که شانس بیشتری برای ورود به پارلمان دارند، با یکدیگر متحد شوند. او در گفتگو با شبکه ۱۴&mdash;که به عنوان تریبون غیررسمی نخست&zwnj;وزیر عمل می&zwnj;کند&mdash;گفت: &laquo;وقتی متحد می&zwnj;شویم، پیروز می&zwnj;شویم؛ و وقتی از هم جدا می&zwnj;شویم، شکست می&zwnj;خوریم.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاما شکاف&zwnj;ها عمیق است. دو حزبی که در انتخابات سال ۲۰۲۲ با هم ائتلاف کرده بودند&mdash;یعنی حزب &laquo;صهیونیسم مذهبی&raquo; به رهبری اسموتریچ و حزب &laquo;قدرت یهود&raquo; به رهبری بن&zwnj;گویر&mdash;تاکنون به دلیل روابط پرتنش میان این دو چهره، درخواست&zwnj;های نتانیاهو برای ادغام مجدد را رد کرده&zwnj;اند. احزاب کوچک&zwnj;تری که توسط اعضای سابق حزب لیکود و یک ژنرال بازنشسته و تندرو رهبری می&zwnj;شوند نیز خود را در حال رقابت برای جذب همان طیف از رأی&zwnj;دهندگان می&zwnj;بینند؛ رقابتی که تفاوت آن&zwnj;ها بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، مبتنی بر تفاوت شخصیت&zwnj;هاست.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهشدار نتانیاهو به پایگاه انتخاباتی خود، لحنی به&zwnj;شدت نگران&zwnj;کننده و هشدارآمیز به خود گرفته است: او می&zwnj;گوید: &laquo;جناح چپ آماده است؛ اگر متحد نشویم، شکست خواهیم خورد.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبخش سوم: جنگ ناکام علیه ایران&mdash;پیروزی راهبردی برای تهران\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشواهد قاطع و انکارناپذیر است: آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف خود در جنگ غیرقانونی علیه ایران ناکام مانده&zwnj;اند. در مقابل، ایران به عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای ظهور کرده و قدرت آن اکنون غیرقابل انکار است.\r\n&nbsp;\r\n\r\n&laquo;دنی سیت&zwnj;رینوویچ&raquo;، پژوهشگر ارشد &laquo;موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل&raquo;، در یادداشتی در روزنامه &laquo;اسرائیل هیوم&raquo; اذعان کرد که جنگ علیه ایران با شکست مواجه شده و به اهداف خود دست نیافته است. او تأکید کرد که این جنگ نه&zwnj;تنها نتوانست ایران را تضعیف یا بی&zwnj;ثبات کند، بلکه در نهایت جایگاه اقتصادی، سیاسی و امنیتی تهران را تقویت کرد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین تحلیلگر اسرائیلی با اشاره به کاهش تمایل واشنگتن به رویارویی نظامی جدید با ایران، استدلال کرد که ناکامی این کارزار نشان&zwnj;دهنده فروپاشی راهبرد اسرائیل در قبال ایران است؛ راهبردی که بر پایه فشار مداوم و هماهنگی نزدیک با ایالات متحده بنا شده بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسیترینوویچ در ادامه نوشت که این ناکامی می&zwnj;تواند پیامدهای مهمی برای توانایی آتی اسرائیل در شکل&zwnj;دهی به سیاست آمریکا در قبال ایران داشته باشد. ایران می&zwnj;تواند در ازای امتیازاتی محدود&mdash;از جمله حفظ جریان عادی کشتیرانی در تنگه هرمز&mdash;به منافع اقتصادی قابل&zwnj;توجهی دست یابد، بی&zwnj;آنکه مجبور به صرف&zwnj;نظر کردن از دارایی&zwnj;های راهبردی خود نظیر توانمندی&zwnj;های موشکی، حمایت از متحدان منطقه&zwnj;ای یا حق غنی&zwnj;سازی اورانیوم شود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنکته حائز اهمیت آنکه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از ایران فاصله نگرفته&zwnj;اند؛ بلکه در پی حفظ و حتی گسترش روابط خود با تهران هستند. در نتیجه، چشم&zwnj;انداز گسترش &laquo;پیمان ابراهیم&raquo; و عادی&zwnj;سازی بیشتر روابط با اسرائیل با چالش&zwnj;های جدی مواجه شده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاسرائیل اکنون در مسئله ایران بیش از هر زمان دیگری منزوی شده و تنها بازیگری است که همچنان بر کارآمدی گزینه نظامی برای ایجاد تغییری بنیادین در جمهوری اسلامی اصرار می&zwnj;ورزد. شهرهایش ویران شده، صدها هزار نفر بی&zwnj;خانمان گشته و احتمالاً صدها و شاید هزاران نفر کشته شده اند؛ در حالی که سانسور خبری و &laquo;دروغ بزرگ&raquo; در اسرائیل وجود دارد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبخش چهارم: قدرت ایران؛ هژمون جدید در خلیج فارس\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاکنون، قدرت ایران را چگونه ارزیابی می&zwnj;کنیم؟ پاسخ روشن است: ایران از جنگ سال ۲۰۲۶ به عنوان قدرت برتر در خلیج فارس بیرون آمد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nایران در آن جنبه&zwnj;ای که از نظر استراتژیک اهمیت دارد، پیروز شد: نظام حاکم را حفظ کرد، تاب&zwnj;آوری توان نظامی و صنعتی خود را به اثبات رساند، اراده سیاسی دشمنانش برای ادامه کارزار را خنثی کرد و با مشروعیتی بیشتر در داخل و پرستیژی ارتقا یافته در سراسر منطقه، از این ماجرا سربلند بیرون آمد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبه این شواهد توجه کنید:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتاب&zwnj;آوری نظامی: ایران از تلاش برای &laquo;قطع سر&raquo; جان سالم به در برد. این کشور نیروهای موشکی خود را سریع&zwnj;تر از حد انتظار بازسازی کرد. اکنون، در عمل، ایران چنان کنترلی بر تنگه هرمز دارد که اهرمی در برابر اقتصاد جهانی به دست آورده است؛ اهرمی که هیچ میزان از حضور نیروی دریایی آمریکا نمی&zwnj;تواند به&zwnj;سادگی آن را خنثی کند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانطباق استراتژیک: در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل، ایران ترجیح داد به&zwnj;جای به&zwnj;کارگیری تمام توان &laquo;محور مقاومت&raquo;، عمدتاً بر موشک&zwnj;ها، پهپادها و کنترل خود بر تنگه هرمز تکیه کند. این رویکرد، محدودیت&zwnj;های دکترین &laquo;دفاع پیش&zwnj;دستانه&raquo; (یا دفاع در عمق) ایران را آشکار ساخت، اما در عین حال گذار به سوی بازدارندگیِ مبتنی بر توان داخلی را تسریع کرد. موشک&zwnj;های دوربرد، پهپادهای ارزان&zwnj;قیمت و اهرم فشار بر تنگه هرمز، به ارکان اصلی استراتژی دفاعی جدید ایران بدل شدند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپتانسیل اقتصادی: تفاهم&zwnj;نامه&zwnj;ای که میان ایالات متحده و ایران امضا شد، شامل لغو محاصره دریایی آمریکا و ایجاد یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران است. این امر چشم&zwnj;انداز ژئوپلیتیک را به&zwnj;طور بنیادین تغییر می&zwnj;دهد و به معنای شکستی استراتژیک برای اهداف اولیه جنگی واشنگتن و در عمل، کنار گذاشتن هدفِ تغییر رژیم است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبه&zwnj;رسمیت شناخته شدن در سطح منطقه: این چارچوب، نشان&zwnj;دهنده پایان احتمالی جاه&zwnj;طلبی&zwnj;های اسرائیل برای دستیابی به هژمونی بی&zwnj;رقیب منطقه&zwnj;ای است، چرا که آمریکا به&zwnj;طور ضمنی ایران را به عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای مشروع به رسمیت می&zwnj;شناسد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنوسازی رهبری: روحانیونی که ترامپ وعده داده بود آن&zwnj;ها را از صحنه حذف کند، جای خود را به رهبری نظامی سرسخت&zwnj;تر، جوان&zwnj;تر و کارآمدتری داده&zwnj;اند.\r\n&nbsp;\r\n\r\nکشورهای عربی حوزه خلیج فارس تاب&zwnj;آوری ایران را درک کردند. آن&zwnj;ها دسترسی واشنگتن به حریم هوایی خود را مسدود کردند و مخالفتشان با جنگ را به&zwnj;شکلی غیرمعمول علنی ساختند. آن&zwnj;ها همسایگان ایران هستند. آن&zwnj;ها می&zwnj;دانند که ایرانیِ پس از جنگ همچنان پابرجا خواهد ماند و آن&zwnj;ها ناچار خواهند بود مدت&zwnj;ها پس از آنکه ناوهای هواپیمابر آمریکا به خانه بازگشتند، بر سر شرایط همزیستی با آن مذاکره کنند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبخش پنجم: محاسبات نادرست؛ ناکامی در قضاوت\r\n&nbsp;\r\n\r\nمحاسبات نادرستی که به این نتیجه انجامید، در معنای محدود کلمه، شکست اطلاعاتی نبود. بر اساس اکثر ارزیابی&zwnj;ها، اطلاعات موجود در مورد توانمندی&zwnj;های نظامی ایران، استحکام زیرساخت&zwnj;های موشکی پراکنده آن و آمادگی سپاه پاسداران برای نبردی طولانی&zwnj;مدت، نسبتاً دقیق بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشکستِ رخ&zwnj;داده، ماهیتی سیاسی و راهبردی داشت؛ نوعی خطای قضاوت در عالی&zwnj;ترین سطوح که ریشه در همان تفکر خیال&zwnj;پردازانه&zwnj;ای داشت که نیروهای آمریکایی را در سال ۲۰۰۳ با این تصور که با گل مورد استقبال قرار می&zwnj;گیرند، راهی بغداد کرد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nواشنگتن خود را متقاعد کرده بود که خویشتن&zwnj;داری ایران در سال&zwnj;های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشانه&zwnj;ای از ضعف است؛ حال آنکه این رفتار، نشانه&zwnj;ای از شکیبایی بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاعتبار آمریکا نزد شرکای خود در خلیج فارس به&zwnj;شدت آسیب دیده است؛ نه به این دلیل که آمریکا جنگی را آغاز کرد، بلکه به این خاطر که جنگی را برخلاف مخالفت صریح آن&zwnj;ها به راه انداخت، با ایجاد اختلال در تنگه هرمز و جهش سرسام&zwnj;آور حق بیمه&zwnj;ها، خسارات اقتصادی جانبی به آن&zwnj;ها تحمیل کرد و سپس در دستیابی به اهدافی که وعده داده بود توجیه&zwnj;کننده این اقدام است، ناکام ماند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنتیجه&zwnj;گیری: واقعیت جدید\r\n&nbsp;\r\n\r\nآمریکا و اسرائیل با هدف نابودی ایران به&zwnj;عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای وارد عمل شدند، اما در نهایت موجب تثبیت و تحکیم سلطه آن گردیدند. اسرائیل اکنون در مسئله ایران، بیش از هر زمان دیگری منزوی شده است. آمریکا نشان داده که شریکی غیرقابل&zwnj;پیش&zwnj;بینی است و تعهدات راهبردی کلان آن، تابع تمایلات دولتی است که در آن مقطع بر سر کار است. آن قدرت مسلطی که آمریکا در پی نابودی&zwnj;اش بود، خود آن را پدید آورد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین پرسش همچنان باقی است: آیا واشنگتن قادر است از این فاجعه درس بگیرد؟ شواهد تاریخی خلاف این را نشان می&zwnj;دهند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانتهای پیام\/24","content_html":"<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">خبرگزاری قدس (قدسنا)؛ گوردون داف&nbsp;نظامی سابق آمریکایی در دوران جنگ ویتنام و نویسنده مطرح آمریکایی و سردبیر وترنز تودی آمریکا&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>مقدمه: طنزِ جنگ<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">طنز خاصی در این واقعیت نهفته است &mdash; از آن دست طنزهایی که تاریخ از آن لذت می&zwnj;برد &mdash; که آمریکا و اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶ با هدف نابودی ایران به عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای وارد عمل شدند، اما در نهایت موجب تثبیت سلطه آن شدند. این یک تناقض نیست؛ بلکه یک الگوست. هر کسی که در سه دهه گذشته سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را دنبال کرده باشد، بلافاصله متوجه این الگو خواهد شد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ایران از جنگ ۲۰۲۶ نه به عنوان کشوری شکست&zwnj;خورده، بلکه به عنوان قدرت برتر خلیج فارس سر برآورده است. درست است که آن روحانیونی که دونالد ترامپ وعده حذفشان را داده بود جایگزین شده&zwnj;اند، اما جای آن&zwnj;ها را رهبری نظامی سرسخت&zwnj;تر، جوان&zwnj;تر و کارآمدتری گرفته است؛ رهبری&zwnj;ای که از رویکرد دفاع&zwnj;گرایی دینی عبور کرده و محاسبات راهبردیِ و استراتژی منطقی حکومتی را در پیش گرفته است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">کشوری که می&zwnj;داند جان سالم به در برده و می&zwnj;داند از چه مهلکه&zwnj;ای عبور کرده است<span dir=\"LTR\">.<\/span> این همان ایرانی نیست که برجام را امضا کرد؛ این ایرانی است که جنگیده و پیروز شده است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>بخش اول: نقض آتش&zwnj;بس &mdash; الگویی از وعده&zwnj;های زیر پا گذاشته شده<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">با وجود توافق&zwnj; نامه&zwnj;های آتش&zwnj;بس در غزه و لبنان، رژیم صهیونیستی همچنان بدون هیچ&zwnj;گونه مورد بازخواست قرار گرفتن، مفاد آن را نقض می&zwnj;کند. بر اساس گزارش [روزنامه] &laquo;الخلیج&raquo;، از زمان توافق آتش&zwnj;بس غزه در اکتبر ۲۰۲۵، اسرائیل حملات هوایی و گلوله&zwnj;باران توپخانه&zwnj;ای علیه شهرها، شهرک&zwnj;ها، اردوگاه&zwnj;ها و چادرهای آوارگان در سراسر نوار غزه را متوقف نکرده است. همچنین از زمان توافق آتش&zwnj;بس لبنان در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ و &laquo;توافق چارچوب&raquo; مورخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶، ارتش اسرائیل حملات خود را به آنچه تهدیدی برای نیروهایش در جنوب لبنان می&zwnj;خواند، متوقف نساخته است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این الگو آشکار است: اسرائیل آتش&zwnj;بس را امضا می&zwnj;کند و سپس آن را نقض می کند. این رژیم عملیات نظامی خود را در غزه، لبنان و سوریه گسترش می&zwnj;دهد و از پوشش &laquo;دفاع مشروع&raquo; برای توجیه اقدامی استفاده می&zwnj;کند که در واقع، کارزاری برای توسعه&zwnj;طلبی ارضی در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر است. در سوریه، با وجود مذاکرات اعلام&zwnj;شده تحت نظارت &laquo;تام باراک&raquo;، فرستاده ایالات متحده، برای آرام کردن اوضاع و جلوگیری از تشدید تنش، اسرائیل همچنان به حملات هوایی علیه تأسیسات نظامی &mdash;حتی آن&zwnj;هایی که دیگر فعال نیستند&mdash; و نفوذ به شهرها و روستاهای سوریه ادامه می&zwnj;دهد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ابعاد ویرانی تکان&zwnj;دهنده است. نیروهای اسرائیلی اکنون ۶۰ درصد از قلمرو غزه را در کنترل دارند و برای تأمین امنیت شهرک&zwnj;های پیرامون نوار غزه، &laquo;خط زردی&raquo; ترسیم کرده&zwnj;اند. مناطق شمالی غزه مانند &laquo;جبالیا&raquo; و &laquo;بیت&zwnj;حانون&raquo; به ویرانه&zwnj;ای بایر بدل شده&zwnj;اند و تمام زمین&zwnj;های کشاورزی از بین رفته&zwnj;اند. در لبنان، تصاویر ماهواره&zwnj;ای تأیید می&zwnj;کنند که دست&zwnj;کم ۴۶ مورد از ۵۴ شهر و روستای واقع در محدوده &laquo;خط زرد&raquo; (که اسرائیل خود آن را در جنوب لبنان تعیین کرده)، دچار ویرانی گسترده شده یا عمدتاً با خاک یکسان شده&zwnj;اند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">وزارت جنگ اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۶ با افتخار خبر تخریب تمامی ساختمان&zwnj;ها در ۲۴ روستای لبنان را اعلام کرد؛ اقدامی که مجموع خانه&zwnj;های کاملاً ویران&zwnj;شده را به بیش از ۲۰ هزار واحد رساند. سازمان &laquo;آکسفام&raquo; تأیید کرد که تهاجم جاری اسرائیل به لبنان، اشغال ویرانگر سرزمین&zwnj;های فلسطینی، نفوذ زمینی و حملات هوایی به سوریه، حملات مداوم به غزه، و همچنین حملات خشونت&zwnj;آمیز و توسعه&zwnj;طلبی ارضی در کرانه باختری، همگی با وجود توقف موقت درگیری&zwnj;ها با ایران، همچنان ادامه داشته&zwnj;اند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">هدف اسرائیل روشن است: نابودی حیات در محدوده &laquo;خط زرد&raquo; در جنوب لبنان، غزه، کرانه باختری و جنوب سوریه &mdash;شامل مردم، زمین، بناها و معیشت&mdash; تا بدین ترتیب، حیات و رفاه اسرائیل بتواند در کنار زمین&zwnj;هایی بایر و خالی تداوم یابد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>بخش دوم: قمار انتخاباتی نتانیاهو؛ استیصال یک رهبر<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">بنیامین نتانیاهو، نخست&zwnj;وزیر اسرائیل، در حالی برای انتخاب مجدد تلاش می&zwnj;کند که میراث سیاسی&zwnj;اش در معرض خطر قرار دارد. انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل تا حد زیادی حکم همه&zwnj;پرسی درباره دوران حکمرانی تقریباً بی&zwnj;وقفه ۱۷ ساله او و نحوه مدیریت دوره&zwnj;ای پرتلاطم را خواهد داشت؛ دوره&zwnj;ای که با اعتراضات گسترده، حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و نزدیک به سه سال جنگ همراه بوده است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اما شاید بزرگ&zwnj;ترین تهدید برای نتانیاهو، نه از سوی مخالفان، بلکه از درون پایگاه سیاسی خود او سرچشمه بگیرد. در آستانه انتخابات، شماری از احزاب کوچکِ حامی نتانیاهو با یکدیگر رقابت می&zwnj;کنند؛ اما این احزاب&mdash;از جمله جناح&zwnj;های تندرویی که توسط وزرای جنجالی کابینه، &laquo;ایتامار بن&zwnj;گویر&raquo; و &laquo;بتسالل اسموتریچ&raquo; رهبری می&zwnj;شوند&mdash;به&zwnj;جای تقویت جایگاه رهبر اسرائیل، با تقسیم آرای پایگاه هواداران نتانیاهو، شانس انتخاب مجدد او را تضعیف می&zwnj;کنند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">محاسبات انتخاباتی بی&zwnj;رحمانه است. احزابی که بیشترین آرا را کسب کنند، بیشترین کرسی&zwnj;ها را در پارلمان ۱۲۰ عضوی به دست می&zwnj;آورند، اما هر حزبی که بتواند تنها ۳.۲۵ درصد آرا را کسب کند، صاحب کرسی در پارلمان می&zwnj;شود. این بدان معناست که بیش از دوازده حزب می&zwnj;توانند در یک دوره پارلمان حضور داشته باشند. تاکنون هیچ حزب واحدی نتوانسته است اکثریت پارلمانی لازم برای تشکیل دولت را به تنهایی کسب کند؛ در عوض، رهبر یک حزب باید برای دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی، با شرکای کوچک&zwnj;تر ائتلاف تشکیل دهد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اگر هر یک از احزاب کوچک&zwnj;ترِ تندرو موفق به ورود به پارلمان نشوند، آرای آن&zwnj;ها هدر خواهد رفت و شانس انتخاب مجدد نتانیاهو به&zwnj;شدت کاهش می&zwnj;یابد. ناکامی احزاب کوچک در عبور از حد نصاب لازم برای ورود به پارلمان، در شکست نتانیاهو در انتخابات سال ۲۰۲۱ نقش داشت؛ در حالی که رقابت میان مخالفانش، بازگشت او به قدرت در سال ۲۰۲۲ را رقم زد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نظرسنجی&zwnj;های اخیر نشان می&zwnj;دهد که ائتلاف نتانیاهو ۵۱ کرسی در اختیار دارد&mdash;که بهترین وضعیت آن از ماه مه تاکنون است&mdash;اما همچنان با ۶۱ کرسیِ مورد نیاز برای کسب اکثریت فاصله دارد. فاصله میان نتانیاهو و رقبایش در حال کاهش است: ۴۸ درصد از پاسخ&zwnj;دهندگان &laquo;گادی آیزنکوت&raquo;، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش را مناسب&zwnj;ترین گزینه برای نخست&zwnj;وزیری می&zwnj;دانند (در مقایسه با ۳۹ درصد برای نتانیاهو) و &laquo;نفتالی بنت&raquo;، نخست&zwnj;وزیر پیشین نیز با نسبت ۴۳ به ۳۹ درصد، گزینه&zwnj;ای مناسب&zwnj;تر از نتانیاهو تلقی می&zwnj;شود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نتانیاهو که میراث سیاسی&zwnj;اش در معرض خطر قرار دارد، از متحدان پیشین خود مصرانه می&zwnj;خواهد تا در قالب احزابی بزرگ&zwnj;تر که شانس بیشتری برای ورود به پارلمان دارند، با یکدیگر متحد شوند. او در گفتگو با شبکه ۱۴&mdash;که به عنوان تریبون غیررسمی نخست&zwnj;وزیر عمل می&zwnj;کند&mdash;گفت: &laquo;وقتی متحد می&zwnj;شویم، پیروز می&zwnj;شویم؛ و وقتی از هم جدا می&zwnj;شویم، شکست می&zwnj;خوریم.&raquo;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اما شکاف&zwnj;ها عمیق است. دو حزبی که در انتخابات سال ۲۰۲۲ با هم ائتلاف کرده بودند&mdash;یعنی حزب &laquo;صهیونیسم مذهبی&raquo; به رهبری اسموتریچ و حزب &laquo;قدرت یهود&raquo; به رهبری بن&zwnj;گویر&mdash;تاکنون به دلیل روابط پرتنش میان این دو چهره، درخواست&zwnj;های نتانیاهو برای ادغام مجدد را رد کرده&zwnj;اند. احزاب کوچک&zwnj;تری که توسط اعضای سابق حزب لیکود و یک ژنرال بازنشسته و تندرو رهبری می&zwnj;شوند نیز خود را در حال رقابت برای جذب همان طیف از رأی&zwnj;دهندگان می&zwnj;بینند؛ رقابتی که تفاوت آن&zwnj;ها بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، مبتنی بر تفاوت شخصیت&zwnj;هاست.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">هشدار نتانیاهو به پایگاه انتخاباتی خود، لحنی به&zwnj;شدت نگران&zwnj;کننده و هشدارآمیز به خود گرفته است: او می&zwnj;گوید: &laquo;جناح چپ آماده است؛ اگر متحد نشویم، شکست خواهیم خورد.&raquo;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>بخش سوم: جنگ ناکام علیه ایران&mdash;پیروزی راهبردی برای تهران<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">شواهد قاطع و انکارناپذیر است: آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف خود در جنگ غیرقانونی علیه ایران ناکام مانده&zwnj;اند. در مقابل، ایران به عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای ظهور کرده و قدرت آن اکنون غیرقابل انکار است.<br \/>\r\n&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&laquo;دنی سیت&zwnj;رینوویچ&raquo;، پژوهشگر ارشد &laquo;موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل&raquo;، در یادداشتی در روزنامه &laquo;اسرائیل هیوم&raquo; اذعان کرد که جنگ علیه ایران با شکست مواجه شده و به اهداف خود دست نیافته است. او تأکید کرد که این جنگ نه&zwnj;تنها نتوانست ایران را تضعیف یا بی&zwnj;ثبات کند، بلکه در نهایت جایگاه اقتصادی، سیاسی و امنیتی تهران را تقویت کرد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این تحلیلگر اسرائیلی با اشاره به کاهش تمایل واشنگتن به رویارویی نظامی جدید با ایران، استدلال کرد که ناکامی این کارزار نشان&zwnj;دهنده فروپاشی راهبرد اسرائیل در قبال ایران است؛ راهبردی که بر پایه فشار مداوم و هماهنگی نزدیک با ایالات متحده بنا شده بود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">سیترینوویچ در ادامه نوشت که این ناکامی می&zwnj;تواند پیامدهای مهمی برای توانایی آتی اسرائیل در شکل&zwnj;دهی به سیاست آمریکا در قبال ایران داشته باشد. ایران می&zwnj;تواند در ازای امتیازاتی محدود&mdash;از جمله حفظ جریان عادی کشتیرانی در تنگه هرمز&mdash;به منافع اقتصادی قابل&zwnj;توجهی دست یابد، بی&zwnj;آنکه مجبور به صرف&zwnj;نظر کردن از دارایی&zwnj;های راهبردی خود نظیر توانمندی&zwnj;های موشکی، حمایت از متحدان منطقه&zwnj;ای یا حق غنی&zwnj;سازی اورانیوم شود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نکته حائز اهمیت آنکه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از ایران فاصله نگرفته&zwnj;اند؛ بلکه در پی حفظ و حتی گسترش روابط خود با تهران هستند. در نتیجه، چشم&zwnj;انداز گسترش &laquo;پیمان ابراهیم&raquo; و عادی&zwnj;سازی بیشتر روابط با اسرائیل با چالش&zwnj;های جدی مواجه شده است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اسرائیل اکنون در مسئله ایران بیش از هر زمان دیگری منزوی شده و تنها بازیگری است که همچنان بر کارآمدی گزینه نظامی برای ایجاد تغییری بنیادین در جمهوری اسلامی اصرار می&zwnj;ورزد. شهرهایش ویران شده، صدها هزار نفر بی&zwnj;خانمان گشته و احتمالاً صدها و شاید هزاران نفر کشته شده اند؛ در حالی که سانسور خبری و &laquo;دروغ بزرگ&raquo; در اسرائیل وجود دارد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>بخش چهارم: قدرت ایران؛ هژمون جدید در خلیج فارس<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اکنون، قدرت ایران را چگونه ارزیابی می&zwnj;کنیم؟ پاسخ روشن است: ایران از جنگ سال ۲۰۲۶ به عنوان قدرت برتر در خلیج فارس بیرون آمد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ایران در آن جنبه&zwnj;ای که از نظر استراتژیک اهمیت دارد، پیروز شد: نظام حاکم را حفظ کرد، تاب&zwnj;آوری توان نظامی و صنعتی خود را به اثبات رساند، اراده سیاسی دشمنانش برای ادامه کارزار را خنثی کرد و با مشروعیتی بیشتر در داخل و پرستیژی ارتقا یافته در سراسر منطقه، از این ماجرا سربلند بیرون آمد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>به این شواهد توجه کنید:<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>تاب&zwnj;آوری نظامی:<\/strong> ایران از تلاش برای &laquo;قطع سر&raquo; جان سالم به در برد. این کشور نیروهای موشکی خود را سریع&zwnj;تر از حد انتظار بازسازی کرد. اکنون، در عمل، ایران چنان کنترلی بر تنگه هرمز دارد که اهرمی در برابر اقتصاد جهانی به دست آورده است؛ اهرمی که هیچ میزان از حضور نیروی دریایی آمریکا نمی&zwnj;تواند به&zwnj;سادگی آن را خنثی کند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>انطباق استراتژیک:<\/strong> در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل، ایران ترجیح داد به&zwnj;جای به&zwnj;کارگیری تمام توان &laquo;محور مقاومت&raquo;، عمدتاً بر موشک&zwnj;ها، پهپادها و کنترل خود بر تنگه هرمز تکیه کند. این رویکرد، محدودیت&zwnj;های دکترین &laquo;دفاع پیش&zwnj;دستانه&raquo; (یا دفاع در عمق) ایران را آشکار ساخت، اما در عین حال گذار به سوی بازدارندگیِ مبتنی بر توان داخلی را تسریع کرد. موشک&zwnj;های دوربرد، پهپادهای ارزان&zwnj;قیمت و اهرم فشار بر تنگه هرمز، به ارکان اصلی استراتژی دفاعی جدید ایران بدل شدند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>پتانسیل اقتصادی:<\/strong> تفاهم&zwnj;نامه&zwnj;ای که میان ایالات متحده و ایران امضا شد، شامل لغو محاصره دریایی آمریکا و ایجاد یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران است. این امر چشم&zwnj;انداز ژئوپلیتیک را به&zwnj;طور بنیادین تغییر می&zwnj;دهد و به معنای شکستی استراتژیک برای اهداف اولیه جنگی واشنگتن و در عمل، کنار گذاشتن هدفِ تغییر رژیم است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>به&zwnj;رسمیت شناخته شدن در سطح منطقه:<\/strong> این چارچوب، نشان&zwnj;دهنده پایان احتمالی جاه&zwnj;طلبی&zwnj;های اسرائیل برای دستیابی به هژمونی بی&zwnj;رقیب منطقه&zwnj;ای است، چرا که آمریکا به&zwnj;طور ضمنی ایران را به عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای مشروع به رسمیت می&zwnj;شناسد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>نوسازی رهبری:<\/strong> روحانیونی که ترامپ وعده داده بود آن&zwnj;ها را از صحنه حذف کند، جای خود را به رهبری نظامی سرسخت&zwnj;تر، جوان&zwnj;تر و کارآمدتری داده&zwnj;اند.<br \/>\r\n&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تاب&zwnj;آوری ایران را درک کردند. آن&zwnj;ها دسترسی واشنگتن به حریم هوایی خود را مسدود کردند و مخالفتشان با جنگ را به&zwnj;شکلی غیرمعمول علنی ساختند. آن&zwnj;ها همسایگان ایران هستند. آن&zwnj;ها می&zwnj;دانند که ایرانیِ پس از جنگ همچنان پابرجا خواهد ماند و آن&zwnj;ها ناچار خواهند بود مدت&zwnj;ها پس از آنکه ناوهای هواپیمابر آمریکا به خانه بازگشتند، بر سر شرایط همزیستی با آن مذاکره کنند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>بخش پنجم: محاسبات نادرست؛ ناکامی در قضاوت<\/strong><br \/>\r\n&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">محاسبات نادرستی که به این نتیجه انجامید، در معنای محدود کلمه، شکست اطلاعاتی نبود. بر اساس اکثر ارزیابی&zwnj;ها، اطلاعات موجود در مورد توانمندی&zwnj;های نظامی ایران، استحکام زیرساخت&zwnj;های موشکی پراکنده آن و آمادگی سپاه پاسداران برای نبردی طولانی&zwnj;مدت، نسبتاً دقیق بود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">شکستِ رخ&zwnj;داده، ماهیتی سیاسی و راهبردی داشت؛ نوعی خطای قضاوت در عالی&zwnj;ترین سطوح که ریشه در همان تفکر خیال&zwnj;پردازانه&zwnj;ای داشت که نیروهای آمریکایی را در سال ۲۰۰۳ با این تصور که با گل مورد استقبال قرار می&zwnj;گیرند، راهی بغداد کرد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">واشنگتن خود را متقاعد کرده بود که خویشتن&zwnj;داری ایران در سال&zwnj;های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشانه&zwnj;ای از ضعف است؛ حال آنکه این رفتار، نشانه&zwnj;ای از شکیبایی بود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اعتبار آمریکا نزد شرکای خود در خلیج فارس به&zwnj;شدت آسیب دیده است؛ نه به این دلیل که آمریکا جنگی را آغاز کرد، بلکه به این خاطر که جنگی را برخلاف مخالفت صریح آن&zwnj;ها به راه انداخت، با ایجاد اختلال در تنگه هرمز و جهش سرسام&zwnj;آور حق بیمه&zwnj;ها، خسارات اقتصادی جانبی به آن&zwnj;ها تحمیل کرد و سپس در دستیابی به اهدافی که وعده داده بود توجیه&zwnj;کننده این اقدام است، ناکام ماند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>نتیجه&zwnj;گیری: واقعیت جدید<\/strong><br \/>\r\n&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">آمریکا و اسرائیل با هدف نابودی ایران به&zwnj;عنوان یک قدرت منطقه&zwnj;ای وارد عمل شدند، اما در نهایت موجب تثبیت و تحکیم سلطه آن گردیدند. اسرائیل اکنون در مسئله ایران، بیش از هر زمان دیگری منزوی شده است. آمریکا نشان داده که شریکی غیرقابل&zwnj;پیش&zwnj;بینی است و تعهدات راهبردی کلان آن، تابع تمایلات دولتی است که در آن مقطع بر سر کار است. آن قدرت مسلطی که آمریکا در پی نابودی&zwnj;اش بود، خود آن را پدید آورد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این پرسش همچنان باقی است: آیا واشنگتن قادر است از این فاجعه درس بگیرد؟ شواهد تاریخی خلاف این را نشان می&zwnj;دهند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">انتهای پیام\/24<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-09-14 12:56:53","content_date_event":"2026-09-14 12:56:53","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-09-14 14:02:04","content_date_register":"2026-09-14 13:02:47","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":43,"eid":7,"attach_title":"نقطه عطف راهبردی: چگونه ایران به هژمون جدید خلیج فارس بدل شد 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/202609\/574440_1086486672_150_84.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/202609\/574440_1086486672_300_169.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/202609\/574440_1086486672_400_225.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/202609\/574440_1086486672_600_338.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/202609\/574440_1086486672_800_450.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/202609\/574440_1086486672_800_450.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1086486672,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/202609\/574440_1086486672.jpg","width":800,"height":450,"size":0}}}]}]]