[[{"content_id":417254,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"تحلیل  مؤسسه مطالعات منطقه‌ای:\r\n\r\nجنگ باور جهانی به نحوه استفاده آمریکا از قدرت را به چالش کشید","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"آیا جنگ آمریکا علیه ایران نیز می‌تواند به چنین نقطه عطفی تبدیل شود؛ لحظه‌ای که با تضعیف اعتماد به قضاوت و تصمیم‌گیری آمریکا، انتظارات جهانی را تغییر دهد و شیوه استفاده از قدرت در نظام بین‌الملل را دگرگون کند.","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nبه گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) &laquo;حمیرا امبرین&raquo; تحلیل&zwnj;گر مؤسسه مطالعات منطقه&zwnj;ای (IRS) در یادداشتی نوشت: &laquo;مورخان برای لحظات نادر و سرنوشت&zwnj;سازی که نظام بین&zwnj;الملل را دگرگون می&zwnj;کنند از اصطلاح &laquo;نقطه عطف&raquo; استفاده می&zwnj;کنند. فروپاشی دیوار برلین به جنگ سرد پایان داد و به برتری جهانی آمریکا انجامید. همچنین حملات 11 سپتامبر ساختار امنیت جهانی را تغییر داد و دهه&zwnj;ها جنگ و درگیری را در پی داشت. اهمیت این رویدادها در آن بود که انتظارات جهانی، هم&zwnj;پیمانی کشورها و برداشت از مفهوم قدرت را دگرگون کردند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاکنون این پرسش مطرح است که آیا جنگ آمریکا علیه ایران نیز می&zwnj;تواند به چنین نقطه عطفی تبدیل شود؛ لحظه&zwnj;ای که با تضعیف اعتماد به قضاوت و تصمیم&zwnj;گیری آمریکا، انتظارات جهانی را تغییر دهد و شیوه استفاده از قدرت در نظام بین&zwnj;الملل را دگرگون کند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر نگاه نخست، این درگیری ممکن است شبیه سایر بحران&zwnj;های منطقه&zwnj;ای به نظر برسد، اما در واقع تفاوت مهمی دارد. این جنگ بیش از آنکه قدرت آمریکا را بیازماید، باور جهانی به نحوه استفاده این کشور از قدرت را به چالش می&zwnj;کشد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nایالات متحده همچنان برتری نظامی دارد، اما نفوذ جهانی تنها به توانایی نظامی وابسته نیست؛ بلکه به اعتبار و اعتماد نیز بستگی دارد. دیگر کشورها باید باور داشته باشند که قدرت آمریکا به شکلی قابل پیش&zwnj;بینی و همراه با خویشتن&zwnj;داری به کار گرفته می&zwnj;شود. اگر اعتماد به این قضاوت از بین برود، همان لحظه می&zwnj;تواند به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرای دهه&zwnj;ها، رهبری آمریکا بر ترکیبی از قدرت و پیش&zwnj;بینی&zwnj;پذیری استوار بود. متحدان این کشور به واشنگتن نزدیک می&zwnj;شدند، زیرا باور داشتند که توانایی&zwnj;های آن به شکلی ثابت و قابل اعتماد به کار گرفته خواهد شد. اما اکنون این فرض در حال تضعیف است. در اروپا درخواست&zwnj;ها برای &laquo;استقلال راهبردی&raquo; افزایش یافته و در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه و آسیا، کشورها خود را برای محدودیت&zwnj;های احتمالی قدرت آمریکا آماده می&zwnj;کنند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر نظامی رقابتی، اعتماد کامل هرگز وجود ندارد و اعتبار کشورها همواره در حال آزمون است. کشورها نه به دلیل اعتماد مطلق، بلکه به خاطر انتظار ثبات با یکدیگر همکاری می&zwnj;کنند. وقتی این انتظار از بین برود، رفتارها تغییر می&zwnj;کند: هم&zwnj;پیمانی&zwnj;ها مشروط می&zwnj;شوند، شرکا سیاست&zwnj;های احتیاطی در پیش می&zwnj;گیرند، تعهدات کاهش می&zwnj;یابد و همکاری&zwnj;ها محدودتر می&zwnj;شود. این تغییرات به آرامی انباشته می&zwnj;شوند و پیش از آنکه شکاف&zwnj;های آشکار ایجاد کنند، انتظارات را تغییر می&zwnj;دهند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجنگ&zwnj;ها این روند را تسریع می&zwnj;کنند. قدرت&zwnj;های بزرگ معمولاً وارد جنگ نمی&zwnj;شوند مگر آنکه تصور کنند کنترل اوضاع را در دست دارند؛ اما پیامدهای مهم بسیاری از جنگ&zwnj;ها غیرمستقیم است: آسیب به اعتبار، گسترش بیش از حد تعهدات راهبردی و کاهش تدریجی اعتماد متحدان. این آثار به مرور زمان شکل می&zwnj;گیرند و نحوه درک کشورها از خطرها و فرصت&zwnj;ها را تغییر می&zwnj;دهند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر این تحلیل، رویکرد و پایداری ایران نیز نقش مهمی دارد. ایران به&zwnj;طور مستقیم با قدرت آمریکا برابری نمی&zwnj;کند، بلکه از راهبرد مقاومت نامتقارن استفاده می&zwnj;کند؛ یعنی فشارها را جذب می&zwnj;کند و در عین حال هزینه&zwnj;هایی بر رقیب قدرتمندتر تحمیل می&zwnj;کند. در این راهبرد، تاب&zwnj;آوری و پایداری مهم&zwnj;تر از پیروزی سریع است و ادامه مقاومت مهم&zwnj;تر از تشدید ناگهانی تنش. ایران از طریق توانایی&zwnj;های غیرمتمرکز، شبکه&zwnj;های منطقه&zwnj;ای و بازدارندگی غیرمستقیم تلاش می&zwnj;کند اقدامات قدرت برتر را پیچیده و پرهزینه کند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین رویکرد در عمل مزیت را از سرعت به زمان منتقل می&zwnj;کند. در بسیاری از موارد، کشور ضعیف&zwnj;تر توان تحمل بیشتری در طول زمان دارد. هرچه یک درگیری طولانی&zwnj;تر شود، فشار سیاسی و اقتصادی بیشتری بر قدرت بزرگ&zwnj;تر وارد می&zwnj;شود. در چنین شرایطی آنچه در ابتدا نمایش قدرت به نظر می&zwnj;رسد، به آزمونی برای میزان پایداری تبدیل می&zwnj;شود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین رویکرد ماهیت جنگ را نیز تغییر می&zwnj;دهد. احتمال دستیابی به پیروزی سریع کاهش می&zwnj;یابد و جنگ به رقابتی طولانی برای تحمل فشار سیاسی، اقتصادی و راهبردی تبدیل می&zwnj;شود. درگیری&zwnj;هایی که با اهداف روشن آغاز می&zwnj;شوند، اغلب به نبردهایی طولانی با پایان نامعلوم تبدیل می&zwnj;گردند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپیامدهای این وضعیت تنها به ایران محدود نمی&zwnj;شود. اگر کشوری ضعیف&zwnj;تر بتواند فشار را تحمل کند و در عین حال هزینه&zwnj;هایی واقعی بر طرف مقابل تحمیل کند، کشورهای دیگر نیز از این تجربه درس خواهند گرفت. این موضوع می&zwnj;تواند در آینده بر شیوه دفاع کشورها از حاکمیت خود، به&zwnj;ویژه در برابر رقبای قدرتمندتر تأثیر بگذارد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجنگ گسترده با ایران می&zwnj;تواند زیرساخت&zwnj;های حیاتی جهانی را تهدید کند، به&zwnj;ویژه تنگه هرمز که حدود یک&zwnj;پنجم نفت جهان از آن عبور می&zwnj;کند. هرگونه اختلال در این مسیر می&zwnj;تواند بازارهای جهانی را دچار شوک کند، قیمت انرژی را افزایش دهد و بی&zwnj;ثباتی اقتصادی گسترده&zwnj;ای ایجاد کند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاما پیامد عمیق&zwnj;تر این جنگ ممکن است سیاسی باشد. نظم جهانی پس از جنگ سرد تنها بر قدرت آمریکا استوار نبود، بلکه بر این باور نیز تکیه داشت که این قدرت با ثبات و خویشتن&zwnj;داری به کار گرفته می&zwnj;شود. اگر این تصور از میان برود، خود نظام بین&zwnj;الملل نیز تغییر خواهد کرد. جهانی که زمانی بر پایه قدرتی نسبتاً قابل پیش&zwnj;بینی استوار بود، به فضایی سیال&zwnj;تر و رقابتی&zwnj;تر تبدیل می&zwnj;شود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر چنین شرایطی، رفتار بازیگران نیز تغییر می&zwnj;کند: متحدان با احتیاط بیشتری عمل می&zwnj;کنند و رقبا فرصت&zwnj;های جدید را می&zwnj;آزمایند. هنگامی که اعتبار یک قدرت کاهش یابد، رقبای آن بیشتر تلاش می&zwnj;کنند مرزها را آزمایش کنند و از عدم قطعیت&zwnj;ها بهره ببرند. ترکیب کاهش اعتماد متحدان و افزایش جسارت رقبا می&zwnj;تواند نظام بین&zwnj;الملل را بی&zwnj;ثبات&zwnj;تر کند. در چنین وضعیتی بازدارندگی کمتر قابل اعتماد می&zwnj;شود و احتمال خطا افزایش می&zwnj;یابد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتحولات بزرگ در سیاست جهانی معمولاً به این شکل رخ می&zwnj;دهند؛ نه از طریق یک حادثه ناگهانی، بلکه از طریق انباشته شدن تردیدها. انتظارات تغییر می&zwnj;کند، فرضیات قدیمی تضعیف می&zwnj;شود و پایه&zwnj;های نظم جهانی به تدریج فرسوده می&zwnj;گردد.\r\n\r\nالبته هر بحرانی به نقطه عطف تاریخی تبدیل نمی&zwnj;شود. بسیاری از بحران&zwnj;ها در ابتدا بسیار تعیین&zwnj;کننده به نظر می&zwnj;رسند، اما به مرور اهمیت خود را از دست می&zwnj;دهند. آنچه یک رویداد را به نقطه عطف واقعی تبدیل می&zwnj;کند، اثر ماندگار آن بر نحوه درک کشورها از قدرت، خطر و برنامه&zwnj;ریزی آینده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاگر تضعیف اعتبار آمریکا یک سوی این تحول باشد، سوی دیگر آن تقویت راهبرد مقاومت است. اگر جنگ با ایران این تصور را تقویت کند که آمریکا کمتر قابل پیش&zwnj;بینی، کمتر خویشتن&zwnj;دار یا کمتر قابل اعتماد شده است و همزمان نشان دهد که مقاومت طولانی می&zwnj;تواند حاکمیت کشورها را در برابر قدرت&zwnj;های بزرگ حفظ کند، آن&zwnj;گاه تغییری که اکنون آغاز شده سرعت بیشتری خواهد گرفت.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنتیجه چنین روندی فروپاشی ناگهانی نظم جهانی نخواهد بود، بلکه تحولی تدریجی خواهد بود: ائتلاف&zwnj;های ضعیف&zwnj;تر، سیاست&zwnj;های احتیاطی بیشتر و نظمی جهانی که پراکنده&zwnj;تر و رقابتی&zwnj;تر است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتاریخ در حال نظاره است، نه به معنایی انتزاعی، بلکه به این معنا که ثبت می&zwnj;کند قدرت چگونه به کار گرفته می&zwnj;شود، اعتبار چگونه حفظ یا از دست داده می&zwnj;شود و این تصمیم&zwnj;ها چگونه انتظارات سایر کشورها را تغییر می&zwnj;دهد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنتیجه این جنگ مهم خواهد بود، اما اهمیت پایدار آن به پیامدهای ساختاری آن بستگی دارد. اگر این جنگ باعث کاهش اعتماد به رهبری آمریکا شود و در عین حال راهبرد مقاومت در برابر قدرت&zwnj;های برتر را تأیید کند، در آن صورت نحوه برداشت کشورها از قدرت، ارزیابی خطر و جایگاه خود در نظم در حال تحول جهانی دگرگون خواهد شد. در نهایت، اثرات این جنگ می&zwnj;تواند در نهادهای بین&zwnj;المللی و در راهبردها و ائتلاف&zwnj;های کشورهای مختلف بازتاب یابد.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانتهای پیام\/","content_html":"<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) &laquo;حمیرا امبرین&raquo; تحلیل&zwnj;گر مؤسسه مطالعات منطقه&zwnj;ای (IRS) در یادداشتی نوشت: &laquo;مورخان برای لحظات نادر و سرنوشت&zwnj;سازی که نظام بین&zwnj;الملل را دگرگون می&zwnj;کنند از اصطلاح &laquo;نقطه عطف&raquo; استفاده می&zwnj;کنند. فروپاشی دیوار برلین به جنگ سرد پایان داد و به برتری جهانی آمریکا انجامید. همچنین حملات 11 سپتامبر ساختار امنیت جهانی را تغییر داد و دهه&zwnj;ها جنگ و درگیری را در پی داشت. اهمیت این رویدادها در آن بود که انتظارات جهانی، هم&zwnj;پیمانی کشورها و برداشت از مفهوم قدرت را دگرگون کردند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>اکنون این پرسش مطرح است که آیا جنگ آمریکا علیه ایران نیز می&zwnj;تواند به چنین نقطه عطفی تبدیل شود؛ لحظه&zwnj;ای که با تضعیف اعتماد به قضاوت و تصمیم&zwnj;گیری آمریکا، انتظارات جهانی را تغییر دهد و شیوه استفاده از قدرت در نظام بین&zwnj;الملل را دگرگون کند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>در نگاه نخست، این درگیری ممکن است شبیه سایر بحران&zwnj;های منطقه&zwnj;ای به نظر برسد، اما در واقع تفاوت مهمی دارد. این جنگ بیش از آنکه قدرت آمریکا را بیازماید، باور جهانی به نحوه استفاده این کشور از قدرت را به چالش می&zwnj;کشد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>ایالات متحده همچنان برتری نظامی دارد، اما نفوذ جهانی تنها به توانایی نظامی وابسته نیست؛ بلکه به اعتبار و اعتماد نیز بستگی دارد. دیگر کشورها باید باور داشته باشند که قدرت آمریکا به شکلی قابل پیش&zwnj;بینی و همراه با خویشتن&zwnj;داری به کار گرفته می&zwnj;شود. اگر اعتماد به این قضاوت از بین برود، همان لحظه می&zwnj;تواند به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شود.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>برای دهه&zwnj;ها، رهبری آمریکا بر ترکیبی از قدرت و پیش&zwnj;بینی&zwnj;پذیری استوار بود. متحدان این کشور به واشنگتن نزدیک می&zwnj;شدند، زیرا باور داشتند که توانایی&zwnj;های آن به شکلی ثابت و قابل اعتماد به کار گرفته خواهد شد. اما اکنون این فرض در حال تضعیف است. در اروپا درخواست&zwnj;ها برای &laquo;استقلال راهبردی&raquo; افزایش یافته و در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه و آسیا، کشورها خود را برای محدودیت&zwnj;های احتمالی قدرت آمریکا آماده می&zwnj;کنند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>در نظامی رقابتی، اعتماد کامل هرگز وجود ندارد و اعتبار کشورها همواره در حال آزمون است. کشورها نه به دلیل اعتماد مطلق، بلکه به خاطر انتظار ثبات با یکدیگر همکاری می&zwnj;کنند. وقتی این انتظار از بین برود، رفتارها تغییر می&zwnj;کند: هم&zwnj;پیمانی&zwnj;ها مشروط می&zwnj;شوند، شرکا سیاست&zwnj;های احتیاطی در پیش می&zwnj;گیرند، تعهدات کاهش می&zwnj;یابد و همکاری&zwnj;ها محدودتر می&zwnj;شود. این تغییرات به آرامی انباشته می&zwnj;شوند و پیش از آنکه شکاف&zwnj;های آشکار ایجاد کنند، انتظارات را تغییر می&zwnj;دهند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>جنگ&zwnj;ها این روند را تسریع می&zwnj;کنند. قدرت&zwnj;های بزرگ معمولاً وارد جنگ نمی&zwnj;شوند مگر آنکه تصور کنند کنترل اوضاع را در دست دارند؛ اما پیامدهای مهم بسیاری از جنگ&zwnj;ها غیرمستقیم است: آسیب به اعتبار، گسترش بیش از حد تعهدات راهبردی و کاهش تدریجی اعتماد متحدان. این آثار به مرور زمان شکل می&zwnj;گیرند و نحوه درک کشورها از خطرها و فرصت&zwnj;ها را تغییر می&zwnj;دهند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>در این تحلیل، رویکرد و پایداری ایران نیز نقش مهمی دارد. ایران به&zwnj;طور مستقیم با قدرت آمریکا برابری نمی&zwnj;کند، بلکه از راهبرد مقاومت نامتقارن استفاده می&zwnj;کند؛ یعنی فشارها را جذب می&zwnj;کند و در عین حال هزینه&zwnj;هایی بر رقیب قدرتمندتر تحمیل می&zwnj;کند. در این راهبرد، تاب&zwnj;آوری و پایداری مهم&zwnj;تر از پیروزی سریع است و ادامه مقاومت مهم&zwnj;تر از تشدید ناگهانی تنش. ایران از طریق توانایی&zwnj;های غیرمتمرکز، شبکه&zwnj;های منطقه&zwnj;ای و بازدارندگی غیرمستقیم تلاش می&zwnj;کند اقدامات قدرت برتر را پیچیده و پرهزینه کند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>این رویکرد در عمل مزیت را از سرعت به زمان منتقل می&zwnj;کند. در بسیاری از موارد، کشور ضعیف&zwnj;تر توان تحمل بیشتری در طول زمان دارد. هرچه یک درگیری طولانی&zwnj;تر شود، فشار سیاسی و اقتصادی بیشتری بر قدرت بزرگ&zwnj;تر وارد می&zwnj;شود. در چنین شرایطی آنچه در ابتدا نمایش قدرت به نظر می&zwnj;رسد، به آزمونی برای میزان پایداری تبدیل می&zwnj;شود.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>این رویکرد ماهیت جنگ را نیز تغییر می&zwnj;دهد. احتمال دستیابی به پیروزی سریع کاهش می&zwnj;یابد و جنگ به رقابتی طولانی برای تحمل فشار سیاسی، اقتصادی و راهبردی تبدیل می&zwnj;شود. درگیری&zwnj;هایی که با اهداف روشن آغاز می&zwnj;شوند، اغلب به نبردهایی طولانی با پایان نامعلوم تبدیل می&zwnj;گردند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>پیامدهای این وضعیت تنها به ایران محدود نمی&zwnj;شود. اگر کشوری ضعیف&zwnj;تر بتواند فشار را تحمل کند و در عین حال هزینه&zwnj;هایی واقعی بر طرف مقابل تحمیل کند، کشورهای دیگر نیز از این تجربه درس خواهند گرفت. این موضوع می&zwnj;تواند در آینده بر شیوه دفاع کشورها از حاکمیت خود، به&zwnj;ویژه در برابر رقبای قدرتمندتر تأثیر بگذارد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>جنگ گسترده با ایران می&zwnj;تواند زیرساخت&zwnj;های حیاتی جهانی را تهدید کند، به&zwnj;ویژه تنگه هرمز که حدود یک&zwnj;پنجم نفت جهان از آن عبور می&zwnj;کند. هرگونه اختلال در این مسیر می&zwnj;تواند بازارهای جهانی را دچار شوک کند، قیمت انرژی را افزایش دهد و بی&zwnj;ثباتی اقتصادی گسترده&zwnj;ای ایجاد کند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>اما پیامد عمیق&zwnj;تر این جنگ ممکن است سیاسی باشد. نظم جهانی پس از جنگ سرد تنها بر قدرت آمریکا استوار نبود، بلکه بر این باور نیز تکیه داشت که این قدرت با ثبات و خویشتن&zwnj;داری به کار گرفته می&zwnj;شود. اگر این تصور از میان برود، خود نظام بین&zwnj;الملل نیز تغییر خواهد کرد. جهانی که زمانی بر پایه قدرتی نسبتاً قابل پیش&zwnj;بینی استوار بود، به فضایی سیال&zwnj;تر و رقابتی&zwnj;تر تبدیل می&zwnj;شود.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>در چنین شرایطی، رفتار بازیگران نیز تغییر می&zwnj;کند: متحدان با احتیاط بیشتری عمل می&zwnj;کنند و رقبا فرصت&zwnj;های جدید را می&zwnj;آزمایند. هنگامی که اعتبار یک قدرت کاهش یابد، رقبای آن بیشتر تلاش می&zwnj;کنند مرزها را آزمایش کنند و از عدم قطعیت&zwnj;ها بهره ببرند. ترکیب کاهش اعتماد متحدان و افزایش جسارت رقبا می&zwnj;تواند نظام بین&zwnj;الملل را بی&zwnj;ثبات&zwnj;تر کند. در چنین وضعیتی بازدارندگی کمتر قابل اعتماد می&zwnj;شود و احتمال خطا افزایش می&zwnj;یابد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>تحولات بزرگ در سیاست جهانی معمولاً به این شکل رخ می&zwnj;دهند؛ نه از طریق یک حادثه ناگهانی، بلکه از طریق انباشته شدن تردیدها. انتظارات تغییر می&zwnj;کند، فرضیات قدیمی تضعیف می&zwnj;شود و پایه&zwnj;های نظم جهانی به تدریج فرسوده می&zwnj;گردد.<\/p>\r\n\r\n<p>البته هر بحرانی به نقطه عطف تاریخی تبدیل نمی&zwnj;شود. بسیاری از بحران&zwnj;ها در ابتدا بسیار تعیین&zwnj;کننده به نظر می&zwnj;رسند، اما به مرور اهمیت خود را از دست می&zwnj;دهند. آنچه یک رویداد را به نقطه عطف واقعی تبدیل می&zwnj;کند، اثر ماندگار آن بر نحوه درک کشورها از قدرت، خطر و برنامه&zwnj;ریزی آینده است.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>اگر تضعیف اعتبار آمریکا یک سوی این تحول باشد، سوی دیگر آن تقویت راهبرد مقاومت است. اگر جنگ با ایران این تصور را تقویت کند که آمریکا کمتر قابل پیش&zwnj;بینی، کمتر خویشتن&zwnj;دار یا کمتر قابل اعتماد شده است و همزمان نشان دهد که مقاومت طولانی می&zwnj;تواند حاکمیت کشورها را در برابر قدرت&zwnj;های بزرگ حفظ کند، آن&zwnj;گاه تغییری که اکنون آغاز شده سرعت بیشتری خواهد گرفت.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>نتیجه چنین روندی فروپاشی ناگهانی نظم جهانی نخواهد بود، بلکه تحولی تدریجی خواهد بود: ائتلاف&zwnj;های ضعیف&zwnj;تر، سیاست&zwnj;های احتیاطی بیشتر و نظمی جهانی که پراکنده&zwnj;تر و رقابتی&zwnj;تر است.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>تاریخ در حال نظاره است، نه به معنایی انتزاعی، بلکه به این معنا که ثبت می&zwnj;کند قدرت چگونه به کار گرفته می&zwnj;شود، اعتبار چگونه حفظ یا از دست داده می&zwnj;شود و این تصمیم&zwnj;ها چگونه انتظارات سایر کشورها را تغییر می&zwnj;دهد.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>نتیجه این جنگ مهم خواهد بود، اما اهمیت پایدار آن به پیامدهای ساختاری آن بستگی دارد. اگر این جنگ باعث کاهش اعتماد به رهبری آمریکا شود و در عین حال راهبرد مقاومت در برابر قدرت&zwnj;های برتر را تأیید کند، در آن صورت نحوه برداشت کشورها از قدرت، ارزیابی خطر و جایگاه خود در نظم در حال تحول جهانی دگرگون خواهد شد. در نهایت، اثرات این جنگ می&zwnj;تواند در نهادهای بین&zwnj;المللی و در راهبردها و ائتلاف&zwnj;های کشورهای مختلف بازتاب یابد.&raquo;<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>انتهای پیام\/<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-05-09 12:53:53","content_date_event":"2026-05-09 12:53:53","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-05-09 13:10:55","content_date_register":"2026-05-09 13:10:55","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":2,"eid":0,"attach_title":"تحلیل  مؤسسه مطالعات منطقه‌ای:\r\n\r\nجنگ باور جهانی به نحوه استفاده آمریکا از قدرت را به چالش کشید 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/202605\/569767_1882231152_150_97.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/202605\/569767_1882231152_300_194.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/202605\/569767_1882231152_400_259.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/202605\/569767_1882231152_600_388.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/202605\/569767_1882231152_720_466.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/202605\/569767_1882231152_720_466.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1882231152,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/202605\/569767_1882231152.jpg","width":720,"height":466,"size":0}}}]}]]