[[{"content_id":353532,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"ابوباران و کتابی خواندنی؛ وقتی تکفیری‌ها مدافع مرزهای رژیم صهیونیستی بودند","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"همرزمان سردار سلیمانی روایت کرده‌اند که مرزهای سوریه و اسراییل زیر پوتین‌های او بود. اگر تروریست‌های تکفیری و داعش فکر سردار را مشغول خود نکرده بودند، معلوم نبود چه بلایی سر شر مطلق می‌آمد.","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nبه گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)،سردار شهید حاج قاسم سلیمانی امروز اول فروردین ۶۴ ساله شد. اینکه سردار که بود و چه کرد این روزها دیگر برای کسی پنهان نیست و تو گویی که ضرورتاً باید افراد اثرگذار جسماً از دنیا رحلت کنند تا دیگران متوجه طریق حضور و سلوک آنها بشوند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nحضور سردار و نیروهایش در منطقه بویژه در نبرد سوریه، هم به نفع جهان اسلام بود و هم به نفع مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران. پس از آنکه جریان مقاومت اسلامی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در منطقه شکل گرفت، حکومت سوریه به رهبری حافظ اسد که از سال&zwnj;های قبل مدافع مهم ملت فلسطین و لبنان بود، به عنوان همپیمان ایران، بدل به یکی از بازوهای اصلی جریان مقاومت شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپشتیبانی حکومت سوریه از جریان مقاومت فلسطین کارنامه درخشانی را برای حافظ اسد و ملت سوریه رقم زد و البته از دید استعمار این مهم&zwnj;ترین گناه حکومت و ملت سوریه بود. استعمار به خوبی می&zwnj;دانست که مقدمه نابودی جریان مقاومت و ضربه زدن به ایران، ساقط کردن حکومت سوریه است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتحلیل&zwnj;های غربی&zwnj;ها نشان داده بود که ساقط کردن حکومت سوریه رویایی دست یافتنی است. تنوع اقوام سوری و اختلاف احتمالی میان آنها، خشونت عجیبی که نیروهای سلفی تکفیری داشتند و هراسی که با خشونت خود در دل مردم مظلوم می&zwnj;انداختند، مسلح کردن این نیروها و حمایت نیروهای ارتجاعی منطقه از آنها، همه و همه موفقیت این براندازی را روی کاغذ تضمین کرد، اما آنها یک نکته را فراموش کرده بودند و آن تقویت جریان مقاومت به دست توانایی سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپس از آغاز درگیری&zwnj;ها در سوریه به درخواست حکومت این کشور مستشاران نظامی ایران در این کشور حضور یافتند. مطالعات آنها نشان داد که ارتش سوریه به تنهایی توانایی مقابله با تروریست&zwnj;های تکفیری را ندارد پس از آغاز درگیری&zwnj;ها در سوریه به درخواست حکومت این کشور مستشاران نظامی ایران در این کشور حضور یافتند. مطالعات آنها نشان داد که ارتش سوریه به تنهایی توانایی مقابله با تروریست&zwnj;های تکفیری را ندارد. بسیاری از نیروهای نظامی سوریه اقوامی میان قبیله&zwnj;های فریب خورده که دست همکاری به تروریست&zwnj;های تکفیری داده بودند، حضور داشتند و از این جهت در مبارزه تزلزل نشان می&zwnj;دادند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهمچنین آموزش عقیدتی نیروهای سوری نیز مشکل داشت و حجم عمده آنها حاضر به بذل جان برای خاک و کشورشان نبودند. این نکته در مکتوبات و خاطرات بجای مانده از مبارزه جریان مقاومت در جبهه سوریه عیان است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهمین مسائل ضرورت حضور یک نیروی نظامی دیگر در سوریه را بیش از پیش عیان می&zwnj;کرد. نیرویی که بجز آموزش&zwnj;های نظامی از نظر عقیدتی نیز آبدیده باشد. نیرویی که با گوشت و پوست خود درک کرده باشد که حضور استعمار در منطقه چه مصیبتی برای مسلمانان است. تشکیل و سازماندهی تیپ فاطمیون و بعدها لشکر فاطمیون بر اساس همین ضرورت بود. یکی دیگر از ضرورت&zwnj;های سازماندهی این تیپ نیز مقابله با تبلیغات تروریست&zwnj;های تکفیری بود. این تروریست&zwnj;ها از مسلمانان کشورهای مختلف بودند و در تبلیغات خود آزادسازی امت مسلمان را جار می&zwnj;زدند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتیپ فاطمیون توسط مبارز کهنه&zwnj;کار افغانستانی شهید علیرضا توسلی، شکل گرفت. نیروهای این تیپ معمولاً از میان افغانستانی&zwnj;ها انتخاب می&zwnj;شدند و آموزش آنها نیز توسط مستشاران نظامی ایرانی صورت می&zwnj;گرفت. این تیپ که بعدها به لشکر و نیروی مستقلی تبدیل شد توانست رشادت&zwnj;های بسیاری انجام دهد و حضوری حماسی در &laquo;جبهه شام&raquo; داشته باشند. تعداد شهدای این نیرو در سوریه هم بسیار قابل توجه است. آنها هم مانند ایرانیان شهدای نخبه زیادی در جبهه سوریه داشتند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاکنون روایت&zwnj;های مهمی از حضور این نیروها در سوریه در دست است. یکی از آنها که توانست روایت خود را به مخاطبان ایرانی برساند، مصطفی نجیب است. کتاب او با عنوان &laquo;ابوباران&raquo; با تاریخ&zwnj;نگاری زهرا سادات ثابتی توسط انتشارات خط مقدم در سال ۹۹ منتشر شد و به فاصله کوتاهی با استقبال مخاطبان چاپ&zwnj;های متعدد را تجربه کرد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nابوباران بارها در روایت خود اشاره کرده که سربازان سوری و نیروهای ارتش سوریه حاضر به جانفشانی در راه وطن خود نبودند و این مهم توسط نیروهای مقاومت صورت می&zwnj;گرفت. تیپ فاطمیون خط شکن همه نبردها بود و به همین دلیل نیز تروریست&zwnj;های تکفیری کینه عجیبی از آنها به دل گرفته بودند مصطفی نجیب با گوشت و پوست خود، مصیبت&zwnj;ها و معضلات حضور نیروهای استعمار در منطقه را درک کرده بود. به همین دلیل نیز با آگاهی از تشکیل تیپ فاطمیون فوراً به این نیروها پیوست و قدم در راه جهاد گذاشت. روایت او از نبرد شام تکان دهنده است. این روایت که بدون واسطه از دل نبرد به دست مخاطبان رسیده ناگفتنی&zwnj;های بسیاری را عیان می&zwnj;کند و حضور حماسی تیپ فاطمیون برای دفاع از کیان اسلام را شرح می&zwnj;دهد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nترسی که نیروهای ارتش سوریه از تروریست&zwnj;های تکفیری داشتند\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nحضور نیروهای مقاومت و فاطمیون در سوریه بسیار به نفع خود سوری&zwnj;ها بود. ابوباران بارها در روایت خود اشاره کرده که سربازان سوری و نیروهای ارتش سوریه حاضر به جانفشانی در راه وطن خود نبودند و این مهم توسط نیروهای مقاومت صورت می&zwnj;گرفت. تیپ فاطمیون خط شکن همه نبردها بود و به همین دلیل نیز تروریست&zwnj;های تکفیری کینه عجیبی از آنها به دل گرفته بودند. ابوباران در کتاب روایت کرده که چگونه این تروریست&zwnj;ها کینه خود را روی پیکرهای شهدای تیپ فاطمیون خالی می&zwnj;کردند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nروایت&zwnj;های بدون واسطه ابوباران از نیروهای ارتش سوریه نیز حیرت آور است. به عنوان مثال ابوباران در ماجرای عملیات تل العماره روایت کرده که که راننده&zwnj;های تانک&zwnj;های سوری جرأت حضور در میدان را نداشتند و اگر با تانک&zwnj;های خود وارد میدان می&zwnj;شدند، دشمن را هراس برمی&zwnj;داشت و عقب نشینی می&zwnj;کرد. او همچنین روایت کرده که پس از پیروزی در برخی نبردها به نیروهای ارتش سوریه مشروب می&zwnj;دادند تا آنها بتوانند جشن پیروزی بگیرند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجولان حاج قاسم در مرز اسرائیل\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده&zwnj;ای نبود که صرفاً از اتاق خود عملیات&zwnj;ها را رهبری کند. او مدام در خط مقدم جبهه نبرد علیه معاندان جهان اسلام حضور داشت و از این بابت کشورهای منطقه مدیون او هستند. در نبردهای شام مرز اسرائیل زیرپای او بود و اگر نبودند دشمنان تکفیری و داعش، چه بسا که تمام فکر و توان حاج قاسم متوجه شر مطلق و رهایی جهان اسلام از او می&zwnj;شد. ابوباران در کتاب خود روایت&zwnj;های مهمی را از حضور حاج قاسم در مرز اسرائیل و همچنین خط مقدم نبرد علیه تروریست&zwnj;های تکفیری داده است. روایت زیر را به نقل از صفحات ۱۲۹ و ۱۳۰ کتاب &laquo;ابوباران: خاطرات مدافع حرم، مصطفی نجیب از حضور فاطمیون در نبرد سوریه&raquo; بخوانید:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&laquo;استان درعا هم مرز با اسرائیل است و پایگاه&zwnj;های نظامی زیادی دارد. برای همین، موقعیت&zwnj;های جغرافیایی مصنوعی هم ساخته&zwnj;اند. کوه&zwnj;ها و تل&zwnj;هایی که در دل آنها تونل و راه&zwnj;های مخفی درست کرده&zwnj;اند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر نبردهای شام مرز اسرائیل زیرپای او بود و اگر نبودند دشمنان تکفیری و داعش، چه بسا که تمام فکر و توان حاج قاسم متوجه شر مطلق و رهایی جهان اسلام از او می&zwnj;شد همان&zwnj;زمان شبی من و ابوحامد و دانیال از این تونل&zwnj;ها و ایست و بازرسی&zwnj;هایش رد شدیم. من نمی&zwnj;دانستم قرار است کجا برویم؛ اما ابوحامد کارتی را که همراه داشت به مأموران لبنانی نشان داد و آنها به ما اجازه عبور دادند. تا اینکه به منطقه تاریکی رسیدیم و ماشین را نگه داشتم. به محض پیاده شدن یک نفر جلو آمد و به من دست داد و گفت: چطوری جوان؟ در تاریکی شب نتوانستم چهره&zwnj;اش را تشخیص بدهم اما وقتی با ابوحامد به داخل یک اتاقک رفتند، دانیال به من گفت: فهمیدی آن مرد که بود؟ حاج قاسم بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nباورش برایم سخت بود. خیلی خوشحال و هیجان زده شده بودم. به دانیال گفتم: بیا ما هم به داخل برویم. داخل اتاقک شدیم و دیدیم انتهای اتاق، یک در دیگر است که در دل کوه ساخته شده و پله&zwnj;هایی به سمت پایین دارد. از پله&zwnj;ها که پایین رفتیم راهرو مانندی بود که دو طرفش اتاق&zwnj;هایی با درهای بسته وجود داشت. ما همانجا منتظر ابوحامد که در جلسه بود، ماندیم. جلسه درباره عملیات پیش&zwnj;رو بود، عملیاتی که قرار بود در منطقه تل عنتر بشود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسمت راست ما، روستای دیرالعدس و سمت چپ ما روستای کفر شمس بود که هر دو در تصرف دشمن بودند. نقطه رهایی ما تل صغیر بود که پشت آن روستای هباریه و تل قرین قرار داشت.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاشاره شد که در این کتاب مدام به حضور سردار در خط مقدم و تغییر مداوم جای و مکان اشاره شده است. به روایت ابوباران، پهپادهای آمریکایی مدام در جست&zwnj;وجوی حاج قاسم بودند، اما نمی&zwnj;توانستند جایگاه او را تشخیص دهند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nابوباران روایت کرده که در عملیات فتح شهر بوکمال، به جهت آنکه احتمال حمله داعش به مردم عادی و غیرنظامی می&zwnj;رفت، ماشین&zwnj;های بسیاری برای انتقال مردم در محل نبرد حضور پیدا کرده بودند. تیپ فاطمیون تمام تلاش خود را به کار برد تا عزت و احترام مردم در این انتقال حفظ شود، اما به هر حال مردم هراس داشتند. این میان حاج قاسم نیز مدام از طریق بیسیم با این نیروها صحبت می&zwnj;کرد و دستورات لازم را ارائه می&zwnj;داد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر صفحه ۳۰۷ کتاب چنین نوشته شده است: &laquo;با اینکه حاج قاسم در منطقه عملیاتی حضور داشت، به علت مسائل امنیتی زیاد نمی&zwnj;توانست پشت بیسیم صحبت کند. پهپادهای آمریکایی که به رنگ سیاه بودند، دائماً در آسمان منطقه گشت می&zwnj;زدند. آمریکایی&zwnj;ها پهپادهای خود را از پایگاه&zwnj;هایی که داخل خاک عراق و سوریه داشتند، بلند می&zwnj;کردند. بچه&zwnj;های اطلاعات شناسایی می&zwnj;گفتند: &laquo;همین که پشت بیسیم یک کلمه از زبان حاج قاسم شنیده می&zwnj;شود، سریع ساختمان شناسایی می&zwnj;شود و چهار پهپاد همزمان بالای همان ساختمان می&zwnj;آیند.&raquo; برای همین مکان حاج قاسم را مدام تغییر می&zwnj;دادند.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبه گزارش مهر، همانطور که می&zwnj;دانیم شهادت حاج قاسم نیز در عملیات پهپادهای امریکایی صورت گرفت. اما حاج قاسم همانطور که در نبرد شام نشان داده بود، نخبه&zwnj;تر از این حرف&zwnj;ها بود که پهپادهای آمریکایی او را شناسایی کنند. آیا می&zwnj;توان مسئله &laquo;خیانت&raquo; برخی را دخیل در موفقیت عملیات منجر به شهادت دانست؟\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانتهای پیام\/م.ح\/\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p>به گزارش <strong><span style=\"color:#008000;\">خبرگزاری قدس (قدسنا)،<\/span><\/strong>سردار شهید حاج قاسم سلیمانی امروز اول فروردین ۶۴ ساله شد. اینکه سردار که بود و چه کرد این روزها دیگر برای کسی پنهان نیست و تو گویی که ضرورتاً باید افراد اثرگذار جسماً از دنیا رحلت کنند تا دیگران متوجه طریق حضور و سلوک آنها بشوند.<\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">حضور سردار و نیروهایش در منطقه بویژه در نبرد سوریه، هم به نفع جهان اسلام بود و هم به نفع مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران. پس از آنکه جریان مقاومت اسلامی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در منطقه شکل گرفت، حکومت سوریه به رهبری حافظ اسد که از سال&zwnj;های قبل مدافع مهم ملت فلسطین و لبنان بود، به عنوان <span style=\"text-align:justify\">همپیمان<\/span> ایران، بدل به یکی از بازوهای اصلی جریان مقاومت شد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">پشتیبانی حکومت سوریه از جریان مقاومت فلسطین کارنامه درخشانی را برای حافظ اسد و ملت سوریه رقم زد و البته از دید استعمار این مهم&zwnj;ترین گناه حکومت و ملت سوریه بود. استعمار به خوبی می&zwnj;دانست که مقدمه نابودی جریان مقاومت و ضربه زدن به ایران، ساقط کردن حکومت سوریه است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">تحلیل&zwnj;های غربی&zwnj;ها نشان داده بود که ساقط کردن حکومت سوریه رویایی دست یافتنی است. تنوع اقوام سوری و اختلاف احتمالی میان آنها، خشونت عجیبی که نیروهای سلفی تکفیری داشتند و هراسی که با خشونت خود در دل مردم مظلوم می&zwnj;انداختند، مسلح کردن این نیروها و حمایت نیروهای ارتجاعی منطقه از آنها، همه و همه موفقیت این براندازی را روی کاغذ تضمین کرد، اما آنها یک نکته را فراموش کرده بودند و آن تقویت جریان مقاومت به دست توانایی سردار رشید اسلام <span style=\"color:#0000CD;\"><strong>حاج قاسم سلیمانی<\/strong><\/span> بود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\"><cite class=\"quote-t9-right\">پس از آغاز درگیری&zwnj;ها در سوریه به درخواست حکومت این کشور مستشاران نظامی ایران در این کشور حضور یافتند. مطالعات آنها نشان داد که ارتش سوریه به تنهایی توانایی مقابله با تروریست&zwnj;های تکفیری را ندارد<\/cite> پس از آغاز درگیری&zwnj;ها در سوریه به درخواست حکومت این کشور مستشاران نظامی ایران در این کشور حضور یافتند. مطالعات آنها نشان داد که ارتش سوریه به تنهایی توانایی مقابله با تروریست&zwnj;های تکفیری را ندارد. بسیاری از نیروهای نظامی سوریه اقوامی میان قبیله&zwnj;های فریب خورده که دست همکاری به تروریست&zwnj;های تکفیری داده بودند، حضور داشتند و از این جهت در مبارزه تزلزل نشان می&zwnj;دادند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">همچنین آموزش عقیدتی نیروهای سوری نیز مشکل داشت و حجم عمده آنها حاضر به بذل جان برای خاک و کشورشان نبودند. این نکته در مکتوبات و خاطرات <span style=\"text-align:justify\">بجای<\/span> مانده از مبارزه جریان مقاومت در جبهه سوریه عیان است.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">همین مسائل ضرورت حضور یک نیروی نظامی دیگر در سوریه را بیش از پیش عیان می&zwnj;کرد. نیرویی که بجز آموزش&zwnj;های نظامی از نظر عقیدتی نیز آبدیده باشد. نیرویی که با گوشت و پوست خود درک کرده باشد که حضور استعمار در منطقه چه مصیبتی برای مسلمانان است. تشکیل و سازماندهی تیپ فاطمیون و بعدها لشکر فاطمیون بر اساس همین ضرورت بود. یکی دیگر از ضرورت&zwnj;های سازماندهی این تیپ نیز مقابله با تبلیغات تروریست&zwnj;های تکفیری بود. این تروریست&zwnj;ها از مسلمانان کشورهای مختلف بودند و در تبلیغات خود آزادسازی امت مسلمان را <span style=\"text-align:justify\">جار<\/span> می&zwnj;زدند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">تیپ فاطمیون توسط مبارز کهنه&zwnj;کار افغانستانی شهید علیرضا توسلی، شکل گرفت. نیروهای این تیپ معمولاً از میان افغانستانی&zwnj;ها انتخاب می&zwnj;شدند و آموزش آنها نیز توسط مستشاران نظامی ایرانی صورت می&zwnj;گرفت. این تیپ که بعدها به لشکر و نیروی مستقلی تبدیل شد توانست رشادت&zwnj;های بسیاری انجام دهد و حضوری حماسی در &laquo;جبهه شام&raquo; داشته باشند. تعداد شهدای این نیرو در سوریه هم بسیار قابل توجه است. آنها هم مانند ایرانیان شهدای نخبه زیادی در جبهه سوریه داشتند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">اکنون روایت&zwnj;های مهمی از حضور این نیروها در سوریه در دست است. یکی از آنها که توانست روایت خود را به مخاطبان ایرانی برساند، مصطفی نجیب است. کتاب او با عنوان &laquo;<span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span>&raquo; با تاریخ&zwnj;نگاری زهرا سادات ثابتی توسط انتشارات خط مقدم در سال ۹۹ منتشر شد و به فاصله کوتاهی با استقبال مخاطبان چاپ&zwnj;های متعدد را تجربه کرد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\"><cite class=\"quote-t9-left\"><span>ابوباران<\/span> بارها در روایت خود اشاره کرده که سربازان سوری و نیروهای ارتش سوریه حاضر به جانفشانی در راه وطن خود نبودند و این مهم توسط نیروهای مقاومت صورت می&zwnj;گرفت. تیپ فاطمیون خط شکن همه نبردها بود و به همین دلیل نیز تروریست&zwnj;های تکفیری کینه عجیبی از آنها به دل گرفته بودند<\/cite> مصطفی نجیب با گوشت و پوست خود، مصیبت&zwnj;ها و معضلات حضور نیروهای استعمار در منطقه را درک کرده بود. به همین دلیل نیز با آگاهی از تشکیل تیپ فاطمیون فوراً به این نیروها پیوست و قدم در راه جهاد گذاشت. روایت او از نبرد شام <span style=\"text-align:justify\">تکان<\/span> دهنده است. این روایت که بدون واسطه از دل نبرد به دست مخاطبان رسیده ناگفتنی&zwnj;های بسیاری را عیان می&zwnj;کند و حضور حماسی تیپ فاطمیون برای دفاع از کیان اسلام را شرح می&zwnj;دهد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong>ترسی که نیروهای ارتش سوریه از تروریست&zwnj;های تکفیری داشتند<\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">حضور نیروهای مقاومت و فاطمیون در سوریه بسیار به نفع خود سوری&zwnj;ها بود. <span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span> بارها در روایت خود اشاره کرده که سربازان سوری و نیروهای ارتش سوریه حاضر به جانفشانی در راه وطن خود نبودند و این مهم توسط نیروهای مقاومت صورت می&zwnj;گرفت. تیپ فاطمیون خط شکن همه نبردها بود و به همین دلیل نیز تروریست&zwnj;های تکفیری کینه عجیبی از آنها به دل گرفته بودند. <span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span> در کتاب روایت کرده که چگونه این تروریست&zwnj;ها کینه خود را روی پیکرهای شهدای تیپ فاطمیون خالی می&zwnj;کردند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">روایت&zwnj;های بدون واسطه <span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span> از نیروهای ارتش سوریه نیز حیرت <span style=\"text-align:justify\">آور<\/span> است. به عنوان مثال <span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span> در ماجرای عملیات <span style=\"text-align:justify\">تل<\/span> <span style=\"text-align:justify\">العماره<\/span> روایت کرده که که راننده&zwnj;های تانک&zwnj;های سوری <span style=\"text-align:justify\">جرأت<\/span> حضور در میدان را نداشتند و اگر با تانک&zwnj;های خود وارد میدان می&zwnj;شدند، دشمن را هراس برمی&zwnj;داشت و عقب نشینی می&zwnj;کرد. او همچنین روایت کرده که پس از پیروزی در برخی نبردها به نیروهای ارتش سوریه مشروب می&zwnj;دادند تا آنها بتوانند جشن پیروزی بگیرند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:center\"><img alt=\"\" height=\"667\" src=\"https:\/\/media.mehrnews.com\/d\/2020\/10\/06\/4\/3572894.jpg\" width=\"1000\" \/><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:center\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong>جولان حاج قاسم در مرز اسرائیل<\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده&zwnj;ای نبود که صرفاً از اتاق خود عملیات&zwnj;ها را رهبری کند. او مدام در خط مقدم جبهه نبرد علیه معاندان جهان اسلام حضور داشت و از این بابت کشورهای منطقه مدیون او هستند. در نبردهای شام مرز <span style=\"text-align:justify\">اسرائیل<\/span> زیرپای او بود و اگر نبودند دشمنان تکفیری و داعش، چه بسا که تمام فکر و توان حاج قاسم متوجه شر مطلق و رهایی جهان اسلام از او می&zwnj;شد. <span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span> در کتاب خود روایت&zwnj;های مهمی را از حضور حاج قاسم در مرز <span style=\"text-align:justify\">اسرائیل<\/span> و همچنین خط مقدم نبرد علیه تروریست&zwnj;های تکفیری داده است. روایت زیر را به نقل از صفحات ۱۲۹ و ۱۳۰ کتاب &laquo;<span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span>: خاطرات مدافع حرم، مصطفی نجیب از حضور فاطمیون در نبرد سوریه&raquo; بخوانید:<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&laquo;استان <span style=\"text-align:justify\">درعا<\/span> هم مرز با <span style=\"text-align:justify\">اسرائیل<\/span> است و پایگاه&zwnj;های نظامی زیادی دارد. برای همین، موقعیت&zwnj;های جغرافیایی مصنوعی هم ساخته&zwnj;اند. کوه&zwnj;ها و تل&zwnj;هایی که در دل آنها تونل و راه&zwnj;های مخفی درست کرده&zwnj;اند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\"><cite class=\"quote-t9-right\">در نبردهای شام مرز <span>اسرائیل<\/span> زیرپای او بود و اگر نبودند دشمنان تکفیری و داعش، چه بسا که تمام فکر و توان حاج قاسم متوجه شر مطلق و رهایی جهان اسلام از او می&zwnj;شد<\/cite> همان&zwnj;زمان شبی من و <span style=\"text-align:justify\">ابوحامد<\/span> و دانیال از این تونل&zwnj;ها و ایست و بازرسی&zwnj;هایش رد شدیم. من نمی&zwnj;دانستم قرار است کجا برویم؛ اما <span style=\"text-align:justify\">ابوحامد<\/span> کارتی را که همراه داشت به <span style=\"text-align:justify\">مأموران<\/span> لبنانی نشان داد و آنها به ما اجازه عبور دادند. تا اینکه به منطقه تاریکی رسیدیم و ماشین را نگه داشتم. به محض پیاده شدن یک نفر جلو آمد و به من دست داد و گفت: چطوری جوان؟ در تاریکی شب نتوانستم چهره&zwnj;اش را تشخیص بدهم اما وقتی با <span style=\"text-align:justify\">ابوحامد<\/span> به داخل یک اتاقک رفتند، دانیال به من گفت: فهمیدی آن مرد که بود؟ حاج قاسم بود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">باورش برایم سخت بود. خیلی خوشحال و هیجان زده شده بودم. به دانیال گفتم: بیا ما هم به داخل برویم. داخل اتاقک شدیم و دیدیم انتهای اتاق، یک در دیگر است که در دل کوه ساخته شده و پله&zwnj;هایی به سمت پایین دارد. از پله&zwnj;ها که پایین رفتیم راهرو مانندی بود که دو طرفش اتاق&zwnj;هایی با درهای بسته وجود داشت. ما همانجا منتظر <span style=\"text-align:justify\">ابوحامد<\/span> که در جلسه بود، ماندیم. جلسه درباره عملیات پیش&zwnj;رو بود، عملیاتی که قرار بود در منطقه <span style=\"text-align:justify\">تل<\/span> <span style=\"text-align:justify\">عنتر<\/span> بشود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">سمت راست ما، روستای <span style=\"text-align:justify\">دیرالعدس<\/span> و سمت چپ ما روستای کفر شمس بود که هر دو در تصرف دشمن بودند. نقطه رهایی ما <span style=\"text-align:justify\">تل<\/span> صغیر بود که پشت آن روستای <span style=\"text-align:justify\">هباریه<\/span> و <span style=\"text-align:justify\">تل<\/span> قرین قرار داشت.&raquo;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">اشاره شد که در این کتاب مدام به حضور سردار در خط مقدم و تغییر مداوم جای و مکان اشاره شده است. به روایت <span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span>، <span style=\"text-align:justify\">پهپادهای<\/span> آمریکایی مدام در جست&zwnj;وجوی حاج قاسم بودند، اما نمی&zwnj;توانستند جایگاه او را تشخیص دهند.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\"><span style=\"text-align:justify\">ابوباران<\/span> روایت کرده که در عملیات فتح شهر <span style=\"text-align:justify\">بوکمال<\/span>، به جهت آنکه احتمال حمله داعش به مردم عادی و غیرنظامی می&zwnj;رفت، ماشین&zwnj;های بسیاری برای انتقال مردم در محل نبرد حضور پیدا کرده بودند. تیپ فاطمیون تمام تلاش خود را به کار برد تا عزت و احترام مردم در این انتقال حفظ شود، اما به هر حال مردم هراس داشتند. این میان حاج قاسم نیز مدام از طریق <span style=\"text-align:justify\">بیسیم<\/span> با این نیروها صحبت می&zwnj;کرد و دستورات لازم را ارائه می&zwnj;داد.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">در صفحه ۳۰۷ کتاب چنین نوشته شده است: &laquo;با اینکه حاج قاسم در منطقه عملیاتی حضور داشت، به علت مسائل امنیتی زیاد نمی&zwnj;توانست پشت <span style=\"text-align:justify\">بیسیم<\/span> صحبت کند. <span style=\"text-align:justify\">پهپادهای<\/span> آمریکایی که به رنگ سیاه بودند، دائماً در آسمان منطقه گشت می&zwnj;زدند. آمریکایی&zwnj;ها <span style=\"text-align:justify\">پهپادهای<\/span> خود را از پایگاه&zwnj;هایی که داخل خاک عراق و سوریه داشتند، بلند می&zwnj;کردند. بچه&zwnj;های اطلاعات شناسایی می&zwnj;گفتند: &laquo;همین که پشت <span style=\"text-align:justify\">بیسیم<\/span> یک کلمه از زبان حاج قاسم شنیده می&zwnj;شود، سریع ساختمان شناسایی می&zwnj;شود و چهار پهپاد همزمان بالای همان ساختمان می&zwnj;آیند.&raquo; برای همین مکان حاج قاسم را مدام تغییر می&zwnj;دادند.&raquo;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">به گزارش مهر، همانطور که می&zwnj;دانیم شهادت حاج قاسم نیز در عملیات <span style=\"text-align:justify\">پهپادهای<\/span> امریکایی صورت گرفت. اما حاج قاسم همانطور که در نبرد شام نشان داده بود، نخبه&zwnj;تر از این حرف&zwnj;ها بود که <span style=\"text-align:justify\">پهپادهای<\/span> آمریکایی او را شناسایی کنند. آیا می&zwnj;توان مسئله &laquo;خیانت&raquo; برخی را دخیل در موفقیت عملیات منجر به شهادت دانست؟<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">انتهای پیام\/م.ح\/<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align:justify\">&nbsp;<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2021-03-21 11:09:35","content_date_event":"2021-03-21 11:09:35","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2021-03-27 15:40:16","content_date_register":"2021-03-21 11:13:52","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":2366,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":38,"eid":42,"attach_title":"ابوباران و کتابی خواندنی؛ وقتی تکفیری‌ها مدافع مرزهای رژیم صهیونیستی بودند 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/202103\/486994_3491304932_150_91.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/202103\/486994_3491304932_300_181.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/202103\/486994_3491304932_400_242.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/202103\/486994_3491304932_480_290.jpg","900":".\/cache\/2\/attach\/202103\/486994_3491304932_480_290.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/202103\/486994_3491304932_480_290.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3491304932,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/202103\/486994_3491304932.jpg","width":480,"height":290,"size":0}}}]}]]