[[{"content_id":330338,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"گزارشی از کتاب «رژیم اسرائیل و گسست سیاسی- اجتماعی آن»\r\n\r\nمنشا و رابطه شکاف های سیاسی و اجتماعی در رژیم اشغالگر قدس\/ شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می‌شود","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"شکاف‌های اجتماعی در رژیم صهیونیستی دارای سطوح و ابعاد متفاوتی است و نهادهای سیاسی، در تعمیق برخی از این شکاف‌ها، مانند شکاف قومی و حفظ شکاف مذهبی- سکولار نقش آفرینند. می‌توان گفت 4 نوع شکاف در جامعه صهیونیستی وجود دارد.","content_summary_fill":1,"content_body":"خبرگزاری قدس (قدسنا)- محمدمحسن فایضی*:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nکتاب &laquo;رژیم اسرائیل و گسست&zwnj;های سیاسی- اجتماعی آن&raquo; توسط عبدالقادر عبدالعالی از نویسندگان موسسه تحقیقات وحده عربی بیروت نگاشته شده است. این کتاب به بررسی شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی در رژیم صهیونیستی و تأثیر متقابل شکاف اجتماعی و نظام انتخاباتی در این رژیم پرداخته است.\r\n\r\nعنوان: رژیم اسرائیل و گسست سیاسی- اجتماعی آن\r\n\r\nنویسنده: عبدالقادر عبدالعالی\r\n\r\nترجمه: محمد خواجوئی\r\n\r\nناشر: موسسه ابرار معاصر\r\n\r\nسال چاپ: 1391\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nکتاب &laquo;رژیم اسرائیل و گسست&zwnj;های سیاسی- اجتماعی آن&raquo; توسط عبدالقادر عبدالعالی، از نویسندگان موسسه تحقیقات وحده عربی بیروت، نگاشته شده است. این کتاب، در فصل نخست به بررسی نظریه&zwnj;های اندیشمندان گوناگون در خصوص چیستی شکاف اجتماعی، نوع شکاف&zwnj;ها، رابطه میان شکاف اجتماعی و شکاف&zwnj;های سیاسی و هم&zwnj;چنین منشأ ایجاد این شکاف&zwnj;ها در جوامع پرداخته شده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفصل دوم کتاب، به شکاف&zwnj;های اجتماعی رژیم صهیونیستی می&zwnj;پردازد. شکاف میان صهیونیست&zwnj;های مذهبی و یهودیان ارتودکس، شکاف&zwnj;های طبقاتی و شکاف&zwnj;های سازمانی و نهادی در رژیم صهیونیستی، از موضوع مورد اشاره در این فصل است. تمرکز نویسنده در این فصل بر تشریح شکاف میان صهیونیست&zwnj;های سکولار و یهودیان افراطی (حریدی) و تأثیر این شکاف بر رفتار، اختلافات و تنش&zwnj;های کنونی رژیم صهیونیستی است. فصل دو شکاف&zwnj;های اجتماعی رژیم را به گروه&zwnj;های چهارگانه تقسیم نموده است که عبارت&zwnj;اند از: اعراب یهودیان شرقی، یهودیان غربی سکولار، مذهبی&zwnj;های قوم&zwnj;گرا، مذهبی&zwnj;های حریدی.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنویسنده در فصل سه به بررسی نقش شکاف اجتماعی در خلال پیدایش احزاب گوناگون پرداخته و با بررسی احزاب فعال در رژیم صهیونیستی، سعی کرده است که به این سؤال پاسخ دهد که هر کدام از احزاب، کدام شکاف در جامعه را نمایندگی می&zwnj;نماید.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفصل چهارم به&zwnj; نظام انتخاباتی رژیم صهیونیستی که تک حوزه&zwnj;ای و اکثریت نسبی است می&zwnj;پردازد. نظام انتخاباتی رژیم که خود نشان دهنده شکاف اجتماعی است، اما تکثر احزاب هم موجب تشکیک این شکاف&zwnj;ها و افزایش خودآگاهی شده است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n1- نظریه&zwnj;ها و مبانی شکاف اجتماعی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفصل نخست، به بررسی تعریف&zwnj;ها و تقسیم بندی&zwnj;های گوناگون نسبت به شکاف اجتماعی می&zwnj;پردازد. رونالد اینگلهارت در تعریف مفهوم شکاف می&zwnj;گوید: &laquo;شکاف جلوه بیرونی فرآیند جذب و قطبی&zwnj;سازی است. در یک&zwnj;سو گروه&zwnj;های مشخصی، از سیاست&zwnj;ها یا احزاب خاصی حمایت می&zwnj;کنند و در سوی دیگر، گروه&zwnj;های دیگری هستند که طرفدار سیاست&zwnj;ها و احزاب مخالف گروه نخست هستند.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاما مفهوم شکاف در چارچوب &laquo;نظریه شکاف اجتماعی&raquo; استین روکان و مارتین لیپست که نویسنده بسیار تحت تأثیر آن است، اشاره به نوع خاصی از انشعاب سیاسی و اجتماعی دارد که بیان کننده اقداماتی تاریخی و تجربه گرایانه است. شکاف اجتماعی در این تعریف سه مضمون اصلی را در بر می&zwnj;گیرد:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n1. وجود گسست اجتماعی بین گروه&zwnj;ها و افراد جامعه بر پایه تفاوت بین آن&zwnj;ها در برخی ویژگی&zwnj;های اجتماعی نظیر وابستگی&zwnj;های دینی، قومی، زبانی و طبقاتی\r\n\r\n2. ظهور هویت جمعی و آگاهی نسبت به آن و پذیرش گروه&zwnj;ها و افراد و انجام اقدامات بر پایه این هویت\r\n\r\n3. قابلیت این نوع گسست و انشعاب اجتماعی در فراهم آوردن عنصر سازمان&zwnj;دهی؛ بدین معنا که افراد جامعه در سازمان&zwnj;هایی که منافع و خواسته&zwnj;های ویژه مربوط به هویت اجتماعی مشخصی را دنبال می&zwnj;کنند، عضو شده و به&zwnj;تبع آن سازمان&zwnj;های حزبی و گروه&zwnj;هایی جدا از هم تشکیل می&zwnj;شوند که مردم را بر اساس آن منافع و خواسته&zwnj;ها گردآورده و بسیج می&zwnj;کند. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنویسنده در ادامه، به بررسی دیدگاه&zwnj;های هانس پیتر کریسی در خصوص شکاف اجتماعی پرداخته است. کریسی معتقد است شکاف دارای سه بعد اصلی است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n1.&nbsp; بعد نخست، بعد ساختاری است. بعد ساختاری شکاف عنصری محوری است که آن را از برخوردها و انشعابات گذرا جدا می&zwnj;کند. از این منظر شکاف تبدیل به ویژگی دائمی جامعه می&zwnj;شود. منظور از بعد ساختاری این است که عامل شکاف باید یک امر دائمی و ساختاری باشد.\r\n\r\n2. بعد دوم، خودآگاهی و کسب هویت متعارض است. به تعبیر کریسی گروه&zwnj;های وابسته و پیرو باید به هویت جمعی خود به&zwnj;عنوان کارگر، کارفرما، کاتولیک&zwnj;ها، شیعه و...آگاهی داشته باشند و خواستار اقدام در چارچوب اصولی آن باشند.\r\n\r\n3. بعد سوم، سازمان&zwnj;دهی و هماهنگی اقداماتی است که از تعارض و برخورد ناشی می&zwnj;شود. \r\n\r\nاستفانو بارتولین یکی دیگر از اندیشمندانی است که به موضوع شکاف اجتماعی پرداخته است. از منظر وی شکاف پدیده&zwnj;ای است که تنها در عرصه رقابت سیاسی شکل می&zwnj;گیرد. بارتولینی در تعریف شکاف می&zwnj;گوید: &laquo;شکاف نوعی بنای سیاسی و شکلی از اشکال تجدید ساختار سیاسی در عرصه قدرت یا رقابت سیاسی است&raquo;\r\n\r\nعبدالقادر عبدالعالی در جمع&zwnj;بندی در خصوص شکاف اجتماعی یا سیاسی می&zwnj;گوید، شکاف تنها در حالی ایجاد می&zwnj;شود که چهار عنصر زیر در آن امکان&zwnj;پذیر باشد:\r\n\r\n1- گروه&zwnj;های متعارض مشخص 2- خودآگاهی گروه&zwnj;ها نسبت به هویت و چهارچوب&zwnj;هایشان 3- سیستم اقدام هماهنگ ویژه برای هر یک از گروه&zwnj;های اجتماعی 4- سازمانی سیاسی که بازگو کننده منافع گروه&zwnj;های اجتماعی باشد. این چهار عنصر بیان کننده مراحل مختلف اقداماتی است که در تکمیل پیدایش شکاف اجتماعی در سطح سیاسی مشارکت دارند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n2- الگوهای شکاف اجتماعی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنویسنده در ادامه، به بررسی الگوهای شکاف اجتماعی مطرح شده از سوی صاحب&zwnj;نظران گوناگون می&zwnj;پردازد که به&zwnj;طور مختصر به آنان اشاره خواهد شد. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n1-2- نخستین دیدگاه بررسی شده، دسته&zwnj;بندی سه گانه ارائه شده توسط داگلاس رای و مایکل تیلر است. آنان شکاف اجتماعی را سه دسته تقسیم بندی نموده&zwnj;اند.\r\n\r\nالف- شکاف&zwnj;های موضعی: منظور از این شکاف، اختلاف در موضع و اولویت&zwnj;هاست. تیلر به این شکاف فرهنگی و ایدئولوژیک هم می&zwnj;گوید.\r\n\r\nب&zwnj;- شکاف انتسابی: این شکاف&zwnj;ها از ویژگی&zwnj;ها و شاخصه&zwnj;های انتسابی به ارث رسیده اجتماعی ناشی می&zwnj;شود. این شاخصه&zwnj;ها جنبه خاستگاهی دارد، مانند وابستگی&zwnj;های نژادی، زبانی و دینی.\r\n\r\nج&zwnj;- شکاف&zwnj;های رفتاری: این شکاف ناشی از اختلاف در الگوی رفتاری مجاز یا مطلوب اجتماعی است، مانند شیوه عضویت در سازمان و رفتار انتخاباتی. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n2-2- دیدگاه دوم در تقسیم بندی شکاف&zwnj;ها، منتسب به اسکات فلاناگان است. وی شکاف&zwnj;ها را مانند مورد پیشین به سه دست تقسیم می&zwnj;نماید که عبارت&zwnj;اند از:\r\n\r\nالف- شکاف بخشی: منظور فلاناگان از شکاف بخشی نزدیک به مفهوم شکاف ساختاری تیلر و رای است. این شکاف شامل شکاف&zwnj;های ناشی از وابستگی زبانی، نژادی، دینی و سایر شکاف&zwnj;هایی است که جنبه خاستگاهی دارد.\r\n\r\nب&zwnj;- شکاف فرهنگی: این شکاف مربوط به اختلاف مواضع و ارزش&zwnj;های درون جامعه برحسب نسل و محیط اجتماعی است. برای شکاف ناشی از محیط اجتماعی می&zwnj;توان شکاف می&zwnj;توان شهر و روستا و الگوهای ادراکی میان آنان اشاره نمود.\r\n\r\nپ- شکاف شغلی-حقوقی: این نوع شکاف ناشی از توزیع نقش&zwnj;ها (شغل و منصب) در داخل سیستم اقتصادی جامعه و سلسله مراتب اجتماعی است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n3-2- سومین دسته بندی مطرح شده در کتاب، مختص هانس دادلر است که پنج نوع شکاف حاکم بر جوامع اروپایی را دسته بندی نموده است\r\n\r\nالف- شکاف طبقاتی و بخشی: این گروه جامعه را به گروه&zwnj;هایی تقسیم می&zwnj;کند که منافعشان برحسب بخش اقتصادی و موقعیت شغلی متفاوت است؛ مانند صنعتگران، کشاورزان، کارگران و ...\r\n\r\nب- شکاف دینی یا انشعاب بر سر مسائل دینی: منظور از این شکاف، تنها وابستگی دینی نیست بلکه اختلاف در نقش دین در جامعه و نظام سیاسی را هم شامل می&zwnj;شود. همانند سکولارها در مقابل محافظه&zwnj;کاران در اروپا.\r\n\r\nپ- شکاف ناحیه&zwnj;ای-منطقه&zwnj;ای: این شکاف نوعی تقسیم بندی جغرافیایی-منطقه ای است که باعث ایجاد اختلاف و برخورد منافع ساکنان شهر و روستا می&zwnj;شود.\r\n\r\nت- شکاف قومی و نژادی: این شکاف گروه&zwnj;های نژادی و قومی مختلف را در خصوص مواضع و میزان تبعیتشان از دولت را مدنظر دارد.\r\n\r\nث- شکاف بر اساس مواضع نسبت به&zwnj;نظام سیاسی: تقسیم بندی منحصر به فرد دادلر نسبت به دیگر دیدگاه&zwnj;ها در این مدل نوع شکاف است. این شکاف ناشی از دو گروه یا احزاب حافظ وضع موجود و گروه&zwnj;های انقلابی خواهان وضع موجود است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n4-2- یکی دیگر از دیدگاه&zwnj;های مطرح شده در کتاب، متعلق به آرنت لیپهارت است. وی شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی را به 7 بعد تقسیم نموده است:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nالف- بعد اقتصادی و اجتماعی: از منظر لیپهارت این شکاف ناشی از اختلافات و برخوردها بر سر مالکیت و نقش آن در اقتصاد و میزان دخالت دولت در اقتصاد و همچنین اختلاف در مورد توزیع ثروت در جامعه و سیاست&zwnj;های عمومی اقتصادی است.\r\n\r\nب&zwnj;- بعد دینی: این بعد از شکاف ناشی از اختلاف در خصوص نقش دین در زندگی عمومی و سیاست است. اختلاف در مواردی مانند نقش خانواده، قانون سقط جنین و... از این بعد شکاف ناشی می&zwnj;شوند.\r\n\r\nپ- بعد قومی و فرهنگی: این بعد در جوامعی که دارای نژاد و زبان&zwnj;های گوناگون&zwnj;اند، ارزش بیشتری پیدا می&zwnj;کند.\r\n\r\nت- بعد شهری- روستایی: این بعد شکاف از منظر لیپهارت بازتابی از اختلاف میان محافل روستایی و شهری مانند سطح اقتصاد است.\r\n\r\nث- بعد مربوط به مواضع در قبال نظام سیاسی: این شکاف بازتابی از اختلاف ایدئولوژیک و وجود گروه مخالف در نظام حاکم است.\r\n\r\nج- بعد ارزشی: این بعد از شکاف، مربوط به ارزش&zwnj;های ماتریالیستی و پست ماتریالیستی در جوامع پساصنعتی است. انگلهارت که این بعد شکاف را به بعدهای پیشین افزوده است، معتقد است بیشتر مسائل و حرکت&zwnj;ها سیای در جوامع پساصنعتی که به سطحی از رفاه رسیده&zwnj;اند، حول موضوعاتی چون آلودگی، محیط&zwnj;زیست؛ فمینیسم و ...غیره است که ناشی از شکاف دو ارزش ماتریالیستی و پسا ماتریالیستی است.\r\n\r\nچ- بعد مربوط به مواضع نسبت به مسائل سیاست خارجی: این شکاف مربوط احزاب کمونیستی در اروپا است که اختلاف آشکاری نسبت به گروه&zwnj;های دیگر در مواضعشان نسبت به برخی مسائل سیاست خارجی ابراز کردند. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n5-2- آخرین مدل کشاف اجتماعی بررسی شده در کتاب، متعلق به استین روکان و مارتین لیپست است که نویسنده بسیار تحت تأثیر دیدگاه آنان است. این دیدگاه شکاف&zwnj;ها را در چهار دسته اما در دو قالب تحت عنوان محور منطقه ای-فرهنکی و محور شغلی-حقوقی قرار می&zwnj;دهد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nالف- محور منطقه ای-فرهنگی: در این محور دو شکاف تعریف شده&zwnj;اند. نخست شکاف منطقه&zwnj;ای بین مرکز و پیرامون است که بیانگر انشعاب و برخورد بین فرهنگ&zwnj;های محلی و خاص و فرهنگ غالب مرکز است. دومین شکاف در این محور مختص کشاف بین دین و دولت یا به عبارتی کلیسا و دولت است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nب&zwnj;- محور شغلی-حقوقی: در این محور، نخست شکاف بین روستا و شهر یا پایتخت توجه شده است. اختلاف منافع اقتصادی سنتی و مردن بین شهر و روستا، عامل شکاف است. دومین موضوع در این محور، توجه به شکاف طبقاتی بین کارگران و کارفرمایان و یا بین مالکان و مستأجران است که ناشی از انقلاب صنعتی است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n3- شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می&zwnj;شود؟\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاما سؤال اصلی و مهم قسمت نخست این کتاب یافتن این سؤال است که &laquo;شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می&zwnj;شود؟&raquo; مواردی که در بالا مطرح شد، بیشتر بررسی دسته بندی انواع شکاف&zwnj;ها بود و پاسخی دقیق به چرایی ایجاد شدن دسته&zwnj;های مطرح شده در بالا نمی&zwnj;دهد. روکان و لیپست برای پاسخ به این سؤال چهار رهیافت را مورد بررسی قرار داده&zwnj;اند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n1-3-رهیافت ساختاری نظریه شکاف:\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبر اساس این رهیافت شکاف سیاسی با شرایط ساختاری مرتبط است که در وجود انشعاب&zwnj;ها و برخوردهای اجتماعی که ریشه در ساختار اجتماعی دارند، پنهان است. این رهیافت در پاسخ به سؤال &laquo;شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می&zwnj;شود؟&raquo; سه عامل انقلاب&zwnj;های ملی، انقلاب صنعتی و الگوی رونالد روگوفسکی را نام می&zwnj;برند. به باور این رویکرد، انقلاب ملی موجب ایجاد شکاف بین مرکز و پیرامون در مرحله دولت سازی و هم&zwnj;چنین ایجاد شکاف بین دولت و دین می&zwnj;گردد. به باور این دیدگاه، انقلاب صنعتی باعث ایجاد دو شکاف میان منافع کارگران و کارفرمایان و همچنین منافع میان شهر و روستا می&zwnj;گردد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهم&zwnj;چنین منظور از الگوی رونالد روگوفسکی، نظریه&zwnj;ای است که معتقد است عناصر اقتصادی چون تجارت خارجی، زمین، سرمایه، کار و تولید هر یک از این عوامل، می&zwnj;تواند موجب شکل&zwnj;گیری شکافی جدید شود. به&zwnj;طور نمونه ائتلاف میان سرمایه&zwnj;داران و زمین&zwnj;داران در آلمان موجب تشکیل نازیسم شد در حالی که در آن&zwnj;سوی اروپا، ائتلاف و الگوی دیگری میان زمین، کار و سرمایه و مدل تجارت خارجی به وجود آمده بود. این دو الگوی متفاوت، عامل شکاف گردید. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n2-3- ررویکرد ارزشی- فرهنگی در تفسیر شکاف اجتماعی:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین رویکرد معتقد است رویکرد ساختاری دیگر بیانگر شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی در اروپای غربی و نظام&zwnj;های دموکراتیک نیست و شکاف&zwnj;های کنونی نتیجه انقلاب&zwnj;های صنعتی و ملی و تضاد طبقاتی نیست. بر اساس این رویکرد، تحولات جدید اجتماعی به علت تحول در اولویت ارزشی بین نسل&zwnj;ها است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانگلهارت معتقد است این بعد جدیدی از شکاف&zwnj;های اجتماعی است که به بعد &laquo;ماتریالیسم-پست ماتریالیسم&raquo; معروف است. وی معتقد است، شکاف ارزشی به وجود آمده در خصوص دو نگاه ماتریالیستی و پست ماتریالیستی است و این امر است که موجب ایجاد شکاف سیاسی در سطح نظام حزبی و گرایش&zwnj;های سیاسی شده است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n3-3- رویکرد نهادی جدید در بررسی شکل&zwnj;گیری شکاف:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرعکس دو رویکرد نخست که نظام حزبی و سازمان&zwnj;های حزبی را متغیر تابع شکاف&zwnj;های اجتماعی و ارزشی می&zwnj;دانستند، طرفداران این رویکرد معتقدند سازمان&zwnj;ها و نهادهای سیاسی خود ایجاد کننده شکاف&zwnj;ها هستند. قواعد رقابت سیاسی، سیستم&zwnj;های نظام انتخاباتی خود عامل شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی&zwnj;اند. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n4-3- رویکرد انتخاب عقلایی:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین رویکرد به&zwnj;جای نگاه کلان، بر بعد خرد و جزئی استوار است. این رویکرد بر برداشت&zwnj;ها و رفتارهای افراد و حسابگری عقلائی آنان متمرکز است. ماریانو تورکال و چیبر معتقدند که رهبران احزاب و نخبگان سیاسی بر طبق استراتژی&zwnj;ها و سیاست&zwnj;هایی که در بررسی مسائل مختلف اجتماعی پیش می&zwnj;گیرند، در ایجاد یا تسهیل شکاف&zwnj;های سیاسی تأثیرگذارند. شکاف اجتماعی نتیجه اقدامات سیاسی و بسیج انتخاباتی است.\r\n\r\nکتاب در بخش دوم به بررسی شکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی پرداخته شده است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n1-رویکردها نسبت شکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر خصوص شکاف&zwnj;ها و چندگانگی نژادی، زبانی و دینی در رژیم صهیونیستی رویکردهای گوناگونی در مواجه با آنان وجود دارد. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nالف- رویکرد کارکردی محافظه&zwnj;کار: این رویکرد به دنبال چشم بستن و توجیه انشعاب&zwnj;ها و تناقض&zwnj;هاست. این رویکرد که بر ایده ارزش&zwnj;های وفاق و همبستگی در جامعه متمرکز است، به بررسی و مطالعاتی که در آغاز ایجاد رژیم جعلی صهیونیستی در سال 1948 اشاعه یافت و تحت تأثیر فضای ایدئولوژیک و تعارض&zwnj;آمیز آن زمان قرار داشت، سیطره انداخته است. در این رویکرد می&zwnj;توان به مطالعات و آثار افرادی چون ساموئل ایزنساد، آندره شوراکی و آشر آریان اشاره کرد. این رویکرد سعی دارد با تمرکز بر گفتمان صهیونیسم، دیگر هویت&zwnj;ها و خرده&zwnj;فرهنگ&zwnj;ها را نادیده بگیرد. در مقابل این رویکرد، به&zwnj;ویژه میان پژوهشگران عرب، گفتمان رد جامعه پنداشتن رژیم صهیونیستی و عدم مشروعیت شکل&zwnj;گیری آن ایجاد شده است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nب- رویکرد تاریخ&zwnj;نگاران جدید: این رویکرد بر نقش تاریخی صهیونیسم به&zwnj;عنوان سیاست دولت تأکید دارد. ایلان پایه و تام سیگف از جمله چهره&zwnj;های شاخص این رویکردند. این دیدگاه مطالعات خود را بر دولت سازی و حذف اجتماعی فلسطینیان تمرکز دارد. این رویکرد در مجموعه بررسی&zwnj;های گسترده تاریخ رسمی رژیم صهیونیستی که صهیونیسم پایه&zwnj;گذار آن بوده قرار می&zwnj;گیرد و به&zwnj;طور ویژه بر نقش صهیونیسم تمرکز دارد. لذا آنان جریان پسا صهیونیسم هم نامیده می&zwnj;شوند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nج- کثرت&zwnj;گرایی فرهنگی: آثار دانشگاهیان علوم سیاسی و جامعه&zwnj;شناسی بر واقعیت انشعاب و تقسیم&zwnj;بندی که پایه&zwnj;های ایجاد شکاف اجتماعی در عرصه سیاسی را تشکیل می&zwnj;دهند، تأکید دارد. سامی سموحا یکی از طرف داران مطرح رهیافت فرهنگی کثرت&zwnj;گرا در مطالعه وضعیت رژیم صهیونیستی، معتقد است که جامعه رژیم حداقل با چهار نوع شکاف اساسی مواجه است: شکاف طبقاتی، شکاف قومی بین عرب&zwnj;ها و یهودی&zwnj;ها، شکاف نژادی بین یهودیان اشکنازی (با ریشه&zwnj;های غربی) و یهودیان سفاردی (با ریشه&zwnj;های شرقی) و شکاف دینی بین اکثریت سکولار و جامعه یهودیان مذهبی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهم&zwnj;چنین باروک کیمرلینگ از شکل&zwnj;گیری خرده&zwnj;فرهنگ&zwnj;ها در جامعه صهیونیستی به&zwnj;خصوص بعد از موج مهاجرت از روسیه و اتیوپی پس از سال 1990 سخن گفته و هفت جامعه شهروندی را برای رژیم صهیونیستی نام می&zwnj;برد: اشکنازی&zwnj;های سکولار، یهودیان صهیونیست مذهبی، یهودیان مذهبی سفاردیم، یهودیان مذهبی حریدی اشکنازی، مهاجران روس، مهاجران فالاشه و اعراب اسرائیلی. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n2- شکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنویسنده در جمع&zwnj;بندی، 4 نوع شکاف را در جامعه صهیونیستی مفروض می&zwnj;گیرد و در ادامه به بررسی آن&zwnj;ها می&zwnj;پردازد. چهار شکاف عبارت&zwnj;اند از: شکاف تاریخی و قومیتی بین اعراب و یهودیان، شکاف نژادی بین گروه&zwnj;های یهودی، شکاف دینی بین یهودیان و نهایتا شکاف طبقاتی در جامعه صهیونیستی. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n1-2- شکاف قومیتی بین اعراب و یهودیان\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nالف- بُعد هویت در شکاف قومی عربی- یهودی: این بعد ناشی از آگاهی به هویت قومی ایجاد شده است و موجب شکل گیری خطوط متمایزی میان اعراب و یهودیان در ویژگی&zwnj;های انتسابی و ارزشی شده است. هم&zwnj;چنین رابطه تاریخی بین دو گروه، بر اساس حافظه تاریخی تعارض&zwnj;آمیزی شکل&zwnj;گرفته که دو مجموعه قومی متعارض از آن برخاسته است. ضمن آنکه این شکاف ناشی از رفتار تبعیض&zwnj;آمیز رژیم صهیونیستی نسبت به اعراب اسرائیلی هم است. \r\n\r\nب- بُعد سازمانی و نهادی شکاف قومیتی: بعد سازمانی به معنی کشیده شدن عرصه شکاف و انشعاب اجتماعی به عرصه سیاسی و بسیج عمومی است. بروز شکاف قومی بین اعراب و یهودیان از خلال تفکیک نهادی بین مؤسسات بخش عربی و بخش یهودی در همه زمینه&zwnj;ها آشکار است. آلان دوتی در این&zwnj;باره معتقد است تمام نهادهایی که رژیم صهیونیستی از دوره قیمومیت به ارث برده است، نژادی است. این نهادها عبارت&zwnj;اند از: کنست که نهادی مخصوص یهودیان بود، آژانس یهود و سندیکای عمومی کارگران (هیستادروت) که مهم&zwnj;ترین سازمان اشتغال یهودیان مهاجر بود. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n2-2- شکاف نژادی بین گروه&zwnj;های یهودی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشکاف نژادی در رژیم صهیونیستی را می&zwnj;توان بین چهار هویت برجسته یعنی نژاد سفاردیم، نژاد اشکنازی، نژاد یهودیان روسی و نژاد یهودیان اتیوپی جستجو کرد. انشعاب نژادی بین یهودیان ناشی از پراکندگی آنان در مناطق مختلف جهان است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیهودیان جهان به مجموعه&zwnj;های گوناگونی تقسیم می&zwnj;شوند که از نظر زبان، فرهنگ و تمدن متفاوت&zwnj;اند. مهم&zwnj;ترین این تقسیم&zwnj;بندی&zwnj;ها، سفاردیم، اشکنازی است. واژه اشکناز، در زبان عبری اشاره به آلمان داشت و یهودیانی که بین قرن هفتم و هشتم از جنوب ایتالیا به آلمان مهاجرت نمودند، یهودیان اشکنازی نامیده شدند. این یهودیان در ادامه در شمال، میانه و شرق اروپا تا روسیه پخش شدند؛ اما سفاردیم در زبان عبری به اسپانیا اشاره دارد. این یهودیان بعدها در کشورهای حوزه دریای مدیترانه و آمریکای جنوبی پخش شدند. سفاردیم به یهودیانی که از مناطق عربی و اسلامی مانند ایران، کردستان و حتی یمن مهاجرت نمودند هم گفته می&zwnj;شود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین دو گروه بر سر زبان، شیوه عبادات و نماز، احوال شخصی، پوشش و تفسیرهای دینی در قالب &laquo;تلمود&raquo; تفاوت&zwnj;های زیادی دارند. اما اصل شکاف به نگاه برتری جویانه غربی&zwnj;ها نسبت به شرقی&zwnj;ها و تحقیر فرهنگشان باز می&zwnj;گردد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسیاست&zwnj;های تبعیض&zwnj;آمیز دولت رژیم صهیونیستی در بین یهودیان و مهاجران، یکی از علل شکاف اجتماعی است. به&zwnj;طور نمونه یهودیان شرقی به خود این&zwnj;گونه می&zwnj;نگرند که اعمال تحقیرآمیزی با آنان انجام شده است و فرهنگ آنان را پَست نامیده&zwnj;اند و با سیاست ادغام و ترکیب، فرهنگ اشکنازی بر آنان مسلط شده است. یهودیان شرقی در عرصه اجتماعی و سیاسی عقب مانده&zwnj;تر نسبت به اشکنازی&zwnj;ها بوده&zwnj;اند که ناشی از تبعیض سیاست&zwnj;های دولت&zwnj;هاست. هم&zwnj;چنین تبعیض نسبت به یهودیان روسی و فالاشه (عدم یهودی شناختن آنان از سوی نهادهای دینی رژیم) از دیگر شکاف&zwnj;های نژادی موجود در رژیم صهیونیستی است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین شکاف نژادی در حال نهادینه شدن است. این نهادینگی نتیجه اتخاذ سیاست&zwnj;های نابرابر در اعطای امتیازات مالی، شهرک&zwnj;سازی&zwnj;، و اسکان یهودیان در مناطق مسکونی و جغرافیایی است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n3-2- شکاف دینی بین یهودیان\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین شکاف متفاوت از مدل شکاف دین و کلیسا در مسیحیت است، زیرا جدایی زیادی بین &zwnj;دین و دولت وجود ندارد و بسیاری از مظاهر و نمادهای دولت مرجع دینی یهود است. شکاف دینی یهودیان، میان سکولارها و مذهبی&zwnj;هاست. بر اساس این شکاف یهودیان صهیونیست به سه گروه تقسیم می&zwnj;شوند. گروه نخست مذهبی&zwnj;ها هستند که به آموزه&zwnj;های دینی شریعت یهود به&zwnj;طور منظم در تمام شئون زندگی پایبندند. رعایت احکام شنبه، اصل غذا خوردن، التزام به دعا و نماز و... بخشی از این آموزه&zwnj;هاست. گروه دوم که به سنت&zwnj;گرایان یا &laquo;مارسورتیم&raquo; مشهورند، تنها به آموزه&zwnj;های که جنبه اجتماعی دارد، پایبندند؛ مانند جشن اعیاد دینی، رعایت سنت ازدواج، خوردن غذاهای حلال و... گروه سوم آن&zwnj;هایی هستند که هیچ پایبندی&zwnj;ای به دین ندارد. این دسته مواضعشان نسبت به شریعت یهود از بی&zwnj;مبالاتی تا مخالفت متفاوت&zwnj;اند اما به صهیونیسم بسیار معتقداند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر کل می&zwnj;توان، شکاف دینی بین یهودیان را به دو گروه کلی تقسیم نمود. دسته اول مذهبی&zwnj;هایی هستند که شامل دو گروه مذهبی&zwnj;های صهیونیست و مذهبی&zwnj;های حریدی می&zwnj;شوند. حریدی&zwnj;ها افراطی&zwnj;ترین افراد هستند. دسته دوم هم یهودیان سکولار هستند. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاین دو شکاف سکولارها و مذهبیان را می&zwnj;توان مهم&zwnj;ترین شکاف در رژیم صهیونیستی دانست که موجب شده موضوعات چالش برانگیز زیادی برای این رژیم ایجاد نمایند. برخی از این چالش&zwnj;ها عبارت&zwnj;اند از:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nالف- مسئله قوانین دینی: این بحث از آن منظر اهمیت دارد که آیا رژیم باید دولت یهودی باشد یا دولت یهودیان. این بیانگر بحران هویت دولتی است که سخت می&zwnj;کوشد خود را یک دولت سکولار معرفی نماید و از سوی دیگر حاکی از اختلاف بین پایه&zwnj;های دولت و نقش عامل دین در آن است. بر این اساس، مشروعیت و اعتبار دولت و صهیونیسم در مقابل مشروعیت و میراث دینی یهود و اولویت یکی بر دیگری مطرح می&zwnj;شود. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nب- معافیت&zwnj;ها و امتیازات: احزاب دینی چه صهیونیست&zwnj;های مذهبی و چه احزاب حریدی، موفق شده&zwnj;اند با ائتلاف&zwnj;های دولتی، امتیازات زیادی را برای مذهبی&zwnj;ها بگیرند. مهم&zwnj;ترین این امتیازات شامل معافیت دانش آموزان مدارس دینی &laquo;یشیوا&raquo; و تمامی دختران مذهبی از خدمت سربازی است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;افزایش حمایت دولت از خانواده&zwnj;های پرجمعیت که میان مذهبی&zwnj;ها شایع است و افزایش کمک مالی به مدارس دینی و طلاب آن، از دیگر امتیازاتی است که بارها مورد اعتراض سکولارها بر اساس اصل برابری شهروندان قرار گرفته است و طی سال&zwnj;های اخیر این اعتراضات افزایش یافته است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nج- چه کسی یهودی است؟ این موضوع یکی از کشمکش&zwnj;های دینی، سیاسی و اجتماعی در رژیم صهیونیستی است که مسائل مختلفی چون به رسمیت شناختن یهودی بودن بسیاری از مهاجران، مسئله ازدواج مدنی و اعطای ملیت را تحت تأثیر قرار داده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;بر اساس قانون بازگشت، تمام یهودیانی که به سرزمین&zwnj;های اشغالی بازگردند باید تابعیت داده شود اما یهودیان مذهبی و حریدی&zwnj;ها شدیداً با این امر مخالف&zwnj;اند و برای کیستی یهود، شرایط خاصی را مطرح می&zwnj;نمایند. اما سکولارها معتقدند این سخت&zwnj;گیری&zwnj;ها تنها مانع بزرگی بر سر فراخوانی بسیاری از یهودیان دیگر در مهاجرت به سرزمین&zwnj;های اشغالی است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nد- سطح سازمانی شکاف: شکاف مذهبی-سکولار موجب شده است مذهبی&zwnj;ها یک شبکه&zwnj;ای از خدمات و محله&zwnj;های مستقل ایجاد نمایند. این شکاف، تمایز میان دو طیف را تحکیم کرده است. نظام آموزشی در رژیم صهیونیستی به دو قسمت تقسیم شده است. نخست نظام آموزشی دولتی جناح صهیونیسم دینی است و دوم نظام آموزشی مستقل حریدی&zwnj;هاست. حریدی&zwnj;ها در مدارس مخصوص خود، آیین&zwnj;های دینی و عبادات خود را دارند، اختلاط بین دو جنس مرد و زن منع شده است و اهمیت زیادی برای مسائل مدرن به&zwnj;خصوص در علوم اجتماعی و علوم سیاسی قائل نیستند. این مدارس ارزش بیشتری به شهرک&zwnj;نشینی می&zwnj;دهند. هم&zwnj;چنین این برخورد و تعارض، به نهادهای دولتی در سطح وزارتخانه&zwnj;ها هم کشیده شده است. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهـ- ارزش&zwnj;ها: یکی دیگر از مظاهر شکاف مذهبی- سکولار بین یهودیان، در مجموعه ارزش&zwnj;ها قرار دارد. حریدی&zwnj;ها و مذهبی&zwnj;های تندرو ارزش&zwnj;های متفاوتی نسبت به سکولارها دنبال می&zwnj;نمایند. اهمیت به آموزه&zwnj;های تورات و تلمود، عدم تقدس لیبرالیسم و دموکراسی، احترام اندک به قانون اساسی و حامی سرسخت شهرک&zwnj;نشینان و تداوم گسترش آن، بخشی از آموزه&zwnj;های حریدی&zwnj;هاست که سکولارها با آن موافق نیستند و از آن فاصله دارند. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n4-2- شکاف طبقاتی در جامعه رژیم صهیونیستی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nرژیم صهیونیستی برخی ویژگی&zwnj;های طبقاتی خاص خود را دارد. عملیات صنعتی سازی که در دهه سی میلادی در فلسطین آغاز شد، پس از ایجاد دولت جعلی، در دهه شصت رو به گسترش نهاد و تغییراتی اساسی را در ساختار طبقاتی ایجاد نمود. در این روند بخش کشاورزی متضرر شد و اقتصاد رژیم صهیونیستی پیشرفت بسیاری یافت؛ اما پس از امضای سازش&zwnj;های عربی-عبری در دهه 90، تولید ناخالص داخلی رژیم صهیونیستی نسبت به دهه هشتاد هشت برابر افزایش یافت. پایه&zwnj;های آماری نشان می&zwnj;دهد که انشعاب طبقاتی در جامعه یهودی با مؤسساتی که دوره مهاجرت و اسکان یهودیان ایجاد شدند در ارتباط است. زیرا پایه این مؤسسات، بر نابرابری فرصت&zwnj;ها برای مهاجران و ساکنان محلی استوار بود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیفتاحئیل معتقد است سلسله مراتب مکانی در رژیم صهیونیستی وجود دارد که از توزیع نابرابر منابع در اثر گسترش جغرافیایی اسکان مهاجران ناشی شده است. این گسترش جغرافیایی با ایجاد سه نوع مجتمع یا مجموعه جمعیتی صورت گرفته است. نحست شهرها و شهرک&zwnj;هایی هستند با اکثریت یهودیان غربی و اشکنازی که به حکم اینکه گروه مسلط جامعه و مؤسس رژیم جعلی بودند، بر بهترین و با کیفیت&zwnj;ترین زمین&zwnj;ها و زیرساخت&zwnj;های اقتصادی و فرهنگی سلطه دارند. مجموعه دوم، در برگیرنده گروه مهاجران یهودی شرقی و گروه&zwnj;هایی است که به&zwnj;تازگی به سرزمین&zwnj;های اشغالی مهاجرت کرده&zwnj;اند، همانند بسیاری از یهودیان روس و دیگر جمهوری&zwnj;های شوروی سابق که نتوانستند به مراکز و شهرهای بزرگ بپیوندند. اتیوپی&zwnj;ها و اشکنازی&zwnj;ها جزو این مجموعه&zwnj;اند که در شهرک&zwnj;های مرزی یا حاشیه&zwnj;های شهرهای بزرگ اقامت دارند. مجموعه سوم شامل مناطقی می&zwnj;شود که اعراب اسرائیلی در آن زندگی می&zwnj;کنند. این مناطق بسیار از روند دولت سازی دورمانده&zwnj;اند. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجمع&zwnj;بندی\r\n\r\nشکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی دارای سطوح و ابعاد متفاوتی است و نهادهای سیاسی، در تعمیق برخی از این شکاف&zwnj;ها، مانند شکاف قومی و حفظ شکاف مذهبی- سکولار نقش آفرینند. می&zwnj;توان گفت 4 نوع شکاف در جامعه صهیونیستی وجود دارد. این چهار شکاف عبارت&zwnj;اند از: شکاف تاریخی و قومیتی بین اعراب و یهودیان، شکاف نژادی بین گروه&zwnj;های یهودی، شکاف دینی بین یهودیان و شکاف طبقاتی در جامعه صهیونیستی.\r\n\r\nشکاف&zwnj;هایی که در برخی موارد تشدیدکننده یکدیگر هم بوده&zwnj;اند و روند تقسیم&nbsp; جمعیتی رژیم صهیونیستی موجب شده است، تهدید شکاف&zwnj;ها افزایش یابد. به&zwnj;گونه&zwnj;ای که رئیس رژیم صهیونیستی به&zwnj;عنوان یکی از سخنرانان اصلی در کنفرانس مشهور هرتزلیا به وجود شکاف و تفرقه گسترده در جامعه این رژیم اذعان کرد که تهدیدی خاموش برای صهیونیست&zwnj;ها به شمار می&zwnj;آید.\r\n\r\n&nbsp;وی در این کنفرانس گفت: &laquo;در دهه نود قرن گذشته، جامعه اسرائیل متشکل از اکثریت بزرگ و اقلیت&zwnj;های کوچک بود. اکثریت بزرگ متعلق به صهیونیست&zwnj;ها بود که در کنار سه اقلیت صهیونیست&zwnj;های مذهبی، اقلیت عرب و اقلیت ارتدوکس افراطی (حریدی&zwnj;ها) جامعه اسرائیل را تشکیل می&zwnj;دادند. شاید هنوز بسیاری در جامعه اسرائیل، در رسانه&zwnj;ها و نظام سیاسی اسرائیل فکر می&zwnj;کنند جامعه اسرائیل همین شکل را دارد. اما از آن زمان تاکنون واقعیت به&zwnj;طور اساسی تغییر کرده است. هم&zwnj;اکنون کلاس اولی&zwnj;های ما شامل 38 درصد صهیونیست&zwnj;های سکولار، 15 درصد صهیونیست&zwnj;های ملی&zwnj;گرا و مذهبی، 25 درصد عرب و حدود 25 درصد نیز ارتدوکس افراطی(حریدی) هستند. در هر حال، روند تغییر بافت جمعیتی واقعیتی است که چهره جامعه اسرائیل را شکل می&zwnj;دهد. در چنین نظمی، دیگر هیچ گروهی اکثریت بالا را ندارد و دیگر اقلیت کوچک وجود ندارد . متأسفانه این شکاف&zwnj;ها در درون همه این بخش&zwnj;ها و در میان همه آن&zwnj;ها وجود دارد. ساختاری که از نظر بسیاری از ما نوعی تهدید از یک طرف برای ماهیت سکولار و لیبرال اسرائیل و از طرف دیگر برای جنبش صهیونیسم است&raquo;.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n* کارشناس اندیشکده راهبردی تبیین\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانتهای پیام\/","content_html":"<p dir=\"RTL\"><span style=\"color:#2F4F4F;\"><strong>خبرگزاری قدس (قدسنا)- محمدمحسن فایضی*:<\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">کتاب &laquo;رژیم اسرائیل و گسست&zwnj;های سیاسی- اجتماعی آن&raquo; توسط عبدالقادر عبدالعالی از نویسندگان موسسه تحقیقات وحده عربی بیروت نگاشته شده است. این کتاب به بررسی شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی در رژیم صهیونیستی و تأثیر متقابل شکاف اجتماعی و نظام انتخاباتی در این رژیم پرداخته است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">عنوان: رژیم اسرائیل و گسست سیاسی- اجتماعی آن<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نویسنده: عبدالقادر عبدالعالی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ترجمه: محمد خواجوئی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ناشر: موسسه ابرار معاصر<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">سال چاپ: 1391<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">کتاب &laquo;رژیم اسرائیل و گسست&zwnj;های سیاسی- اجتماعی آن&raquo; توسط عبدالقادر عبدالعالی، از نویسندگان موسسه تحقیقات وحده عربی بیروت، نگاشته شده است. این کتاب، در فصل نخست به بررسی نظریه&zwnj;های اندیشمندان گوناگون در خصوص چیستی شکاف اجتماعی، نوع شکاف&zwnj;ها، رابطه میان شکاف اجتماعی و شکاف&zwnj;های سیاسی و هم&zwnj;چنین منشأ ایجاد این شکاف&zwnj;ها در جوامع پرداخته شده است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">فصل دوم کتاب، به شکاف&zwnj;های اجتماعی رژیم صهیونیستی می&zwnj;پردازد. شکاف میان صهیونیست&zwnj;های مذهبی و یهودیان ارتودکس، شکاف&zwnj;های طبقاتی و شکاف&zwnj;های سازمانی و نهادی در رژیم صهیونیستی، از موضوع مورد اشاره در این فصل است. تمرکز نویسنده در این فصل بر تشریح شکاف میان صهیونیست&zwnj;های سکولار و یهودیان افراطی (حریدی) و تأثیر این شکاف بر رفتار، اختلافات و تنش&zwnj;های کنونی رژیم صهیونیستی است. فصل دو شکاف&zwnj;های اجتماعی رژیم را به گروه&zwnj;های چهارگانه تقسیم نموده است که عبارت&zwnj;اند از: اعراب یهودیان شرقی، یهودیان غربی سکولار، مذهبی&zwnj;های قوم&zwnj;گرا، مذهبی&zwnj;های حریدی<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نویسنده در فصل سه به بررسی نقش شکاف اجتماعی در خلال پیدایش احزاب گوناگون پرداخته و با بررسی احزاب فعال در رژیم صهیونیستی، سعی کرده است که به این سؤال پاسخ دهد که هر کدام از احزاب، کدام شکاف در جامعه را نمایندگی می&zwnj;نماید<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">فصل چهارم به&zwnj; نظام انتخاباتی رژیم صهیونیستی که تک حوزه&zwnj;ای و اکثریت نسبی است می&zwnj;پردازد. نظام انتخاباتی رژیم که خود نشان دهنده شکاف اجتماعی است، اما تکثر احزاب هم موجب تشکیک این شکاف&zwnj;ها و افزایش خودآگاهی شده است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">1- <\/span>نظریه&zwnj;ها و مبانی شکاف اجتماعی<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">فصل نخست، به بررسی تعریف&zwnj;ها و تقسیم بندی&zwnj;های گوناگون نسبت به شکاف اجتماعی می&zwnj;پردازد. رونالد اینگلهارت در تعریف مفهوم شکاف می&zwnj;گوید: &laquo;شکاف جلوه بیرونی فرآیند جذب و قطبی&zwnj;سازی است. در یک&zwnj;سو گروه&zwnj;های مشخصی، از سیاست&zwnj;ها یا احزاب خاصی حمایت می&zwnj;کنند و در سوی دیگر، گروه&zwnj;های دیگری هستند که طرفدار سیاست&zwnj;ها و احزاب مخالف گروه نخست هستند<span dir=\"LTR\">.&raquo;<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اما مفهوم شکاف در چارچوب &laquo;نظریه شکاف اجتماعی&raquo; استین روکان و مارتین لیپست که نویسنده بسیار تحت تأثیر آن است، اشاره به نوع خاصی از انشعاب سیاسی و اجتماعی دارد که بیان کننده اقداماتی تاریخی و تجربه گرایانه است. شکاف اجتماعی در این تعریف سه مضمون اصلی را در بر می&zwnj;گیرد<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">1. <\/span>وجود گسست اجتماعی بین گروه&zwnj;ها و افراد جامعه بر پایه تفاوت بین آن&zwnj;ها در برخی ویژگی&zwnj;های اجتماعی نظیر وابستگی&zwnj;های دینی، قومی، زبانی و طبقاتی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">2. <\/span>ظهور هویت جمعی و آگاهی نسبت به آن و پذیرش گروه&zwnj;ها و افراد و انجام اقدامات بر پایه این هویت<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">3. <\/span>قابلیت این نوع گسست و انشعاب اجتماعی در فراهم آوردن عنصر سازمان&zwnj;دهی؛ بدین معنا که افراد جامعه در سازمان&zwnj;هایی که منافع و خواسته&zwnj;های ویژه مربوط به هویت اجتماعی مشخصی را دنبال می&zwnj;کنند، عضو شده و به&zwnj;تبع آن سازمان&zwnj;های حزبی و گروه&zwnj;هایی جدا از هم تشکیل می&zwnj;شوند که مردم را بر اساس آن منافع و خواسته&zwnj;ها گردآورده و بسیج می&zwnj;کند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نویسنده در ادامه، به بررسی دیدگاه&zwnj;های هانس پیتر کریسی در خصوص شکاف اجتماعی پرداخته است. کریسی معتقد است شکاف دارای سه بعد اصلی است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">1.&nbsp; <\/span>بعد نخست، بعد ساختاری است. بعد ساختاری شکاف عنصری محوری است که آن را از برخوردها و انشعابات گذرا جدا می&zwnj;کند. از این منظر شکاف تبدیل به ویژگی دائمی جامعه می&zwnj;شود. منظور از بعد ساختاری این است که عامل شکاف باید یک امر دائمی و ساختاری باشد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">2. <\/span>بعد دوم، خودآگاهی و کسب هویت متعارض است. به تعبیر کریسی گروه&zwnj;های وابسته و پیرو باید به هویت جمعی خود به&zwnj;عنوان کارگر، کارفرما، کاتولیک&zwnj;ها، شیعه و...آگاهی داشته باشند و خواستار اقدام در چارچوب اصولی آن باشند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">3. <\/span>بعد سوم، سازمان&zwnj;دهی و هماهنگی اقداماتی است که از تعارض و برخورد ناشی می&zwnj;شود<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">استفانو بارتولین یکی دیگر از اندیشمندانی است که به موضوع شکاف اجتماعی پرداخته است. از منظر وی شکاف پدیده&zwnj;ای است که تنها در عرصه رقابت سیاسی شکل می&zwnj;گیرد. بارتولینی در تعریف شکاف می&zwnj;گوید: &laquo;شکاف نوعی بنای سیاسی و شکلی از اشکال تجدید ساختار سیاسی در عرصه قدرت یا رقابت سیاسی است<span dir=\"LTR\">&raquo;<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">عبدالقادر عبدالعالی در جمع&zwnj;بندی در خصوص شکاف اجتماعی یا سیاسی می&zwnj;گوید، شکاف تنها در حالی ایجاد می&zwnj;شود که چهار عنصر زیر در آن امکان&zwnj;پذیر باشد<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">1- <\/span>گروه&zwnj;های متعارض مشخص 2- خودآگاهی گروه&zwnj;ها نسبت به هویت و چهارچوب&zwnj;هایشان 3- سیستم اقدام هماهنگ ویژه برای هر یک از گروه&zwnj;های اجتماعی 4- سازمانی سیاسی که بازگو کننده منافع گروه&zwnj;های اجتماعی باشد. این چهار عنصر بیان کننده مراحل مختلف اقداماتی است که در تکمیل پیدایش شکاف اجتماعی در سطح سیاسی مشارکت دارند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">2- <\/span>الگوهای شکاف اجتماعی<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نویسنده در ادامه، به بررسی الگوهای شکاف اجتماعی مطرح شده از سوی صاحب&zwnj;نظران گوناگون می&zwnj;پردازد که به&zwnj;طور مختصر به آنان اشاره خواهد شد<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">1-2- <\/span>نخستین دیدگاه بررسی شده، دسته&zwnj;بندی سه گانه ارائه شده توسط داگلاس رای و مایکل تیلر است. آنان شکاف اجتماعی را سه دسته تقسیم بندی نموده&zwnj;اند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- شکاف&zwnj;های موضعی: منظور از این شکاف، اختلاف در موضع و اولویت&zwnj;هاست. تیلر به این شکاف فرهنگی و ایدئولوژیک هم می&zwnj;گوید<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب&zwnj;- شکاف انتسابی: این شکاف&zwnj;ها از ویژگی&zwnj;ها و شاخصه&zwnj;های انتسابی به ارث رسیده اجتماعی ناشی می&zwnj;شود. این شاخصه&zwnj;ها جنبه خاستگاهی دارد، مانند وابستگی&zwnj;های نژادی، زبانی و دینی<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ج&zwnj;- شکاف&zwnj;های رفتاری: این شکاف ناشی از اختلاف در الگوی رفتاری مجاز یا مطلوب اجتماعی است، مانند شیوه عضویت در سازمان و رفتار انتخاباتی<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">2-2- <\/span>دیدگاه دوم در تقسیم بندی شکاف&zwnj;ها، منتسب به اسکات فلاناگان است. وی شکاف&zwnj;ها را مانند مورد پیشین به سه دست تقسیم می&zwnj;نماید که عبارت&zwnj;اند از<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- شکاف بخشی: منظور فلاناگان از شکاف بخشی نزدیک به مفهوم شکاف ساختاری تیلر و رای است. این شکاف شامل شکاف&zwnj;های ناشی از وابستگی زبانی، نژادی، دینی و سایر شکاف&zwnj;هایی است که جنبه خاستگاهی دارد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب&zwnj;- شکاف فرهنگی: این شکاف مربوط به اختلاف مواضع و ارزش&zwnj;های درون جامعه برحسب نسل و محیط اجتماعی است. برای شکاف ناشی از محیط اجتماعی می&zwnj;توان شکاف می&zwnj;توان شهر و روستا و الگوهای ادراکی میان آنان اشاره نمود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">پ- شکاف شغلی-حقوقی: این نوع شکاف ناشی از توزیع نقش&zwnj;ها (شغل و منصب) در داخل سیستم اقتصادی جامعه و سلسله مراتب اجتماعی است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">3-2- <\/span>سومین دسته بندی مطرح شده در کتاب، مختص هانس دادلر است که پنج نوع شکاف حاکم بر جوامع اروپایی را دسته بندی نموده است<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- شکاف طبقاتی و بخشی: این گروه جامعه را به گروه&zwnj;هایی تقسیم می&zwnj;کند که منافعشان برحسب بخش اقتصادی و موقعیت شغلی متفاوت است؛ مانند صنعتگران، کشاورزان، کارگران و<span dir=\"LTR\"> ...<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب- شکاف دینی یا انشعاب بر سر مسائل دینی: منظور از این شکاف، تنها وابستگی دینی نیست بلکه اختلاف در نقش دین در جامعه و نظام سیاسی را هم شامل می&zwnj;شود. همانند سکولارها در مقابل محافظه&zwnj;کاران در اروپا<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">پ- شکاف ناحیه&zwnj;ای-منطقه&zwnj;ای: این شکاف نوعی تقسیم بندی جغرافیایی-منطقه ای است که باعث ایجاد اختلاف و برخورد منافع ساکنان شهر و روستا می&zwnj;شود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ت- شکاف قومی و نژادی: این شکاف گروه&zwnj;های نژادی و قومی مختلف را در خصوص مواضع و میزان تبعیتشان از دولت را مدنظر دارد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ث- شکاف بر اساس مواضع نسبت به&zwnj;نظام سیاسی: تقسیم بندی منحصر به فرد دادلر نسبت به دیگر دیدگاه&zwnj;ها در این مدل نوع شکاف است. این شکاف ناشی از دو گروه یا احزاب حافظ وضع موجود و گروه&zwnj;های انقلابی خواهان وضع موجود است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">4-2- <\/span>یکی دیگر از دیدگاه&zwnj;های مطرح شده در کتاب، متعلق به آرنت لیپهارت است. وی شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی را به 7 بعد تقسیم نموده است<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- بعد اقتصادی و اجتماعی: از منظر لیپهارت این شکاف ناشی از اختلافات و برخوردها بر سر مالکیت و نقش آن در اقتصاد و میزان دخالت دولت در اقتصاد و همچنین اختلاف در مورد توزیع ثروت در جامعه و سیاست&zwnj;های عمومی اقتصادی است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب&zwnj;- بعد دینی: این بعد از شکاف ناشی از اختلاف در خصوص نقش دین در زندگی عمومی و سیاست است. اختلاف در مواردی مانند نقش خانواده، قانون سقط جنین و... از این بعد شکاف ناشی می&zwnj;شوند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">پ- بعد قومی و فرهنگی: این بعد در جوامعی که دارای نژاد و زبان&zwnj;های گوناگون&zwnj;اند، ارزش بیشتری پیدا می&zwnj;کند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ت- بعد شهری- روستایی: این بعد شکاف از منظر لیپهارت بازتابی از اختلاف میان محافل روستایی و شهری مانند سطح اقتصاد است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ث- بعد مربوط به مواضع در قبال نظام سیاسی: این شکاف بازتابی از اختلاف ایدئولوژیک و وجود گروه مخالف در نظام حاکم است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ج- بعد ارزشی: این بعد از شکاف، مربوط به ارزش&zwnj;های ماتریالیستی و پست ماتریالیستی در جوامع پساصنعتی است. انگلهارت که این بعد شکاف را به بعدهای پیشین افزوده است، معتقد است بیشتر مسائل و حرکت&zwnj;ها سیای در جوامع پساصنعتی که به سطحی از رفاه رسیده&zwnj;اند، حول موضوعاتی چون آلودگی، محیط&zwnj;زیست؛ فمینیسم و ...غیره است که ناشی از شکاف دو ارزش ماتریالیستی و پسا ماتریالیستی است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">چ- بعد مربوط به مواضع نسبت به مسائل سیاست خارجی: این شکاف مربوط احزاب کمونیستی در اروپا است که اختلاف آشکاری نسبت به گروه&zwnj;های دیگر در مواضعشان نسبت به برخی مسائل سیاست خارجی ابراز کردند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span dir=\"LTR\">5-2- <\/span>آخرین مدل کشاف اجتماعی بررسی شده در کتاب، متعلق به استین روکان و مارتین لیپست است که نویسنده بسیار تحت تأثیر دیدگاه آنان است. این دیدگاه شکاف&zwnj;ها را در چهار دسته اما در دو قالب تحت عنوان محور منطقه ای-فرهنکی و محور شغلی-حقوقی قرار می&zwnj;دهد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- محور منطقه ای-فرهنگی: در این محور دو شکاف تعریف شده&zwnj;اند. نخست شکاف منطقه&zwnj;ای بین مرکز و پیرامون است که بیانگر انشعاب و برخورد بین فرهنگ&zwnj;های محلی و خاص و فرهنگ غالب مرکز است. دومین شکاف در این محور مختص کشاف بین دین و دولت یا به عبارتی کلیسا و دولت است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب&zwnj;- محور شغلی-حقوقی: در این محور، نخست شکاف بین روستا و شهر یا پایتخت توجه شده است. اختلاف منافع اقتصادی سنتی و مردن بین شهر و روستا، عامل شکاف است. دومین موضوع در این محور، توجه به شکاف طبقاتی بین کارگران و کارفرمایان و یا بین مالکان و مستأجران است که ناشی از انقلاب صنعتی است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">3- <\/span>شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می&zwnj;شود؟<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">اما سؤال اصلی و مهم قسمت نخست این کتاب یافتن این سؤال است که &laquo;شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می&zwnj;شود؟&raquo; مواردی که در بالا مطرح شد، بیشتر بررسی دسته بندی انواع شکاف&zwnj;ها بود و پاسخی دقیق به چرایی ایجاد شدن دسته&zwnj;های مطرح شده در بالا نمی&zwnj;دهد. روکان و لیپست برای پاسخ به این سؤال چهار رهیافت را مورد بررسی قرار داده&zwnj;اند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p>&nbsp;\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">1-3-<\/span>رهیافت ساختاری نظریه شکاف<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/strong><\/p>\r\n<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">بر اساس این رهیافت شکاف سیاسی با شرایط ساختاری مرتبط است که در وجود انشعاب&zwnj;ها و برخوردهای اجتماعی که ریشه در ساختار اجتماعی دارند، پنهان است. این رهیافت در پاسخ به سؤال &laquo;شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می&zwnj;شود؟&raquo; سه عامل انقلاب&zwnj;های ملی، انقلاب صنعتی و الگوی رونالد روگوفسکی را نام می&zwnj;برند. به باور این رویکرد، انقلاب ملی موجب ایجاد شکاف بین مرکز و پیرامون در مرحله دولت سازی و هم&zwnj;چنین ایجاد شکاف بین دولت و دین می&zwnj;گردد. به باور این دیدگاه، انقلاب صنعتی باعث ایجاد دو شکاف میان منافع کارگران و کارفرمایان و همچنین منافع میان شهر و روستا می&zwnj;گردد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">هم&zwnj;چنین منظور از الگوی رونالد روگوفسکی، نظریه&zwnj;ای است که معتقد است عناصر اقتصادی چون تجارت خارجی، زمین، سرمایه، کار و تولید هر یک از این عوامل، می&zwnj;تواند موجب شکل&zwnj;گیری شکافی جدید شود. به&zwnj;طور نمونه ائتلاف میان سرمایه&zwnj;داران و زمین&zwnj;داران در آلمان موجب تشکیل نازیسم شد در حالی که در آن&zwnj;سوی اروپا، ائتلاف و الگوی دیگری میان زمین، کار و سرمایه و مدل تجارت خارجی به وجود آمده بود. این دو الگوی متفاوت، عامل شکاف گردید<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">2-3- <\/span>ررویکرد ارزشی- فرهنگی در تفسیر شکاف اجتماعی<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این رویکرد معتقد است رویکرد ساختاری دیگر بیانگر شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی در اروپای غربی و نظام&zwnj;های دموکراتیک نیست و شکاف&zwnj;های کنونی نتیجه انقلاب&zwnj;های صنعتی و ملی و تضاد طبقاتی نیست. بر اساس این رویکرد، تحولات جدید اجتماعی به علت تحول در اولویت ارزشی بین نسل&zwnj;ها است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">انگلهارت معتقد است این بعد جدیدی از شکاف&zwnj;های اجتماعی است که به بعد &laquo;ماتریالیسم-پست ماتریالیسم&raquo; معروف است. وی معتقد است، شکاف ارزشی به وجود آمده در خصوص دو نگاه ماتریالیستی و پست ماتریالیستی است و این امر است که موجب ایجاد شکاف سیاسی در سطح نظام حزبی و گرایش&zwnj;های سیاسی شده است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">3-3- <\/span>رویکرد نهادی جدید در بررسی شکل&zwnj;گیری شکاف<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">برعکس دو رویکرد نخست که نظام حزبی و سازمان&zwnj;های حزبی را متغیر تابع شکاف&zwnj;های اجتماعی و ارزشی می&zwnj;دانستند، طرفداران این رویکرد معتقدند سازمان&zwnj;ها و نهادهای سیاسی خود ایجاد کننده شکاف&zwnj;ها هستند. قواعد رقابت سیاسی، سیستم&zwnj;های نظام انتخاباتی خود عامل شکاف&zwnj;های اجتماعی و سیاسی&zwnj;اند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">4-3- <\/span>رویکرد انتخاب عقلایی<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این رویکرد به&zwnj;جای نگاه کلان، بر بعد خرد و جزئی استوار است. این رویکرد بر برداشت&zwnj;ها و رفتارهای افراد و حسابگری عقلائی آنان متمرکز است. ماریانو تورکال و چیبر معتقدند که رهبران احزاب و نخبگان سیاسی بر طبق استراتژی&zwnj;ها و سیاست&zwnj;هایی که در بررسی مسائل مختلف اجتماعی پیش می&zwnj;گیرند، در ایجاد یا تسهیل شکاف&zwnj;های سیاسی تأثیرگذارند. شکاف اجتماعی نتیجه اقدامات سیاسی و بسیج انتخاباتی است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">کتاب در بخش دوم به بررسی شکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی پرداخته شده است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span dir=\"LTR\">1-<\/span>رویکردها نسبت شکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی<\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">در خصوص شکاف&zwnj;ها و چندگانگی نژادی، زبانی و دینی در رژیم صهیونیستی رویکردهای گوناگونی در مواجه با آنان وجود دارد<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- رویکرد کارکردی محافظه&zwnj;کار: این رویکرد به دنبال چشم بستن و توجیه انشعاب&zwnj;ها و تناقض&zwnj;هاست. این رویکرد که بر ایده ارزش&zwnj;های وفاق و همبستگی در جامعه متمرکز است، به بررسی و مطالعاتی که در آغاز ایجاد رژیم جعلی صهیونیستی در سال 1948 اشاعه یافت و تحت تأثیر فضای ایدئولوژیک و تعارض&zwnj;آمیز آن زمان قرار داشت، سیطره انداخته است. در این رویکرد می&zwnj;توان به مطالعات و آثار افرادی چون ساموئل ایزنساد، آندره شوراکی و آشر آریان اشاره کرد. این رویکرد سعی دارد با تمرکز بر گفتمان صهیونیسم، دیگر هویت&zwnj;ها و خرده&zwnj;فرهنگ&zwnj;ها را نادیده بگیرد. در مقابل این رویکرد، به&zwnj;ویژه میان پژوهشگران عرب، گفتمان رد جامعه پنداشتن رژیم صهیونیستی و عدم مشروعیت شکل&zwnj;گیری آن ایجاد شده است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب- رویکرد تاریخ&zwnj;نگاران جدید: این رویکرد بر نقش تاریخی صهیونیسم به&zwnj;عنوان سیاست دولت تأکید دارد. ایلان پایه و تام سیگف از جمله چهره&zwnj;های شاخص این رویکردند. این دیدگاه مطالعات خود را بر دولت سازی و حذف اجتماعی فلسطینیان تمرکز دارد. این رویکرد در مجموعه بررسی&zwnj;های گسترده تاریخ رسمی رژیم صهیونیستی که صهیونیسم پایه&zwnj;گذار آن بوده قرار می&zwnj;گیرد و به&zwnj;طور ویژه بر نقش صهیونیسم تمرکز دارد. لذا آنان جریان پسا صهیونیسم هم نامیده می&zwnj;شوند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ج- کثرت&zwnj;گرایی فرهنگی: آثار دانشگاهیان علوم سیاسی و جامعه&zwnj;شناسی بر واقعیت انشعاب و تقسیم&zwnj;بندی که پایه&zwnj;های ایجاد شکاف اجتماعی در عرصه سیاسی را تشکیل می&zwnj;دهند، تأکید دارد. سامی سموحا یکی از طرف داران مطرح رهیافت فرهنگی کثرت&zwnj;گرا در مطالعه وضعیت رژیم صهیونیستی، معتقد است که جامعه رژیم حداقل با چهار نوع شکاف اساسی مواجه است: شکاف طبقاتی، شکاف قومی بین عرب&zwnj;ها و یهودی&zwnj;ها، شکاف نژادی بین یهودیان اشکنازی (با ریشه&zwnj;های غربی) و یهودیان سفاردی (با ریشه&zwnj;های شرقی) و شکاف دینی بین اکثریت سکولار و جامعه یهودیان مذهبی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">هم&zwnj;چنین باروک کیمرلینگ از شکل&zwnj;گیری خرده&zwnj;فرهنگ&zwnj;ها در جامعه صهیونیستی به&zwnj;خصوص بعد از موج مهاجرت از روسیه و اتیوپی پس از سال 1990 سخن گفته و هفت جامعه شهروندی را برای رژیم صهیونیستی نام می&zwnj;برد: اشکنازی&zwnj;های سکولار، یهودیان صهیونیست مذهبی، یهودیان مذهبی سفاردیم، یهودیان مذهبی حریدی اشکنازی، مهاجران روس، مهاجران فالاشه و اعراب اسرائیلی<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span dir=\"LTR\">2- <\/span>شکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی<\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">نویسنده در جمع&zwnj;بندی، 4 نوع شکاف را در جامعه صهیونیستی مفروض می&zwnj;گیرد و در ادامه به بررسی آن&zwnj;ها می&zwnj;پردازد. چهار شکاف عبارت&zwnj;اند از: شکاف تاریخی و قومیتی بین اعراب و یهودیان، شکاف نژادی بین گروه&zwnj;های یهودی، شکاف دینی بین یهودیان و نهایتا شکاف طبقاتی در جامعه صهیونیستی<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">1-2- <\/span>شکاف قومیتی بین اعراب و یهودیان<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- بُعد هویت در شکاف قومی عربی- یهودی: این بعد ناشی از آگاهی به هویت قومی ایجاد شده است و موجب شکل گیری خطوط متمایزی میان اعراب و یهودیان در ویژگی&zwnj;های انتسابی و ارزشی شده است. هم&zwnj;چنین رابطه تاریخی بین دو گروه، بر اساس حافظه تاریخی تعارض&zwnj;آمیزی شکل&zwnj;گرفته که دو مجموعه قومی متعارض از آن برخاسته است. ضمن آنکه این شکاف ناشی از رفتار تبعیض&zwnj;آمیز رژیم صهیونیستی نسبت به اعراب اسرائیلی هم است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب- بُعد سازمانی و نهادی شکاف قومیتی: بعد سازمانی به معنی کشیده شدن عرصه شکاف و انشعاب اجتماعی به عرصه سیاسی و بسیج عمومی است. بروز شکاف قومی بین اعراب و یهودیان از خلال تفکیک نهادی بین مؤسسات بخش عربی و بخش یهودی در همه زمینه&zwnj;ها آشکار است. آلان دوتی در این&zwnj;باره معتقد است تمام نهادهایی که رژیم صهیونیستی از دوره قیمومیت به ارث برده است، نژادی است. این نهادها عبارت&zwnj;اند از: کنست که نهادی مخصوص یهودیان بود، آژانس یهود و سندیکای عمومی کارگران (هیستادروت) که مهم&zwnj;ترین سازمان اشتغال یهودیان مهاجر بود<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">2-2- <\/span>شکاف نژادی بین گروه&zwnj;های یهودی<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">شکاف نژادی در رژیم صهیونیستی را می&zwnj;توان بین چهار هویت برجسته یعنی نژاد سفاردیم، نژاد اشکنازی، نژاد یهودیان روسی و نژاد یهودیان اتیوپی جستجو کرد. انشعاب نژادی بین یهودیان ناشی از پراکندگی آنان در مناطق مختلف جهان است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">یهودیان جهان به مجموعه&zwnj;های گوناگونی تقسیم می&zwnj;شوند که از نظر زبان، فرهنگ و تمدن متفاوت&zwnj;اند. مهم&zwnj;ترین این تقسیم&zwnj;بندی&zwnj;ها، سفاردیم، اشکنازی است. واژه اشکناز، در زبان عبری اشاره به آلمان داشت و یهودیانی که بین قرن هفتم و هشتم از جنوب ایتالیا به آلمان مهاجرت نمودند، یهودیان اشکنازی نامیده شدند. این یهودیان در ادامه در شمال، میانه و شرق اروپا تا روسیه پخش شدند؛ اما سفاردیم در زبان عبری به اسپانیا اشاره دارد. این یهودیان بعدها در کشورهای حوزه دریای مدیترانه و آمریکای جنوبی پخش شدند. سفاردیم به یهودیانی که از مناطق عربی و اسلامی مانند ایران، کردستان و حتی یمن مهاجرت نمودند هم گفته می&zwnj;شود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این دو گروه بر سر زبان، شیوه عبادات و نماز، احوال شخصی، پوشش و تفسیرهای دینی در قالب &laquo;تلمود&raquo; تفاوت&zwnj;های زیادی دارند. اما اصل شکاف به نگاه برتری جویانه غربی&zwnj;ها نسبت به شرقی&zwnj;ها و تحقیر فرهنگشان باز می&zwnj;گردد<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">سیاست&zwnj;های تبعیض&zwnj;آمیز دولت رژیم صهیونیستی در بین یهودیان و مهاجران، یکی از علل شکاف اجتماعی است. به&zwnj;طور نمونه یهودیان شرقی به خود این&zwnj;گونه می&zwnj;نگرند که اعمال تحقیرآمیزی با آنان انجام شده است و فرهنگ آنان را پَست نامیده&zwnj;اند و با سیاست ادغام و ترکیب، فرهنگ اشکنازی بر آنان مسلط شده است. یهودیان شرقی در عرصه اجتماعی و سیاسی عقب مانده&zwnj;تر نسبت به اشکنازی&zwnj;ها بوده&zwnj;اند که ناشی از تبعیض سیاست&zwnj;های دولت&zwnj;هاست. هم&zwnj;چنین تبعیض نسبت به یهودیان روسی و فالاشه (عدم یهودی شناختن آنان از سوی نهادهای دینی رژیم) از دیگر شکاف&zwnj;های نژادی موجود در رژیم صهیونیستی است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این شکاف نژادی در حال نهادینه شدن است. این نهادینگی نتیجه اتخاذ سیاست&zwnj;های نابرابر در اعطای امتیازات مالی، شهرک&zwnj;سازی&zwnj;، و اسکان یهودیان در مناطق مسکونی و جغرافیایی است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">3-2- <\/span>شکاف دینی بین یهودیان<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این شکاف متفاوت از مدل شکاف دین و کلیسا در مسیحیت است، زیرا جدایی زیادی بین &zwnj;دین و دولت وجود ندارد و بسیاری از مظاهر و نمادهای دولت مرجع دینی یهود است. شکاف دینی یهودیان، میان سکولارها و مذهبی&zwnj;هاست. بر اساس این شکاف یهودیان صهیونیست به سه گروه تقسیم می&zwnj;شوند. گروه نخست مذهبی&zwnj;ها هستند که به آموزه&zwnj;های دینی شریعت یهود به&zwnj;طور منظم در تمام شئون زندگی پایبندند. رعایت احکام شنبه، اصل غذا خوردن، التزام به دعا و نماز و... بخشی از این آموزه&zwnj;هاست. گروه دوم که به سنت&zwnj;گرایان یا &laquo;مارسورتیم&raquo; مشهورند، تنها به آموزه&zwnj;های که جنبه اجتماعی دارد، پایبندند؛ مانند جشن اعیاد دینی، رعایت سنت ازدواج، خوردن غذاهای حلال و... گروه سوم آن&zwnj;هایی هستند که هیچ پایبندی&zwnj;ای به دین ندارد. این دسته مواضعشان نسبت به شریعت یهود از بی&zwnj;مبالاتی تا مخالفت متفاوت&zwnj;اند اما به صهیونیسم بسیار معتقداند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">در کل می&zwnj;توان، شکاف دینی بین یهودیان را به دو گروه کلی تقسیم نمود. دسته اول مذهبی&zwnj;هایی هستند که شامل دو گروه مذهبی&zwnj;های صهیونیست و مذهبی&zwnj;های حریدی می&zwnj;شوند. حریدی&zwnj;ها افراطی&zwnj;ترین افراد هستند. دسته دوم هم یهودیان سکولار هستند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">این دو شکاف سکولارها و مذهبیان را می&zwnj;توان مهم&zwnj;ترین شکاف در رژیم صهیونیستی دانست که موجب شده موضوعات چالش برانگیز زیادی برای این رژیم ایجاد نمایند. برخی از این چالش&zwnj;ها عبارت&zwnj;اند از<span dir=\"LTR\">:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">الف- مسئله قوانین دینی: این بحث از آن منظر اهمیت دارد که آیا رژیم باید دولت یهودی باشد یا دولت یهودیان. این بیانگر بحران هویت دولتی است که سخت می&zwnj;کوشد خود را یک دولت سکولار معرفی نماید و از سوی دیگر حاکی از اختلاف بین پایه&zwnj;های دولت و نقش عامل دین در آن است. بر این اساس، مشروعیت و اعتبار دولت و صهیونیسم در مقابل مشروعیت و میراث دینی یهود و اولویت یکی بر دیگری مطرح می&zwnj;شود<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ب- معافیت&zwnj;ها و امتیازات: احزاب دینی چه صهیونیست&zwnj;های مذهبی و چه احزاب حریدی، موفق شده&zwnj;اند با ائتلاف&zwnj;های دولتی، امتیازات زیادی را برای مذهبی&zwnj;ها بگیرند. مهم&zwnj;ترین این امتیازات شامل معافیت دانش آموزان مدارس دینی &laquo;یشیوا&raquo; و تمامی دختران مذهبی از خدمت سربازی است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;افزایش حمایت دولت از خانواده&zwnj;های پرجمعیت که میان مذهبی&zwnj;ها شایع است و افزایش کمک مالی به مدارس دینی و طلاب آن، از دیگر امتیازاتی است که بارها مورد اعتراض سکولارها بر اساس اصل برابری شهروندان قرار گرفته است و طی سال&zwnj;های اخیر این اعتراضات افزایش یافته است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ج- چه کسی یهودی است؟ این موضوع یکی از کشمکش&zwnj;های دینی، سیاسی و اجتماعی در رژیم صهیونیستی است که مسائل مختلفی چون به رسمیت شناختن یهودی بودن بسیاری از مهاجران، مسئله ازدواج مدنی و اعطای ملیت را تحت تأثیر قرار داده است<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;بر اساس قانون بازگشت، تمام یهودیانی که به سرزمین&zwnj;های اشغالی بازگردند باید تابعیت داده شود اما یهودیان مذهبی و حریدی&zwnj;ها شدیداً با این امر مخالف&zwnj;اند و برای کیستی یهود، شرایط خاصی را مطرح می&zwnj;نمایند. اما سکولارها معتقدند این سخت&zwnj;گیری&zwnj;ها تنها مانع بزرگی بر سر فراخوانی بسیاری از یهودیان دیگر در مهاجرت به سرزمین&zwnj;های اشغالی است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">د- سطح سازمانی شکاف: شکاف مذهبی-سکولار موجب شده است مذهبی&zwnj;ها یک شبکه&zwnj;ای از خدمات و محله&zwnj;های مستقل ایجاد نمایند. این شکاف، تمایز میان دو طیف را تحکیم کرده است. نظام آموزشی در رژیم صهیونیستی به دو قسمت تقسیم شده است. نخست نظام آموزشی دولتی جناح صهیونیسم دینی است و دوم نظام آموزشی مستقل حریدی&zwnj;هاست. حریدی&zwnj;ها در مدارس مخصوص خود، آیین&zwnj;های دینی و عبادات خود را دارند، اختلاط بین دو جنس مرد و زن منع شده است و اهمیت زیادی برای مسائل مدرن به&zwnj;خصوص در علوم اجتماعی و علوم سیاسی قائل نیستند. این مدارس ارزش بیشتری به شهرک&zwnj;نشینی می&zwnj;دهند. هم&zwnj;چنین این برخورد و تعارض، به نهادهای دولتی در سطح وزارتخانه&zwnj;ها هم کشیده شده است<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">هـ- ارزش&zwnj;ها: یکی دیگر از مظاهر شکاف مذهبی- سکولار بین یهودیان، در مجموعه ارزش&zwnj;ها قرار دارد. حریدی&zwnj;ها و مذهبی&zwnj;های تندرو ارزش&zwnj;های متفاوتی نسبت به سکولارها دنبال می&zwnj;نمایند. اهمیت به آموزه&zwnj;های تورات و تلمود، عدم تقدس لیبرالیسم و دموکراسی، احترام اندک به قانون اساسی و حامی سرسخت شهرک&zwnj;نشینان و تداوم گسترش آن، بخشی از آموزه&zwnj;های حریدی&zwnj;هاست که سکولارها با آن موافق نیستند و از آن فاصله دارند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong><span dir=\"LTR\">4-2- <\/span>شکاف طبقاتی در جامعه رژیم صهیونیستی<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">رژیم صهیونیستی برخی ویژگی&zwnj;های طبقاتی خاص خود را دارد. عملیات صنعتی سازی که در دهه سی میلادی در فلسطین آغاز شد، پس از ایجاد دولت جعلی، در دهه شصت رو به گسترش نهاد و تغییراتی اساسی را در ساختار طبقاتی ایجاد نمود. در این روند بخش کشاورزی متضرر شد و اقتصاد رژیم صهیونیستی پیشرفت بسیاری یافت؛ اما پس از امضای سازش&zwnj;های عربی-عبری در دهه 90، تولید ناخالص داخلی رژیم صهیونیستی نسبت به دهه هشتاد هشت برابر افزایش یافت. پایه&zwnj;های آماری نشان می&zwnj;دهد که انشعاب طبقاتی در جامعه یهودی با مؤسساتی که دوره مهاجرت و اسکان یهودیان ایجاد شدند در ارتباط است. زیرا پایه این مؤسسات، بر نابرابری فرصت&zwnj;ها برای مهاجران و ساکنان محلی استوار بود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">یفتاحئیل معتقد است سلسله مراتب مکانی در رژیم صهیونیستی وجود دارد که از توزیع نابرابر منابع در اثر گسترش جغرافیایی اسکان مهاجران ناشی شده است. این گسترش جغرافیایی با ایجاد سه نوع مجتمع یا مجموعه جمعیتی صورت گرفته است. نحست شهرها و شهرک&zwnj;هایی هستند با اکثریت یهودیان غربی و اشکنازی که به حکم اینکه گروه مسلط جامعه و مؤسس رژیم جعلی بودند، بر بهترین و با کیفیت&zwnj;ترین زمین&zwnj;ها و زیرساخت&zwnj;های اقتصادی و فرهنگی سلطه دارند. مجموعه دوم، در برگیرنده گروه مهاجران یهودی شرقی و گروه&zwnj;هایی است که به&zwnj;تازگی به سرزمین&zwnj;های اشغالی مهاجرت کرده&zwnj;اند، همانند بسیاری از یهودیان روس و دیگر جمهوری&zwnj;های شوروی سابق که نتوانستند به مراکز و شهرهای بزرگ بپیوندند. اتیوپی&zwnj;ها و اشکنازی&zwnj;ها جزو این مجموعه&zwnj;اند که در شهرک&zwnj;های مرزی یا حاشیه&zwnj;های شهرهای بزرگ اقامت دارند. مجموعه سوم شامل مناطقی می&zwnj;شود که اعراب اسرائیلی در آن زندگی می&zwnj;کنند. این مناطق بسیار از روند دولت سازی دورمانده&zwnj;اند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>جمع&zwnj;بندی<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">شکاف&zwnj;های اجتماعی در رژیم صهیونیستی دارای سطوح و ابعاد متفاوتی است و نهادهای سیاسی، در تعمیق برخی از این شکاف&zwnj;ها، مانند شکاف قومی و حفظ شکاف مذهبی- سکولار نقش آفرینند. می&zwnj;توان گفت 4 نوع شکاف در جامعه صهیونیستی وجود دارد. این چهار شکاف عبارت&zwnj;اند از: شکاف تاریخی و قومیتی بین اعراب و یهودیان، شکاف نژادی بین گروه&zwnj;های یهودی، شکاف دینی بین یهودیان و شکاف طبقاتی در جامعه صهیونیستی<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">شکاف&zwnj;هایی که در برخی موارد تشدیدکننده یکدیگر هم بوده&zwnj;اند و روند تقسیم&nbsp; جمعیتی رژیم صهیونیستی موجب شده است، تهدید شکاف&zwnj;ها افزایش یابد. به&zwnj;گونه&zwnj;ای که رئیس رژیم صهیونیستی به&zwnj;عنوان یکی از سخنرانان اصلی در کنفرانس مشهور هرتزلیا به وجود شکاف و تفرقه گسترده در جامعه این رژیم اذعان کرد که تهدیدی خاموش برای صهیونیست&zwnj;ها به شمار می&zwnj;آید<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;وی در این کنفرانس گفت: &laquo;در دهه نود قرن گذشته، جامعه اسرائیل متشکل از اکثریت بزرگ و اقلیت&zwnj;های کوچک بود. اکثریت بزرگ متعلق به صهیونیست&zwnj;ها بود که در کنار سه اقلیت صهیونیست&zwnj;های مذهبی، اقلیت عرب و اقلیت ارتدوکس افراطی (حریدی&zwnj;ها) جامعه اسرائیل را تشکیل می&zwnj;دادند. شاید هنوز بسیاری در جامعه اسرائیل، در رسانه&zwnj;ها و نظام سیاسی اسرائیل فکر می&zwnj;کنند جامعه اسرائیل همین شکل را دارد. اما از آن زمان تاکنون واقعیت به&zwnj;طور اساسی تغییر کرده است. هم&zwnj;اکنون کلاس اولی&zwnj;های ما شامل 38 درصد صهیونیست&zwnj;های سکولار، 15 درصد صهیونیست&zwnj;های ملی&zwnj;گرا و مذهبی، 25 درصد عرب و حدود 25 درصد نیز ارتدوکس افراطی(حریدی) هستند. در هر حال، روند تغییر بافت جمعیتی واقعیتی است که چهره جامعه اسرائیل را شکل می&zwnj;دهد. در چنین نظمی، دیگر هیچ گروهی اکثریت بالا را ندارد و دیگر اقلیت کوچک وجود ندارد . متأسفانه این شکاف&zwnj;ها در درون همه این بخش&zwnj;ها و در میان همه آن&zwnj;ها وجود دارد. ساختاری که از نظر بسیاری از ما نوعی تهدید از یک طرف برای ماهیت سکولار و لیبرال اسرائیل و از طرف دیگر برای جنبش صهیونیسم است<span dir=\"LTR\">&raquo;.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>* کارشناس اندیشکده راهبردی تبیین<\/strong><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><strong>انتهای پیام\/ <\/strong><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2019-07-09 11:21:23","content_date_event":"2019-07-09 11:21:23","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2019-07-09 11:34:45","content_date_register":"2019-07-09 11:34:45","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":103821,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":20,"eid":0,"attach_title":"گزارشی از کتاب «رژیم اسرائیل و گسست سیاسی- اجتماعی آن»\r\n\r\nمنشا و رابطه شکاف های سیاسی و اجتماعی در رژیم اشغالگر قدس\/ شکاف اجتماعی چگونه ایجاد می‌شود 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/201907\/456419_4197447516_106_150.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/201907\/456419_4197447516_213_300.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/201907\/456419_4197447516_284_400.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/201907\/456419_4197447516_300_423.jpg","900":".\/cache\/2\/attach\/201907\/456419_4197447516_300_423.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/201907\/456419_4197447516_300_423.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":4197447516,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/201907\/456419_4197447516.jpg","width":300,"height":423,"size":0}}}]}]]