[[{"content_id":203499,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"30بهمن 1357 سالروز قطع رابطه ایران با اسراییل","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) روز 30 بهمن 1357 وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با صدور اطلاعیه&rlm; ای، قطع رابطه ایران با رژیم صهیونیستی را اعلام کرد، در این اطلاعیه آمده بود:\r\n\r\n\t&quot;با الهام از انقلاب راستین مردم ایران چون قطع هر نوع رابطه و همکاری با دولت اسراییل و حمایت از خلق فلسطین یکی از اصول اساسی سیاست خارجی حکومت موقت انقلاب ایران است لذا به منظور پایان دادن به روابط آشکار و پنهانی و غیر&rlm;قانونی رژیم سابق با اسراییل، دیروز صبح تعداد 32 نفر از کارکنان دفتر آژانس یهود و هواپیمایی اسراییلی ال عال و دیگر کارشناسان اسراییلی از ایران اخراج شدند. در جهت اجرای دقیق این سیاست حکومت موقت انقلاب ایران، همچنین به کلیه کارمندان ایرانی نمایندگی رژیم سابق در اسراییل دستور داده شد در اولین فرصت و هر چه زود&rlm;تر خاک آن کشور را ترک کنند&quot;\r\n\t\r\n\tدر این روز همچنین ساختمان دفتر سابق نمایندگی رژیم صهیونیستی در تهران طی مراسمی به سازمان آزادی&rlm;بخش فلسطین تحویل شد. در این مراسم یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی&rlm;بخش فلسطین، سیداحمد خمینی و ابراهیم یزدی معاون نخست &rlm;وزیر در امور انقلاب و جمعی از همراهان یاسر عرفات و مردم تهران حضور داشتند. در همین روز یاسر عرفات، هانی الحسن را به عنوان سفیر فلسطین در تهران معرفی کرد.&rlm; این معرفی، در جمع برخی سفیران عربی و اسلامی در تهران و تعدادی از کارکنان وزارت امور خارجه کشورمان در محل ساختمان این وزارتخانه انجام شد.\r\n\t\r\n\tتا قبل از انقلاب اسلامی و سرنگونی حکومت پهلوی، ایران با اسراییل روابط سیاسی- دیپلماتیک داشت و نوعی همکاری البته بیشتر در زمینه&zwnj;های امنیتی و اقتصادی میان دو کشور ایجاد گردید. مناسبات شاه با اسراییل تا سرنگونی او هر چند به شکل مخفی اما مستحکم پا بر جا باقی ماند.\r\n\t\r\n\tاما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، خصومت آشکار به سبب روح آزادی خواهی انقلاب ایران و حمایت از حقوق از دست رفته فلسطینی ها، میان دو کشور آغاز گردید که همچنان ادامه دارد. جمهوری اسلامی ایران روابط خود را با اسراییل قطع و اعلام نمود این کشور غاصب و غیرمشروع بوده و باید از صفحه روزگار محو گردد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس اعتقاد به اینکه فلسطین توسط اسراییل به اشغال درآمده و حقوق آنان پایمال شده است، اسراییل خطر جدی برای کشورهای اسلامی منطقه و همچنین بقیه کشورهاست، و اسراییل رژیمی توسعه&zwnj;طلب بوده و به دنبال ایجاد اسراییل بزرگ از نیل تا فرات است، بنا گردید.\r\n\t\r\n\tاز سوی دیگر، آغاز روند مذاکرات صلح مادرید در سال 1370 ، امضای قرارداد صلح اسراییل و فلسطینی&zwnj;ها (موافقت&zwnj;نامه اسلو) در سال 1372 ، امضای قرارداد صلح میان اسراییل و اردن در سال 1373 ، سیاست خارجی ایران را با یک معضل جدی مواجه ساخت. تا این زمان به سبب وضعیت خصمانه میان اغلب کشورهای عربی و اسلامی از یک سو، و اسراییل از سوی&nbsp; دیگر، مخالفت ایران با اسراییل&nbsp; طبیعی می&zwnj;نمود و نه تنها پیامد&zwnj;های ملموس منفی نداشت، بلکه دارای برخی پیامدهای غیرملموس مثبت بود. اما شروع مذاکرات صلح و امضای قرارداد اسلو، جمهوری اسلامی ایران را با مشکلات عدیده&zwnj;ای مواجه ساخت. اهمیت این مسأله زمانی بیشتر مشخص می&zwnj;گردد که به این نکته توجه نماییم که یکی از دلایل مخالفت ایالات متحده با ایران، عدم پذیرش صلح خاورمیانه توسط این کشور بود.\r\n\t\r\n\tبه نظر می&zwnj;رسد در دوران حکومت پهلوی، ایران بی&zwnj;توجه به ارزش&zwnj;های اسلامی و انسانی (که مخالفت با اسراییل را ایجاب می&zwnj;نمود)، بیشتر بر اساس منافع رژیم شاه نه مردم به ایجاد و توسعه رابطه با اسراییل پرداخت. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تصمیم گیرندگان سیاست خارجی بر اساس معیارهای اسلامی و انسان&zwnj;دوستانه به مخالفت با اسراییل پرداختند. به دلیل آشکار بودن دشمنی اسراییل، غصب سرزمین فلسطین، مخالفت با کلیه قطعنامه&zwnj;های بین&zwnj;المللی، و نقض حقوق بشر، سیاست خارجی ایران مبنی بر مخالفت با وجود و مشروعیت اسراییل تداوم یافت.\r\n\t\r\n\t\r\n\tاز سال 1327 رفتار ایران درباره&zwnj; منازعه&zwnj; اعراب و اسراییل مبهم و دوپهلو بود؛ اما اسفند 1328ش، اسراییل را به صورت دوفاکتوی به رسمیت شناخت و به رفتار ابهام&zwnj;آمیز خود پایان داد.\r\n\t\r\n\tهرچند که روابط ایران با اسراییل و موضع این کشور در قبال منازعه&zwnj; اعراب و اسراییل از حالتی معمایی برخوردار بود، &quot;محمد ساعد مراغه&zwnj;ای&quot;، نخست وزیر وقت ایران، با انتشار بیانیه&zwnj;ای که در 23 اسفند 1328ش در رسانه&zwnj;های همگانی بازتاب یافت، شناسایی دوفاکتوی اسراییل را اعلام کرد. به محض انتشار این خبر از سوی ایران، کشورهای عربی در مقابل دولت ایران موضع&zwnj;گیری کردند. روزنامه&zwnj;های عربی محمد ساعد را متهم کردند که در ازای دریافت پول، دولت اسراییل را به رسمت شناخته و ممکن است قرارداد تجاری بین دو کشور منعقد شود و نفت ایران با کالاهای اسراییلی مبادله گردد.\r\n\t\r\n\tبدین سان ایران با شناسایی دوفاکتوی اسراییل در سال 1328به رفتار مبهم و دو پهلوی خود نسبت به اسراییل و مناقشه&zwnj; اعراب- اسراییل خاتمه داد و سرکنسولگری ایران در بیت&zwnj;المقدس مشغول به کار گردید؛ ولی بیش از یک سال بعد در زمان دولت دکتر مصدق به دلیل حرکت&zwnj;های ضداستعماری و حمایت از ناسیونالیسم عربی در ایران، اعتراضاتی از جانب نمایندگان مجلس به این امر صورت گرفت.\r\n\t\r\n\tدر 10 اردیبهشت 1329ش حاج آقا رضا رفیع که در آن هنگام رییس کمیته خارجی مجلس شورای ملی بود، اعلام کرد که شناسایی اسراییل منوط به تصویب مجلس است و بعید است که مجلس شورای ملی بر این تصمیم دولت صحه بگذارد. سپس علی اصغر حکمت، وزیر امورخارجه وقت، اظهار داشت که لازم است در شناسایی اسراییل تجدیدنظر گردد و این شناسایی لغو شود. در جلسه 19تیر 1330ش باقر کاظمی وزیر امورخارجه، در پاسخ سوال حاج آقا رضا رفیع درباره شناسایی اسراییل اظهار داشت:\r\n\t\r\n\tدولت ایران تصمیم خودش را اجرا کرد و سرکنسولگری را که در بیت&zwnj;المقدس دایر کرده بود منحل کرد و رسیدگی به کار آنجا را به عمان محول نمود. از این طرف هم دولت مصمم نیست راجع به شناسایی رسمی اسراییل اقدام دیگری بکند و نماینده ای هم از اسراییل قبول نکرده و نخواهد کرد.\r\n\t\r\n\tاین اقدام دولت مصدق بازتاب گسترده&zwnj;ای داشت و یکباره افکار عمومی جهان عرب را به نفع نهضت ملی ایران دگرگون ساخت. با سقوط دولت ملی دکترمصدق، متعاقب کودتای 28 مرداد 1332 و قدرت یابی مجدد محمدرضا شاه به تدریج مناسبات ایران و اسراییل برقرار و رو به گسترش نهاد. این روابط تا اوایل دهه&zwnj; 1340ش ادامه داشت و در این دوره فرایندی را آغاز کرد که می توان از آن به دوره&zwnj; تحکیم مناسبات دو کشور یاد کرد. روابط ایران و اسراییل حوزه&zwnj;های نظامی، اطلاعاتی و زمینه&zwnj;های دیگر را دربر می&zwnj;گرفت.\r\n\t\r\n\tمناسبات ایران و اسراییل در عرصه امنیتی و اقتصادی حائز اهمیت بود؛ در عرصه امنیتی هر دو دولت می&zwnj;توانستند با ایجاد نوعی اتحاد، دشمنان مشترکشان (اعراب و شوروی) را از ایجاد تهدیدی جدی دور نگه دارند. اسراییل با اتحاد با ایران، از یک&zwnj;سو می&zwnj;توانست از محاصره سیاسی منطقه&zwnj;ای خارج و با دیگر کشورها رابطه برقرار سازد؛ از سوی دیگر، کشورهای عربی را در محاصره کشورهای غیرعربی (نظیر ایران و ترکیه) قرار دهد. ایران نیز به سبب دشمنی اعراب (به ویژه مصر در دوران جمال عبدالناصر و عراق پس از کودتای 1958م) با حکومت شاه، می&zwnj;توانست با برقراری رابطه با دشمن اصلی کشورهای عربی، امنیت خویش را تضمین نماید. تصادفی نبود که در اواسط دهه 50 و اوایل دهه 60م در سایه بروز اختلاف میان شاه و جمال عبدالناصر، مناسبات ایران و اسراییل بیش از پیش تقویت گردید. این امر موجب شد برخی چنین تصور نمایند که ایران به شکل دو ژور[5] و کامل اسراییل را به رسمیت شناخته است. افزون بر این، شاه ایران از طریق همکاری&zwnj;های گسترده میان موساد و ساواک می توانست امنیت داخلی خویش را تضمین نماید.\r\n\t\r\n\tاز لحاظ اقتصادی نیز روابط دو کشور حائز اهمیت بود. ایران منبع اصلی صادرات نفت به اسراییل بود؛ به گونه&zwnj;ای که طی دو جنگ سالهای 1967 و 1973م، این کشور عمده&zwnj;ترین تأمین کننده نفت اسراییل بود. ایران در دوره&zwnj;ی پهلوی بیش از 90 درصد احتیاجات نفتی اسراییل را تأمین می&zwnj;کرد.\r\n\t\r\n\tایران همچنین در طرح&zwnj;های کشاورزی و صنعتی خویش از اسراییل استفاده می&zwnj;نمود. یکی از بزرگترین طرح&zwnj;های کشاورزی که اسراییلی&zwnj;ها نقش فعال در راه اندازی و اداره آن بر عهده داشتند، طرح کشت و صنعت قزوین بود. سرمایه داران اسراییلی همچنین در تعدادی از بانک&zwnj;های مختلط و شرکت&zwnj;های تولیدی و خدماتی ایران سرمایه&zwnj;گذاری کرده بودند.\r\n\t\r\n\t\r\n\tجمهوری اسلامی ایران در بدو تشکیل، خواستار نابودی اسراییل و تشکیل یک دولت فلسطینی در کل سرزمین فلسطین گردید. این هدف در واقع موجب می شد که جمهوری اسلامی ایران با کشورهای عربی خاورمیانه از لحاظ ضدیت با اسراییل در یک راستا قرار بگیرند. همچنین شعارهایی برای اقدام عملی بر ضد اسراییل صادر گردید و شعار آزادی قدس به شکل شعار محوری در سیاست خارجی ایران در آمد. در مجموع، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و به ویژه در مورد اسراییل، جدا از ملاحظات سرزمینی و با ملاحظات دینی، انقلابی و ایدئولوژیک طراحی گردید.\r\n\t\r\n\tیکی از نگرش های عمده جمهوری اسلامی ایران که شکل دهنده&zwnj;ی هویت آن بود، ضدیت با اسراییل بود. به عبارت دیگر، اسلامیت نظام اسلامی با ضدیت با اسراییل (و همچنین آمریکا) تعریف شده بود. رهبران انقلاب اسلامی مدعی بودند که اسراییل همراه با امپریالیسم بر ضد اسلام توطئه می نمایند، اسلامی که مظهرش جمهوری اسلامی ایران بود\r\n\t\r\n\tقطع رابطه ایران با اسراییل بلافاصله پس از بازگشت امام(ره) از پاریس به تهران، بازگشایی سفارت فلسطین در ایران، انتقاد شدید نسبت به قرارداد صلح کمپ دیوید میان مصر و اسراییل و قطع رابطه با کشور مصر، اعلام این&zwnj;که هدف اصلی ایران پس از شکست عراق، آزادسازی قدس است، مخالفت با هرگونه سازش میان اعراب و اسراییل و همچنین آرزوی نابودی اسراییل، همگی نشان دهنده تصوری است که جمهوری اسلامی ایران از خود و اقدامات &quot;مناسبی&quot; که باید انجام دهد، داشت.\r\n\t\r\n\tبه رغم سمت گیری مقابله جویانه و سازش ناپذیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که به هیچ وجه دولت اسراییل را به رسمیت نمی شناخت و خواستار نابودی آن بود، به نظر می رسد اسراییل در سال&zwnj;های اولیه پس از انقلاب اسلامی، مایل به قطع رابطه با ایران نبود.\r\n\t\r\n\tقطع کلیه روابط با اسراییل و انحلال سفارت آن در تهران و سپس اشغال سفارت آمریکا در تهران در 14فوریه1979 (25 بهمن 1357)، موجب شد که اسراییل احساس نماید که بازنده اصلی انقلاب اسلامی در ایران است و خطر انزوای آن در منطقه خاورمیانه افزایش یافته است (کشورهای عربی و ایران، در دشمنی با اسراییل در یک اردوگاه قرار گرفتند). در حالی که از سویی اسراییل به دنبال آن بود که به شکلی ارتباط مخفیانه با جمهوری اسلامی ایران برقرار نماید. برخی بر این باورند که در دهه1980م، گروهی در اسراییل به رهبری اسحاق رابین از برقراری مناسبات میان غرب به ویژه آمریکا و ایران حمایت به عمل می آوردند. بنی موریس تاریخدان برجسته اسراییلی این گروه را &quot;گروه فشار ایرانی&quot; نامیده است.\r\n\t\r\n\tشاید یکی از مهم ترین دغدغه اسراییلی ها پس از انقلاب اسلامی ایران که موجب می شد به دنبال برقراری روابط با این کشور باشند حضور نزدیک به هشتاد هزار یهودی در ایران بود. اما عوامل دیگری نیز در این امر دخیل بودند مانند این تصور اسرائیلی ها که حکومت جمهوری اسلامی در ایران دوام نیاورده و از بین خواهد رفت، از سوی دیگر اسراییل به سبب عدم موفقیت در برقراری ارتباط با جمهوری اسلامی ایران سعی کرد تا این کشور را در عرصه&nbsp; منطقه ای و بین&zwnj;المللی منزوی سازد. برخی بر این باورند که حمله عراق به ایران با تحریک اسراییلی ها صورت گرفته است. همچنین دشمنیهای مخفیانه دیگری نیز طی سالهای جنگ از سوی اسراییل نسبت به ایران صورت گرفت.\r\n\t\r\n\tفروپاشی شوروی و پایان نظام بین المللی دو قطبی، شرایط جدیدی را در خاورمیانه رقم زد. در محیط جدیدی که از سال 1991م در منطقه&nbsp; خاورمیانه پدید آمد، آغاز مذاکرات صلح از مهم ترین پیامدها بود. در مجموع آغاز فرایند صلح میان اعراب و اسراییل و احتمال موفقیت آن موجب شد تا نیاز سابق اسراییل به ایران در چارچوب دکترین پیرامونی بن گوریون در مواجهه با کشورهای عربی مرتفع گردد. بسیاری از دست اندرکاران اسراییلی بر این باور بودند که از آنجا که برقراری صلح با کشورهای عربی غیرممکن است در نتیجه اسراییل باید پیوندها و ارتباطاتش با ایران را ادامه دهد. اما مذاکرات صلح مادرید نشان داد که برقراری صلح با اعراب غیرممکن نیست. از این زمان است که اسراییل رویکرد جدیدی نسبت به جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نمود. جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم&zwnj;ترین تهدید برای اسراییل تلقی شده و خصومت با ایران به طور آشکار بیان گردید. سیاست خارجی اسراییل در این مقطع بر اساس در انزوا قرار دادن ایران (دقیقا در راستای سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران) قرار گرفت.\r\n\t\r\n\tاز سوی دیگر پیامد مستقیم فروپاشی شوروی و آغاز مذاکرات صلح خاورمیانه این بود که موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در خاورمیانه تضعیف نموده و این کشور را وادار ساخت تا سیاست خارجی خاورمیانه&zwnj;ای خود را از حالت تهاجمی به حالت تدافعی تغییر دهد. به عبارت دیگر آغاز مذاکرات صلح خاورمیانه به عنوان یکی از پیامدهای عمده&zwnj; فروپاشی شوروی در سال1991م به عنوان یک تحول بین المللی و افزون بر آن، پیامدهای پس از حادثه&nbsp; 11سپتامبر به عنوان یک حادثه آشوب ساز در نظام بین المللی، شرایط محیطی جدیدی را برای جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد که این کشور را مجبور ساخت تا در خاورمیانه سیاستی بیشتر تدافعی و تا حدی انفعالی را در پیش گیرد. جمهوری اسلامی ایران از یک سو مجبور شد تا نسبت به کشورهای عربی سیاستی بیشتر مسالمت جویانه در پیش گیرد. تلاش های ایران برای بهبود مناسبات خویش با کشورهای عربی در این مقطع قابل توجه است. از سوی دیگر، مخالفت با اسراییل و اقدام در جهت تضعیف آن باید به شیوه های جدید صورت می گرفت. هر چند ایران در ابتدا با فرایند صلح خاورمیانه به شکلی صریح مخالفت ورزید، اما بعدا اعلام کرد که به&zwnj;رغم باور ایران مبنی بر این که فرایند مذاکرات کنونی منجر به برقراری صلح عادلانه در منطقه نخواهد شد، اما بر سر راه مذاکرات صلح خاورمیانه مانعی ایجاد نمی کند.\r\n\t\r\n\t\r\n\tاسراییل پس از فروپاشی شوروی دریافت که باید به هر شکل ممکن ایران را منزوی گرداند تا بدین شکل بتواند امنیت خود را حفظ کند. امضای قرارداد صلح اسلو با فلسطینی ها در سال 1993م و سپس صلح با اردن در 1994م، تلاش اسراییل برای ورود به آسیای مرکزی و قفقاز، آغاز اتحاد استراتژیک میان اسراییل و ترکیه، ورود اسراییل به خلیج فارس به بهانه اجلاس اقتصادی خاورمیانه، و همچنین گسترش مناسبات اسراییل با چین و هندوستان، همگی در راستای محاصره ایران صورت می گرفت. از سوی دیگر اسراییلی&zwnj;ها با استفاده از لابی قدرتمند یهود در آمریکا سعی وافر داشتند تا از هرگونه بهبود روابط ایران و آمریکا جلوگیری به عمل آورده و بر عکس خصومت طرفین را افزایش دهند.\r\n\t\r\n\tمطابق دیدگاه اسراییل، ایران مهم&zwnj;ترین تهدید نسبت به امنیت اسراییل بوده و نگرانی عمده&zwnj;ای نسبت به دسترسی ایران به سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای، موشک های بالستیک و دیگر سلاح&zwnj;های کشتار جمعی ابراز می&zwnj;دارد. افزون بر این، این دیدگاه بر این باور است که در واقع ایران جنگ با اسراییل را از طریق حزب&zwnj;الله لبنان آغاز کرده است. همچنین ایران به عنوان حامی جهاد اسلامی و حماس در سرزمین های اشغالی نگرانی فزاینده&zwnj;ای را در تلآویو به وجود آورده است. این دیدگاه همچنین ابراز می دارد که به سبب این که دیگر عراق نمی&zwnj;تواند بازدارنده قدرت ایران باشد، اسراییل باید این نقش را به ویژه در راستای منافع آمریکا در خاورمیانه ایفا نماید.\r\n\t\r\n\tدر این بخش به دو دسته دلایل ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک (استراتژیک) خصومت ایران با اسراییل می پردازیم. بسیاری از صاحبنظران، مهم&zwnj;ترین دلیل برای به رسمیت نشناختن دولت اسراییل توسط جمهوری اسلامی ایران را دلیل ایدئولوژیک می&zwnj;دانند. بر اساس دلیل ایدئولوژیک، چنین استدلال می شود که بر همگان آشکار است اسراییل غاصب سرزمین فلسطین است و از هیچ گونه مشروعیتی برخوردار نیست. اسراییلی ها با هر وسیله ممکن به اشغال سرزمین فلسطین پرداخته و با کمک قدرت&zwnj;های بزرگ به تأسیس دولت اسراییل نائل آمدند. از زمان تأسیس این دولت تاکنون نیز، حقوق فلسطینی ها به انحاء مختلف نادیده انگاشته شده اسراییل بالاترین میزان نقض حقوق بین&zwnj;الملل در عرصه روابط بین&zwnj;الملل را داشته است. هزاران کتاب و مقاله و صدها کنفرانس و سمینار در مورد نقض حقوق بشر توسط اسراییلی ها به نگارش درآمده که البته جای باز تولید آنها در اینجا نیست. همه اینها موجب می&zwnj;شود هر انسان (با هر مذهب و نژاد و قومیت و ...)، به محکوم نمودن اسراییل به&zwnj;عنوان رژیم اشغال&zwnj;گر و غیرمشروع اقدام نماید.\r\n\t\r\n\tاز این&zwnj;رو، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حکومت دینی که خود را منادی و پاسدار اخلاق انسانی می&zwnj;داند، به قطع رابطه با اسراییل اقدام نمود و خواستار نابودی آن گردید. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی ایران و اسراییل دارای دو ماهیت متنافر بوده و امکان سازش میان آنها وجود ندارد.\r\n\t\r\n\tاما دلیل دوم موضع خصمانه جمهوری اسلامی ایران نسبت به اسراییل مربوط به مقاصد و اهداف سیاست خارجی اسراییل می&zwnj;باشد که مهم&zwnj;ترین خطر و تهدید برای کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله ایران است. همان گونه که بیان شد مهم ترین تهدید اسراییل نسبت به جمهوری اسلامی ایران تهدید ایدئولوژیک است، فراتر از تهدید ایدئولوژیک، اسراییل بزرگ&zwnj;ترین تهدید نظامی برای ایران در منطقه محسوب می شود. رهبران جمهوری اسلامی ایران دارای چنین تصوّری می&zwnj;باشند. برای نمونه، علی&zwnj;اکبر ولایتی وزیرخارجه سابق ایران، خطر و تهدید اسراییل نسبت به ایران در آینده را جدی&zwnj;تر تلقی کرده و آن را ناشی از حضور اسراییل در خلیج فارس، آسیای میانه و قفقاز و در نتیجه محاصره ایران می&zwnj;داند.\r\n\t\r\n\tحال با توجه به تهدیدهای جدی اسراییل نسبت به جمهوری اسلامی ایران، یک مسأله مهم، مقابله با این تهدیدها و چگونگی تأمین امنیت کشور است. برای این کار دو دیدگاه وجود دارد. بر اساس دیدگاه اول، برخی بر این باورند که ریشه همه تهدیدهای اسراییل نسبت به ایران با مشروعیت این کشور و همچنین سیاست&zwnj;های منطقه&zwnj;ای آن می&zwnj;باشد. در صورتی که جمهوری اسلامی ایران کاری به کیان اسراییل نداشته باشد، رژیم اسراییل نیز کاری به ایران نخواهد داشت. بر اساس این تحلیل، از یک سو برخی استدلال می کنند که این دو کشور از لحاظ جغرافیای از یکدیگر دور بوده و دارای تزاحم جدی منافع نیستند. در نتیجه، تنها راه تأمین امنیت ملی ایران این است که این کشور از مخالفت با مشروعیت اسراییل با ادعای مربوط به ضرورت نابودی آن دست بردارد.\r\n\t\r\n\tبدیهی است بر اساس ماهیت جمهوری اسلامی ایران چنین امری ممکن نیست. به عبارت دیگر، این دیدگاه بر این اساس قرار دارد که جمهوری اسلامی ایران از ماهیت خود تهی شود، زیرا عدم مخالفت با اسراییل (حتی اگر به رسمیت شناختن آن هم منجر نگردد) به معنای کوتاه آمدن از ذات جمهوری اسلامی ایران است. پس حامیان این دیدگاه به جای این&zwnj;که به ارائه راه حل بپردازند، به دنبال پاک کردن صورت مساله هستند. جمهوری اسلامی ایران دارای ارزش های مخصوص به خود است که باید برای گسترش آنها تلاش خود را به کار گیرد. منافع ملی ایران زمانی تامین می گردد که این ارزشها گسترش یابند و حتّی جهان شمول شوند.\r\n\t\r\n\tدیدگاه دوم مبتنی بر پذیرش واقعیت&zwnj;هاست، بدین معنا که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حکومت دینی در ایران، هم دارای هویت ارزشی و هم دارای هویت سرزمینی است و باید هر دو را توأمان حفظ نماید. حال با توجه به این ماهیت دو جنبه&zwnj;ای که جمهوری اسلامی ایران دارد، اسراییل در صدد نابودی آن است و مهم&zwnj;ترین تهدید امنیتی برای آن محسوب می&zwnj;گردد. از این&zwnj;رو جمهوری اسلامی ایران باید به مقابله با تهدیدهای اسراییل بپردازد.\r\n\r\n\t\r\n\tمنبع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی\r\n\t\r\n\t&nbsp;","content_html":"<p>\r\n\t<span style=\"font-family: tahoma,geneva,sans-serif;\"><span style=\"font-size: 16px;\">به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) روز 30 بهمن 1357 وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با صدور اطلاعیه&rlm; ای، قطع رابطه ایران با رژیم صهیونیستی را اعلام کرد، در این اطلاعیه آمده بود:<\/span><\/span><\/p>\r\n<p>\r\n\t<span style=\"font-family: tahoma,geneva,sans-serif;\"><span style=\"font-size: 16px;\">&quot;با الهام از انقلاب راستین مردم ایران چون قطع هر نوع رابطه و همکاری با دولت اسراییل و حمایت از خلق فلسطین یکی از اصول اساسی سیاست خارجی حکومت موقت انقلاب ایران است لذا به منظور پایان دادن به روابط آشکار و پنهانی و غیر&rlm;قانونی رژیم سابق با اسراییل، دیروز صبح تعداد 32 نفر از کارکنان دفتر آژانس یهود و هواپیمایی اسراییلی ال عال و دیگر کارشناسان اسراییلی از ایران اخراج شدند. در جهت اجرای دقیق این سیاست حکومت موقت انقلاب ایران، همچنین به کلیه کارمندان ایرانی نمایندگی رژیم سابق در اسراییل دستور داده شد در اولین فرصت و هر چه زود&rlm;تر خاک آن کشور را ترک کنند&quot;<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tدر این روز همچنین ساختمان دفتر سابق نمایندگی رژیم صهیونیستی در تهران طی مراسمی به سازمان آزادی&rlm;بخش فلسطین تحویل شد. در این مراسم یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی&rlm;بخش فلسطین، سیداحمد خمینی و ابراهیم یزدی معاون نخست &rlm;وزیر در امور انقلاب و جمعی از همراهان یاسر عرفات و مردم تهران حضور داشتند. در همین روز یاسر عرفات، هانی الحسن را به عنوان سفیر فلسطین در تهران معرفی کرد.&rlm; این معرفی، در جمع برخی سفیران عربی و اسلامی در تهران و تعدادی از کارکنان وزارت امور خارجه کشورمان در محل ساختمان این وزارتخانه انجام شد.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tتا قبل از انقلاب اسلامی و سرنگونی حکومت پهلوی، ایران با اسراییل روابط سیاسی- دیپلماتیک داشت و نوعی همکاری البته بیشتر در زمینه&zwnj;های امنیتی و اقتصادی میان دو کشور ایجاد گردید. مناسبات شاه با اسراییل تا سرنگونی او هر چند به شکل مخفی اما مستحکم پا بر جا باقی ماند.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، خصومت آشکار به سبب روح آزادی خواهی انقلاب ایران و حمایت از حقوق از دست رفته فلسطینی ها، میان دو کشور آغاز گردید که همچنان ادامه دارد. جمهوری اسلامی ایران روابط خود را با اسراییل قطع و اعلام نمود این کشور غاصب و غیرمشروع بوده و باید از صفحه روزگار محو گردد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس اعتقاد به اینکه فلسطین توسط اسراییل به اشغال درآمده و حقوق آنان پایمال شده است، اسراییل خطر جدی برای کشورهای اسلامی منطقه و همچنین بقیه کشورهاست، و اسراییل رژیمی توسعه&zwnj;طلب بوده و به دنبال ایجاد اسراییل بزرگ از نیل تا فرات است، بنا گردید.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاز سوی دیگر، آغاز روند مذاکرات صلح مادرید در سال 1370 ، امضای قرارداد صلح اسراییل و فلسطینی&zwnj;ها (موافقت&zwnj;نامه اسلو) در سال 1372 ، امضای قرارداد صلح میان اسراییل و اردن در سال 1373 ، سیاست خارجی ایران را با یک معضل جدی مواجه ساخت. تا این زمان به سبب وضعیت خصمانه میان اغلب کشورهای عربی و اسلامی از یک سو، و اسراییل از سوی&nbsp; دیگر، مخالفت ایران با اسراییل&nbsp; طبیعی می&zwnj;نمود و نه تنها پیامد&zwnj;های ملموس منفی نداشت، بلکه دارای برخی پیامدهای غیرملموس مثبت بود. اما شروع مذاکرات صلح و امضای قرارداد اسلو، جمهوری اسلامی ایران را با مشکلات عدیده&zwnj;ای مواجه ساخت. اهمیت این مسأله زمانی بیشتر مشخص می&zwnj;گردد که به این نکته توجه نماییم که یکی از دلایل مخالفت ایالات متحده با ایران، عدم پذیرش صلح خاورمیانه توسط این کشور بود.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tبه نظر می&zwnj;رسد در دوران حکومت پهلوی، ایران بی&zwnj;توجه به ارزش&zwnj;های اسلامی و انسانی (که مخالفت با اسراییل را ایجاب می&zwnj;نمود)، بیشتر بر اساس منافع رژیم شاه نه مردم به ایجاد و توسعه رابطه با اسراییل پرداخت. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تصمیم گیرندگان سیاست خارجی بر اساس معیارهای اسلامی و انسان&zwnj;دوستانه به مخالفت با اسراییل پرداختند. به دلیل آشکار بودن دشمنی اسراییل، غصب سرزمین فلسطین، مخالفت با کلیه قطعنامه&zwnj;های بین&zwnj;المللی، و نقض حقوق بشر، سیاست خارجی ایران مبنی بر مخالفت با وجود و مشروعیت اسراییل تداوم یافت.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاز سال 1327 رفتار ایران درباره&zwnj; منازعه&zwnj; اعراب و اسراییل مبهم و دوپهلو بود؛ اما اسفند 1328ش، اسراییل را به صورت دوفاکتوی به رسمیت شناخت و به رفتار ابهام&zwnj;آمیز خود پایان داد.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tهرچند که روابط ایران با اسراییل و موضع این کشور در قبال منازعه&zwnj; اعراب و اسراییل از حالتی معمایی برخوردار بود، &quot;محمد ساعد مراغه&zwnj;ای&quot;، نخست وزیر وقت ایران، با انتشار بیانیه&zwnj;ای که در 23 اسفند 1328ش در رسانه&zwnj;های همگانی بازتاب یافت، شناسایی دوفاکتوی اسراییل را اعلام کرد. به محض انتشار این خبر از سوی ایران، کشورهای عربی در مقابل دولت ایران موضع&zwnj;گیری کردند. روزنامه&zwnj;های عربی محمد ساعد را متهم کردند که در ازای دریافت پول، دولت اسراییل را به رسمت شناخته و ممکن است قرارداد تجاری بین دو کشور منعقد شود و نفت ایران با کالاهای اسراییلی مبادله گردد.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tبدین سان ایران با شناسایی دوفاکتوی اسراییل در سال 1328به رفتار مبهم و دو پهلوی خود نسبت به اسراییل و مناقشه&zwnj; اعراب- اسراییل خاتمه داد و سرکنسولگری ایران در بیت&zwnj;المقدس مشغول به کار گردید؛ ولی بیش از یک سال بعد در زمان دولت دکتر مصدق به دلیل حرکت&zwnj;های ضداستعماری و حمایت از ناسیونالیسم عربی در ایران، اعتراضاتی از جانب نمایندگان مجلس به این امر صورت گرفت.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tدر 10 اردیبهشت 1329ش حاج آقا رضا رفیع که در آن هنگام رییس کمیته خارجی مجلس شورای ملی بود، اعلام کرد که شناسایی اسراییل منوط به تصویب مجلس است و بعید است که مجلس شورای ملی بر این تصمیم دولت صحه بگذارد. سپس علی اصغر حکمت، وزیر امورخارجه وقت، اظهار داشت که لازم است در شناسایی اسراییل تجدیدنظر گردد و این شناسایی لغو شود. در جلسه 19تیر 1330ش باقر کاظمی وزیر امورخارجه، در پاسخ سوال حاج آقا رضا رفیع درباره شناسایی اسراییل اظهار داشت:<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tدولت ایران تصمیم خودش را اجرا کرد و سرکنسولگری را که در بیت&zwnj;المقدس دایر کرده بود منحل کرد و رسیدگی به کار آنجا را به عمان محول نمود. از این طرف هم دولت مصمم نیست راجع به شناسایی رسمی اسراییل اقدام دیگری بکند و نماینده ای هم از اسراییل قبول نکرده و نخواهد کرد.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاین اقدام دولت مصدق بازتاب گسترده&zwnj;ای داشت و یکباره افکار عمومی جهان عرب را به نفع نهضت ملی ایران دگرگون ساخت. با سقوط دولت ملی دکترمصدق، متعاقب کودتای 28 مرداد 1332 و قدرت یابی مجدد محمدرضا شاه به تدریج مناسبات ایران و اسراییل برقرار و رو به گسترش نهاد. این روابط تا اوایل دهه&zwnj; 1340ش ادامه داشت و در این دوره فرایندی را آغاز کرد که می توان از آن به دوره&zwnj; تحکیم مناسبات دو کشور یاد کرد. روابط ایران و اسراییل حوزه&zwnj;های نظامی، اطلاعاتی و زمینه&zwnj;های دیگر را دربر می&zwnj;گرفت.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tمناسبات ایران و اسراییل در عرصه امنیتی و اقتصادی حائز اهمیت بود؛ در عرصه امنیتی هر دو دولت می&zwnj;توانستند با ایجاد نوعی اتحاد، دشمنان مشترکشان (اعراب و شوروی) را از ایجاد تهدیدی جدی دور نگه دارند. اسراییل با اتحاد با ایران، از یک&zwnj;سو می&zwnj;توانست از محاصره سیاسی منطقه&zwnj;ای خارج و با دیگر کشورها رابطه برقرار سازد؛ از سوی دیگر، کشورهای عربی را در محاصره کشورهای غیرعربی (نظیر ایران و ترکیه) قرار دهد. ایران نیز به سبب دشمنی اعراب (به ویژه مصر در دوران جمال عبدالناصر و عراق پس از کودتای 1958م) با حکومت شاه، می&zwnj;توانست با برقراری رابطه با دشمن اصلی کشورهای عربی، امنیت خویش را تضمین نماید. تصادفی نبود که در اواسط دهه 50 و اوایل دهه 60م در سایه بروز اختلاف میان شاه و جمال عبدالناصر، مناسبات ایران و اسراییل بیش از پیش تقویت گردید. این امر موجب شد برخی چنین تصور نمایند که ایران به شکل دو ژور[5] و کامل اسراییل را به رسمیت شناخته است. افزون بر این، شاه ایران از طریق همکاری&zwnj;های گسترده میان موساد و ساواک می توانست امنیت داخلی خویش را تضمین نماید.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاز لحاظ اقتصادی نیز روابط دو کشور حائز اهمیت بود. ایران منبع اصلی صادرات نفت به اسراییل بود؛ به گونه&zwnj;ای که طی دو جنگ سالهای 1967 و 1973م، این کشور عمده&zwnj;ترین تأمین کننده نفت اسراییل بود. ایران در دوره&zwnj;ی پهلوی بیش از 90 درصد احتیاجات نفتی اسراییل را تأمین می&zwnj;کرد.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tایران همچنین در طرح&zwnj;های کشاورزی و صنعتی خویش از اسراییل استفاده می&zwnj;نمود. یکی از بزرگترین طرح&zwnj;های کشاورزی که اسراییلی&zwnj;ها نقش فعال در راه اندازی و اداره آن بر عهده داشتند، طرح کشت و صنعت قزوین بود. سرمایه داران اسراییلی همچنین در تعدادی از بانک&zwnj;های مختلط و شرکت&zwnj;های تولیدی و خدماتی ایران سرمایه&zwnj;گذاری کرده بودند.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tجمهوری اسلامی ایران در بدو تشکیل، خواستار نابودی اسراییل و تشکیل یک دولت فلسطینی در کل سرزمین فلسطین گردید. این هدف در واقع موجب می شد که جمهوری اسلامی ایران با کشورهای عربی خاورمیانه از لحاظ ضدیت با اسراییل در یک راستا قرار بگیرند. همچنین شعارهایی برای اقدام عملی بر ضد اسراییل صادر گردید و شعار آزادی قدس به شکل شعار محوری در سیاست خارجی ایران در آمد. در مجموع، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و به ویژه در مورد اسراییل، جدا از ملاحظات سرزمینی و با ملاحظات دینی، انقلابی و ایدئولوژیک طراحی گردید.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tیکی از نگرش های عمده جمهوری اسلامی ایران که شکل دهنده&zwnj;ی هویت آن بود، ضدیت با اسراییل بود. به عبارت دیگر، اسلامیت نظام اسلامی با ضدیت با اسراییل (و همچنین آمریکا) تعریف شده بود. رهبران انقلاب اسلامی مدعی بودند که اسراییل همراه با امپریالیسم بر ضد اسلام توطئه می نمایند، اسلامی که مظهرش جمهوری اسلامی ایران بود<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tقطع رابطه ایران با اسراییل بلافاصله پس از بازگشت امام(ره) از پاریس به تهران، بازگشایی سفارت فلسطین در ایران، انتقاد شدید نسبت به قرارداد صلح کمپ دیوید میان مصر و اسراییل و قطع رابطه با کشور مصر، اعلام این&zwnj;که هدف اصلی ایران پس از شکست عراق، آزادسازی قدس است، مخالفت با هرگونه سازش میان اعراب و اسراییل و همچنین آرزوی نابودی اسراییل، همگی نشان دهنده تصوری است که جمهوری اسلامی ایران از خود و اقدامات &quot;مناسبی&quot; که باید انجام دهد، داشت.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tبه رغم سمت گیری مقابله جویانه و سازش ناپذیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که به هیچ وجه دولت اسراییل را به رسمیت نمی شناخت و خواستار نابودی آن بود، به نظر می رسد اسراییل در سال&zwnj;های اولیه پس از انقلاب اسلامی، مایل به قطع رابطه با ایران نبود.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tقطع کلیه روابط با اسراییل و انحلال سفارت آن در تهران و سپس اشغال سفارت آمریکا در تهران در 14فوریه1979 (25 بهمن 1357)، موجب شد که اسراییل احساس نماید که بازنده اصلی انقلاب اسلامی در ایران است و خطر انزوای آن در منطقه خاورمیانه افزایش یافته است (کشورهای عربی و ایران، در دشمنی با اسراییل در یک اردوگاه قرار گرفتند). در حالی که از سویی اسراییل به دنبال آن بود که به شکلی ارتباط مخفیانه با جمهوری اسلامی ایران برقرار نماید. برخی بر این باورند که در دهه1980م، گروهی در اسراییل به رهبری اسحاق رابین از برقراری مناسبات میان غرب به ویژه آمریکا و ایران حمایت به عمل می آوردند. بنی موریس تاریخدان برجسته اسراییلی این گروه را &quot;گروه فشار ایرانی&quot; نامیده است.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tشاید یکی از مهم ترین دغدغه اسراییلی ها پس از انقلاب اسلامی ایران که موجب می شد به دنبال برقراری روابط با این کشور باشند حضور نزدیک به هشتاد هزار یهودی در ایران بود. اما عوامل دیگری نیز در این امر دخیل بودند مانند این تصور اسرائیلی ها که حکومت جمهوری اسلامی در ایران دوام نیاورده و از بین خواهد رفت، از سوی دیگر اسراییل به سبب عدم موفقیت در برقراری ارتباط با جمهوری اسلامی ایران سعی کرد تا این کشور را در عرصه&nbsp; منطقه ای و بین&zwnj;المللی منزوی سازد. برخی بر این باورند که حمله عراق به ایران با تحریک اسراییلی ها صورت گرفته است. همچنین دشمنیهای مخفیانه دیگری نیز طی سالهای جنگ از سوی اسراییل نسبت به ایران صورت گرفت.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tفروپاشی شوروی و پایان نظام بین المللی دو قطبی، شرایط جدیدی را در خاورمیانه رقم زد. در محیط جدیدی که از سال 1991م در منطقه&nbsp; خاورمیانه پدید آمد، آغاز مذاکرات صلح از مهم ترین پیامدها بود. در مجموع آغاز فرایند صلح میان اعراب و اسراییل و احتمال موفقیت آن موجب شد تا نیاز سابق اسراییل به ایران در چارچوب دکترین پیرامونی بن گوریون در مواجهه با کشورهای عربی مرتفع گردد. بسیاری از دست اندرکاران اسراییلی بر این باور بودند که از آنجا که برقراری صلح با کشورهای عربی غیرممکن است در نتیجه اسراییل باید پیوندها و ارتباطاتش با ایران را ادامه دهد. اما مذاکرات صلح مادرید نشان داد که برقراری صلح با اعراب غیرممکن نیست. از این زمان است که اسراییل رویکرد جدیدی نسبت به جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نمود. جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم&zwnj;ترین تهدید برای اسراییل تلقی شده و خصومت با ایران به طور آشکار بیان گردید. سیاست خارجی اسراییل در این مقطع بر اساس در انزوا قرار دادن ایران (دقیقا در راستای سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران) قرار گرفت.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاز سوی دیگر پیامد مستقیم فروپاشی شوروی و آغاز مذاکرات صلح خاورمیانه این بود که موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در خاورمیانه تضعیف نموده و این کشور را وادار ساخت تا سیاست خارجی خاورمیانه&zwnj;ای خود را از حالت تهاجمی به حالت تدافعی تغییر دهد. به عبارت دیگر آغاز مذاکرات صلح خاورمیانه به عنوان یکی از پیامدهای عمده&zwnj; فروپاشی شوروی در سال1991م به عنوان یک تحول بین المللی و افزون بر آن، پیامدهای پس از حادثه&nbsp; 11سپتامبر به عنوان یک حادثه آشوب ساز در نظام بین المللی، شرایط محیطی جدیدی را برای جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد که این کشور را مجبور ساخت تا در خاورمیانه سیاستی بیشتر تدافعی و تا حدی انفعالی را در پیش گیرد. جمهوری اسلامی ایران از یک سو مجبور شد تا نسبت به کشورهای عربی سیاستی بیشتر مسالمت جویانه در پیش گیرد. تلاش های ایران برای بهبود مناسبات خویش با کشورهای عربی در این مقطع قابل توجه است. از سوی دیگر، مخالفت با اسراییل و اقدام در جهت تضعیف آن باید به شیوه های جدید صورت می گرفت. هر چند ایران در ابتدا با فرایند صلح خاورمیانه به شکلی صریح مخالفت ورزید، اما بعدا اعلام کرد که به&zwnj;رغم باور ایران مبنی بر این که فرایند مذاکرات کنونی منجر به برقراری صلح عادلانه در منطقه نخواهد شد، اما بر سر راه مذاکرات صلح خاورمیانه مانعی ایجاد نمی کند.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاسراییل پس از فروپاشی شوروی دریافت که باید به هر شکل ممکن ایران را منزوی گرداند تا بدین شکل بتواند امنیت خود را حفظ کند. امضای قرارداد صلح اسلو با فلسطینی ها در سال 1993م و سپس صلح با اردن در 1994م، تلاش اسراییل برای ورود به آسیای مرکزی و قفقاز، آغاز اتحاد استراتژیک میان اسراییل و ترکیه، ورود اسراییل به خلیج فارس به بهانه اجلاس اقتصادی خاورمیانه، و همچنین گسترش مناسبات اسراییل با چین و هندوستان، همگی در راستای محاصره ایران صورت می گرفت. از سوی دیگر اسراییلی&zwnj;ها با استفاده از لابی قدرتمند یهود در آمریکا سعی وافر داشتند تا از هرگونه بهبود روابط ایران و آمریکا جلوگیری به عمل آورده و بر عکس خصومت طرفین را افزایش دهند.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tمطابق دیدگاه اسراییل، ایران مهم&zwnj;ترین تهدید نسبت به امنیت اسراییل بوده و نگرانی عمده&zwnj;ای نسبت به دسترسی ایران به سلاح&zwnj;های هسته&zwnj;ای، موشک های بالستیک و دیگر سلاح&zwnj;های کشتار جمعی ابراز می&zwnj;دارد. افزون بر این، این دیدگاه بر این باور است که در واقع ایران جنگ با اسراییل را از طریق حزب&zwnj;الله لبنان آغاز کرده است. همچنین ایران به عنوان حامی جهاد اسلامی و حماس در سرزمین های اشغالی نگرانی فزاینده&zwnj;ای را در تلآویو به وجود آورده است. این دیدگاه همچنین ابراز می دارد که به سبب این که دیگر عراق نمی&zwnj;تواند بازدارنده قدرت ایران باشد، اسراییل باید این نقش را به ویژه در راستای منافع آمریکا در خاورمیانه ایفا نماید.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tدر این بخش به دو دسته دلایل ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک (استراتژیک) خصومت ایران با اسراییل می پردازیم. بسیاری از صاحبنظران، مهم&zwnj;ترین دلیل برای به رسمیت نشناختن دولت اسراییل توسط جمهوری اسلامی ایران را دلیل ایدئولوژیک می&zwnj;دانند. بر اساس دلیل ایدئولوژیک، چنین استدلال می شود که بر همگان آشکار است اسراییل غاصب سرزمین فلسطین است و از هیچ گونه مشروعیتی برخوردار نیست. اسراییلی ها با هر وسیله ممکن به اشغال سرزمین فلسطین پرداخته و با کمک قدرت&zwnj;های بزرگ به تأسیس دولت اسراییل نائل آمدند. از زمان تأسیس این دولت تاکنون نیز، حقوق فلسطینی ها به انحاء مختلف نادیده انگاشته شده اسراییل بالاترین میزان نقض حقوق بین&zwnj;الملل در عرصه روابط بین&zwnj;الملل را داشته است. هزاران کتاب و مقاله و صدها کنفرانس و سمینار در مورد نقض حقوق بشر توسط اسراییلی ها به نگارش درآمده که البته جای باز تولید آنها در اینجا نیست. همه اینها موجب می&zwnj;شود هر انسان (با هر مذهب و نژاد و قومیت و ...)، به محکوم نمودن اسراییل به&zwnj;عنوان رژیم اشغال&zwnj;گر و غیرمشروع اقدام نماید.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاز این&zwnj;رو، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حکومت دینی که خود را منادی و پاسدار اخلاق انسانی می&zwnj;داند، به قطع رابطه با اسراییل اقدام نمود و خواستار نابودی آن گردید. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی ایران و اسراییل دارای دو ماهیت متنافر بوده و امکان سازش میان آنها وجود ندارد.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tاما دلیل دوم موضع خصمانه جمهوری اسلامی ایران نسبت به اسراییل مربوط به مقاصد و اهداف سیاست خارجی اسراییل می&zwnj;باشد که مهم&zwnj;ترین خطر و تهدید برای کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله ایران است. همان گونه که بیان شد مهم ترین تهدید اسراییل نسبت به جمهوری اسلامی ایران تهدید ایدئولوژیک است، فراتر از تهدید ایدئولوژیک، اسراییل بزرگ&zwnj;ترین تهدید نظامی برای ایران در منطقه محسوب می شود. رهبران جمهوری اسلامی ایران دارای چنین تصوّری می&zwnj;باشند. برای نمونه، علی&zwnj;اکبر ولایتی وزیرخارجه سابق ایران، خطر و تهدید اسراییل نسبت به ایران در آینده را جدی&zwnj;تر تلقی کرده و آن را ناشی از حضور اسراییل در خلیج فارس، آسیای میانه و قفقاز و در نتیجه محاصره ایران می&zwnj;داند.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tحال با توجه به تهدیدهای جدی اسراییل نسبت به جمهوری اسلامی ایران، یک مسأله مهم، مقابله با این تهدیدها و چگونگی تأمین امنیت کشور است. برای این کار دو دیدگاه وجود دارد. بر اساس دیدگاه اول، برخی بر این باورند که ریشه همه تهدیدهای اسراییل نسبت به ایران با مشروعیت این کشور و همچنین سیاست&zwnj;های منطقه&zwnj;ای آن می&zwnj;باشد. در صورتی که جمهوری اسلامی ایران کاری به کیان اسراییل نداشته باشد، رژیم اسراییل نیز کاری به ایران نخواهد داشت. بر اساس این تحلیل، از یک سو برخی استدلال می کنند که این دو کشور از لحاظ جغرافیای از یکدیگر دور بوده و دارای تزاحم جدی منافع نیستند. در نتیجه، تنها راه تأمین امنیت ملی ایران این است که این کشور از مخالفت با مشروعیت اسراییل با ادعای مربوط به ضرورت نابودی آن دست بردارد.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tبدیهی است بر اساس ماهیت جمهوری اسلامی ایران چنین امری ممکن نیست. به عبارت دیگر، این دیدگاه بر این اساس قرار دارد که جمهوری اسلامی ایران از ماهیت خود تهی شود، زیرا عدم مخالفت با اسراییل (حتی اگر به رسمیت شناختن آن هم منجر نگردد) به معنای کوتاه آمدن از ذات جمهوری اسلامی ایران است. پس حامیان این دیدگاه به جای این&zwnj;که به ارائه راه حل بپردازند، به دنبال پاک کردن صورت مساله هستند. جمهوری اسلامی ایران دارای ارزش های مخصوص به خود است که باید برای گسترش آنها تلاش خود را به کار گیرد. منافع ملی ایران زمانی تامین می گردد که این ارزشها گسترش یابند و حتّی جهان شمول شوند.<br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\tدیدگاه دوم مبتنی بر پذیرش واقعیت&zwnj;هاست، بدین معنا که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک حکومت دینی در ایران، هم دارای هویت ارزشی و هم دارای هویت سرزمینی است و باید هر دو را توأمان حفظ نماید. حال با توجه به این ماهیت دو جنبه&zwnj;ای که جمهوری اسلامی ایران دارد، اسراییل در صدد نابودی آن است و مهم&zwnj;ترین تهدید امنیتی برای آن محسوب می&zwnj;گردد. از این&zwnj;رو جمهوری اسلامی ایران باید به مقابله با تهدیدهای اسراییل بپردازد.<\/span><\/span><\/p>\r\n<p>\r\n\t<br \/>\r\n\t<span style=\"font-family: tahoma,geneva,sans-serif;\"><span style=\"font-size: 16px;\">منبع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی<\/span><\/span><br \/>\r\n\t<br \/>\r\n\t&nbsp;<\/p>","content_source":null,"content_url":null,"content_date_start":"2015-02-18 10:19:03","content_date_event":"2015-02-18 10:19:03","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"0000-00-00 00:00:00","content_date_register":"2015-02-18 10:19:03","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":1,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":0,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":1,"eid":0,"attach_title":"30بهمن 1357 سالروز قطع رابطه ایران با اسراییل","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_150_96.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_300_192.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg","600":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg","900":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3169741058,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058.jpg","width":390,"height":250,"size":0}}}],"images":[{"id":304792,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_150_96.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_300_192.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg","600":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg","900":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304792_3169741058_390_250.jpg"},"file_size":70924,"width":390,"height":250,"show_title":1,"title":"30بهمن 1357 سالروز قطع رابطه ایران با اسراییل","priority":0},{"id":304793,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/2\/attach\/201502\/304793_1506182664.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304793_1506182664_150_96.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304793_1506182664_300_192.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304793_1506182664_390_250.jpg","600":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304793_1506182664_390_250.jpg","900":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304793_1506182664_390_250.jpg","1200":".\/cache\/2\/attach\/201502\/304793_1506182664_390_250.jpg"},"file_size":70924,"width":390,"height":250,"show_title":1,"title":"30بهمن 1357 سالروز قطع رابطه ایران با اسراییل","priority":1}]}]]