[[{"content_id":173118,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"فروش زمین فلسطینیان واقعیت یا شایعه 2 (عهد عثمانی)","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"در اواخر قرن نوزدهم مهاجرت یهودیان به فلسطین ابعاد گسترده تری به خود گرفت . یهودیان و صهیونیستها ی غیر یهودی ، یهودیان سایر نقاط جهان را به مهاجرت به فلسطین ترغیب می کردند . این تلاشها از قرن شانزدهم میلادی شروع شد تا این که در آغاز سال 1621 م. هنری فنش از وکلای انگلیسی نوشته ای تحت عنوان &quot;رستاخیز بزرگ جهانی و فراخوان یهود&quot; منتشر شاخت و در آن از یهودیان خواست به فلسطین کوچ کنند . از سوی دیگر دانشمندان مسیحی مانند اسحاق نیوتن (1643-1727) ، ژان ژاک روسو (1712-1778) ، بریستلی (1804- 1733) ، شاوسبری و لورنس اولیونت نیز در این باره مطالب نوشتند و یهودیان را به مهاجرت به فلسطین تشویق کردند .\r\nهمچنین شخصیتهای یهودی مانند شبتای بن زفی ، یهودا اقالی ، و مزیس هس و غیره به این جمع پیوستند و یهودیان را به مهاجرت به فلسطین فراخواندند . اما با این وجود ، سفر یهودیان به فلسطین همچنان به خاطر احساسات و عواطف دینی آن ها برای زیارت اماکن متبرکه و یا اقامت در مجاورت آن ها و تاسیس نهادهای خیریه بود و شکل سازمان یافته و در قالب برنامه سیاسی آشکاری صورت نمی گرفت . جمعیت یهودیان در فلسطین در سال 1799.م تنها حدود پنج هزار نفر بود و این تعداد هم مالک درصد خیلی کمی از زمینهای فلسطین بودند . \r\nنوع اراضی در فلسطین در دوران امپراطوری عثمانی \r\nدولت عثمانی طی چند سال ، قوانین مختلفی را به تصویب رساند که به شرح ذیل است : 1- قانون اراضی در سال 1858 .م و به نبال آن تصویب تبصره های الحاقی این قانون \r\n2- تبصره های مربوط به ثبت املاک در سال 1859.م و نظام تابو در همین سال . \r\n3- الحاقیه نظام تابو در سال 1867.م\r\n5- قانون تملک اراضی توسط خارجیان در سال 1896.م \r\nبه موجب این قانون اراضی دولت عثمانی به پنج بخش تقسیم شد : \r\n1- اراضی ملکی (شخصی)\r\nاین زمینهای ملک شخصی افراد بود و صاحب آن می توانست هر گونه دخل و تصرفی در آنها داشته باشد ، آنها را بفروشد یا رهن دهد و یا به دیگری وصیت کند . این زمینها&nbsp; به دنبال فوت صاحبش به ورثه او منتقل می شد و جز در یک حالت آنهم هنگامی که صاحب زمین ورثه نداشته باشد به بیت المال داده می شد .\r\n2- اراضی دولتی \r\nاین زمینها جزو بیت المال بود و مراتع ، جنگلها و رودخانه ها را شامل می شد. در زمان دولت عثمانی کسی غیر از دولت حق دخل و تصرف در این زمینها را نداشت . دولت به موجب قانون حق &quot;تابو&quot; می توانست این زمینها را بفروشد . &quot; قانون اراضی &quot;&nbsp; چگونگی تصرف در اراضی دولتی را مشخص کرده و فورش همه زمینهای روستا و یا قصبه به یک گروه یا افراد خارج از روستا را ممنوع کرده و تنها این زمینها به اهالی محل ان هم به صورت فردی و نه دسته جمعی واگذار و سند تابو به افراد داده می شد . در این اسناد چگونگی دخل و تصرف در این زمین ها مشخص شده بود و شخصی که زمین دولتی به او داده می شد می توانست هر نوع محصول کشاورزی را در آن بکارد ، اما از کشت درختان انگور و میوه منع می شد و بدون اجازه دولت نمی توانست آن را هبه یا وقف کند . همچنین در قانون زمینهای دولتی بندهایی در خصوص جلوگیری از کوتاهی شخص در نگهداری این زمینها آمده بود و در صورتی که فرد مالیات این زمینها&nbsp; را پرداخت نمی کرد حق تصرف وی در آن لغو می شد و به مدت 3 سال متوالی نمی توانست در آن کشاورزی کند . \r\n3- اراضی موقوفه (وقفی) \r\nبیشتر زمینهای وقفی در دروان امپراطوری عثمانی مربوط به قرن شانزدهم و زمان حکمرانی سلطان سلیمان قانونی است . این زمینها ابتدا از زمینهای دولتی که سلاطین عثمانی وقف کرده بودند و زمینهای وقفی برخی کشاورزان به خصوص به دنبال صدور قوانین جدید برای فرار ازمالیات وقف کرده بودند ، تشکیل می شد . اداره زمین های وقفی در دو قرن هفدهم و هجدهم تحت تاثیر فساد ادارای دستگاههای دولتی به خصوص اداره اوقاف به علت قرا گرفتن افراد نا لایق در راس این اداره قرار داشت . دولت پس از این که مستقیما مسئولیت&nbsp; زمینهای وقفی را بر عهده گرفت ، تلاش نمود تا جلو این نا بسامانی و فساد را بگیرد ، اما با این وجود فساد دستگاههای دولتی ادامه یافت و به دنبال کوتاهی و سهل انگاری دست اندکاران امر اوقاف تدابیر و تصمیمات حکومت در این باره عملی نشد . \r\n4- اراضی عام المنفعه \r\nاین زمینها عبارت بودند از زمینهای که&nbsp; عموم مردم و اهالی روستا یا مجموعه روستاهای یک منطقه از آن ها استفاده می کردند و بر اساس قانون زمینهای دولت عثمانی به دوبخش تقسیم می شدند : 1- زمینهای عام المنفعه مانند جاده ها ، بازارها ، میادین ، دریاها ، دریاچه ها ، رودخانه ها ، چشمه ها ، مجاری آب های دره ها و غیره \r\n2- زمین های عام المنفعه ای که اهالی یک روستا ، یا قصبه و یا چند روستا و قصبه&nbsp; از آن ها استفاده می کردند . از جمله مرتع ، دشت ها ، و جنگل ها ، قانون اراضی چگونگی استفاده از این زمینها را مشخص کرده و بر اساس آن کسی حق احداث ساختمان ، کاشت درخت در اماکن عمومی را نداشت و هرگونه تصرف در این زمینهای تصرف در ملک غیر قلمداد و مطابق قانون با آن برخورد می شد . \r\n&nbsp;5- اراضی اموات\r\nزمینهای خالی ازسکنه و دست نخورده و دور از آبادانی را اراضی اموات می نامند . کسی که از این زمینها&nbsp; استفاده نمی کند و از آن اهالی روستاها و قصبات هم نیست . همچنین کسی برای گرفتن سند تابو برای بهره برداری از این زمینها مانند آنچه برای زمینهای کوهستانی اتفاق افتاد اقدام نمی کرد . بنا به قوانین عثمانی این اراضی به زمینهایی اطلاق می شد که یک مایل و یا نیم ساعت پیاده روی از مناطق آباد و عمرانی دور بودند . قانون اراضی عثمانی به مردم این اجازه را می داد که این زمینها را احیا کنند ، البته به این شرط&nbsp; که احیای آنها سه سال بیش تر طول نکشد و در صورتی که در طول این مدت اصلاح نمی شد و آماده بهره برداری نبود ، به فرد دیگری واگذار می شد . اما اگر شخصی یک زمین اموات را به اذن حکومت احیا می کرد ، می بایست هزینه سند تا بو را پرداخت می نمود . \r\nادامه دارد","content_html":"<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">در اواخر قرن نوزدهم مهاجرت یهودیان به فلسطین ابعاد گسترده تری به خود گرفت . یهودیان و صهیونیستها ی غیر یهودی ، یهودیان سایر نقاط جهان را به مهاجرت به فلسطین ترغیب می کردند . این تلاشها از قرن شانزدهم میلادی شروع شد تا این که در آغاز سال 1621 م. هنری فنش از وکلای انگلیسی نوشته ای تحت عنوان &quot;رستاخیز بزرگ جهانی و فراخوان یهود&quot; منتشر شاخت و در آن از یهودیان خواست به فلسطین کوچ کنند . از سوی دیگر دانشمندان مسیحی مانند اسحاق نیوتن (1643-1727) ، ژان ژاک روسو (1712-1778) ، بریستلی (1804- 1733) ، شاوسبری و لورنس اولیونت نیز در این باره مطالب نوشتند و یهودیان را به مهاجرت به فلسطین تشویق کردند .<\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">همچنین شخصیتهای یهودی مانند شبتای بن زفی ، یهودا اقالی ، و مزیس هس و غیره به این جمع پیوستند و یهودیان را به مهاجرت به فلسطین فراخواندند . اما با این وجود ، سفر یهودیان به فلسطین همچنان به خاطر احساسات و عواطف دینی آن ها برای زیارت اماکن متبرکه و یا اقامت در مجاورت آن ها و تاسیس نهادهای خیریه بود و شکل سازمان یافته و در قالب برنامه سیاسی آشکاری صورت نمی گرفت . جمعیت یهودیان در فلسطین در سال 1799.م تنها حدود پنج هزار نفر بود و این تعداد هم مالک درصد خیلی کمی از زمینهای فلسطین بودند . <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\"><strong>نوع اراضی در فلسطین در دوران امپراطوری عثمانی <\/strong><\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><br \/><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">دولت عثمانی طی چند سال ، قوانین مختلفی را به تصویب رساند که به شرح ذیل است : <br \/>1- قانون اراضی در سال 1858 .م و به نبال آن تصویب تبصره های الحاقی این قانون <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">2- تبصره های مربوط به ثبت املاک در سال 1859.م و نظام تابو در همین سال . <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">3- الحاقیه نظام تابو در سال 1867.م<\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">5- قانون تملک اراضی توسط خارجیان در سال 1896.م <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">به موجب این قانون اراضی دولت عثمانی به پنج بخش تقسیم شد : <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\"><strong>1- اراضی ملکی (شخصی)<\/strong><\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">این زمینهای ملک شخصی افراد بود و صاحب آن می توانست هر گونه دخل و تصرفی در آنها داشته باشد ، آنها را بفروشد یا رهن دهد و یا به دیگری وصیت کند . این زمینها&nbsp; به دنبال فوت صاحبش به ورثه او منتقل می شد و جز در یک حالت آنهم هنگامی که صاحب زمین ورثه نداشته باشد به بیت المال داده می شد .<\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><br \/><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\"><strong>2- اراضی دولتی <\/strong><\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">این زمینها جزو بیت المال بود و مراتع ، جنگلها و رودخانه ها را شامل می شد. در زمان دولت عثمانی کسی غیر از دولت حق دخل و تصرف در این زمینها را نداشت . دولت به موجب قانون حق &quot;تابو&quot; می توانست این زمینها را بفروشد . &quot; قانون اراضی &quot;&nbsp; چگونگی تصرف در اراضی دولتی را مشخص کرده و فورش همه زمینهای روستا و یا قصبه به یک گروه یا افراد خارج از روستا را ممنوع کرده و تنها این زمینها به اهالی محل ان هم به صورت فردی و نه دسته جمعی واگذار و سند تابو به افراد داده می شد . در این اسناد چگونگی دخل و تصرف در این زمین ها مشخص شده بود و شخصی که زمین دولتی به او داده می شد می توانست هر نوع محصول کشاورزی را در آن بکارد ، اما از کشت درختان انگور و میوه منع می شد و بدون اجازه دولت نمی توانست آن را هبه یا وقف کند . همچنین در قانون زمینهای دولتی بندهایی در خصوص جلوگیری از کوتاهی شخص در نگهداری این زمینها آمده بود و در صورتی که فرد مالیات این زمینها&nbsp; را پرداخت نمی کرد حق تصرف وی در آن لغو می شد و به مدت 3 سال متوالی نمی توانست در آن کشاورزی کند . <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\"><strong>3- اراضی موقوفه (وقفی) <\/strong><\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">بیشتر زمینهای وقفی در دروان امپراطوری عثمانی مربوط به قرن شانزدهم و زمان حکمرانی سلطان سلیمان قانونی است . <br \/>این زمینها ابتدا از زمینهای دولتی که سلاطین عثمانی وقف کرده بودند و زمینهای وقفی برخی کشاورزان به خصوص به دنبال صدور قوانین جدید برای فرار ازمالیات وقف کرده بودند ، تشکیل می شد . <br \/>اداره زمین های وقفی در دو قرن هفدهم و هجدهم تحت تاثیر فساد ادارای دستگاههای دولتی به خصوص اداره اوقاف به علت قرا گرفتن افراد نا لایق در راس این اداره قرار داشت . دولت پس از این که مستقیما مسئولیت&nbsp; زمینهای وقفی را بر عهده گرفت ، تلاش نمود تا جلو این نا بسامانی و فساد را بگیرد ، اما با این وجود فساد دستگاههای دولتی ادامه یافت و به دنبال کوتاهی و سهل انگاری دست اندکاران امر اوقاف تدابیر و تصمیمات حکومت در این باره عملی نشد . <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\"><strong>4- اراضی عام المنفعه <\/strong><\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">این زمینها عبارت بودند از زمینهای که&nbsp; عموم مردم و اهالی روستا یا مجموعه روستاهای یک منطقه از آن ها استفاده می کردند و بر اساس قانون زمینهای دولت عثمانی به دوبخش تقسیم می شدند : <br \/>1- زمینهای عام المنفعه مانند جاده ها ، بازارها ، میادین ، دریاها ، دریاچه ها ، رودخانه ها ، چشمه ها ، مجاری آب های دره ها و غیره <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">2- زمین های عام المنفعه ای که اهالی یک روستا ، یا قصبه و یا چند روستا و قصبه&nbsp; از آن ها استفاده می کردند . از جمله مرتع ، دشت ها ، و جنگل ها ، قانون اراضی چگونگی استفاده از این زمینها را مشخص کرده و بر اساس آن کسی حق احداث ساختمان ، کاشت درخت در اماکن عمومی را نداشت و هرگونه تصرف در این زمینهای تصرف در ملک غیر قلمداد و مطابق قانون با آن برخورد می شد . <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">&nbsp;<\/font><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\"><strong>5- اراضی اموات<\/strong><\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font color=\"#000000\" size=\"2\" face=\"Tahoma\">زمینهای خالی ازسکنه و دست نخورده و دور از آبادانی را اراضی اموات می نامند . کسی که از این زمینها&nbsp; استفاده نمی کند و از آن اهالی روستاها و قصبات هم نیست . همچنین کسی برای گرفتن سند تابو برای بهره برداری از این زمینها مانند آنچه برای زمینهای کوهستانی اتفاق افتاد اقدام نمی کرد . بنا به قوانین عثمانی این اراضی به زمینهایی اطلاق می شد که یک مایل و یا نیم ساعت پیاده روی از مناطق آباد و عمرانی دور بودند . <br \/>قانون اراضی عثمانی به مردم این اجازه را می داد که این زمینها را احیا کنند ، البته به این شرط&nbsp; که احیای آنها سه سال بیش تر طول نکشد و در صورتی که در طول این مدت اصلاح نمی شد و آماده بهره برداری نبود ، به فرد دیگری واگذار می شد . اما اگر شخصی یک زمین اموات را به اذن حکومت احیا می کرد ، می بایست هزینه سند تا بو را پرداخت می نمود . <\/font><\/p>\r\n<p align=\"justify\"><font size=\"2\" face=\"Tahoma\"><font color=\"#000000\">ادامه دارد <br \/><\/font><\/font><\/p>","content_source":null,"content_url":null,"content_date_start":"2010-11-29 13:56:00","content_date_event":"2010-11-29 13:56:00","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"0000-00-00 00:00:00","content_date_register":"2010-11-29 13:56:00","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":1,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":0,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":1,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":"file\/2\/attach\/197001\/attach.png","300":"file\/2\/attach\/197001\/attach.png","400":"file\/2\/attach\/197001\/attach.png","600":"file\/2\/attach\/197001\/attach.png","900":"file\/2\/attach\/197001\/attach.png","1200":"file\/2\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]