تغییر حاکمان در سرزمینهای اشغالی، پایان اشغالگری نیست/ مقاومت تا تحقق آزادی فلسطین ادامه دارد
واقعیت این است که اختلاف میان جناحهای چپ، راست و میانه رژیم صهیونیستی، لزوماً به معنای اختلاف بنیادین بر سر مسائل راهبردی، از جمله مسئله فلسطین، امنیت سرزمینهای اشغالی و مواجهه با نیروهای مقاومت در منطقه نیست.
خبرگزاری قدس (قدسنا)، امروز، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، سرزمینهای اشغالی شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی است؛ انتخاباتی که نتیجه آن میتواند معادلات سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی را تغییر دهد و سرنوشت سیاسی بنیامین نتانیاهو را تحت تأثیر قرار دهد. اما در ورای رقابت احزاب، وعدههای انتخاباتی و جدال بر سر قدرت، پرسشی اساسی برای فلسطین، لبنان، ایران و جبهه مقاومت مطرح است: آیا تغییر ترکیب سیاسی حاکمیت در سرزمینهای اشغالی میتواند به معنای تغییر راهبرد کلان این رژیم در برابر مقاومت باشد؟
پاسخ را باید نه صرفاً در شعارهای انتخاباتی، بلکه در تجربه تاریخی، ساختار قدرت و عملکرد جریانهای سیاسی رژیم صهیونیستی جستوجو کرد. واقعیت این است که اختلاف میان جناحهای چپ، راست و میانه در این رژیم، لزوماً به معنای اختلاف بنیادین بر سر مسائل راهبردی، از جمله مسئله فلسطین، امنیت سرزمینهای اشغالی و مواجهه با نیروهای مقاومت در منطقه نیست. ممکن است احزاب بر سر شیوه اداره جامعه، ترکیب ائتلافها، سیاستهای اقتصادی یا حتی نحوه مدیریت جنگ اختلاف داشته باشند، اما این اختلافها را نباید بهسادگی نشانه تغییر ماهیت سیاستهای کلان این رژیم تلقی کرد.
تجربه دهههای گذشته نشان داده است که سیاستهای رژیم صهیونیستی در قبال فلسطینیان را نمیتوان تنها به یک حزب یا یک نخستوزیر محدود کرد. شهرکسازی، محدودیتهای گسترده علیه فلسطینیان، محاصره غزه در دورههای مختلف و تداوم اشغالگری و پایمال کردن حقوق فلسطین، در دولتهای گوناگون و با ترکیبهای سیاسی متفاوت ادامه یافتهاند. شدت و شکل اجرای این سیاستها ممکن است تغییر کند، اما ریشههای اشغالگری همچنان پابرجاست. از همین رو، تقلیل مسئله به پیروزی یا شکست نتانیاهو، تصویری نادرست از واقعیت است.
در چنین شرایطی، برای جبهه مقاومت، مسئله اصلی نه نام فردی است که در دفتر نخستوزیری مستقر میشود و نه عنوان حزبی که بیشترین کرسیها را به دست میآورد.
در تحلیل انتخابات سرزمینهای اشغالی اهمیت ویژهای دارد: مسئله فلسطین صرفاً موضوع اختلاف میان احزاب نیست؛ مسئلهای ریشهدار است که با اشغال، آوارگی، حق تعیین سرنوشت و آینده یک ملت گره خورده است. تا زمانی که این واقعیتهای بنیادین یعنی ماهیت اشغالی رژیم که ریشه در اصول آن دارد وجود دارد، تغییر دولتها بهتنهایی قادر نخواهد بود جنگ های منطقه را پایان دهد.
از منظر جبهه مقاومت، انتخابات امروز را صرفا باید بخشی از تحولات سیاسی در داخل سرزمین های اشغالی دانست. مقاومت در این چارچوب، خود را متکی بر مسئلهای فراتر از اشخاص و دولتها تعریف میکند: مخالفت با اشغالگری و دفاع از حقوق ملت فلسطین. از همین منظر است که تا زمانی که اشغالگری و حیات منحوس رژیم صهیونیستی ادامه داشته باشد، هیچ نقطهی پایانی برای پایان جنگ و خونریزی در منطقه وجود نخواهد داشت.
در این میان، جبهه مقاومت بر این اصل تأکید دارد که تا زمانی که اشغالگری ادامه دارد، مسئله مقاومت نیز از میان نخواهد رفت. از این منظر، مقاومت نه محصول حضور یک نخستوزیر مشخص، بلکه پاسخی به واقعیتی سیاسی و تاریخی است که با اشغال سرزمین و انکار حقوق ملت فلسطین شکل گرفته است. تغییر دولتها ممکن است شکل رویارویی را تغییر دهد، اما تا زمانی که ریشههای منازعه پابرجاست، نمیتوان انتظار داشت صرف تغییر چهرههای سیاسی به پایان آن منجر شود.
در نگاه راهبردی جبهه مقاومت تا زمانی که مسئله اشغال و حقوق پایمالشده فلسطینیان حل نشود و رژیم منحوس صهیونیستی در منطقه حضور داشته باشد، منطقه روی آرامش را نخواهد دید و از این رو مقاومت در منطقه وجود خواهد داشت.
انتهای پیام/م.ت/