بولتن تحلیلی درباره آخرین تحولات فلسطین و جبهه مقاومت؛
از معادلات جدید مقاومت مردمی یمن در تعز تا تظاهرات گسترده ضد ترامپ در آمریکا
مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین در گزارشی تحولات یک هفته اخیر مساله فلسطین و کشورهای محور مقاومت را مورد بررسی قرار داد.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، مشروح گزارش هفتگی مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین درباره تحولات فلسطین و جبهه مقاومت به شرح زیر است؛
محور جنگ یمن: محاصره تعز و معادلات جدید
خلاصه خبر: انصارالله شهر تعز (سومین شهر یمن) را به محاصره کامل درآورده و به گروههای مسلح وفادار به سعودی ۴۸ ساعت مهلت خروج داده است. جنگندههای سعودی در بمباران خطوط درگیری، شمار زیادی از نیروهای خودی را به هلاکت رساندند. انصارالله متقابلاً مجتمع پتروشیمی جبیل و منطقه صنعتی آن در حاشیه خلیج فارس را هدف قرار داده و شهرهای ریاض، ینبع، جده، دمام، جیزان و عسیر را موشکباران کرده است. ریاض در تلاش برای جلب نیروی نظامی از مصر، پاکستان، ترکیه و سوریه است. انصارالله یک جنگنده تایفون و یک هلیکوپتر آپاچی را سرنگون کرده و درگیری در جبهه مأرب (شهر نفتی) آغاز شده است.
تحلیل کلان: سقوط تعز به معنای فروپاشی خطوط دفاعی سعودی در مرکز یمن و تهدید جدی برای امنیت مرزهای جنوبی عربستان است. نکته راهبردی، انتقال جنگ از مرحله «فرسایش» به مرحله «تصمیمسازی» است: انصارالله با ترکیب محاصره زمینی، حمله به زیرساختهای اقتصادی (جبیل) و موشکباران عمق عربستان، ابتکار عمل را بهطور کامل در دست گرفته است. بمباران نیروهای خودی توسط سعودی نشانه آشفتگی فرماندهی و فقدان اطلاعات میدانی دقیق است. تلاش برای جلب نیروی نظامی از کشورهای نامبرده نیز با موانع جدی (مخالفت داخلی مصر، درگیری پاکستان، و مواضع متفاوت ترکیه و سوریه) روبهروست و بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. تصرف مأرب میتواند به انصارالله قدرت صادرات نفت از بندر راس عیسی و درآمد ارزی پایدار بدهد - یعنی تبدیل قدرت نظامی به قدرت اقتصادی و مشروعیت بینالمللی.
جمعبندی:معادله یمن به سمت «پیروزی میدانی انصارالله و بنبست راهبردی سعودی» حرکت میکند. قاعده «جنگ از هوا یکسره نمیشود» عملاً تأیید شده و ریاض ناچار به پذیرش واقعیتهای جدید یا تشدید بینتیجه جنگ است.
سوال کلیدی: آیا سعودی در آستانه پذیرش مذاکره از موضع ضعف است، یا تشدید جنگ شهری و حملات به زیرساختهای نفتی میتواند معادله را به نفع آن تغییر دهد؟
محور جنگ تحمیلی آمریکا - اسرائیل علیه ایران
خلاصه خبر: حالت «نه جنگ و نه صلح» ادامه دارد. ترامپ ایران را به حمله مجدد (قبل یا بعد از انتخابات یا از سوی اسرائیل) تهدید میکند، در حالی که ایران سلطه خود بر تنگه هرمز را مستحکم کرده است. ترامپ از قوه قضائیه خواسته افشاکنندگان اطلاعات نظامی اعدام شوند (طرح «درز اطلاعات» بهعنوان توجیه ناکامی). تهدید به استفاده از «مادر بمبها» مطرح شده که از نظر فنی بیمعناست (GBU-57 سنگرشکن قویتر است؛ مادر بمب فقط با C-130 غیررادارگریز قابل پرتاب است). احتمال اقدام ایران به اشغال برخی کشورهای منطقه یا قطع اینترنت در صورت حمله مطرح شده است.
تحلیل کلان: تهدیدهای ترامپ بیش از آنکه نظامی باشد، روانی–رسانهای است و هدف آن ایجاد بازدارندگی از موضع ضعف است. درخواست اعدام افشاکنندگان، نشانه بحران مشروعیت داخلی و فرار از پاسخگویی به شکستهای اطلاعاتی–عملیاتی است. تهدید «مادر بمب» از نظر نظامی فاقد اعتبار فنی است و افکار عمومی نخبه را قانع نمیکند. در مقابل، ایران با تسلط بر هرمز و تهدید متقابل (اشغال یا قطع اینترنت) بازدارندگی فعال را جایگزین بازدارندگی تدافعی کرده است. نکته حساس، خطر «خطای محاسباتی» در فضای نه جنگ–نه صلح است که میتواند به درگیری ناخواسته منجر شود.
جمعبندی: آمریکا در وضعیت «تهدید بدون توان اجرایی معتبر» قرار دارد و ایران در وضعیت «بازدارندگی فعال». خطر اصلی، نه حمله برنامهریزیشده، بلکه لغزش به جنگ از طریق خطای محاسباتی یا اقدام مستقل اسرائیل است.
سوال کلیدی: آستانه تحمل ایران برای اقدام تلافیجویانه کجاست، و آیا اسرائیل میتواند آمریکا را به جنگ ناخواسته بکشاند؟
محور غزه و کرانه باختری: بحران فلسطین
خلاصه خبر:رژیم صهیونیستی حملات روزانه به غزه را ادامه میدهد؛ ۷۵ شهید مفقود از زیر آوار خارج شدند. بیش از ۱۵ هزار مفقود فلسطینی (غیر از ۷۵ هزار شهید) به دلیل نبود تجهیزاتی چون بولدوز قابل استخراج نیستند. جنایات شهرکنشینان در کرانه باختری ادامه دارد؛ بازدید دیپلماتهای اروپایی و رسانههای آمریکایی از روستای مسیحی طیبه (اطراف رامالله) با حمله اوباش صهیونیست و زخمی شدن و آسیب به خودروها همراه شد و با اعتراض کشورهای اروپایی روبهرو شد.
تحلیل کلان: ۷۵ هزار شهید و ۱۵ هزار مفقود، نشاندهنده نسلکشی تدریجی و بحران انسانی در مقیاس تاریخی است. ناتوانی در استخراج اجساد به دلیل نبود تجهیزات، خود مصداق دیگری از محاصره و تخریب زیرساختهاست. حمله به دیپلماتهای اروپایی، مرزهای مصونیت دیپلماتیک را شکسته و فشار بینالمللی بر اسرائیل را افزایش میدهد. کرانه باختری به «جبهه دوم فرسایشی» تبدیل شده و خشونت شهرکنشینان با حمایت ضمنی ارتش، ثبات منطقه را تهدید میکند.
جمعبندی: اسرائیل با ادامه جنگ، هزینه سیاسی و بینالمللی خود را افزایش میدهد بدون دستیابی به هدف راهبردی. اروپا در حال حرکت از سکوت به اعتراض است، اما شکاف بین اعتراض و اقدام عملی همچنان پابرجاست.
سوال کلیدی:آیا فشار اروپا و افکار عمومی جهانی میتواند به تغییر رفتار اسرائیل منجر شود، یا جنگ غزه به «وضعیت عادیشده» تبدیل شده است؟
محور اروپا و آمریکا: اعتراضات ضد فقر و گرانی
خلاصه خبر: تظاهرات علیه فقر، گرانی سوخت، تورم و ضعف آموزش در فرانسه، بلژیک، پرتغال، اسپانیا، ایتالیا و آلبانی ادامه دارد؛ صدها زخمی و بازداشت. کمبود عرضه نفت خلیج فارس علت اصلی است و شعارها علیه ماجراجویی ترامپ. در ۳۰۰۰ شهر آمریکا تظاهرات علیه استبداد و جنگطلبی ترامپ با محکومیت گرانی سوخت برگزار شد.
تحلیل کلان: بحران انرژی ناشی از تنش خلیج فارس بهطور مستقیم به سفره خانوار اروپایی و آمریکایی رسیده و «هزینه جنگطلبی» را از سطح ژئوپلیتیک به سطح داخلی منتقل کرده است. اعتراضات گسترده شهری در آمریکا نشانه شکاف عمیق اجتماعی و کاهش مشروعیت ترامپ است. نکته راهبردی، پیوند «بحران انرژی – تورم – نارضایتی سیاسی» است که میتواند سیاست خارجی آمریکا را تحت فشار قرار دهد.
جمعبندی: جنگطلبی ترامپ در خلیج فارس به بازخورد داخلی منفی تبدیل شده و فشار از پایین (افکار عمومی) میتواند محدودکننده ماجراجویی نظامی باشد.
سوال کلیدی:آیا فشار داخلی در آمریکا و اروپا میتواند سیاست خارجی ترامپ را تعدیل کند، یا او با «دشمنسازی خارجی» بحران داخلی را مدیریت خواهد کرد؟
محور جنگ اوکراین: جنگی اروپایی - آمریکایی
خلاصه خبر: جنگ پنج ساله شدت گرفته؛ دو طرف روزانه نزدیک هزار پهپاد استفاده میکنند و روسیه بمباران اوکراین را ادامه میدهد. ترامپ به دلیل بحران عرضه مازوت، تحریمهای روسیه را شش ماه برداشت تا میلیونها تن مازوت خریداری کند (عقبنشینی). ترامپ از زلنسکی خواست تا از قدرت کنار رود و آتشبس را بپذیرد؛ زلنسکی تاکنون خودداری کرده است.
تحلیل کلان: برداشتن تحریمها به دلیل نیاز به مازوت، افشای وابستگی ساختاری آمریکا و اروپا به انرژی روسیه و شکست سیاست تحریم است. فشار ترامپ بر زلنسکی برای آتشبس، نشانه تغییر اولویت آمریکا از «پیروزی اوکراین» به «مدیریت بحران انرژی» است. اصرار زلنسکی بر ادامه جنگ، او را در برابر متحد اصلی خود قرار داده است.
جمعبندی:جنگ اوکراین به «بحران فرسایشی با هزینه اقتصادی جهانی» تبدیل شده و آمریکا در حال عقبنشینی تاکتیکی از مواضع قبلی است.
سوال کلیدی:آیا زلنسکی میتواند بدون حمایت کامل آمریکا به جنگ ادامه دهد، و آیا عقبنشینی ترامپ آغاز پایان حمایت غرب از کییف است؟
محور آذربایجان:ممنوعیت حجاب در مدارس
خلاصه خبر: دولت علیاف طی بخشنامهای پوشیدن حجاب در مدارس را ممنوع اعلام کرد؛ تظاهرات گسترده با حجاببانان رخ داد. زنان و دانشآموزان در ترکیه با تظاهرات این اقدام را محکوم کردند، در حالی که واکنش در ایران بسیار ضعیف بود.
تحلیل کلان: ممنوعیت حجاب در آذربایجان بخشی از سیاست سکولارسازی دولتی و نزدیکی به الگوهای غربی است که با واکنش اجتماعی روبهرو شده است. طی سه دهه همکاری جریان حاکم بر آذربایجان و رژیم صهیونیستی موجب شده تا این رژیم با ارائه برخی تجهیزات و تسلیحات نظامی به نوعی حکومت آذربایجان را تماما در اتیار داشته باشد تفاوت واکنش ترکیه (فعال) و ایران (ضعیف) پرسشی جدی درباره اولویتهای سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی ایران مطرح میکند: چرا ایران که خود را پرچمدار حمایت از حجاب میداند، در قبال همسایه مسلمان واکنش مؤثری نشان نمیدهد؟
جمعبندی:این رویداد آزمونی برای سیاست «دیپلماسی عمومی» ایران در قفقاز است و ضعف واکنش، شکاف بین گفتمان و عمل را آشکار میکند
سوال کلیدی:چرا ایران در قبال ممنوعیت حجاب در آذربایجان واکنش مؤثری نشان نمیدهد، و این سکوت چه پیامی برای افکار عمومی منطقه دارد؟
جمعبندی راهبردی کلی:
جهان در وضعیت «چندبحرانی همزمان» قرار دارد: جنگ یمن در آستانه تصمیمسازی میدانی، تنش ایران–آمریکا در حالت نه جنگ–نه صلح، نسلکشی تدریجی در غزه، بحران انرژی و اعتراضات گسترده در غرب، فرسایش جنگ اوکراین و آزمون سکولاریسم در قفقاز. نخبگان باید به «پیوندهای پنهان» این بحرانها توجه کنند: بحران انرژی خلیج فارس - اعتراضات غرب - عقبنشینی ترامپ در اوکراین.
انتهای پیام/م.ت