qodsna.ir qodsna.ir

سه سال پس از طوفان الاقصی؛ جنگ غزه چگونه هژمونی آمریکا را تضعیف و گذار به نظم چندقطبی را تسریع کرده است؟

سه سال پس از عملیات طوفان الاقصی، جنگ غزه به آزمونی جدی برای سنجش نفوذ ایالات متحده و توانایی این کشور در مدیریت نظم بین‌المللی تبدیل شده است؛ جنگی که پیامدهای آن به نهادهای بین‌المللی، دادگاه‌ها و افکار عمومی جهان گسترش یافته و شماری از کشورها و قدرت‌های متوسط را به اتخاذ مواضعی مستقل‌تر از واشنگتن و استفاده از ابزارهای فشار سیاسی، حقوقی و اقتصادی سوق داده است.

 

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از خبرگزاری شهاب، مواضع شورای امنیت، اقدامات دادگاه‌های بین‌المللی و نتایج نظرسنجی‌های افکار عمومی از کاهش قدرت اقناع واشنگتن و افزایش شکاف میان نفوذ جهانی این کشور و مشروعیت سیاسی آن حکایت دارد.

 

صادق ابوعامر، تحلیلگر سیاسی، گفت رویدادهای هفتم اکتبر روند تحولات بین‌المللی را که پیش از جنگ نیز آغاز شده بود، سرعت بخشیده و محدودیت‌های توانایی واشنگتن برای اداره نظام بین‌المللی صرفاً از طریق قدرت و نفوذ را آشکار کرده است.

 

ابوعامر افزود جنگ غزه بحران اعتبار خود نظام بین‌المللی را نیز آشکار کرد؛ زیرا بخش بزرگی از جهان شاهد برخوردی دوگانه در اجرای قواعد حقوق بین‌الملل و حقوق بشر بود. پیامدهای این وضعیت به‌ویژه در مواضع کشورهای جنوب جهانی در قبال ایالات متحده و غرب بازتاب یافته است.

 

واشنگتن؛ شریک جنگ

 

پژوهش "پروژه هزینه‌های جنگ" در دانشگاه براون نشان می‌دهد ارزش کمک‌های نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی از اکتبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۵ به ۲۱.۷ میلیارد دلار رسیده است. همچنین مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم اعلام کرده که آمریکا بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، تأمین‌کننده ۶۸ درصد از واردات تسلیحات عمده رژیم صهیونیستی بوده است.

 

واشنگتن همچنین با استفاده از حق وتو در شورای امنیت، پیش‌نویس قطعنامه‌های خواستار برقراری آتش‌بس در غزه را ناکام گذاشت و به درخواست عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل متحد نیز رأی منفی داد؛ موضوعی که در سوابق شورای امنیت و گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی منعکس شده است.

 

ابوعامر معتقد است این مواضع نشان داد که ایالات متحده در جنگ غزه میانجی بی‌طرف نبوده، بلکه یکی از طرف‌های اصلی جنگ به شمار می‌رفته است. این رویکرد تصویر واشنگتن را نزد بخش‌های گسترده‌ای از افکار عمومی جهان تضعیف کرده و درباره توانایی نظام بین‌المللی تحت رهبری قدرت‌های بزرگ برای اجرای یکسان قواعد بر همه کشورها تردیدهایی به وجود آورده است.

 

قدرت میدانی آمریکا در برابر فرسایش مشروعیت

 

تحولات جنگ نشان داده است که واشنگتن همچنان توانایی اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی و تحمیل آتش‌بس را، در صورت تصمیم به انجام آن، در اختیار دارد؛ با این حال، به ارزیابی گروه بین‌المللی بحران، اجرای ترتیبات سیاسی پس از آتش‌بس همچنان محدود بوده است.

 

ابوعامر در این باره می‌گوید آمریکا همچنان قدرتی است که می‌تواند دست به اقدام نظامی تعیین‌کننده بزند و برخی نتایج را تحمیل کند، اما این توانایی با هزینه‌ای فزاینده در حوزه مشروعیت و اعتماد بین‌المللی همراه شده است. به گفته ابوعامر، مسئله دیگر صرفاً تصویر واشنگتن نیست، بلکه اعتماد به کل نظام بین‌المللی تحت رهبری این کشور را نیز دربرمی‌گیرد.

 

در همین چارچوب، دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده آفریقای جنوبی علیه رژیم صهیونیستی، دستورهایی برای اتخاذ اقدامات موقت صادر کرد و همچنین در نظری مشورتی، ادامه اشغال سرزمین‌های فلسطینی را غیرقانونی دانست. از سوی دیگر، دیوان کیفری بین‌المللی حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت(وزیر جنگ سابق) را صادر کرد.

 

با این حال، اجرای این اقدامات محدود باقی ماند؛ در حالی که ایالات متحده علیه مقام‌هایی در دیوان کیفری بین‌المللی و برخی گزارشگران سازمان ملل متحد تحریم‌هایی اعمال کرد. ابوعامر تاکید کرد این اقدامات شکاف میان تصمیم‌ها و احکام نهادهای حقوقی بین‌المللی و توانایی قدرت‌های بزرگ برای تحمیل واقعیت‌های میدانی را عمیق‌تر کرده است.

 

نقش سایر قدرت ها

 

چین و روسیه در جریان جنگ غزه حضور پررنگ‌تری در گفتمان بین‌المللی پیدا کردند و شماری از قدرت‌های متوسط نیز از ابزارهای حقوقی، سیاسی و اقتصادی برای اعمال فشار استفاده کردند.

 

آفریقای جنوبی با طرح دعوای نسل‌کشی علیه اسرائیل در دیوان بین‌المللی دادگستری پیشگام شد و کشورهای دیگری نیز به این پرونده پیوستند. ترکیه، برزیل، مالزی و اسپانیا نیز اقدامات متفاوتی علیه رژیم اشغالگر یا در حمایت از حقوق فلسطینیان انجام دادند.

 

همچنین، بر اساس داده‌های سازمان ملل متحد، شمار کشورهای به‌رسمیت‌شناسنده دولت فلسطین به ۱۵۷ کشور از مجموع ۱۹۳ عضو این سازمان رسیده است. موضع کشورهای غربی نیز پس از به‌رسمیت‌شناختن فلسطین از سوی چند کشور اروپایی، با شکاف آشکاری مواجه شد؛ هرچند اقدامات فشار بر رژیم صهیونیستی همچنان محدود و قابل بازگشت باقی مانده است.

 

ابوعامر تأکید می‌کند حرکت به سوی جهانی چندقطبی پیش از هفتم اکتبر و در پی ظهور قدرت‌های جدید بین‌المللی و منطقه‌ای آغاز شده بود، اما جنگ غزه این روند را شتاب بخشید و محدودیت‌های قدرت آمریکا را آشکارتر کرد.

 

 

خدشه‌دار شدن وجهه آمریکا در افکار عمومی جهان

 

نتایج نظرسنجی مرکز پژوهشی "پیو" در ژوئن ۲۰۲۶ نشان داد که تنها ۳۷ درصد از پاسخ‌دهندگان در ۳۶ کشور دیدگاهی مثبت به ایالات متحده دارند، در حالی که ۵۷ درصد نگاه منفی به این کشور ابراز کرده‌اند. در همین نظرسنجی، نگرش منفی به رژیم صهیونیستی به ۶۷ درصد رسید.

 

در داخل آمریکا نیز نظرسنجی مؤسسه "گالوپ" در فوریه ۲۰۲۶ نشان داد که ۴۱ درصد از آمریکایی‌ها با فلسطینیان ابراز همدلی می‌کنند، در حالی که این رقم برای اسرائیلی‌ها ۳۶ درصد است. این تفاوت در میان جوانان و هواداران حزب دموکرات بیشتر بوده است.

 

ابوعامر این تغییرات را با تداوم حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی مرتبط می‌داند و معتقد است این سیاست توانایی واشنگتن برای معرفی خود به‌عنوان مدافع حقوق بین‌الملل و حقوق بشر را تضعیف کرده و بخشی از مشروعیت اخلاقی و سیاسی نظام تحت رهبری این کشور را از میان برده است.

 

 

فلسطین در این مقطع تاریخی چه باید بکند؟

 

ابوعامر می‌گوید مسئله فلسطین طی سه سال گذشته بار دیگر به کانون بحث‌های بین‌المللی بازگشته است، اما لزوماً نه به شکلی که فلسطینیان انتظار دارند.

 

وی خاطرنشان کرد چالش اصلی در جشن‌گرفتن تضعیف هژمونی آمریکا خلاصه نمی‌شود، بلکه در تبدیل همبستگی بین‌المللی و فرصت‌های حقوقی و دیپلماتیک به دستاوردهای واقعی نهفته است.

 

وی افزود فلسطینیان نباید صرفاً موضوعی در تحولات بین‌المللی باشند، بلکه به یک پروژه ملی یکپارچه، نهادهای نمایندگی کارآمدتر و چشم‌اندازی سیاسی نیاز دارند که بتواند از حقوق آنان در نظم بین‌المللی جدید دفاع کند.

 

ابوعامر در جمع‌بندی دیدگاه خود تأکید کرد که هفتم اکتبر به نظام تحت رهبری آمریکا پایان نداد، اما شکنندگی و محدودیت‌های آن را آشکار کرد و روند گذار به جهانی چندقطبی را سرعت بخشید.

انتهای پیام /م.ر/24

 


| شناسه مطلب: 422014