میراث ماندگار سید شهدای مقاومت؛ چرا میراث نصرالله همچنان رژیم صهیونیستی را به چالش میکشد؟
دو سال پس از ترور سید حسن نصرالله، نام او همچنان در محافل سیاسی، امنیتی و نظامی رژیم صهونیستی مطرح است. نصرالله دیگر در رأس حزبالله نیست، اما میراثی که از خود بر جای گذاشت و معادلاتی که طی دههها در تقابل با رژیم اشغالگر شکل داد، همچنان بخشی از معادله این رویارویی است.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از المیادین، در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴(۶ مهر ۱۴۰۳) رژیم صهیونیستی سید حسن نصرالله را هدف قرار داد؛ رهبری که طی سه دهه، نامش با مهمترین رویاروییهای حزبالله و رژیم اشغالگر قدس گره خورده بود.
شهید نصرالله در دوران حیات خود به چهرهای نمادین تبدیل شد و ترور او نیز به جای پایان دادن به این نماد، به بازتولید آن انجامید. سخنرانیهای آرشیوی او همچنان در مناسبتهای مختلف بازنشر میشود و شعار "لبیک یا نصرالله" در تجمعهای هوادارانش تکرار میشود؛ نشانهای از اینکه جایگاه او در میان هوادارانش همچنان پابرجاست.
رهبری که رژیم صهیونیستی نمیتوانست نادیده بگیرد
گفتمان سیاسی و نظامی نصرالله از مرزهای فرقهای و جغرافیایی فراتر میرفت. او در سخنانش صلابت را با زبانی ساده ترکیب میکرد و همین ویژگی، از یک سو او را به چهرهای محبوب در میان هوادارانش تبدیل کرده بود و از سوی دیگر، او را به رقیبی جدی برای اسرائیل بدل میکرد.
دستگاههای امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی برای دههها نصرالله را یکی از مهمترین و خطرناکترین رقبای خود میدانستند. سخنرانیهای او با دقت دنبال میشد و مقامهای اسرائیلی بر این باور بودند که او شناخت دقیقی از جامعه صهیونیستی، نقاط قوت و ضعف آن و فضای سیاسی این رژیم دارد.
اورنا مزراحی، معاون پیشین شورای امنیت ملی رژیم صهیونیستی و پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی، معتقد است نصرالله نزد هوادارانش از جایگاه ویژهای برخوردار بود؛ از جمله به دلیل فداکاریهای شخصیاش و کشته شدن [شهادت] پسر بزرگش در درگیری با ارتش اسرائیل در دهه ۱۹۹۰. این رخداد به تثبیت تصویر او بهعنوان رهبری کمک کرد که خود و خانوادهاش در معرض همان هزینههایی قرار دارند که هوادارانش متحمل میشوند.
مزراحی همچنین ۳۲ سال حضور نصرالله در مقام دبیرکل حزبالله را عاملی مهم در تثبیت جایگاه او میداند؛ دورهای که طی آن، حزبالله به نیرویی نظامی قدرتمند تبدیل شد و همزمان نفوذ خود را در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی لبنان گسترش داد.
میراث نصرالله و "توازن وحشت"
رژیم صهیونیستی امروز اگرچه با حزباللهی بدون نصرالله مواجه است، اما همچنان با میراث او و معادلاتی روبهروست که طی سالها شکل گرفته است.
راهبرد شهید نصرالله تنها بر توان نظامی استوار نبود. حزبالله در دوران او همزمان بر تواناییهای نظامی و اطلاعاتی، جنگ روانی و فعالیت رسانهای تکیه کرد؛ مجموعهای که در ادبیات مرتبط با این تقابل، از آن با عنوان "توازن وحشت" یاد شده است.
دو سال پس از ترور شهید نصرالله، این معادله از میان نرفته است. حزبالله نیز، برخلاف انتظار بنیامین نتانیاهو، با فقدان رهبر خود فرو نپاشید.
نتانیاهو ساعاتی پس از ترور نصرالله گفته بود ضربات واردشده به حزبالله کافی نیست و حذف نصرالله برای تحقق اهداف رژیم اشغالگر، از جمله بازگرداندن ساکنان مناطق شمالی و تغییر موازنه قوا در منطقه، ضروری است.
با این حال، تحولات دو سال گذشته نشان داده است که حذف نصرالله بهتنهایی به معنای پایان حزبالله یا تغییر کامل معادلات منطقهای نبوده است.
حزبالله پس از نصرالله
این به معنای آن نیست که حزبالله بدون تغییر باقی مانده است. قواعد درگیری تغییر کرده، شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد حزب از میان رفتهاند و جنوب رود لیتانی نیز دیگر همان جایگاه پیشین را در ساختار عملیاتی حزب ندارد. با این حال، حزبالله تلاش کرده است خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. بازسازماندهی واحدهای نظامی، استفاده از ظرفیتهای انسانی و تسلیحاتی انباشتهشده طی سالها و بازسازی ساختار فرماندهی، بخشی از این روند بوده است.
رژیم صهیونیستی نیز بر همین اساس معتقد است حزبالله وارد مرحلهای گسترده از بازسازی و سازگاری شده است؛ مرحلهای که در آن، حزب تلاش میکند ضمن حفظ بخشهایی از توان موجود، خود را با قواعد جدید رویارویی وفق دهد.
از دهه ۱۹۸۰ تا امروز
حزبالله از زمان شکلگیری در دهه ۱۹۸۰، در معرض مجموعهای از فشارها و حملات سیاسی، اقتصادی، حقوقی و نظامی قرار داشته است؛ فشارهایی که عمدتاً از سوی آمریکا ورژیم صهیونیستی اعمال شده و هدف آنها منزوی کردن و تضعیف این گروه بوده است. با این حال، حزبالله توانسته است در برابر این فشارها دوام بیاورد و ساختار خود را حفظ کند.
اکنون، دو سال پس از ترور نصرالله، ارزیابی شاخص در رژیم صهیونیستی این است که حزبالله چهره خود را تغییر داده، اما از اصول و گفتمان مقاومت خود فاصله نگرفته است.
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل کنونی حزبالله، تأکید کرده است که این گروه مسیر ترسیمشده از سوی نصرالله را ادامه خواهد داد و در برابر تلاشها برای خلع سلاح آن خواهد ایستاد.
موضع اعلامشده حزبالله این است که سلاح خود را برای دفاع از لبنان ضروری میداند و بحث درباره کنار گذاشتن آن را به تحقق مجموعهای از مطالبات مشروط کرده است؛ از جمله خروج کامل نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان، توقف حملات رژیم اشغالگر، آزادی اسرای لبنانی و بازسازی مناطق آسیبدیده و بازگرداندن آوارگان.
آیا معادله مرزی تغییر کرده است؟
از نگاه رژیم صهیونیستی یکی از مهمترین نتایج دو سال گذشته این است که ترور نصرالله، با وجود ضربه سنگین به ساختار حزبالله، نتوانسته بهتنهایی واقعیت امنیتی مطلوب خود در مرزهای شمالی را تثبیت کند.
بر اساس ارزیابیهای مطرحشده در رژیم صهیونیستی، حزبالله همچنان در حال بازسازی توان خود است و تلاش میکند منابع مالی و تسلیحاتیاش را احیا کند. حمایت ایران نیز همچنان یکی از عوامل مهم در توانایی حزب برای بازسازی ظرفیتهای خود به شمار میرود.
همزمان، ضعف ساختارهای دولتی لبنان و محدودیت توان ارتش این کشور در برابر حزبالله، از جمله عواملی است که پیچیدگی این معادله را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، ادامه عملیات نظامی روزانه رژیم اشغالگر علیه حزبالله در بلندمدت نیز با چالشهایی روبهرو خواهد بود؛ بهویژه اگر حزب به سمت شیوههای پنهانیتر فعالیت حرکت کند.
شهید نصرالله؛ غایب اما همچنان حاضر
دو سال پس از ترور سید حسن نصرالله، همچنان در اسرائیل درباره او بسیار گفته میشود؛ گاه با احترام، گاه با خصومت و در بسیاری موارد با نگاهی امنیتی.
با این حال، وجه مشترک بسیاری از این ارزیابیها آن است که نصرالله طی سالهای رهبری حزبالله، تأثیری عمیق بر محاسبات امنیتی رژیم صهیونیستی گذاشت.
او اکنون غایب است، اما میراث سیاسی و نظامیاش همچنان بخشی از معادلهای است که میان حزبالله ورژیم صهیونیستی جریان دارد. بدین ترتیب ترور سید حسن نصرالله پایان یک دوره بود، اما لزوماً به معنای پایان معادلاتی نیست که او طی سه دهه برای شکل دادن به آنها تلاش کرد.
انتهای پیام/ م.ر