qodsna.ir qodsna.ir

جنگ ایران، کلاس درسی برای به باد دادن حیثیت یک ابرقدرت است

مجری سرشناس آمریکایی با اشاره به انعقاد توافق مکه به عنوان یکی از پیامدهای جنگ متجاوزانه ایالات متحده علیه ایران در حالی که تناقض‌گویی‌های دونالد ترامپ پیرامون این جنگ از جمله مساله تنگه هرمز و مسائل دیگر ادامه می‌یابد، ارزیابی می‌کند که این جنگ نه تنها اهداف آمریکا را برآورده نکرده بلکه چنان اعتبار آمریکا را به باد داده که باید به آن همچون یک کلاس درس در زمینه سوزاندن حیثیت ابرقدرت‌ها نگریست.

 

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) فرید زکریا، مجری و تحلیلگر مشهور آمریکایی در مطلبی در روزنامه واشنگتن پست، تصریح می‌کند در حالی که وعده‌های دونالد ترامپ چیزی به جز بلوف تو خالی نبوده‌اند اما این بلوف‌های تو خالی به متحدان ایالات متحده این درس را آموخته که با در پیش گرفتن گزینه‌ها و سناریوهای جایگزین به آن پاسخ ‌دهند.

 

فرید زکریا در این مطلب با عنوان «جنگ ایران، کلاس درس حیثیت‌سوزی یک ابرقدرت» به انعقاد «توافق مکه» بین عربستان، ترکیه و پاکستان در هفته گذشته اشاره و از آن به عنوان یک زلزله ژئوپلتیکی کم‌سابقه یاد کرده است.

 

او خاطر نشان می‌کند: «هفته گذشته خاورمیانه شاهد یک زمین‌لرزه ژئوپلیتیکی کم‌سابقه بود. عربستان سعودی و ترکیه — دو رقیب دیرینه منطقه‌ای که طی یک دهه اخیر بر سر قطر، مصر، اخوان‌المسلمین و به‌ویژه پرونده قتل جمال خاشقجی در استانبول در برابر یکدیگر صف‌آرایی کرده بودند — به همراه پاکستان "توافق دفاع مشترک مکه" را امضا کردند. بر اساس این توافق که به سبک ناتو تدوین شده، حمله به هر یک از اعضا به منزله حمله به همه تلقی می‌شود.»

پرسش اصلی اینجاست: چه عاملی این رقبای دیرینه را به یکدیگر پیوند داده است؟ فرید زکریا در واشنگتن‌پست پاسخ را در کاخ سفید جست‌وجو می‌کند؛ جایی که دونالد ترامپ در ضمن گزافه‌گویی‌هایش درباره جنگ متجاوزانه علیه ایران همراه با بی‌اعتنایی به تعهدات، اعتماد متحدان خود را تحلیل برده است.

 

وعده‌هایی که به بلوف تبدیل شده‌اند

به نوشته زکریا، جنگ ایران به یک کلاس درس تمام‌عیار برای نمایش چگونگی نابودی اعتبار یک ابرقدرت بدل شده است. عربستان و قطر تنها سال گذشته تعهدات امنیتی از ترامپ دریافت کردند، اما قول رئیس‌جمهور آمریکا نزد همتایان خارجی‌اش همان‌قدر بی‌ارزش است که نزد بانکداران نیویورکی‌اش.

 

ترامپ بارها ادعا کرده تا انعقاد توافق با تهران «تنها چند روز» فاصله دارد. بر اساس یک محاسبه که تحلیلگر واشنگتن‌پست به آن اشاره می‌کند، تا اواسط ژوئن دست‌کم ۳۸ بار چنین ادعایی را مطرح کرده است. اما یک منبع ایرانی این هفته به رویترز گفت مذاکرات «مطلقاً هیچ پیشرفتی» نداشته است. جهان آموخته که اعلامیه‌های رئیس جمهور آمریکا در تروث سوشال ترکیبی از واقعیت و خیال‌پردازی هستند؛ درست مثل ویدئوهای ساخته‌شده با هوش مصنوعی که خودش منتشر می‌کند.

 

اروپا؛ قربانی بی‌ثباتی تصمیم‌گیری واشنگتن

زکریا تأکید می‌کند، این بی‌ثباتی فقط به امور غرب آسیا محدود نیست. در ماه مه، پنتاگون از خروج ۵۰۰۰ نظامی آمریکایی از آلمان خبر داد و ترامپ به کاهش بیشتر اشاره کرد. چند روز بعد، استقرار ۴۰۰۰ نیرو در لهستان لغو شد. سپس ترامپ از اعزام پنج هزار نیروی جدید به لهستان سخن گفت. همچنین ترامپ هر از چند گاهی تهدید می‌کند که دیگر از اروپا دفاع نمی‌کند و بعد از چند وقت خلاف آن را گفته و می‌گوید که دفاع خواهد کرد. وزیر دفاع یک کشور اروپایی چگونه باید برنامه نظامی ۱۰ ‌ساله خود را بر این اساس بنا کند؟

 

همچنین در ارتباط با جنگ ایران، ترامپ چند روز پیش بار دیگر مدعی شد آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در دست دارد؛ در حالی که به گزارش واشنگتن‌پست، داده‌های ردیابی کشتیرانی نشان می‌دهد تردد روزانه از این آبراه از بیش از ۱۳۰ شناور پیش از جنگ به تنها ۱۴ شناور و حتی کمتر کاهش یافته است.

 

اعتبار؛ گنجینه‌ای که یک‌شبه بر باد می‌رود

به باور زکریا، مساله فقط سبک ریاست‌جمهوری ترامپ نیست؛ مساله به قلب قدرت آمریکا بازمی‌گردد. به مدت هشت دهه، واشنگتن چیزی به‌مراتب ارزشمندتر از ناوهای هواپیمابر و جنگنده‌های اف-۳۵ ساخته بود: یعنی اعتبار. متحدان باور داشتند تعهدات آمریکا از دولتی به دولت دیگر پایدار می‌ماند و دشمنان وزن تهدیدهای آن را جدی می‌گرفتند.

 

اما ترامپ نشان داده که وعده‌ها و تهدیدها را به عنوان یک بلوف مطرح می‌کند. تحلیلگر واشنگتن‌پست هشدار می‌دهد که غیرقابل‌پیش‌بینی عمل کردن در اتحاد با دیگران، نتیجه‌ای وارونه دارد: متحدان نه تنها دیگر حرف شما را نمی‌شوند بلکه به سراغ جدا کردن راهشان از شما و استقلال بیشتر می‌روند.

 

دنیا در حال ساختن جایگزین‌هاست

زکریا با اشاره به تحولات اخیر می‌نویسد کشورها یکی پس از دیگری در حال بیمه کردن خود در برابر بی‌ثباتی واشنگتن هستند:

- دانمارک به جای پاتریوت آمریکایی، سامانه فرانسوی ـ ایتالیایی SAMP/T را برگزید.

 

- کانادا در حال بازنگری در خرید جنگنده‌های اف ـ ۳۵ است.

 

- اروپا سرمایه‌گذاری سنگینی در صنایع تسلیحاتی بومی آغاز کرده است.

 

- کره جنوبی به دومین فروشنده بزرگ تسلیحات به اعضای اروپایی ناتو تبدیل شده است.

 

- بانک مرکزی هلند خدمات ابری حیاتی را به ارائه‌دهنده اروپایی منتقل کرده است.

 

- و اکنون عربستان، ترکیه و پاکستان معماری امنیتی مستقل خود را می‌سازند.

 

هیچ‌یک از این اقدامات به‌تنهایی گسست کامل از واشنگتن نیست، اما به باور فرید زکریا، در مجموع تصویری روشن از فرسایش اعتماد جهانی به سخن آمریکا را ترسیم می‌کنند.

 

حتی متحدان نزدیک هم دیگر جدی نمی‌گیرند

زکریا می‌افزاید، این بی‌اعتمادی حتی به نزدیک‌ترین متحدان آمریکا نیز سرایت کرده است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، این هفته طرح ۱۵ بندی ترامپ برای غزه را به‌سادگی کنار گذاشت. او طرح‌های بسیاری از ترامپ را دیده که با هیاهو اعلام و سپس به‌سرعت فراموش شدند؛ از جمله طرح موسوم به «ریویرای غزه» (Gaza Riviera).

 

افول بی‌سروصدا

به نوشته زکریا، قدرت‌های بزرگ معمولاً با شکست‌های دراماتیک سقوط نمی‌کنند؛ آن‌ها زمانی افول می‌کنند که دیگران بی‌سروصدا دیگر جهان خود را حول محور آنها سازمان‌دهی نمی‌کنند.

آمریکا همچنان از قوی‌ترین ارتش جهان، فناوری‌های پیشرو، بازارهای سرمایه گسترده و دلار برخوردار است. اما به تأکید تحلیل‌گر واشنگتن‌پست، اعتبار دارایی است که طی نسل‌ها انباشته می‌شود و به‌طرز شگفت‌انگیزی به‌راحتی به باد می‌رود.

 

درس تاریخ

فرید زکریا در پایان به یک روایت تاریخی اشاره می‌کند: در جریان بحران موشکی کوبا، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، جان اف. کندی، دین اچسون، وزیر امور خارجه دولتش را با عکس‌های ماهواره‌ای به پاریس فرستاد تا شارل دوگل، را در جریان استقرار موشک‌های شوروی قرار دهد. دوگل — که هرگز در برابر آمریکا سر فرود نیاورده بود — عکس‌ها را کنار زد و گفت: «به مدرک نیازی ندارم؛ سخن رئیس‌جمهور ایالات متحده کافی است.»

زکریا نتیجه می‌گیرد: «امروز تصور چنین صحنه‌ای ناممکن است.»

 

انتهای پیام/20


| شناسه مطلب: 420233