«حاج رمضان»؛ فرماندهای که از غزه تا قم
در کنار مقاومت فلسطین ماند
دکتر ماجد عبدالله
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) «دکتر ماجد عبدالله» در یادداشتی با عنوان «حاج رمضان؛ از غزه در میانه طوفان تا قم در ایران»، روایتی تفصیلی از نقش شهید سرلشکر محمد سعید ایزدی “حاج رمضان” (مسئول پرونده فلسطین در نیروی قدس)، در حمایت از مقاومت فلسطین و محور قدس ارائه کرد.
عبدالله در ابتدای این یادداشت نوشت در حالی که مردم غزه با تجاوزی وحشیانه، سرشار از کینه و رفتارهای نازیگونه روبهرو بودند و هر لحظه انتظار فرود بمبهای سنگین، ویرانگر و آتشزا را میکشیدند، با درد و نگرانی حمله صهیونیستی ـ آمریکایی به کشوری مسلمان را دنبال میکردند؛ کشوری که در کنار فلسطین ایستاده و از حقوق آن در برابر ظلم صهیونیستی و استکبار آمریکایی حمایت کرده بود.
وی افزود در جریان پیگیری اخبار حمله به ایران و هدف قرار گرفتن دانشمندان، فرماندهان نظامی و چهرههای سیاسی، نام مردی را شنید که او را به فکر فرو برد. عبدالله نوشت با شنیدن این نام در دل خود میپرسید آیا او همان کسی است که سالها میشناخت یا نه؛ اما ساعاتی بعد حقیقت روشن شد و خبر شهادت او سنگینی ویژهای داشت، زیرا نقش او در پشتیبانی از مقاومت طی دو دهه گذشته بسیار مهم بود.
به گفته نویسنده، این مرد کسی بود که او حدود ۲۰ سال پیش با وی آشنا شد؛ شخصیتی که عمر و وقت خود را در راه خدا، قدس و فلسطین وقف کرده بود. عبدالله از او به عنوان فردی مؤمن، اخلاقمدار، عمیقاندیش، آرام در برنامهریزی، بیصدا در ساختن و مصمم در مبارزه یاد کرد.
او در ادامه نوشت دشمن صهیونیستی هرگز از این فرمانده غافل نبود و همواره او را تحت تعقیب داشت؛ مردی که بر فراز کوههای جنوب سوریه به فلسطین چشم دوخته بود و گویی میگفت «به اذن خدا خواهیم آمد». او همچنین در ساحل الناقوره لبنان در برابر اشغالگران ایستاد و با پیام خود، رؤیاهای آنان را به چالش کشید.
عبدالله تاکید کرد این فرمانده گاه در دمشق و گاه در بیروت حضور داشت و دغدغه اصلی او قدس و فلسطین بود، تا جایی که توانست دستاوردهایی ایجاد کند که پس از شهادتش نیز یاد او را زنده نگه میدارد.
در این یادداشت آمده است حاج رمضان مورد توجه و اعتماد ویژه رهبری عالی جمهوری اسلامی ایران بود و به دلیل نقش مهم خود در پرونده فلسطین، در جایگاهش باقی ماند تا آنکه در نهایت به شهادت رسید.
نویسنده سپس نام این شخصیت را آشکار کرد و نوشت: او شهید سرلشکر محمد سعید ایزدی، معروف به «حاج رمضان» بود که در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ در شهر قم و در جریان تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران، که از ۱۳ ژوئن همان سال آغاز شده بود، به شهادت رسید؛ پیکرش از جهان رفت اما آثار جهاد و فعالیتش در محور مقاومت برای قدس و فلسطین باقی ماند.
عبدالله درباره آغاز آشنایی خود با او نوشت نخستین بار حدود سال ۲۰۰۵ در دمشق با حاج رمضان آشنا شد؛ شخصیتی که به «مرد سایه» توصیف میشد و مسئولیت هماهنگی روابط مقاومت را بر عهده داشت. این آشنایی و ارتباط برای سالهای طولانی ادامه یافت و آخرین دیدار نویسنده با او در سال ۲۰۲۲ در محله حریک در ضاحیه جنوبی بیروت انجام شد.
به گفته نویسنده، دسترسی به حاج رمضان آسان نبود، زیرا دشمن او را «مردی خطرناک» میدانست و به همین دلیل حزب الله به عنوان میزبان موظف بود امنیت او را به دقت حفظ کند. عبدالله نوشت در آن دیدار همراه با شماری از مبارزان قسام از غزه برای بررسی مسائل مرتبط با مقاومت نزد او رفت و بار دیگر به این نتیجه رسید که حاج رمضان کم حرف اما بسیار پرکار بود؛ زبانش از ذکر بازنمیایستاد و در نگاهش دغدغه کار و اشتیاق به تحقق اهداف دیده میشد.
او افزود در آن دیدار، تصویری روی درِ شیشهای ویترین سالن توجهش را جلب کرد؛ عکسی که حاج رمضان را کنار دکتر عبدالعزیز الرنتیسی نشان میداد. حاج رمضان با افتخار توضیح داد که این تصویر مربوط به «مرج الزهور» است. به نوشته عبدالله، این موضوع برای او نشانهای از اخلاص و پیوند عمیق حاج رمضان با فلسطین و مردم آن بود.
نویسنده توضیح داد سفر حاج رمضان به نزد تبعیدیهای مرج الزهور، سفری برای حمایت و پشتیبانی از طرف خود او، سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی ایران بود و آن دیدار با استقبال گسترده و وعدهای صادقانه برای حمایت از مقاومت و نیروهای آن در همه زمینهها پایان یافت.
در بخش دیگری از یادداشت، عبدالله به تلاشهای حاج رمضان در حمایت و توسعه ساختار مقاومت پرداخت و نوشت او وقت خود را وقف خدمت به مجاهدان در عرصههای مختلف کرد و شریک واقعی در حمایت از مقاومت فلسطین با همه گرایشهای آن بود.
به گفته وی، آثار و نقش حاج رمضان در توسعه تواناییهای صنعتی و فناورانه مقاومت، به ویژه در زمینه موشکها، سامانههای هدایت و پهپادهای مختلف، آشکار بود. او همچنین هماهنگی و نظارت بر صدها دوره نظامی را در چارچوب آموزش و آمادهسازی نیروهای مقاومت از گروههای مختلف فلسطینی بر عهده داشت.
عبدالله افزود حاج رمضان در جنوب لبنان نیز برای ایجاد و تقویت طرحی مرتبط با مقاومت تلاش کرد و «نیروی رضوان» را نتیجه اصرار او بر پیشبرد روند ساخت واقعی و کمی نیروهای مقاومت دانست؛ اقدامی که هدف آن دستیابی به آمادگی کامل برای شرایط لازم بود.
به نوشته این یادداشت، حاج رمضان در ارتقای فهم نظامی نیروهای مقاومت در داخل و خارج فلسطین نیز نقش داشت. یکی از مهمترین اقدامات او، پیگیری ایجاد دوره فرماندهی و ستاد برای فرماندهان نظامی و امنیتی جنبش حماس بود؛ دورهای که نزدیک به دو سال ادامه یافت و شرکتکنندگان آن میان دمشق و تهران رفت و آمد داشتند.
عبدالله تاکید کرد نتایج علمی این دوره بعدها در غزه و فلسطین مورد استفاده قرار گرفت و بخشی از آن در برنامههای آموزشی آکادمی نظامی گردانهای شهید عزالدین قسام گنجانده شد.
در زمینه پشتیبانی لجستیکی نیز نویسنده، حاج رمضان را شریکی واقعی برای تأمین انواع سلاحهای مورد نیاز مقاومت دانست و او را وارث حقیقی راه «حاج رضوان»، شهید عماد مغنیه، توصیف کرد؛ شخصیتی که پیوندی بیحد با قدس و فلسطین داشت.
عبدالله نوشت دغدغه حاج رمضان این بود که چگونه مقادیر گسترده و متنوعی از سلاح به نیروهای مقاومت در غزه برسد. به همین دلیل، او برای باز کردن مسیرهای انتقال سلاح به غزه، ایجاد انبارها در نقاط مختلف و تضمین رسیدن تجهیزات به نیروهای مقاومت، هزینههای مالی بزرگی را تأمین کرد.
به گفته نویسنده، بخش مهمی از زرادخانه مقاومت با تلاش حاج رمضان در تأمین مالی، برنامهریزی و نظارت ساخته شد و همین امر سهمی واقعی برای او در نبردهای نیروهای مقاومت با رژیم صهیونیستی ایجاد کرد.
عبدالله در ادامه نوشت نقش حاج رمضان تنها به تأمین تجهیزات، آموزش و ساختاردهی محدود نبود؛ او در زمان درگیریهای مقاومت با رژیم صهیونیستی نیز به صورت مستقیم پیگیر تحولات بود، مشورت میداد، راهنمایی میکرد، کمکهای مالی میرساند و هر آنچه را که میتوانست در خدمت مقاومت قرار دهد، بسیج میکرد.
وی افزود حاج رمضان در بیروت یا دمشق در اتاقهای پیگیری و مدیریت بحران باقی میماند تا از روند حمایت از مقاومت اطمینان حاصل کند. از جمله مهمترین نمونهها، حضور و پیگیری روزانه او در اتاق بحرانی بود که دایره کار نظامی در خارج برای دنبال کردن جنگ «فرقان» در دسامبر ۲۰۰۸ تشکیل داده بود.
به نوشته عبدالله، حاج رمضان تا پایان آن جنگ ۲۳ روزه در این اتاق باقی ماند؛ جنگی که رژیم صهیونیستی آن را «سرب گداخته» نامید و طی آن صدها فلسطینی در غزه مقاوم و پایدار به شهادت رسیدند. او در سراسر زندگی خود دغدغه حمایت از مقاومت با سلاح، پول، راهنمایی و هماهنگی عملیاتی میان مقاومت فلسطین، نیروی قدس و محور مقاومت را بر دوش داشت.
در بخش دیگری از یادداشت آمده است حاج رمضان همواره پیگیر مستقیم کارها با فرماندهان نظامی مقاومت بود و روابط مستقیمی با فرماندهان برجسته داشت؛ از جمله شهید یحیی سنوار، شهید اسماعیل هنیه، شهید صالح عاروری، شهید محمد ضیف و شهید مروان عیسی، معروف به ابو البراء.
همچنین به نوشته نویسنده، او دیدارهای متعددی با رؤسای دفتر سیاسی جنبش حماس، جنبش جهاد اسلامی، جبهه خلق برای آزادی فلسطین و دیگر رهبران مقاومت فلسطین داشت تا موانع را برطرف و مأموریتها را تسهیل کند. آخرین نمونه این تحرکات نیز دیدارهای فشرده او با شهید اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، پیش از شهادت وی در بیروت و تهران بود.
عبدالله اقامت تقریباً دائمی حاج رمضان در بیروت را نشانه پیوند، محبت و وابستگی او به قدس و فلسطین دانست و نوشت حضور نزدیک او در کنار شهید سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، نقشی مهم در شکلگیری دیدگاه مشترک درباره راههای حمایت از مقاومت فلسطین داشت.
به گفته نویسنده، این ارتباط به توسعه هر ایدهای که میتوانست در خدمت مجاهدان و تقویت روحیه آنان باشد، کمک کرد و به برگزاری دیدارهای متعدد با همه گروههای مقاومت برای هماهنگی کار مشترک انجامید.
عبدالله به طور ویژه به نشستهای متعدد شهید صالح عاروری با حضور شهید سید حسن نصرالله اشاره کرد و نوشت هدف این نشستها توسعه، حمایت و پشتیبانی از فعالیت مقاومت در کرانه باختری بود. او افزود صحنه جنین و گسترش هستههای مسلح در استانهای مختلف کرانه باختری، نتیجه تلاشهای شهید صالح عاروری و همراهان او در کنار حاج رمضان و سید حسن نصرالله بود.
نویسنده همچنین تاکید کرد حاج رمضان در سطح مسائل راهبردی و بر اساس فهم عمیق خود، برای تقویت محور مقاومت و حفظ وحدت میدانها تلاش کرد؛ وحدتی که به گفته او، در جنگ طوفان الاقصی با مشارکت نیروهای مقاومت در لبنان، یمن و عراق نمود یافت.
عبدالله نوشت هدف قرار گرفتن حاج رمضان از سوی رژیم صهیونیستی نتیجه درک این رژیم از میزان خطر او بود؛ خطری که در طول سالهای عمرش برای دشمن شکل گرفته بود، زیرا او زندگی خود را وقف مشارکت در بنایی بزرگ کرده بود؛ بنایی استوار بر پایههای عقیدتی، آمیخته با خون شهیدان بزرگ، تا پرچم عزت، کرامت و افتخار بر فراز گلدستههای مسجد الاقصی و سراسر فلسطین برافراشته شود.
نویسنده در پایان تاکید کرد هیچ مقاله محدودی نمیتواند حق این شخصیت بزرگ را ادا کند یا حتی بخشی از آنچه را برای فلسطین انجام داد، بیان کند. به گفته او، حاج رمضان به راستی برای فلسطین زندگی کرد، برای آن چیزی تقدیم کرد که بسیاری از دولتها از ارائه آن ناتوان بودند، در راه آن به شهادت رسید و اثری بزرگ و روشن از خود برجای گذاشت؛ اثری که برای نسلها باقی خواهد ماند و خواهند گفت: او گذشت و این اثر اوست.
انتهای پیام/24