به مناسبت پنجاه و نهمین سالگرد نکسه (شکست ژوئن ۱۹۶۷)
بازتعریف موازنه قدرت در سایه مقاومت غزه.. طوفان الاقصی چگونه معادلات را تغییر داد؟
همزمان با سالگرد جنگ ژوئن ۱۹۶۷ و شکست تاریخی ارتش های عربی در برابر رژیم صهیونیستی، تحلیلگران معتقدند تحولات دو سال اخیر در غزه و عملیات «طوفانالاقصی» موجب تغییر بخشی از معادلات سنتی منازعه فلسطین و رژیم اشغالگر شده و بار دیگر موضوع مقاومت، موازنه قدرت و آینده اشغالگری را به کانون مباحث منطقهای بازگردانده است.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از خبرگزاری شهاب، سالگرد جنگ ژوئن ۱۹۶۷ که در ادبیات سیاسی جهان عرب با عنوان «نکسه» شناخته میشود، فرصتی برای بازخوانی یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر خاورمیانه است؛ جنگی که تنها در شش روز به اشغال کرانه باختری، نوار غزه، قدس شرقی، شبهجزیره سینا و بلندیهای جولان انجامید و آثار سیاسی، امنیتی و اجتماعی آن همچنان بر منطقه سایه افکنده است.
کارشناسان بر این باورند که شکست سال ۱۹۶۷ صرفاً یک ناکامی نظامی نبود، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل راهبردی، سیاسی و میدانی به شمار میرفت.
عمر فارس، تحلیلگر مسائل سیاسی، معتقد است شکاف میان شعارهای سیاسی و واقعیتهای میدانی، ضعف آمادگی نظامی و اتکای بیش از حد به بازدارندگی روانی، از مهمترین عوامل شکلگیری آن شکست تاریخی بود.
به گفته وی، از دست رفتن عنصر غافلگیری و حمله پیشدستانه نیروی هوایی رژیم صهیونیستی به فرودگاههای کشورهای عربی، نقش تعیینکنندهای در تغییر روند جنگ داشت و موجب شد بخش عمده توان هوایی ارتشهای عربی در همان ساعات اولیه از بین برود.
پیامدهای انسانی یک شکست تاریخی
پیامدهای جنگ ۱۹۶۷ تنها به تغییر جغرافیای سیاسی منطقه محدود نماند. بر اساس برآوردها، صدها هزار فلسطینی در پی این جنگ آواره شدند و موج جدیدی از مهاجرت اجباری شکل گرفت که آثار آن تا امروز ادامه دارد.
رامی خریس، نویسنده فلسطینی، با اشاره به ابعاد انسانی این رخداد، تأکید میکند که خاطره "نکسه" همچنان در زندگی روزمره فلسطینیان حضور دارد. وی با روایت سرگذشت یکی از اعضای خانواده خود که در سالگرد جنگ ۱۹۶۷ متولد شد و در جنگ اخیر غزه جان خود را از دست داد، از تداوم رنج فلسطینیان در نسلهای مختلف سخن میگوید.
خریس معتقد است تجربه دهههای گذشته نشان داده که روندهای سیاسی و توافقهای مختلف نتوانستهاند به حل ریشهای منازعه یا احقاق حقوق فلسطینیان منجر شوند و همچنان پرسشهای اساسی درباره آینده این بحران بیپاسخ مانده است.
گذار از اتکا به قدرت های خارجی به مقاومت بومی
ناظران سیاسی بر این باورند که یکی از مهمترین تحولات پس از شکست ۱۹۶۷، تغییر رویکرد فلسطینیان از اتکا به بازیگران خارجی به سمت تقویت ظرفیتهای داخلی و شکلدهی به الگوی مقاومت بومی بوده است.
در این چارچوب، عملیات «طوفانالاقصی» و جنگ متعاقب آن در غزه از سوی برخی تحلیلگران به عنوان نقطه عطفی در روند منازعه توصیف میشود. آنان معتقدند مقاومت فلسطینی توانسته است با وجود برتری نظامی و تسلیحاتی رژیم صهیونیستی، هزینههای قابل توجهی بر این رژیم تحمیل کرده و جنگ را به نبردی فرسایشی تبدیل کند.
به باور این تحلیلگران، مهمترین دستاورد این تحول، به چالش کشیدن تصورات پیشین درباره موازنه قدرت و اثبات این موضوع بوده است که تحولات میدانی میتواند معادلات تثبیتشده را دستخوش تغییر کند.
غزه و بازتعریف معادلات منطقه
برخی ناظران منطقهای معتقدند ایستادگی مردم غزه در جنگ اخیر، بار دیگر مفهوم مقاومت را در افکار عمومی جهان عرب و اسلام برجسته کرده است. از نگاه آنان، اگر شکست ۱۹۶۷ برای سالها نماد ناکامی و عقبنشینی بود، تحولات کنونی به شکلگیری روایتهای جدیدی درباره توانایی ملتها در تأثیرگذاری بر معادلات سیاسی و امنیتی منطقه منجر شده است.
در همین حال، کارشناسان تأکید میکنند که صرفنظر از ارزیابیهای سیاسی و نظامی، جنگ غزه بار دیگر مسئله فلسطین را به صدر تحولات خاورمیانه بازگردانده و نشان داده است که این پرونده همچنان یکی از تعیینکنندهترین موضوعات در آینده منطقه باقی خواهد ماند.
انتهای پیام/ م.ر