کودک غزه
کودکی که جهان انسانیتش را ندید
«خبرگزاری قدس»
خبرگزاری قدس | یادداشت
ما اینجا درباره کودکان غزه نمینویسیم تا صرفاً دردشان را بازگو کنیم؛ بلکه مینویسیم تا سکوت جنایتکاران را رسوا کنیم.
کودک غزه امروز نه به مرثیهسرایی شاعران نیاز دارد، نه به قصیدههایی که بر معصومیتش بگریند؛ او به جهانی نیاز دارد که شهامت شرمساری از خود را در برابر آینهی تصویرش داشته باشد.
کودک غزه امروز نه «آماری در اخبار » است و نه «عارضهای جانبی» در معادلات نظامیان. او وجدان بشری در آشکارترین تصویرش است؛ آینهای شکسته که سقوط کامل اخلاقیِ قرنی را بازتاب میدهد که گوشهایمان را با شعارهای «حقوق بشر» و «کنوانسیونهای حمایت از کودک» کر کرده است.
در جهانی که کنفرانسها برای نجات اقلیم و رحم به حیوانات برگزار میشود، کودکان غزه رها میشوند تا زیر آوار و از گرسنگی بمیرند، اندامهایشان بدون بیهوشی قطع شود، و پیش از آنکه هجای نام خود را بیاموزند، یتیمی را تجربه کنند. این صرفاً یک تراژدی نیست؛ این بزرگترین رسوایی عصر ماست؛ رسوایی که ثابت میکند در ترازوی قدرتِ حاکم، برخی خونها مصون و برخی مباحند، و کودکیِ غزه عمداً از تعریف «انسانیت» حذف شده است.
پشت هر عدد سردی که به سرعت از روی صفحه میگذرد، یک زندگی پنهان است. اعداد در غزه نه فقط مرگ را مستند میکنند، که آن را فریاد میزنند.
بیش از ۲۱,۰۰۰ کودک شهید؛ که از میان آنها بیش از ۴۵۰ نوزاد پیش از آنکه معنای زندگی را درک کنند، دنیا را ترک گفتند.
۵۵,۰۰۰ کودک بدون سرپرست؛ که در یک چشم به هم زدن، از آغوش گرم خانواده به «سرپرست خانواده» تبدیل شدند و با سختیهای آوارگی و مسئولیت سهمگین روبرو گشتن.
۷,۰۰۰ کودک قطععضو؛ بدنهای نرمشان تجربه قطع عضو را بارها تحمل میکند — گاهی به دلیل نبود ضدعفونی و آنتیبیوتیک — در حالی که هیچ عضو مصنوعی در دسترس نیست.
۱۰۰,۰۰۰ کودک در چنگال سوءتغذیه حاد؛ مرگ خاموش به دلیل تحلیل عضلات و تضعیف سیستم ایمنی، حتی پس از خاموشی اسلحهها نیز تهدیدشان میکند.
۶۳۸,۰۰۰ کودک خارج از مدارس؛ پس از آنکه ۹۵ درصد مدارس منطقه به ویرانه تبدیل شد. افزون بر این، رژیم صهیونیستی بیش از ۸۵ مدرسه را به پادگان نظامی تبدیل کرده است.
کودکانی که از سرما میمیرند؛ سرما و نبود گرما در چادرهای زمستانی غزه، جان کودکانی را گرفته است که دیگر نایی برای گریستن نداشتند.
در غزه، گرسنگی با جنین متولد میشود. مادران باردار دچار سوءتغذیه حادند؛ نوزادان با چهرههای رنگپریده به دنیا میآیند. عید قربان که باید نماد قربانی و اطعام باشد، در غزه به پارادوکسی دلخراش بدل شده؛ جایی که قیمت یک گوسفند از ۵,۰۰۰ دلار فراتر میرود. صحنه پدر «ممدوح عشی» و دخترش «أبرار» که ذبح چهار بزغاله را نظاره میکردند، نه صحنه عید، بلکه روایتی غم انگیز از زندگی در غزه بود.
کشتن کودکان با موشک، جنایت زمان حال است؛ اما تخریب مدارس، جنایت آینده است. نوار غزه با «نسلکشی آموزشی» روبروست. اما روح فلسطینی تسلیم نمیشود؛ در میان چادرها، کودکی با مداد شکسته روی تختهسنگی مینویسد: «من زندگی را دوست دارم»؛ این اوج مقاومت در برابر ماشین مرگ است
در حالی که کودکان جهان آرزوی اسباببازی دارند، یاسمین احمد (۱۰ ساله) میگوید: «تنها آرزوی من این است که برادران شهیدم را ملاقات کنم». آرزوهای کودکان غزه به داشتن یک شب خواب آرام، یک لیوان آب سالم و یک وعده غذای معمولی محدود شده است.
انتهای پیام/20