روزنامه «الاخبار» لبنان
آغاز غرب آسیای جدید با نقش آفرینی ایران؛ کشورهای همسو با رژیم صهیونیستی، تغییر موضع میدهند
شکست رژیم صهیونیستی صرفا به این معنا نیست که تهدید ایران همچنان پابرجا مانده است، بلکه مهمتر از آن، به معنای شکست پروژه بزرگتری است که هدفش ایجاد هژمونی کامل بر غرب آسیا، طراحی ساختار امنیتی منطقه تحت رهبری تلآویو و استفاده از قدرت آمریکا برای اعمال فشار بر کشورهای منطقه بود.
روزنامه «الاخبار» لبنان در یادداشتی به قلم «حسین ابراهیم» نوشت، با نزدیک شدن احتمالی ایران و آمریکا به دستیابی به یک یادداشت تفاهم، منطقه غرب آسیا در آستانه ورود به مرحلهای تازه قرار گرفته است؛ مرحلهای که به اعتقاد نویسنده، با دورهای که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران آغاز شد، تفاوتهای بنیادین خواهد داشت.
در این گزارش آمده است که در صورت نهایی شدن توافق طی ۳۰ تا ۶۰ روز آینده، ایران برای نخستین بار از سال ۱۹۷۹ از شرایط تحریم، محاصره و جنگهای مداوم خارج خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران از زمان پیروزی انقلاب، از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دهه ۱۹۸۰ تا جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، همواره در معرض فشارها و رویاروییهای مستمر قرار داشته است.
به نوشته این روزنامه لبنانی، اگرچه هنوز نمیتوان شکل دقیق نظام منطقهای پس از توافق را پیشبینی کرد یا نقش بازیگران مختلف را با قطعیت مشخص ساخت، اما آنچه مسلم به نظر میرسد این است که نظم آینده بر اساس موازنه قدرتی شکل خواهد گرفت که در لحظه امضای تفاهمنامه وجود دارد؛ موازنهای که نشان میدهد آمریکا و رژیم صهیونیستی از طریق ابزار نظامی نتوانستهاند به اهداف خود دست پیدا کنند.
از آنجا که اهداف اصلی جنگ اخیر در ذات خود اهداف رژیم صهیونیستی بودهاند، تلآویو بزرگترین بازنده توافق احتمالی خواهد بود. در مقابل، آمریکا ممکن است بتواند از رهگذر پروژههای اقتصادی و سرمایهگذاریهای جدید، بهویژه در حوزه انرژی ایران، منافعی برای خود کسب کند.
شکست رژیم صهیونیستی صرفا به این معنا نیست که تهدید ایران همچنان پابرجا مانده است، بلکه مهمتر از آن، به معنای شکست پروژه بزرگتری است که هدفش ایجاد هژمونی کامل بر غرب آسیا، طراحی ساختار امنیتی منطقه تحت رهبری تلآویو و استفاده از قدرت آمریکا برای اعمال فشار بر کشورهای منطقه بود.
نویسنده معتقد است شرایط کنونی میتوانست از سال ۲۰۱۵ و همزمان با توافق هستهای در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما آغاز شود، اما خروج دونالد ترامپ از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ که با تحریک بنیامین نتانیاهو صورت گرفت، این روند را متوقف کرد. هشت سال فشار حداکثری، تحریم و جنگ لازم بود تا ترامپ به این نتیجه برسد که راهبردش در قبال ایران شکست خورده است؛ بهویژه با توجه به تأثیرات احتمالی ادامه جنگ بر پروژه سیاسی او در داخل آمریکا.
در ادامه این یادداشت آمده است: موافقت آمریکا با امضای یادداشت تفاهم، نشان میدهد که ادامه همراهی کامل با نتانیاهو و سیاستهای او، اکنون برای واشنگتن هزینههای بیشتری نسبت به دستاوردهای احتمالی دارد. به اعتقاد نویسنده، دیگر حمایتهای انتخاباتی لابیهای حامی رژیم صهیونیستی یا منافع اقتصادی برخی جریانها، توجیه کافی برای ادامه جنگ محسوب نمیشود.
الاخبار اضافه میکند که رهبران برخی کشورهای نفتخیز حوزه خلیج فارس و همچنین بخشهای مهمی از اقتصاد آمریکا از تداوم جنگ متضرر شدهاند. در این میان، شرکتهای بزرگ نفتی آمریکایی که در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سرمایهگذاری کردهاند، نگران آسیب دیدن منافع خود هستند و حتی توافق احتمالی با ایران میتواند مسیر تازهای برای حضور آنها در صنعت نفت و گاز ایران باز کند.
نویسنده در ادامه به انتشار نمودار شاخص «داو جونز» از سوی ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اشاره میکند و معتقد است این اقدام پیامی آشکار درباره نگاه اقتصادی دولت آمریکا به توافق احتمالی با ایران داشته است.
با این حال، تصویرسازی از دوره جدید به عنوان «عصر سلطه ایران بر خلیج فارس» نیز دقیق نیست. به باور نویسنده، طبیعی است که ایران پس از رهایی از فشارها و جنگها، نقش فعالتری در بازسازی نظم امنیتی منطقه ایفا کند و روابطش با کشورهای همسایه وارد مرحلهای تازه شود.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که برخی کشورها، از جمله امارات، در جریان جنگ اخیر در مواضعی نزدیک به رژیم صهیونیستی قرار گرفتهاند و در آینده ممکن است ناچار شوند درباره نوع روابط خود با تلآویو و تأثیر آن بر امنیت منطقه توضیحاتی ارائه دهند.
الاخبار همچنین به تماسهای اخیر ترامپ با رهبران کشورهای منطقه اشاره کرده و نوشته است که رئیسجمهور آمریکا پیش از گفتوگو با نتانیاهو، با سران کشورهای مرتبط با بحران تماس گرفته بود؛ اقدامی که با هدف اقناع یا ارائه توضیح درباره توقف جنگ انجام شده است.
نویسنده معتقد است که تبدیل توافق احتمالی به یک «یادداشت تفاهم» و نه توافق نهایی، در عمل امتیازی برای ایران محسوب میشود؛ این موضوع نشان میدهد آمریکا از موضع قبلی خود برای دستیابی به توافق جامع پیش از پایان جنگ عقبنشینی کرده است و چنین وضعیتی میتواند دست ایران را در مذاکرات ۳۰ تا ۶۰ روز آینده بازتر کند و حتی در صورت شکست مذاکرات نیز موقعیت تهران را تضعیف نخواهد کرد.
انتهای پیام/20