هنگامی که اعداد علیه روایت میشورند:
شاخصهای افکار عمومی، چگونه تصویر رژیم صهیونیستی را در جهان بازسازی میکنند؟
از فرسایش مشروعیت اخلاقی تا گسترش انزوای سیاسی: نگاهی به تحولات افکار عمومی عربی و غربی علیه رژیم صهیونیستی
خبرگزاری قدس (قدسنا)؛ گروه گزارش و تحقیق
در طول دههها، تصویر رژیم صهیونیستی در ذهنیت غربی بر بیش از یک عامل استوار بوده است: برتری نظامی پشتیبانیشده با ائتلافهای مستحکم، روایتی سیاسی و رسانهای که از حمایت گسترده برخوردار بود و توانایی بالای این رژیم در عرضهٔ خود بهعنوان یک استثنای دموکراتیک در منطقهای پرآشوب. اما این تصویر، که برای مدت طولانی بسیار منسجم به نظر میرسید، امروز با شکافهایی آشکار روبهرو شده است؛ نه فقط در حلقههای سنتی اعتراض، بلکه در نظرسنجیها، در مواضع افکار عمومی غرب و در محیطهای اجتماعی و سیاسیای که تا همین اواخر بیشتر مایل بودند سرمایهای از همدلی یا تساهل برای اسرائیل قائل شوند.
آنچه دادههای منتشرشده در سالهای 2025 و 2026 آشکار میکنند، صرفاً یک افت گذرا در محبوبیت نیست، بلکه تغییری گستردهتر در ادراک عمومی است. هنگامی که نتایج نظرسنجیهای گوناگون، صادرشده از سوی نهادهای مستقل و در زمینههای متفاوت، تقریباً همگی به یک مسیر واحد اشاره میکنند، دیگر دشوار است که این روند را صرفاً نوعی هیاهوی موقتی تلقی کنیم. افکار عمومی، هرچند بهتنهایی سازندهٔ سیاست نیست، همچنان یکی از مهمترین عواملی است که مرزهای آن را بازترسیم میکند و بر هزینهٔ جانبداری و توان دولتها برای توجیه مواضع خود در برابر جوامعشان اثر میگذارد.
در این چارچوب، نظرسنجی YouGov که در مه 2026 منتشر شد و 43 کشور را دربر میگرفت، شاخصی نمادین اما بسیار معنادار ارائه کرد: اسرائیل در رتبهٔ نخست بهعنوان «کشوری با منفیترین تأثیر در جهان» قرار گرفت، با 44 درصد؛ بالاتر از کرهٔ شمالی (38 درصد)، روسیه (35 درصد) و حتی ایالات متحده (30 درصد). پژوهشگران شاید در تفسیر میزان دقیق چنین نظرسنجیای اختلاف داشته باشند، اما دشواری نادیده گرفتن آن در دلالت کلیاش نهفته است: اینکه تصویر اسرائیل دیگر در بخشهای گستردهای از جهان نه بهعنوان تصویر کشوری در محاصره یا متهم بهناحق، بلکه بهمثابه بازیگری اصلی در تولید بیثباتی و آشوب خوانده میشود.
در جهان عرب، این تصویر حتی قاطعتر به نظر میرسد. بر اساس «شاخص عربی 2025» که از سوی مرکز عربی پژوهشها و مطالعهٔ سیاستها منتشر شد و نزدیک به 40 هزار پاسخدهنده در 15 کشور عربی را شامل میشد، 87 درصد با بهرسمیتشناختن اسرائیل مخالفت میکنند، در حالی که تنها 6 درصد از عادیسازی روابط با آن حمایت کردند. همچنین 44 درصد اسرائیل را تهدید نخست منطقه دانستهاند، در برابر 21 درصد که ایالات متحده را تهدید اول شمردهاند. مهمتر از آن، 80 درصد تأکید کردهاند که مسئلهٔ فلسطین مسئلهٔ همهٔ عربهاست، و 87 درصد نیز اذعان داشتهاند که صحنههای جنگ و جنایات، تأثیر روانی عمیقی بر آنان گذاشته است.
وقتی این نتایج در سطح کشورها شکافته میشود، تصویر مخالفت فراگیر مردمی تأیید بیشتری مییابد. میزان مخالفت با بهرسمیتشناختن اسرائیل در لیبی به 96 درصد، در اردن به 95 درصد، در کویت به 94 درصد ــ در حالی که در سال 2022، 85 درصد بود ــ در فلسطین به 91 درصد و در لبنان به 89 درصد رسیده است؛ ضمن آنکه 97 درصد لبنانیها اسرائیل را تهدیدی برای منطقه میدانند. همچنین این رقم در هر دو کشور مغرب و قطر به 89 درصد میرسد. ارقام مربوط به عادیسازی نیز کاهش شدید در برخی محیطهایی را نشان میدهد که زمانی بهعنوان میدانهایی مناسب برای سرمایهگذاری سیاسی معرفی میشدند؛ در مغرب میزان حمایت از 20 درصد در سال 2022 به 6 درصد در سال 2025 کاهش یافته و در سودان نیز از بازهٔ 13 تا 23 درصد به 7 درصد کاهش یافته است.
اهمیت این شاخصهای عربی در آن است که صرفاً بیانگر یک موضع مقطعی و قابل مهار نیستند، بلکه از ساختاری مردمی و ریشهدار حکایت دارند که با تبدیل عادیسازی به امری طبیعی یا از نظر عاطفی و اخلاقی پذیرفتنی مخالفت میکند. این دادهها همچنین نشان میدهد که تلاش برای بازچینی اولویتهای منطقه از بالا، فارغ از حالوهوای عمومی، با واقعیتی مردمی روبهرو میشود که منسجمتر از آن چیزی است که برخی محاسبات رسمی فرض میکنند.
اما در ایالات متحده، جایی که اسرائیل یکی از مهمترین ستونهای حمایت راهبردی خود را از آنجا بهدست میآورد، تحول جاری از اهمیتی بسیار بالا برخوردار است، بهویژه در سطح نسلی و حزبی. البته دقت در اینجا اقتضا میکند که میان منابع مختلف ارقام تمایز قائل شویم. بر اساس دادههای Pew Research Center در آوریل 2026، 70 درصد از آمریکاییهای 18 تا 49 ساله نگاه نامطلوبی به اسرائیل دارند. در میان جمهوریخواهان همین گروه سنی، این نسبت به 57 درصد رسیده که نسبت به 50 درصد در سال 2025 افزایش یافته است. در میان دموکراتها و گرایشیافتگان به آنان، از جمله مستقلهای نزدیک به این جریان، نسبت دیدگاه نامطلوب به 80 درصد رسیده، در حالی که در سال 2025، 69 درصد بود. همچنین در میان آمریکاییهای زیر 35 سال، 64 درصد دیدگاهی نامطلوب نسبت به اسرائیل داشتهاند؛ رقمی که از این جهت کمسابقه است که نشان میدهد خالص حمایت عمومی از اسرائیل در میان بزرگسالان از مثبت 13 در سال 2022 به منفی 23 در سال 2026 سقوط کرده؛ یعنی کاهشی 36 واحدی.
در همین حال، نظرسنجی Echelon Insights در سال 2026 نشان داد که دموکراتهای زیر پنجاه سال، حاشیهٔ عدم تأیید منفی 45 واحد درصدی نسبت به اسرائیل ثبت کردهاند؛ رقمی که نباید به Pew نسبت داده شود، بلکه همانطور که توضیح داده شد، مشخصاً متعلق به Echelon است. تصویر با شاخصهای دیگر نیز روشنتر میشود: در نظرسنجی CNN/SSRS که در مارس 2026 منتشر شد، 81 درصد از رأیدهندگان بالقوه گفتند که شیوهٔ ادارهٔ جنگ اسرائیل در غزه تا حدی یا کاملاً غیرقابل قبول است. همچنین در نظرسنجی دانشگاه ییل در بهار 2026 در میان جوانان 18 تا 34 ساله، 54 درصد اسرائیل را «دولت آپارتاید» توصیف کردند و 46 درصد نیز معتقد بودند کمکهای آمریکا به آن باید مشروط به بهبود رفتار آن باشد.
مجموع این ارقام میگوید که تحول آمریکایی دیگر نه یک جزئیات حاشیهای است و نه صرفاً تغییری در زبان فعالان و دانشگاهها، بلکه به ساختار گستردهتر افکار عمومی نفوذ کرده است؛ بهویژه در میان نسلهایی که آیندهٔ فرهنگ سیاسی آمریکا را تعیین خواهند کرد. با تضعیف تصویر اسرائیل در محیط دموکراتیک و ظهور تغییرات ملموس حتی در میان جمهوریخواهان جوانتر، اسرائیل اکنون با مشکلی روبهروست که بیش از آنکه فقط به حال مربوط باشد، به آینده گره خورده است.
در اروپا نیز این سرایت از خیابان به نهادها منتقل شده است. شمار تظاهرات حامی فلسطین از 780 مورد به بیش از 2066 تظاهرات افزایش یافته؛ یعنی بهطور میانگین نزدیک به 15 تظاهرات در روز. در اسپانیا، این تحولات مردمی به مواضع رسمی روشنتری ترجمه شد: بهرسمیتشناختن دولت فلسطین در مه 2024، توصیف جنگ بهعنوان نسلکشی، اعمال ممنوعیت بر تسلیحات و عبور کشتیهای جنگی، و فراخواندن سفیر از تلآویو در مارس 2026. همچنین ایرلند، نروژ و اسلوونی نیز دولت فلسطین را بهرسمیت شناختند و در داخل اتحادیهٔ اروپا، درخواستها برای بازنگری در توافقنامهٔ شراکت اروپا ـ اسرائیل افزایش یافت.
دادههای مؤسسهٔ سلطنتی الکانو نیز عمق این تحول را بهویژه در داخل اسپانیا نشان میدهد: 82 درصد از اسپانیاییها اسرائیل را به ارتکاب نسلکشی در غزه متهم میکنند و 78 درصد از بهرسمیتشناختن دولت فلسطین حمایت دارند. این ارقام فقط از همدلی انسانی حکایت نمیکنند، بلکه از گذار بخشهای گستردهای از افکار عمومی اروپا به سوی توصیفهای اخلاقی و حقوقی تندتر خبر میدهند؛ توصیفهایی که دولتها را در معرض فشار داخلی فزاینده قرار میدهد.
این روند همزمان است با تحولاتی در صحنهٔ بینالمللی که بر شدت بحران میافزاید. در ژانویهٔ 2026، دیوان بینالمللی دادگستری اعلام کرد مبنایی برای رسیدگی به ادعاهای مربوط به احتمال وقوع جنایت نسلکشی در غزه وجود دارد، در حالی که دیوان کیفری بینالمللی نیز روند مربوط به صدور احکام بازداشت علیه بنیامین نتانیاهو و یوآف گالانت را ادامه داد. همچنین کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، اقداماتی را مستند کرد که به گفتهٔ آن، در کرانهٔ باختری تا سطح آپارتاید ارتقا مییابد. اهمیت این تحولات فقط در جنبهٔ رویهای آنها نیست، بلکه در این است که به تغییر افکار عمومی، زبانی حقوقی و نهادی محکمتر میبخشد.
در عرصهٔ دانشگاهی و پژوهشی نیز نشانههای انزوایی تدریجی، شکلی ملموس به خود گرفته است. گزارش کمیتهٔ رؤسای دانشگاههای اسرائیل در مه 2026 نسبت به «انزوای علمی خطرناک» هشدار داد و از افزایش 150 درصدی تلاشها برای حذف اسرائیل از برنامههای پژوهشی بینالمللی خبر داد؛ همچنین اشاره کرد که 25 درصد از گزارشهای مربوط به تحریم، به برنامهٔ Horizon Europe مرتبط است. در فضاهای فرهنگی و دیجیتال نیز توان سنتی برای مدیریت روایت، در وضعیتی از افول آشکار قرار دارد؛ موضوعی که دانیال هاگاری، سخنگوی پیشین ارتش اسرائیل، آن را چنین خلاصه کرد که آنان «جنگ شبکههای اجتماعی را باختهاند.»
در جوهر ماجرا، مسئله فقط کاهش محبوبیت یک دولت نیست، بلکه فرسایش توان یک روایت کامل برای حفظ مصونیت دیرین خویش است. نسلهای جدید، بهویژه در ایالات متحده و اروپا، دیگر واقعیتها را از همان مجراها و فیلترهایی دریافت نمیکنند که نسلهای پیشین دریافت میکردند. تصاویر مستقیم، گفتمان حقوقی، زبان قانون، و اعتراضات فراملی، همگی در بازسازی ادراک عمومی از این منازعه نقش داشتهاند و فاصله میان آنچه بر زمین میگذرد و آنچه جهان میبیند و بر اساس آن داوری اخلاقی میکند را کمتر کردهاند.
درست است که نظرسنجیها بهتنهایی سیاستها را تغییر نمیدهند و توازن قوا همچنان تابع ملاحظاتی فراتر از خلقوخوی عمومی است، اما خطا خواهد بود اگر آنچه در حال وقوع است دستکم گرفته شود. تاریخ معاصر به ما میآموزد که دگرگونی در آگاهی عمومی، اغلب پیش از دگرگونی در سیاست رخ میدهد، و فروپاشی روایتها معمولاً زمانی آغاز میشود که واقعیتها خشنتر از آن باشند که بتوان آنها را با تبلیغات مدیریت کرد، و روشنتر از آن باشند که بتوان بازخواست از آنها را به تعویق انداخت.
از این رو، شاخصهای انباشتهٔ امروز ــ از جهان عرب تا ایالات متحده و اروپا، و از دانشگاهها تا دادگاههای بینالمللی ــ بیش از هر چیز به نشانههایی از تغییری عمیقتر در ساختار مشروعیتی شباهت دارند که اسرائیل برای مدت طولانی بر آن تکیه کرده بود. شاید نتایج کامل این روند فردا ظاهر نشود، اما آنچه در آگاهی ملتها و در چنین دامنهٔ گستردهای دگرگون میشود، بهندرت امری گذراست.
انتهای پیام/24