qodsna.ir qodsna.ir

ترامپ می بازد

عبدالمجید سویلم

 

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) عبدالمجید سویلم : با وجود تلاش‌های  ترامپ برای مانور رسانه‌ای از طریق «به‌روزرسانی‌های جدید درباره جنگ علیه ایران»، به نظر می‌رسد ظرفیت اقناع افکار عمومی جهانی به‌طور جدی تضعیف شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که بخش قابل توجهی از واقعیت‌های پنهان و ابعاد پشت‌پرده این جنگ آشکار شده‌اند.

در این چارچوب، می‌توان از فروپاشی روایت آمریکایی سخن گفت؛ روایتی که در امتداد آن، روایت‌های همسو از سوی اسرائیل و برخی بازیگران عربی نیز با چالش جدی اعتبار مواجه شده‌اند. پیامد این وضعیت، بروز آشفتگی در مواضع، برهم خوردن معادلات و آغاز جابه‌جایی در ائتلاف‌ها و جایگاه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است.

ناکارآمدی محاسبات شتاب‌زده و راهبردهای مبتنی بر «جنگ شوک و ارعاب» نمایان شد. همچنین اتکای صرف به گزارش‌های اطلاعاتی و عملیات‌های به‌اصطلاح «خیره‌کننده»—از جمله ترورها و حذف فیزیکی رهبران—نتوانست اهداف مورد نظر را محقق کند.

در سطح داخلی، ایالات متحده با چالش مشروعیت مواجه شده است؛ به‌گونه‌ای که این جنگ از چارچوب‌های قانونی فراتر رفته و حتی عنوان «عملیات نظامی» نیز نتوانسته آن را توجیه کند. در عین حال، نشانه‌هایی از کاهش مشروعیت مردمی نیز قابل مشاهده است؛ تا جایی که برخی نخبگان اقتصادی و مالی نزدیک به قدرت، خواستار توقف فوری جنگ شده‌اند تا از گسترش اعتراضات و خروج اوضاع از کنترل جلوگیری شود. با این حال، این تنها یکی از وجوه بحران است.

چشم‌انداز پیش‌رو نشان می‌دهد که پیامدهای این وضعیت می‌تواند فراتر از نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای یا حتی ریاست‌جمهوری باشد. مسئله اصلی، تغییر نگرش در جامعه آمریکا نسبت به تمرکز قدرت و انحصار منابع در دست گروه‌های محدود است؛ روندی که می‌تواند به شکل‌گیری جریان‌های اجتماعی جدید و بازتعریف مطالبات عمومی منجر شود.

احتمال ورود جامعه آمریکا به مرحله‌ای از بازنگری ساختاری در نظام سیاسی و اقتصادی افزایش یافته است؛ بازنگری‌ای که می‌تواند به چالش جدی الگوهای تثبیت‌شده قدرت بینجامد. برآیند این تحولات، قرار گرفتن ایالات متحده در نقطه عطفی حساس ارزیابی می‌شود؛ نقطه‌ای که برخی تحلیلگران آن را نشانه‌ای از آغاز افول جایگاه تاریخی این کشور می‌دانند.

در عرصه بین‌المللی، جریان موسوم به «ترامپیسم» با سطحی از انزوا مواجه شده که در مواردی به نوعی محاصره سیاسی شباهت یافته است. هم‌زمان، هرگونه ورود به حمله زمینی در مقیاس محدود—می‌تواند ایالات متحده را درگیر بحرانی عمیق‌تر کند؛ بحرانی که مهار آن دشوار بوده و احتمال گسترش آن با پیامدهای سنگین‌تر همراه است.

چنین سناریویی می‌تواند به تشدید نارضایتی‌های داخلی، تعمیق شکاف‌های سیاسی و افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی بینجامد. در این میان، تأکید بر پیروزی‌های نمایشی نه‌تنها از شدت تبعات نمی‌کاهد، بلکه می‌تواند بر دامنه آن بیفزاید.

در سطح راهبردی، گزینه‌هایی نظیر جنگ زمینی محدود یا هدف قرار دادن گسترده منابع انرژی ایران، به‌دلیل ظرفیت‌های بازدارنده این کشور، با ریسک‌های جدی همراه است و برخی تحلیلگران آن را به «جنگی پرهزینه و فرسایشی» تعبیر می‌کنند.

پایان این درگیری لزوماً در قالب یک توافق سریع قابل تصور نیست. این احتمال وجود دارد کهترامپ  به‌صورت یک‌جانبه دستور توقف جنگ را صادر کند یا از طریق ابتکارهای دیپلماتیک—از جمله طرح‌هایی با مشارکت کشورهایی مانند چین و پاکستان و حمایت بازیگران منطقه‌ای، روسیه و اروپا—زمینه‌ای برای اعلام پایان جنگ فراهم شود، بی‌آنکه توافق نهایی فوراً حاصل شود.

در چنین شرایطی، اسرائیل ناگزیر از پذیرش این روند خواهد بود یا دست‌کم بدون اعلام رسمی، با آن همراهی خواهد کرد؛ چراکه هزینه مخالفت، می‌تواند از ادامه جنگ نیز فراتر رود.

در نهایت، ارزیابی‌ها حاکی از آن است که پیامدهای این جنگ برای اسرائیل می‌تواند عمیق‌تر از برآوردهای اولیه باشد و حتی در برخی حوزه‌ها، از تهدیدات متوجه ایالات متحده نیز فراتر رود.

منبع: روزنامه فلسطینی "الأیام"


| شناسه مطلب: 415989