استراتژی ایران «مقابله به مثل» است
شروع کننده جنگ، بازنده است
خبرگزاری قدس(قدسنا)
امیر فتحی کارشناس حوزه بین الملل در تحلیلی نوشت اساس دکترین دفاعی ایران این است که ایران یک کشور صلح طلب است، اما اگر دوباره مورد حمله قرار گیرد، از استراتژی «مقابله به مثل» استفاده میکند. این دکترین شامل ناامنی کل منطقه برای نیروهای آمریکایی و میزبانان پایگاههای آمریکایی، پدافند هوایی موثر، پاسخ مستقیم موشکی در عمق رژیم صهیونیستی، اقدامات سایبری، پیگیری دیپلماتیک از طریق عوامل منطقهای و بین المللی است.
محورهای عملی آمادگی ایران شامل سیستم دفاعی تقویت شده، پدافند هوایی و راداری، نوسازی سیستم های شناسایی و نظارت برای اطمینان از واکنش زودهنگام در برابر پهپادها و موشک های بالستیک رژیم صهیونیستی، قدرت موشکی با برد افزایش یافته برای مقابله با هرگونه تهدید بالقوه آمریکا از پایگاههای دورافتاد، توسعه و افزایش دقت هواپیماهای بدون سرنشین و قابلیت استفاده دفاعی، اطلاعاتی و تهاجمی از آنها، نوسازی توانمندیهای دریایی برای برقراری تعادل نسبی قدرت در خلیج فارس و تنگه هرمز، استفاده از امکانات متنوع دریاییست.
رژیم صهیونیستی قبل از حمله به ایران نسبت به واکنش ایران آنالیز درستی نداشت. مردم ایران بهجای شورش، علیه رزیم صهیونیستی و آمریکا متحد شدند. اسرائیل انتظار داشت با شروع حملات از آسمان، مردم ناراضی ایران به خیابانها بریزند و با ایجاد آشوب و شورش، با گل و شیرینی به استقبال رژیم صهیونیستی بیایند. اما برخلاف پیشبینی رسانهها و حامیان تجاوز، حتی بازار و ادارات تعطیل هم نشد. بلکه همکاری و همراهی مردم بیشتر هم شد. این طبیعی است که مردم ایران و هر کشور آزادهای در مقابل تجاوز خارجی منسجم شود، بهخصوص آنکه تجاوز از جانب اسرائیل باشد که همگان شاهکار حقوق بشر او را در غزه دیده باشند، اما تصمیمسازان رژیم صهیونیستی قبل از حمله در فضای فکری دیگری بودند. اشتباه دوم رژیم صهیونیستی این بود که توانمندی نظامی ایران را دستکم گرفته بود. حمله غافلگیرکننده این رژیم در سحرگاه 23 خرداد خسارتهای هنگفتی به فرماندهی نظامی و ذخایر پهپادی، موشکی و راداری ایران وارد کرد. اما این حملات آسیب چندانی به ساختار دفاعی کشور وارد نکرد. بطوریکه ظرف چند روز حدود دو هزار موشک و پهپاد به سمت رژیم صهیونیستی شلیک شد.
جای شگفتی است که سران رژیم صهیونیستی چرا از جنگ یمن درس نگرفتهاند. آمریکا، رژیم صهیونیستی و قدرتهای اروپایی در چندین هفته طی حملات گسترده به یمن نتوانستند این کشور را تسلیم کنند و حملات موشکی یمن به رژیم صهیونیستی ادامه دارد، بدیهی است که حملات هوایی چند روزه رژیم صهیونیستی نمیتواند ایران که بسیار بزرگتر، پرجمعیتتر، کوهستانیتر و صنعتیتر از یمن است و سالها بر برنامه موشکی خود کار کرده است، به زانو در آورد.
ضمن اینکه هیچ حکومتی با حمله هوایی ساقط نمیشود. مگر آنکه نظامیان مهاجم پا بر زمین بگذارند و در نبرد زمینی بجنگند. چیزی که برای رژیم صهیونیستی و آمریکا در تجاوز به ایران حتی قابل تصور هم نیست. در جنگ زمینی هنوز حتی یک گلوله شلیک نشده و حتی یک سرباز، یا تانک و ادوات رزمی ایران آسیب ندیده است. رژیم صهیونیستی و آمریکا هیچ مرز جغرافیایی با ایران ندارند و حمله از هیچ نقطهای ممکن نیست و در صورت حمله هیچ چشماندازی برای پیروزی آنها وجود ندارد. حمله زمینی به ایران برای اسرائیل که نتوانسته است غزهی کوچکِ محاصرهشده را تسخیر کند، حتی در رویا هم قابل تصور نیست. اشتباه سوم رژیم صهیونیستی بیتوجهی به نگاه بینالمللی و افکار عمومی مردم منطقه به خود است. با توجه به جنایات جنگ غزه، نگاه بینالمللی و افکار عمومی مردم و دولتهای خاورمیانه و جهان اسلام نسبت به اسرائیل، فضای خوبی برای تجاوز به ایران فراهم نکرد. بیشتر کشورها نه تنها با اسرائیل همراه و هم صدا نشدند، بلکه این حمله را محکوم کردند و برخی مثل پاکستان بهطور جدی و علنی از ایران حمایت کردند.
با توجه به حضور ایران در میز مذاکره و شروع حمله از جانب اسرائیل، طبیعی است که سایر کشورها با ایران همذاتپنداری کنند و خود را قربانی بعدی اسرائیل تصور کنند. بهعلاوه با توجه به نقش جمهوری اسلامی ایران در موازنه قدرت شرق و غرب، جدال مستقیم آمریکا با جمهوری اسلامی ممکن است به جنگ جهانی سوم بینجامد. منافع چین و روسیه و تقریباً تمام کشورهای اسلامی در آن است که جمهوری اسلامی در این نبرد مقهور نشود.
اشتباه چهارم رژیم صهیونیستی این بود که نقاط ضعف خود را نادیده گرفت. وسعت رژیم صهیونیستی یکهشتادم ایران است. شصت درصد خاک آن را بیابان نقب فراگرفته و خالی از سکنه است. بیش از ۹۰٪ جمعیت اسرائیل در ۱۰٪ درصد خاک این سرزمین متمرکز است. منطقه همواری که هدف مناسبی برای موشکهای ایران است. این مهمترین نقطه ضعف اسرائیل است. بهعلاوه گنبد آهنین اسرائیل نسبت به چند ماه قبل، تغییر چندانی نکرده و همچنان نفوذپذیر است. گنبد آهنین اسرائیل و پناهگاههای این کشور در مقابل حملات حماس و حزبالله تا حدودی کارآیی دارد اما برای موشکهای غولپیکر و پیشرفته ایرانی چندان قابل استفاده نیستند. در حالیکه مردم ایران در حال زندگی عادی هستند و حمله اسرائیل به چند نقطه در این سرزمین پهناور، خللی در زندگی مردم ایجاد نمیکند، اما حملات موشکی ایران، زندگی را به کام مردم اسرائیل تلخ و غیرقابل تحمل کرد.
اشتباه پنجم رژیم صهیونیستی نادیده گرفتن این قانون طلایی بود که "شروع کننده جنگ، بازنده است." مرور شکست های تاریخی در صد سال اخیر نشان میدهد که هر قدرتی که جنگ را شروع کرده در نهایت، پشیمان یا بازنده میدان شده است. آلمان، ژاپن و ایتالیا جنگ جهانی دوم را شروع کردند و در نهایت شکست خوردند. آمریکا جنگ ویتنام را شروع کرد و شکست خورد، شوروی به افغانستان تجاوز کرد و با دست خالی عقبنشینی کرد. عراق به ایران تجاوز کرد و پشیمان شد و شکست خورد. آمریکا به عراق حمله کرد و گرچه رژیم صدام را حذف کرد، اما پشیمان از این حمله با تریلیونها دلار خسارت، کنترل عراق را به نیروی مقاومت عراقی سپرد و زانوی حسرت بغل کرد. رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان حمله کرد و مجبور به عقبنشینی مجبور شد و نتیجه اینکه حزبالله خلق شد. صربستان به بوسنی و هرزگووین و کرواسی حمله کرد و مفتضحانه شکست خورد. عربستان به یمن حمله کرد و نتیجهای جز شکست و خسارت نداشت و اینک رژیم صهیونیستی در شرایطی جنگ با کشورمان را شروع کرد که جمهوری اسلامی مشغول مذاکرات جدی با آمریکا بود. سخن آخر اینکه اگر کشوری چشم طمع به ایران اسلامی را داشته باشد و قصد تجاوز به تمامیت ارضی آن را بکند با تمام قوا به او تهاجم خواهیم کرد طوری که آن کشور سیلیهای ایران را سالیان سال برای نسل آیندهاش بازگو کند.