نشریه «The American Conservative» بررسی کرد:
اجماع ملی زیر سایه جنگ ۱۲روزه؛ «نه وحشت، نه تسلیم» جو حاکم در مراکز قدرت تهران
یک نشریه آمریکایی در مطلبی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه بین تهران و رژیم صهیونیستی نوشت «خلاف آنچه در واشنگتن و تلآویو به آن دلبسته بودند، این جنگ نه وحشت به دل تهران انداخته و نه به تسلیم منجر شده است.»
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) نشریه «The American Conservative» در مقالهای به قلم الدار ممدوف، کارشناس سیاست خارجی مستقر در بروکسل که اخیرا به تهران سفر کرده،نوشت: جو حاکم در مراکز قدرت و تصمیمگیرنده در تهران، مقاومت توام با جدیت و هوشیاری است.
وی اضافه کرد: من برای شرکت در «مجمع گفتوگوی تهران» که اندیشکده وزارت خارجه، یعنی مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی (IPIS) سازماندهی آن را بر عهده داشت، به پایتخت ایران آمدم. این نخستین سفرم به تهران از زمان حمله غافلگیرکننده اسرائیل به ایران در ژوئن (خرداد امسال) و آغاز «جنگ ۱۲ روزه» بود.
ممدوف افزود: سایه آن جنگ همچنان سنگین به نظر میرسد اما خلاف آنچه برخی در واشنگتن و تلآویو به آن امید بسته بودند، نه وحشت ایجاد کرده و نه به تسلیم منجر شده است. در واقع بالعکس، یک اجماع ملیِ جدی شکل گرفته است؛ ایران خود را مهیای دور دوم میکند و باور دارد که درسهای لازم را آموخته است. با این حال، تهران در عین حال معتقد است که هنوز میتوان با یافتن راه حلی دیپلماتیک، از چنین سناریویی ممانعت کرد.
در گفتوگوهای تفصیلی با مقامات ارشد، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و کمال خرازی، مشاور رهبر انقلاب، تصویر روشنی از تحول سیاست داخلی و دیپلماسی بینالمللی ایران پس از جنگ با اسرائیل به دست آمد. شاید مهمترین تغییر، به همبستگی ملی مرتبط باشد. مقامات تهران میگویند که تهدید مستقیم خارجی، چشمانداز سیاسی را حول محور ملیگرایی ایرانی، متحد کرده است.
تغییر دیگر، تایید اعتبار و اهمیت قابلیتهای موشکی ایران است. مقامات با اطمینان تاکید دارند که موضع دفاعی و بازدارندهشان در میدان جنگ به بوته آزمایش گذاشته شد و اعتبارش به اثبات رسید. نکته اصلی این است که که تهران به دنبال جنگ گسترده نیست، بلکه برای چنین جنگی مهیاست.
در ادامه این مطلب آمده که «بارها به من گفته شده است که باب مذاکره با آمریکا بسته نیست، اما اگر نگوییم یقین، نوعی نگرانی وجود دارد که در آن سو، شریکی جدی از طرف آمریکایی برای مذاکره وجود ندارد.» به ادعای نگارنده، «یک نمونه روشن که مقامات از حاشیه نشست مجمع عمومی ماه سپتامبر سازمان ملل متحد در نیویورک روایت کردند، این بود که دیپلماتهای ایرانی در آخرین تلاش برای شکستن بنبست هستهای، پیشنهادی را که خودشان امتیازی بزرگ میدانستند مطرح کردند.»
وی اضافه کرد: از نظر تهران، پاسخ طرف مقابل به این پیشنهاد ایران در حقیقت همه خطوط قرمز تهران را زیر سوال میبرد. به گفته مقامات ایرانی، پیشنهاد غرب این بود که ایران حساسترین مواد هستهای خود که قرار بود از زیر آوار تاسیسات فردو پس از حملات آمریکا خارج شود واگذار کند و در عوض اسنپبک تنها چند ماه به تاخیر بیفتد. از نگاه ایرانیها، این نه پیشنهادی متقابل، بلکه توهین و نشانهای آشکار از جابجایی و تغییر دائمی الزامات و شروط بود. یکی از مقامات ارشد این پرسش را مطرح کرد که «چرا باید در ازای یک تعویق موقت، امتیاز ملموس بدهیم؟ این ثابت میکند که آنها حسن نیت ندارند.»
نویسنده در ادامه ادعا میکند که در داخل افکار عمومی ایران، بحث و گفتمان عمومی درباره مسئله هستهای ایران نیز داغ شده است. وی در همین راستا مینویسد: گزینه دستیابی به بازدارندگی هستهای رو به محبوبیت است. یکی از مقامات آشکارا گفته است که «بسیاری معتقدند که پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای(NPT) به نفع ایران نیست. چرا در معاهدهای بمانیم که فقط مجازات به همراه دارد و امنیتی به ما نمیدهد؟»
در این جو بیاعتمادی با واشنگتن، تنشزدایی منطقهای موفقیتی نسبی برای دیپلماسی ایران محسوب میشود. عربستان سعودی به عنوان رقیب دیرینه ایران، با یک مقام عالیرتبه در مجمع گفتوگوی تهران حضور داشت؛ اقدامی که به یک هنجار جدید تبدیل و با تحرکات دیپلماتیک جالبی همراه شده است. پس از سفر محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی به واشنگتن، برخی گزارش رسانههای حاکی از آن است که این امکان وجود دارد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا از وی خواسته باشد تا در گفتوگو بین واشنگتن و تهران نقش هماهنگکننده را ایفا کند.
«عربستان به تنشزدایی علاقهمند است و با توجه به جاهطلبیهای هستهای خود، ممکن است به احیای ایده کنسرسیوم هستهای منطقهای تمایل نشان دهد؛ طرحی که به ایران اجازه غنیسازی در سطح پایین برای برنامه انرژی صلحآمیز مشترک با عربستان را میدهد که برای این دو رقیب دیرینه، معاملهای برد - برد محسوب میشود.
نگارنده این مطلب در پایان نوشت: پیام سفر من روشن است؛ تهران در حال آمادهسازی است. برای رویارویی نظامی (احتمالی) بعدی مهیا میشود، اما در عین حال، بهدنبال راهحل و مسیر دیپلماتیک نیز هست. مسیر واشنگتن همچنان مسدود است، اما شاید مسیری جدید و غیرمنتظره از طریق ریاض به آرامی در حال گشوده شدن باشد. مادامی که واشنگتن جدیت خود را برای تعامل با تهران نشان ندهد، شمارش معکوس برای دور دوم درگیریها که احتمالا متفاوت تر خواهد بود، همچنان در کمین منطقه است.
انتهای پیام /ی.ح/26