چالش جدی عادی سازی روابط
با رژیم صهیونیستی

حسین امیرعبداللهیان

دکتر «حسین امیر عبداللهیان» دستیار ویژه رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین الملل در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری قدس (قدسنا) در پاسخ به سوالات خبرنگار قدسنا به بررسی تحولات منطقه با تمرکز بر مسئله فلسطین پرداخت. آنچه در ادامه می آید حاصل این گفتگو است؛ * پیش بینی شما در مورد روابط واشنگتن – تل آویو در دوره ریاست جمهوری ترامپ چیست؟ - من بر این باور هستم که تفکیک میان رژیم صهیونیستی و دولت مردان کاخ سفید در عرصه سیاست مداری کاری غیر ممکن است. یعنی شما نمی توانید بگویید که اسرائیل جدای از آمریکاست و یا آمریکا جدای از اسرائیل است. این دو یک مجموعه درهم تنیده هستند. در نتیجه این که ما بخواهیم متصور باشیم که روابط تل آویو –واشنگتن در دوره اوباما روابط خیلی بدی بود و در دوره ترامپ روابط بسیار خوبی است، به نظر من درست ندیدن واقعیت هاست. همه روسای جمهور در ایالات متحده آمریکا با حمایت لابی صهیونیست ها روی کار آمدند. و ما هر زمان که در مناظره های تلویزیونی و رقابت های انتخاباتی جمهوری خواهان و دموکرات ها مشاهده کردیم صرف نظر از آنکه کدام کاندیداها برنده نهایی انتخابات می شدند آنها در رقابت های انتخاباتی شان از یکدیگر در حمایت از اسرائیل سبقت گرفتند. روسای جمهور آمریکا همواره در ادامه کارشان سعی کرده اند از یکدیگر سبقت بگیرند و در ارتباطاتشان با لابی صهیونیست ها قویترین ارتباط را برقرار کنند. لذا نه اوباما رئیس جمهوری بود که رابطه بدی با اسرائیل داشته باشد و نه ترامپ رئیس جمهوری است که بخواهد رابطه خیلی ویژه ای را با اسرائیل برقرار کند. روابط سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی آمریکا و اسرائیل یک رابطه درهم تنیده است که ممکن است قدری در سرعت آن در مقاطع مختلف کندی و یا تندی حاصل شده باشد اما در هدف، جهت گیری و هم پیمانی این دو بخش هیچ تردیدی نیست. * به نظر شما در مورد انتقال سفارت ایالات متحده آمریکا از تل آویو به قدس تا چه میزان جدی هستند؟ - اگر این اتفاق به وقوع بپوندد یک حسن دارد  و یک ایراد، اولا اینکه اگر آمریکایی ها بخواهند سفارت خودشان را از تل آویو به قدس منتقل کنند، قطعا، بدون تردید یک موج جدید و شتابنده ای از انتفاضه در فلسطین به راه خواهد افتاد. لذا آمریکایی ها با اتخاذ یک رویکرد نادرست کمک می کنند به اینکه انتفاضه سرعت و شتاب بیشتری در فلسطین پیدا کند. اما اینکه اگر سفارت ایالات متحده آمریکا به قدس منتقل شود چه اتفاقاتی در قدس در پی انتفاضه خواهد افتاد. قطعا اتفاقات جدیدی خواهد افتاد که تهدید جدی هر سفارتخانه ای خواهد بود که بخواهد به قدس منتقل شود. فراموش نکنیم هنوز سرزمین های اشغالی یک نقطه امن را به خود ندیده است. علیرغم گذشت نزدیک به ۷ دهه از اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیست ها، طبیعی است که چنین رویکرد غلطی می تواند آسیب پذیری اسرائیل را بیشتر کند و هم سفارتخانه آمریکا که احیانا به قدس منتقل شود. البته در ابعاد دیگر تقویت کننده روند انتفاضه فلسطین خواهد بود. امیدوار هستم که آمریکایی ها چنین تصمیم حماقت آمیزی را عملیاتی نکنند و وضعیت را با این تصمیم خودشان پیچیده تر نکنند.   * نظر شما در مورد عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس از یک طرف و از طرف دیگر تحرکات رژیم صهیونیستی در بازی با کارت گروه های تروریستی در منطقه چیست؟ - به نظر می رسد یکی از چالش هایی که موضوع فلسطین با آن مواجه است بحث عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با برخی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است. متاسفانه اخبار متواتری شنیده می شود در مورد روابط پیدا و پنهان عربستان سعودی، ترکیه، قطر با رژیم صهیونیستی و این خود یک چالش جدی برای موضوع فلسطین است. ضمن آنکه قطعا روابط نزدیک عربستان سعودی و اسرائیل برای سعودی ها و حتی منطقه امنیت نخواهد آورد. لذا یک چالش جدیدی در عرصه امنیتی برای منطقه خواهد بود و صهیونیست ها در نقاطی که آسیب پذیری بیشتری دارند از جمله همین عربستان سعودی دستشان بازتر خواهد شد و تهدیدهای جدی برای عربستان سعودی متصور خواهد بود.  تحولات منطقه به ظاهر شرایطی را ایجاد کرده است که می شود گفت رویکرد درگیری های داخلی در منطقه، تضعیف ارتش هایی مثل ارتش عراق، مصر می تواند به نفع رژیم صهیونیستی قلمداد شود. اما فراموش نکنیم آنچیزی که چهره واقعی رژیم صهیونیستی را افشا کرد و آن چهره ابهت آمیز اسرائیل را بر ملا ساخت مقاومت در منطقه بود. چه مقاومت حزب الله در لبنان و چه مقاومت گروه های فلسطینی از جمله حماس و جهاد اسلامی در غزه، آنها نشان داد که ارتش رژیم صهیونیستی یک ارتش پوشالینی است که در مقابل مقاومت مردمی هم نمی تواند دوام بیاورد چه برسد به آنکه رژیم صهیونیستی بخواهد در مقابل ارتش هایی که اراده اش را داشته باشند و بخواهد مقابله کنند. لذا هر چند بالاخره تنش های منطقه ای یک فرصت هایی را برای اسرائیل ایجاد کرد، اما فراموش نکنیم در عین حال این تنش های منطقه ای یک پرونده جدیدی را باز کرد تحت عنوان مبارزه گروه های مقاومت با تروریسم تکفیری از جمله مبارزه حزب الله در سوریه با تروریسم تکفیری به موازات مبارزه با رژیم صهیونیستی و این ظرفیت جدیدی را برای مقاومت ایجاد کرد و تجربه جدیدی را به مقاومت افزود. مقاومتی که همیشه تهدید کننده جدی رژیم صهیونیستی بود توان و قدرت بیشتری گرفت و مهمترین اتکا در منطقه در مقابله با رژیم صهیونیستی تا امروز بر مقاومت بوده است.   شاید برخی فکر کنند فروپاشی ارتش عراق در زمان صدام به نفع رژیم صهیونیستی شد. مگر ارتش عراق در زمان صدام که ۳ دهه در راس هرم قدرت بصورت تک حزبی در این کشور حاکم بود هیچ گاه تهدیدی برای رژیم صهیونیستی بود؟ نه. ارتش عراق تهدیدی شد برای جمهوری اسلامی ایران و پس از آن تهدیدی شد برای کویت و پس از آن تهدیدی برای منطقه شد، اما ارتش عراق هیچ گاه تهدیدی برای اسرائیل نبود. اما آن چیزی که اسرائیل را تهدید کرد و چهره پوشالی رژیم اشغالگر قدس را بر ملا ساخت مقاومت حزب الله در لبنان و گروه جهادی در فلسطین بود.   لذا صرف نظر از تحولات منطقه که به ظاهر به نفع رژیم صهیونیستی در ابعاد مختلف تمام شده استت اما جوهره تحولات در قوام بخشی به مقاومت بوده که مهمترین عنصر در مبارزه با رژیم صهیونیستی و تقویت محور مقاومت است.   انتهای پیام/ م.ش/