یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ 
یادداشت/

تکلیف «حمایت از فلسطین» و «نابودی اسراییل» از منظر قانون اساسی

تردیدی نیست این ماده واحده در راستای قانون اساسی ایران که در رفراندوم 12 فروردین 1357 به تایید ملت رسید، تدوین شده و مضمون آن هم ملزم کردن دولت به تکلیف قانونی خود در حمایت از مظلومان فلسطین است.


خبرگزاری قدس (قدسنا) «میرجمال طاهایی»: سند سیاسی جدید حماس مباحث زیادی را در محافل رسمی و غیر رسمی ایجاد کرده است. بسیاری این سند را یک تغییر رفتار در ابعاد استراتژیک تعریف کرده و البته بسیاری دیگر این سند را در ابعاد تاکتیکی قابل تفسیر دانسته اند. وجود چنین دیدگاه هایی در محافل کارشناسی و علمی امری بدیهی است.

اما برخی تلاش دارند از این سند، نوع دیگری استفاده بکنند و با تعریف یک شبهه نگاه جمهوری اسلامی ایران به قضیه فلسطین و خصوصا موجودیت رژیم صهیونیستی را به زعم خود مورد انتقاد قرار داده و این نگاه را غیر علمی و غیر قابل پذیرش در ابعاد حقوقی معرفی کنند. این افراد بر اساس تفسیر خود از سند سیاسی جدید حماس به عنوان یک تغییر استراتژیک در رفتار حماس، معتقدند که"  نمی توان گفت ؛ حماس در پی از میان بردن کشور اسرائیل است". بعد با توجه به سازش قبلی سازمان آزادی بخش فلسطین(ساف) و روابط برخی کشورهای عربی و اسلامی با رژیم صهیونیستی و اینکه حماس به عنوان یک گروه رادیکال فلسطینی هم گام در مسیر آنها نهاده است؛ اصرار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر نابودی اسرائیل را فاقد توجیه می دانند.

اساسا همانطور که گفته شد؛ سند سیاسی جدید حماس در دو سطح راهبردی و تاکتیکی قابل تفسیر است. هرچند در سطح راهبردی هم نوع برداشت و تفسیر از آن یکسان نیست. نکته دیگر اینکه ملت فلسطین در چند گروه فلسطینی خلاصه نشده است که مطلوب و رفتار آنها را بخواهیم به کل ملت فلسطین؛ آنگونه که مطلوب ماست، تعمیم دهیم.

اگر سازمان آزادیبخش فلسطین و حتی حماس گام در مسیر سازش نهاده باشند(بر اساس تفسیری که از سند جدید حماس ارائه کرده اند) هستند گروه هایی مانند جهاد اسلامی فلسطین و یا صابرین که قویا در مسیر مقاومت قرار دارند. همچنین بخشی اکثریتی جامعه فلسطین در کرانه باختری رود اردن و حتی مناطق اشغالی 1948 که برگه هویتی شان شهروندی اسرائیل است و حتی اسرای فلسطین، انتفاضه هایی را رقم زده اند که نگاهشان لزوما آنگونه نیست که این برخی به اصطلاح کارشناسان از سند حماس برداشت داشته اند.


بر این اساس جمهوری اسلامی ایران بر اساس تکلیفی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر عهده آن نهاده است؛ می بایست در دفاع از این اکثریت که برای رفع ظلم اشغال تکاپو می کنند و در این تکاپوی خود از جهانیان و خصوصا ملل مسلمان استمداد دارند، حضور فعال داشته باشد.

گفته می شود که مرجع این تکلیف کیست؟ تردیدی نیست  همانطورکه گفته شد؛ این تکلیف در قانون اساسی بر عهده جمهوری اسلامی نهاده شده است. درست است که در قانون اساسی به صراحت بیان نشده است که جمهوری اسلامی ایران باید اسرائیل را نابود کند. اما وقتی تاکید دارد که " دفاع از حقوق همه مسلمانان" (اصل 11 و 152) وظیفه دولت جمهوری اسلامی ایران است. بر این اساس کمک به ملت مسلمان فلسطین که خواستار پایان ظلم اشغالگری هستند، یک تکلیف است و پایان اشغال فلسطین هم در ذات خود مساوی با نابودی واحد سیاسی به نام اسرائیل است. (البته در اصل 154 تاکید شده است از آنجا که ملت های مسلمان به رشد رسیده باشند و خود خواستار کمک باشند این امر مداخله در امور داخلی محسوب نمی شود)


مجلس شورای اسلامی نیز ماده واحده ای را با نام قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین به تصویب رساند که در تاریخ 19/2/1369 به تائید شورای محترم نگهبان نیز رسیده است و با امضاء رئیس وقت مجلس به دولت ابلاغ شده است.


 تردیدی نیست که این قانون در راستای قانون اساسی ایران که در رفراندوم به تصویب ملت ایران رسیده است، تدوین شده است و مضمون آن هم ملزم کردن دولت جمهوری اسلامی به تکلیف قانونی خود در حمایت از مظلومان فلسطین است که البته نتیجه طبیعی آن هم حذف اسرائیل از نقشه سیاسی منطقه و جهان است. بر این اساس باید گفت مرجع این تکلیف، قانون اساسی و قانون مصوبه مجلس شورای اسلامی است.


بر این اساس هر کس که نظام جمهوری اسلامی ایران مسئولیتی را می پذیرد (خواه این مسئولیت انتصابی باشد و یا در یک فرایند انتخابی به وی واگذار شده است) می بایست به این تکلیف قانون اساسی و مصوبه مجلس شورای اسلامی عمل کند نادیده گرفتن ای تکلیف و یا عدم باور به آن در گفتار، رفتار و کردار می تواند موجب سلب صلاحیت وی در مسئولیتی باشد که در آن قرار دارد. مانند منعی که امام خمینی(ره) برای نامزدی مسعود رجوی داشتند زیرا وی یک اصل قانون اساسی را نفی کرده بود ولی اراده اش پذیرش در چارچوب همان قانون مسئولیت بود.

سخن دیگر اینکه یک ملت مستقل برای تعریف سیاست های راهبردی خود نیاز به تعیین تکلیف از سوی مراجع خارجی مانند سازمان ملل متحد و یا هر کشور و نهاد دیگر ندارد که اصل استقلال این نیاز را منتفی می سازد.

همچنین قرار نیست وقتی یک بار ملت در رفراندم ملی قانونی را تصویب کرد برای اجرای بند بند آن هم رفراندوم برگزار کند. این موضوعی است که همه عقلا بر آن اجماع دارند. اینکه مطرح می کنند که موضوع نابودی اسرائیل و یا در واقع حمایت از فلسطین در رفراندوم مطرح شود مطالبه ای عقلایی محسوب نمی شود. تردیدی نیست بیان چنین شبهه ای القاء مطلوبیت فردی و یا جریانی به عنوان یک مطالبه فراگیر است که نتیجه طبیعی آن افزایش هزینه های نظام است.

اخیرا با سفارش جمعیت دفاع از ملت فلسطین،  یک نظرسنجی از شهروندان تهرانی در باره نسبت مساله فلسطین با منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران و چگونگی ورود ایران به مسئله فلسطین انجام شد که نتیجه آن همراستایی مردم با قانون اساسی و مصوبه مجلس بود.


بی تردید دوستانی که این نوع شبهات را با استفاده از هر فرصتی مطرح می کنند؛ در واقع در سفسطه توانا هستند و بیش از آنکه معرفت به قانون اساسی و قوانین جمهوری اسلامی داشته باشند و البته دغدغه مند در حوزه منافع و امنیت ملی، بیشتر در آتش مطرح کردن خود می سوزند و توصیه آن است تا دیر نشده از این آتش خود را برهانند.

*کارشناس مسائل منطقه

انتهای پیام/




مطالب مرتبط

نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری قدس


© تمامی حقوق برای خبرگزاری قدسنا محفوظ است.