qodsna.ir

نگاهی به ساختار انتخاباتی
لبنان و نتایج احتمالی آن

گروه تحلیل و تفسیر

به گزارش خبرگزاری قدس(قدسنا)، گروه تحلیل و تفسیر: این انتخابات در شرایطی برگزار می شود که بندر بیروت بر اثر یک انفجار بزرگ به مثابه یک انفجار هسته ای تقریبا ویران شده است. پیامدهای این انفجار در کنار رژیم تحریمی آمریکا و برخی دولت های غربی شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی لبنان را بشدت متاثر کرده است. بانک های لبنان ورشکسته شده اند، شرایط پس اندازهای مردم در این بانک ها آینده روشنی ندارد. ارزش پول ملی لبنان تا آن میزان پایین آمده که حتی اقشار متوسط به بالا و تقریبا مرفه نیز در تامین مایحتاج روزانه زندگی دچار مشکل هستند. بحران اقتصادی همچنان استمرار دارد و با آنکه از انتخابات قبلی تا کنون سه نخست وزیر بر سرکار آمده اند (سعد حریری- حسان دیاب و نجیب میقاتی) هنوز تغییر مثبتی در این حوزه دیده نشده است.

 

گسترش این بحران ها و ناپایداریهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجب شده که در جامعه لبنان در ارتباط با ساختار فعلی و توافق طائف شک و تردید بروز کند. این جریان تاکید دارد که توافق طائف باید تغییر کند زیرا ساختار فعلی مولد بحران ها بوده و ریشه مشکلات رو به تزاید لبنان است.

 

وجود این حوادث و این نوع تردیدها و سوالات در واقع بیانگر اهمیت زیاد انتخابات فعلی است و بی تردید نتایج آن هم در آینده لبنان تعیین کننده است.

 

با اینهمه باید تاکید کرد که این انتخابات و نتایج قطعا نمی تواند خلاء سیاسی را در لبنان پر کند زیرا تا زمانی که یک نظام طایفه گرا در لبنان وجود دارد و هر طایفه سهمی را در مجلس و کابینه دارد و تا زمانی که این سهم خواهی طوایف بدون تغییر باقی بماند، انتظار تغییر بنیادین و پر کردن خلأ های سیاسی بیهوده است. نظام طوایفی از عدالت بسیار دور است. جمعیت مسیحی لبنان 25% جامعه را تشکیل می دهد اما 50% فرصت های شغلی بر اساس قانون طایفه گرای لبنان به مسیحیان تعلق دارد! یعنی فرد صرفا به دلیل تعلق به مسیحیت و بدون اینکه شایستگی لازم را برای تصدی یک فرصت شغلی  داشته باشد، آن شغل را صاحب شده و به استخدام دولت در می آید.

 

بر این اساس نمی توان انتظار داشت تا زمانی که این بی عدالتی اجتماعی وجود دارد، مشکلات مردم نیز حل شود. تا زمانی که این مشکل ساختاری مبتنی بر طائفه و سهم خواهی طوایفی وجود دارد، استمرار بحران در لبنان نیز امری بدیهی است.  در واقع این سیستم و نظام طائفه گرا یک نظام بحران زا است. پس این تصور که خلأ سیاسی لبنان با انتخابات اخیر پایان خواهد یافت یک تصور دور از حقیقت است.

 

بررسی فرایند انتخابات لبنان نشان می دهد که اعتماد جامعه شیعه لبنان به حزب الله و جنبش امل بسیار بالا است. لذا به نظر نمی رسد تغییری در تعداد کرسی های شیعه مجلس یعنی 27 کرسی ایجاد شود.

 

در سطح جامعه مسیحی ما شاهد دو قطب سیاسی هستیم. در یک طرف جریان ملی آزاد و جریان مرده قرار دارند و در سوی دیگر هم جریان قوات اللبنانیه به رهبری سمیر جعجع قرار دارد. به نظر می رسد این دو قطبی همچنان ادامه یابد با این تفاوت که جریان سمیر جعجع از منافع غیر لبنانی مانند عربستان و غرب دفاع می کند و نه منافع ملی لبنان. بر این اساس قطعا روند و نتایج انتخابات به ضرر این جریان خواهد بود و پیروزی اکثیریت مسیحی هم پیمان با مقاومت امر قابل تصوری است.

 

جریان سوم در جامعه لبنان جریان سنی است. جامعه سنی در لبنان نقش مهم و تعیین کننده ای دارد. سعد حریری پس از ترور پدرش رفیق حریری نقش تعیین کننده و ثابتی در رفتار سیاسی اهل سنت لبنان داشت. معمولا در انتخابات گذشته از 27 کرسی اهل سنت در پارلمان، همیشه موفق به کسب اکثریت بوده و 20 الی 24 کرسی را کسب می کرد اما در حال حاضر یک نوع تعارض اراده در جریان سنی لبنان دیده می شود.

 

سعد حریری انتخابات را تحریم کرده و از جامعه سنی نیز درخواست کرده که در انتخابات شرکت نکنند. اما عربستان که در همه انتخابات گذشته از سعد حریری حمایت کرده است، اکنون خواستار مشارکت حداکثری اهل سنت در انتخابات است تا مشروعیت بیشتری برای مداخله گری و تاثیرگذاری در آینده لبنان داشته باشد. موضوع مهمی که شرایط صحنه را به ضرر جامعه سنی آرایش داده است.

 

در جامعه سنی لبنان البته تشکل هایی مانند  یک جریان سنی به رهبری فواد سینوره نیز وجود دارد که تلاش دارند به نوعی در این جامعه محوریت داشته باشند اما واقعیت آن است که این جریان ها نمی توانند جانشین جریان المستقبل به رهبری سعد حریری باشند.

 

خصوصا که پایگاه اجتماعی سنیوره در صیدا است و سنی های بیروت از آن استقبال نخواهند کرد زیرا خود را بسیار برتر از سنی های صیدا می دانند.

 

بنابراین  در پارلمان آینده لبنان باید منتظر حضور تعداد بیشتری از نمایندگان مستقل سنی بود که شرایط جدیدی را در صحنه سیاسی و صف بندی های پارلمانی رقم خواهد زد.  اینکه در پارلمان گروه های سنی سازمان یافته حضور یابند و یا اینکه نمایندگان مستقل باشند، بسیار متفاوت خواهد بود. قطعا مدیریت افراد مستقل و پراکنده از سوی حزب الله در آینده بهتر خواهد بود و می توان انتظار داشت تنش های سیاسی کمتری رخ دهد لذا با توجه به شرایط موجود حتی شرایط جریان سنی، به نظر می رسد روند به نفع حزب الله و 8 مارس در جریان است.

 

نکته دیگر اینکه ساختار قدرت سیاسی در لبنان مبتنی بر «المناصفه فی المثلاثه» است . یعنی سه جریان اصلی حاکمیت در آن حضور دارند: مسیحی مارونی، سنی و شیعه که هرکدام از آنها در صحنه انتخابات و مجلس و دولت نقش موثری دارند.

 

همچنین بر اساس قانون اساسی طایفه ای رئیس جمهور از مارونی ها است، نخست وزیر نیز سنی است و رئیس پارلمان هم شیعه است اما در کل ساختار به صورت عمومی 50% مسیحی و 50% مسلمان تعریف شده است. این تقسیم بندی به لحاظ عددی به هیچ وجه تطابقی با ترکیب جمعیتی لبنان ندارد. 25% جمعیت مسیحی هستند و 75% نیز مسلمان هستند. مشکلی که موجب ناپایداری ساختار می شود.

 

در حال حاضر جریان جدیدی در لبنان شکل گرفته است که در پی تغییر این ساختار و تعریف یک ساختار جدید است. این جریان تاکید دارد که توافق طائف و ساختار مبتنی بر آن باید حذف شود و قانون اساسی جدیدی مبتنی بر اصل تساوی افراد در انتخاب های سیاسی منهای قومیت و اعتقاد و دین تعریف شود. همین موضوع یکی از دیگر از چالش هایی است که انتخابات فعلی با آن روبرو است.

 

حزب الله لبنان معتقد است مشروعیت نظام از مردم است و انتخابات هم محل تجلی اراده مردم بوده و محترم است. بر این اساس باید به نتایج انتخابات احترام گذاشت و در برابر اراده و انتخاب مردم تسلیم بود. لذا هم انتخابات و هم نتایج آن اهمیت دارد.

 

حزب الله لبنان در انتخابات سال 2008 اکثریت لازم را به همراه متحدین خود کسب کرد و بر اساس همان نتایج موفق به تعیین رئیس جمهور شد. روند تحولات سیاسی و اجتماعی لبنان نشان می دهد پیروزی سال 2008 میلادی برای حزب الله و متحدین آن تکرار خواهد شد.

 

شانس حزب الله و همپیمانان آن بسیار زیاد است. در انتخابات گذشته بیش از 70 کرسی مجلس در اختیار 8 مارس قرار گرفت. این درحالی بود که جریان 14 مارس به رهبری سعد حریری اندکی بیش از 50 کرسی را کسب کرده بود. شرایط فعلی هم نشان دهنده امکان تکرار همان نتایج و رقم خوردن یک پیروزی بزرگ برای جریان 8 مارس به رهبری حزب الله است.

 

جریان هایی مانند قوات اللبنانیه هرچند دارای پایگاه اجتماعی نه چندان بزرگی هستند اما روندها نشان می دهد که این پایگاه اجتماعی در حال کوچکتر شدن است. زیرا اکثر چهره ها و شخصیت های رهبری این جریان ها به فساد اشتهار دارند لذا به تعبیر لبنانی ها مصداقیت ندارند.

 

در خصوص جریان های دیگری مثل جریان قوات اللبنانیه و اشخاصی چون سمیر جعجع هم باید به این نکته توجه داشت که اکثر این افراد آلوده به فساد هستند و مردم اطمینان چندانی به آنها ندارند. همچنین افراد بیشتر به دنبال تامین منافع عربستان و غرب هستند تا منافع ملی لبنان. افزون بر این گفتمان انتخاباتی این جریان بر این موضوع استوار است که تلاش دارند اینگونه القاء کنند که انتخاب حزب الله و همپیمانان سیاسی آن به معنی تثبیت اشغال لبنان توسط ایران است.

 

این شعار در همه تبلیغات انتخاباتی این جریان وابسته عربی و غربی دیده می شود اما این تبلیغات از سوی افکار عمومی لبنان تاکنون مورد استقبال قرار نگرفته است زیرا مردم لبنان به درستی می دانند موضوع اشغال لبنان از سوی ایران یک توهم است و اساسا چنین چیزی مطرح نیست و بنابراین نمی توان انتظار داشت که افکار عمومی لبنان بر اساس یک ادعای تخیلی و توهمی با آنها همراهی کند.

 

نکته دیگر اینکه حزب الله و نمایندگان آن در مجلس و دولت به پاکدستی مشهور هستند و هیچ مورد اتهامی دزدی و فساد درباره آنها مطرح نیست. موضوعی که ادعاهای ضد حزب الله را تا حد زیادی زیر سوال می برد و جریان فاسد  قوات اللبنانیه را تا حد زیادی دچار مشکل کرده است خصوصا که حزب الله با فراخوانی ایران در بدترین شرایط اقتصادی و اجتماعی خصوصا در حوزه سوخت و دارو به کمک جامعه لبنان آمد.

 

بحث مهم دیگر اینکه دخالت های عربستان و کشورهای غربی خصوصا آمریکا و سفیر ماجراجویش در لبنان موجب شکل گیری قطب بندی هایی در این کشور شده است اما با اینهمه باید دانست که اکثریت مردم لبنان انتخابات را قبول دارند هر چند بخشی از جامعه لبنان نسبت به توانمندی ساختار فعلی تردیدهایی را مطرح کرده و خواستار تغییر این ساختار هستند ولی میزان انتقاد از ساختار فعلا از قوت لازم برای تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات برخوردار نیست و علی رغم فراخوانی آن به تحریم انتخابات به نظر می رسد حدود 60% مردم که اتفاقا واقع گرا محسوب می شوند، در انتخابات شرکت کنند.

 

شایان ذکر است که مجموعه نمایندگان پارلمان لبنان 128 نفر است که از این بین سه جریان اصلی یعنی مسیحی مارونی، سنی و شیعه بیشتر کرسی ها را به خود اختصاص می دهند و مابقی کرسی ها هم میان جریان های کوچک مانند دروزی ها، کاتولیک ها، علویان، آشوریها، کلدانی ها و غیره تقسیم شده است. جدول زیر سهم هر یک از طوایف و قومیت ها از کرسی های پارلمان به تفکیک آمده است.

 

مذهب                            پیش از طائف               پس از طائف

 

مارونی                           30                              34

 

ارتدوکس شرقی                11                             14

 

کاتولیک شرقی                  6                               8

 

ارتدوکس ارمنی                 4                               5

 

کاتولیک ارمنی                  1                                1

 

پروتستان                         1                                1

 

مسیحیان دیگر                   1                               1

 

کل مسیحیان                    54                             64

 

سنی                              20                              27

 

شیعه                              19                               27

 

دروزی                            6                                   8

 

علوی                             0                                   2

 

کل مسلمانان                45                                    64

 

مجموع                         99                                   128


| شناسه مطلب: 367548