qodsna.ir
در نشست تخصصی بحران اوکراین و تاثیر آن بر معادلات خاورمیانه مطرح شد؛

زارعی: تحولات اوکراین می‎تواند تاثیراتی جدی بر مسائل منطقه‌ای داشته باشد/ بهمن: رخدادهای فعلی برای جبهه مقاومت یک فرصت است چون موضع کشورهای وابسته به آمریکا را تضعیف می‌کند

به اعتقاد کارشناسان حاضر در نشست تخصصی بحران اوکراین و تاثیر آن بر معادلات خاورمیانه، یکی از مهمترین آثار بحران اوکراین در منطقه، روشن شدن موضع برخی کشورها بوده است که در دهه های اخیر همواره تلاش داشته اند با سیاست ها و مواضع نفاق گونه اهداف خود را به پیش برند.


به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)، نشست تخصصی  بحران اوکراین و تاثیر آن بر معادلات خاورمیانه صبح امروز به همت جمعیت دفاع از ملت فلسطین و با حضور  دکتر سعدالله زارعی رئیس موسسه پژوهشی اندیشه سازان نور و دکتر شعیب بهمن استاد دانشگاه برگزار شد.


«سعدالله زارعی» در ابتدای این نشست تاکید کرد: موضوع مورد بحث  در این نشست موضوع بسیار مهمی است، به ویژه از این زاویه که بحران روسیه و غرب در اوکراین چه تاثیری برای جبهه مقاومت ایجاد می کند باید مهمترین مساله ما و موضوع مورد بحث ما باشد.


این رخداد از چند منظر قابل بررسی است که از هر کدام از این زوایا نگاه کنیم مساله شفاف تر می شود.


ارجاعات تاریخی گاهی کمک می کند گاهی هم اغواکننده است، به این دلیل که ممکن است که در یک واحد سیاسی سیاست تغییر کرده باشد و ممکن هم هست تغییر نکرده باشد.


به عنوان نمونه درباره جمهوری اسلامی اگر یک تحلیلی ارائه شود و به این مساله نگاه نکند که ایران در چند دهه اخیر یک انقلاب تجربه کرده، این تحلیل واقعیت نخواهد داشت.


بنابراین این مساله را باید درباره نسبت منطقه خودمان با غرب و روسیه مورد مطالعه قرار دهیم.


براساس این ملاحظه، ما در برابر غرب یک نوع یکپارچگی می بینیم ، چون غربی ها عموما در قبال منطقه، جهان اسلام ومحور مقاومت یک موضع سلبی و منفی داشته اند. در واقع غرب تغییری نکرده است و همان ایدئولوژی استعمارگرانه در قرون گذشته را دنبال می کند. در واقع ما تفاوتی در روش مواجهه غرب با این منطقه مشاهده نمی کنیم. همان خصومت ها و دشمنی ها به همان شدت قبل وجود دارد.


اما درباره روسیه تفاوت هایی را می توان مشاهده کرد، البته با وجود اینکه روس ها در قبال منطقه وجهان اسلام نکات منفی دارند اما در مجموع ما شاهد برخی تفاوت ها در این مساله بوده ایم.


به عنوان نمونه درباره مساله فلسطین با وجود اینکه یک میلیون و سیصد هزار یهودی روس تبار در اسرائیل حضور دارند اما در عین حال شاهد هستیم در طول 30 تا 40 سال گذشته روسیه بیشتر در کنار فلسطینی ها بوده است.


ما امروز می بینیم که این مساله به سطحی از تعارض میان دولت روسیه و رژیم صهیونیستی رسیده است. مواضع اخیر مقامات روس درباره ادامه تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه سوریه از این جمله تغییرات بوده است.


روابط بسیار نزدیکی که روسیه با ایران داشته که با سیاست های آمریکا و رژیم صهیونیستی مغایرت دارد یکی از این نمونه ها محسوب می شود.


در واقع می بینیم که در تعارض بین غرب و جهان اسلام روسیه تا حدودی تمایلش بر این است که در سمت جهان اسلام بایستد.


مساله دیگری که مهم است ، این است که حس عمومی جهان اسلام از آفریقا تا آسیا از کشورهای شیعه نشین تا سنی، همه نسبت به غرب و آمریکا یک نفرت مشترک با حجم بالا دارند. مساله ای که نظرسنجی های موسسات غربی نیز بر آن صحه گذاشته است.


بنابراین یک حس عمومی در جهان اسلام نسبت به اینکه غرب دشمن آنهاست وجود دارد، مساله ای که درباره روسیه وجود ندارد. این هم بی دلیل نیست که عدم نفرت نسبت به روسیه وجود دارد و نسبت غرب وجود ندارد.


نکته دیگری که وجود دارد سیطره نسبی غرب بر جهان اسلام از آفریقا تا غرب آسیاست، این منطقه اسلامی عمدتا تحت تاثیر سیاست های آمریکا و غربی ها است.


در واقع منطقه مسلمانان به شدت زیر فشار غرب قرار گرفته و قرار دارند در شرایطی که روسها در این جغرافیا حضوری جدی ندارند و به همین جهت طبیعتا مساله مسلمانان در این مناطق  رها شدن از سلطه آمریکایی هاست نه روسها.


در تحولات اخیر هم مشاهده شد که جهان اسلام و به ویژه محور مقاومت در قبال تحولات اوکراین به این نتیجه رسیدند که باید موضع ضد غربی اتخاذ کنند. این موضع گیری به این دلیل اتخاذ شده که رهبران مقاومت در منطقه به این نتیجه رسیده اند که این تحولات می تواند به عنوان یک نقطه عطف مهم تلقی شود که در آینده تاثیرات مهمی بر منطقه و جهان خواهد داشت.


موضوع دیگر درباره این تحولات، روشن شدن مواضع برخی کشورها در قبال مسائل مختلف منطقه بود. به عنوان نمونه ترکیه پیش از این مواضع خوبی در قبال محور مقاومت اتخاذ نمی کرد.


در این صحنه ترکیه آمد و موضع گرفت ، در واقع کنار غربی ها ایستاد و حساب خودش را از روسیه جدا کرد. موضعی که نوعی ناپختگی سیاسی از سوی اردوغان در آن دیده می شود.


این گونه موضع گیری ها می تواند تکلیف گروههای مقاومتی در منطقه را روشن کند و واقعیت مواضع کشورهای منطقه را برای آنها بر ملا سازد.


همچنین در این تحولات رژیم صهیونیستی در کنار غرب قرار گرفت ، این هم مساله ای است که برای مقاومت منافع بسیار زیادی به همراه خواهد داشت. اسرائیلی ها به نفع شان بود در قبال تحولات اوکراین یا سکوت کرده و یا اینکه در کنار روسیه قرار گیرند.


در این صحنه رژیم صهیونیستی با مواضع خود روسیه را بیشتر به سمت وسوی همراهی با محور مقاومت سوق دادند که این علامت تغییری است که در فضای ژئوپلتیک منطقه به نفع محور مقاومت رخ داده است.


مطلب آخر اینکه ما به عنوان جمهوری اسلامی در این فضا یک فضای تنفس پیدا کردیم تا سیاستهای خود را در فضای آرام تری پیش ببریم .


در واقع باید ایران تلاش کند فضای مشترک با روسیه را از فاز تفاهم و همکاری به فاز کار مشترک و اقدام هماهنگ برساند. ایران نیز می تواند از فضای جدید ایجاد شده در راستای کمک گرفتن از روسیه در پرونده هایی نظیر یمن استفاده کند. در نتیجه باید تاکید کنم در فضای منطقه یک نوع تعدیل و اصلاح ایجاد شده که می توان از آن بهره هایی را برد.

 

در نشست تخصصی بحران اوکراین و تاثیر آن بر معادلات خاورمیانه مطرح شد؛زارعی: تحولات اوکراین می‎تواند تاثیراتی جدی بر مسائل منطقه‌ای داشته باشد بهمن: رخدادهای کنونی برای جبهه مقاومت یک فرصت است چون به تضعیف موضع کشورهای وابسته به آمریکا منجر می‌شود 4

 

در ادامه این نشست «شعیب بهمن» تاکید کرد: درباره بحران اوکراین دلایل متعددی را می توان ذکر کرد که چرا به اینجا رسیده است. در وهله اول باید تاکید کنیم که این درگیری و جنگ اساسا میان روسیه و اوکراین نیست نباید سطح تحلیل خود را به این سطح تقلیل دهیم. واقعیت این است که بحران فعلی حاصل شرایط و اقدامات پی در پی است که آمریکایی ها رقم زدند. البته معنای آن این نیست که این جنگ دامی بوده که روسها در آن گرفتار شده اند، چون روسها هم دلایل خود را برای شروع جنگ داشته اند.


من معتقدم که یکی از دلایل این جنگ به مسائل غرب آسیا  مرتبط است. یک نگاه کوتاه تاریخی داشته باشیم به مسائلی که در دهه های اخیر در این منطقه میان آمریکا و روسیه رخ داده است.


در واقع این تحولات ریشه در رخدادهای تاریخی دارد که میان روسیه و غرب در منطقه غرب آسیا وجود داشته است، منطقه ای که در آن روسها نقش کمرنگی داشته اند وآنها به عنوان یک بازیگر فعال در این تحولات حضور نداشته اند.


در دهه های اخیر آمریکایی ها تلاش داشته اند که نفوذ توامان سیاسی و نظامی خود را گسترش دهند، از سال  2000 به بعد که روسیه با قدرت گرفتن پوتین شرایط جدیدی پیدا می کند ، روسیه دگرگونی هایی در سیاست های خود ایجاد کردند که در آن تقابل میان روسیه و آمریکا در برخی مسائل به طور واضح قابل مشاهده است.


در تقابل با این شرایط آمریکایی ها در اطراف روسیه، مدل انقلاب رنگی را به اجرا درآوردند تا سیاست های خود را به ثمر بنشاند.

 

می توان گفت بن بست سیاست های آمریکا در غرب آسیا و اطراف روسیه باعث شد  که در نهایت جریان های روس گرا بتوانند مجددا قدرت را بدست آورند، این یعنی شکست پروژه انقلاب رنگی برای آمریکایی ها.


در واقع آمریکایی ها پس از شکست در انقلاب های رنگی به سمت سیاست بحران سازی علیه روسیه اقدام کردند. ما مدل این بحران سازی را در سال 2014 در اوکراین مشاهده کردیم. که قبل از آن در سال 2011 این مدل را در سوریه مشاهده کرده بودیم.


در مقابل روسیه نیز ساکت ننشست و در سال 2014 اقدام به الحاق برخی از اراضی اوکراین کرد تا روند پیوستن این کشور به ناتو را دچار مشکل کند.


در 2014 و 2015 روسها عملا وارد بحرانهایی در سوریه و اوکراین می شوند که آمریکایی ها آنها را ایجاد کرده اند، اما نتیجه برای روسها موفقیت آمیز و برای آمریکایی ها ناامید کننده بود.


در واقع آمریکایی ها احساس کردند که در بحران هایی که در یک دهه گذشته علیه روسها اجرا کردند شکست خورده اند و باید دست به اقدامی جدید بزنند تا روسیه را به دوران ضعف وناکامی خودش برسانند. مطلوب آمریکایی ها این است که روسیه بازیگر مهمی در منطقه خاورمیانه، آمریکای لاتین و اروپا نباشد و در پشت مرزهای خود محصور باشد. مساله ای که اخیرا با بحران سازی در قزاقستان و اوکراین دیده شد.


اما آیا این رخدادها برای ما فرصت است یا تهدید؟ من تصور می کنم این رخداد برای جبهه مقاومت یک فرصت است چون به تضعیف موضع کشورهای وابسته به آمریکا در منطقه منجر می شود.


از طرفی کشورهای منطقه نیز بتدریج متوجه شده اند که آمریکایی ها در بزنگاههای تاریخی هرگز حامی آنها نخواهند بود.  متحدان آمریکا در منطقه هم اکنون در موضع ضعف قرار دارند و آن سیاست های یکپارچه گذشته را نمی توانند اتخاذ کنند.


مساله دیگر روشن شدن موضع برخی کشورهای منطقه در قبال رخدادها و تحولات مهم در منطقه است که در ارتباط با ترکیه و رژیم صهیونیستی دیده شد.


رژیم صهیونیستی در دوران نتانیاهو تلاش می کردند که نشان دهند که روابط گرمی با روسیه دارند. اما هم اکنون شرایط به جایی رسیده که حمایت های رژیم صهیونیستی از اوکراین باعث شده ما در انتظار تغییرات قابل توجهی در منطقه باشیم.


به ویژه اینکه رئیس جمهور اوکراین به نوعی خود را در صف حامیان رژیم صهیونیستی قرار داده است و در رژیم صهیونیستی نیز نگاههای منفی نسبت روسیه وجود دارد.


نکته دیگر در قبال تعامل روسیه با ایران است، تحریم شدن گسترده روسیه باعث می شود که شرکت های روسی دیگر نگرانی جدی در قبال مواجه شدن با تحریم در صورت برقراری روابط با ایران را نداشته باشند و این مساله می تواند به ایران کمک کند.


در گذشته همواره محور مقاومت و ایران در نوک پیکان تقابل با غرب و آمریکا قرار داشتند اما در شرایط کنونی روسیه نیز در نوک این پیکان قرار گرفته است، این مساله می تواند یک فضای تنفس عالی به ایران برای اجرای سیاست های خودش بدهد.


البته باید ایران نگاه بلند مدتی نسبت به شرایط و تحولات اخیر رخ داده داشته باشد و نباید نگاه ابزاری داشته باشیم. در این مسیر باید با نگاه کلان و راهبردی به تقویت روابط با کشورهای محور مقاومت بپردازیم.

 

در نشست تخصصی بحران اوکراین و تاثیر آن بر معادلات خاورمیانه مطرح شد؛زارعی: تحولات اوکراین می‎تواند تاثیراتی جدی بر مسائل منطقه‌ای داشته باشد بهمن: رخدادهای کنونی برای جبهه مقاومت یک فرصت است چون به تضعیف موضع کشورهای وابسته به آمریکا منجر می‌شود 3

انتهای پیام/م.ت/