qodsna.ir qodsna.ir

میزان جدیت تهدیدات
نوری مالکی علیه تل‌آویو

«سعیدرضا دل شکیب»

                                                                                                                تحلیلی بر سخنان اخیر نوری مالکی علیه اسرائیل

                                                          چگونه عراق به صحنه جنگی علیه رژیم اسرائیل تبدیل خواهد شد که بیش از یک کشور در آن مشارکت خواهند کرد؟

 

خبرگزاری قدس(قدسنا) - سعید رضا دل شکیب:

 

نوری مالکی نخست وزیر اسبق عراق و رئیس ائتلاف دولت قانون در مطلبی که رئیس دفترش به نقل از وی توئیت کرده گفته است: اگر اسرائیل به هدف قرار دادن حاکمیت عراق ادامه دهد این کشور صحنه جنگی خواهد شد که در ان بیش از یک کشور و از جمله ایران در آن مشارکت خواهند کرد.

 

در این توئیت به نقل از مالکی آورده شده که « امنیت منطقه ای که عراق محور اصلی در ان محسوب می شود امنیت مشترک و حمایت از ان نیز مسئولیت همه دولتهای منطقه است و چنانچه اثبات شود توهین اخیر به حاکمیت عراق کار اسرائیل بوده به این معنی است که امنیت منطقه به خطر افتاده و این موضوع برگه های بازی را به هم می زند و لذا عراق با قدرت به آن پاسخ خواهد داد».

 

مالکی گفته است که عراق تدابیر لازم دفاعی در این باره را اتخاذ خواهد کرد و با کمک ایران پاسخ قدرتمندی به این تجاوز می دهد. وی همچنین تصریح کرده است: ایران با حملات هوایی اسرائیل به مقرهای حشدالشعبی مقابله خواهد کرد زیرا این حملات با هدف تضعیف حشد و ارتش عراق صورت گرفته و مقدمه ای برای هدف قرار دادن ایران محسوب می شود.

 

در این رشته توئیت هشام الرکابی مسئول دفتر مالکی به نقل از وی جزئیات جدیدتری از حملات اخیر به مقرهای حشدالشعبی را فاش ساخت و نوشت که تاکنون 12 انبار مهمات متعلق به حشدالشعبی مورد حمله واقع شده و این در حالی است که رسانه های غربی از جمله نیویورک تایمز خبر از بمباران 4 مقر حشد  داده بودند.

 

سخنان نوری مالکی پس از آن صورت گرفت که روزنامه نیویورک تایمز در خبری بدون اشاره به منبع ان و به نقل از منابع دیپلماتیک آمرزیکایی و اسرائیلی از دست داشتن اسراییل در حمله اخیر به مقرهای حشدالشعبی عراق خبر داده بود.

 

اسراییل اما رسما این خبر را تایید نکرده اما مدعی شده که حق خود می داند که ایران و هم پیمانانش را مورد هدف قرار دهد.

 

پیش از مالکی ابو مهدی المهندس معاون حشدالشعبی نیز آمریکا را متهم به دست داشتن در حمله به مقرهای حشدالشعبی از طریق فراهم کردن شرایط برای نیروی مهاجم کرده بود و اعلام کرد که به این اقدام آمریکا پاسخ خواهد داد.

 

چنانچه ثابت شود رژیم اشغالگر قدس در این حملات دست داشته است این نخستین باری است که اسرائیل پس از حمله جنگنده های صهیونیستی به پایگاه اوسیراک عراق در سال 1981 به این کشور حمله می کند.

 

اسراییل در هفتم ژوئن 1981 به اوسیراک حمله هوایی کرد و نیروگاه اتمی عراق را منهدم ساخت.

 

آنچه میان حملات اخیر با حمله صهیونیست ها در سال 1981 تفاوت دارد وضعیت امروز عراق است. عراق پس از یک دوره بسیار دشوار اشغالگری آمریکا و اشغالگری سازمانهای تروریستی دست پرورده آمریکا و رژیم صهیونیستی با فتوای مرجعیت این کشور در مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی موقعیتی بی بدیل در منطقه یافته است. تولد حشدالشعبی به عنوان نیروی پرقدرت مردمی که حالا نابودی سازمان چندملیتی داعش و تجربه جنگ های برون مرزی را در کارنامه خود دارد به این کشور عربی جایگاهی مثال زدنی در منطقه داده است. توان این نیروی مردمی زمانی که با نیروی رسمی نظامی عراق یعنی ارتش پیوند می خورد می توان متوجه کارکردهای او با هر مهاجم جدید شد.

 

رژیم اشغالگر قدس به خوبی به کارکردهای حشد و ارتش عراق واقف است و حتی اگر مثل حمله به پایگاه اوسیراک در دوران رژیم بعث صدام سیاست ابهام و مخفی کاری را به پیش بکشد باید انتظار پاسخ حشد و هم پیمانان منطقه ای او را داشته باشد.

 

رژیم صهیونیستی خواسته یا ناخواسته پس از فلسطین و لبنان و ایران، سوریه و حالا پای عراق را به امنیت خود کشانده است و به این ترتیب جبهه ای متشکل و منسجم که دارای مساحتی در حدفاصل مرزهای افغانستان و پاکستان تا دریای مدیترانه است را پیش روی خود تشکیل داده است. این جبهه بدون شک با جبهه ای که در دهه 50 و 60 قرن بیستم در برابر اسراییل ایستاد تفاوت های بنیادینی دارد. وقتی به عمق ناچیز رژیم اشغالگر اسرائیل در برابر پهنای گسترده جغرافیایی محور مقابل به همراه توانمندیهای این محور نگریسته شود به خوبی تفاوت وضعیت کنونی منطقه با وضعیت دهه های 50 و 60 قرن بیستم برای اسراییل هویدا می شود.

 

بر این اساس صهیونیست ها قائل به در پیش گرفتن سیاست ابهام زایی در بسیاری از مواقع هستند. یعنی با خلق رویدادهایی علیه رقبا و یا دشمنان خود چه در داخل و چه در خارج بدون تصدی مسئولیت آن و گاهی متهم کردن دیگران به دست داشتن در پرونده (نظیر آنچه در لبنان با ترور رفیق الحریری اتفاق افتاد) به نظاره می نشینند تا از یک سو از واکنش طرف مقابل در امان باشند و از سوی دیگر با تجمیع قوای دیپلماتیک هم پیمانان خود اهداف متعدد رویداد را به نفع خود هدایت کنند. 

در این فقره نیز رژیم صهیونیستی به خوبی به وضعیت محدود خود و همچنین توانمندی حشد الشعبی آگاه است و جرات اظهار رسمی مسئولیت این حملات را ندارد بلکه با ابهام سازی پیرامون نقش خود در این حملات می کوشد:

 

1- دیگران یعنی بدخواهان دولت کنونی عراق در منطقه متهم به انجام این حملات و یا دست کم کمک به انجام آن شوند و به این  ترتیب درگیری منطقه ای با عراق ایجاد شود و دولت از ثبات خارج گردد.

 

2- از این طریق پیامی را به داخل عراق منتقل کند بلکه با تحریک ساختارهای سیاسی این کشور علیه حشد و متهم کردن این نیروی مردمی به نا امن سازی عراق مانع از هم پیمانی عراق با سایر زنجیره های مقاومتی شود که جغرافیای گسترده ای را از مرزهای افغانستان وپاکستان تا مدیترانه و دریای سرخ تشکیل داده است. 

 

انتهای پیام/م ش