شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸ 
qodsna.ir qodsna.ir
فلسطین در سالی که گذشت؟(بخش پانزدهم)

اعلام خروج نیروهای امریکایی از سوریه

فلسطین و منطقه در سال 1397 هجری شمسی رویدادهای سیاسی و میدانی مختلفی را به خود دیده است. البته کلید نقطه آغاز برخی از این تحولات و رخدادها در گذشته زده شد اما همچنان در سال 1397 تحولات و رخدادهای حوزه فلسطین و خاورمیانه نیز در اولویت بود . در نوشتار حاضر سعی شده به اختصار هر یک از این تحولات اشاره شود.

قدسنا: احمدرضا روح الله زاد: فلسطین و منطقه در سال 1397 هجری شمسی رویدادهای سیاسی و میدانی مختلفی را به خود دیده است. البته کلید نقطه آغاز برخی از این تحولات و رخدادها در گذشته زده شد اما همچنان در سال 1397 حوزه فلسطین و خاورمیانه از تحولات و رخدادهای مهم بشمار می رود. در نوشتار حاضر سعی شده به اختصار هر یک از این تحولات اشاره شود:

 

 

اعلام خروج نیروهای امریکایی از سوریه

در بیست و نهم دی ماه 1397 دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا توییتی را منتشر کرد که بسیاری آن را یک شوک تلقی کردند. وی در این توییت اعلام کرده بود که بزودی امریکا نیروهای نظامی خود را از سوریه خارج می کند. امریکا بیشتر از 2000 نیرو در سوریه دارد. عمده این نیروها در حدود 10 پایگاه در شرق فرات مستقر هستند. اما تصمیم ترامپ در مورد منطقه التنف یعنی مثلث مرزی عراق و سوریه و اردن ساکت بود.

 

 

تحلیل ها در باره چرایی این اقدام امریکا و اهداف پشت پرده آن ، نیز واکنش ها به آن در سطوح مختلف و اینکه ترامپ در این ادعا صادق است یا نه فضای رسانه ای را قریب یک ماه به خود اختصاص داد.

در سطوح ملی این اقدام ترامپ به مثابه یک شوک واقعی بود. نمایندگان کنگره و سنا از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه امریکا نسبت به این اقدام دولت و تاثیری که بر تحولات منطقه و روابط امریکا با همپیمان های آن در منطقه می تواند بگذارد، اظهار نگرانی کردند. جیمز میتس وزیر دفاع امریکا در اعتراض به این تصمیم ترامپ استعفا داد. اما ترامپ مدعی بود که این یک تصمیم درست و در راستای منافع امریکا است. وی در پاسخ به اعتراضات تاکید می کرد که وظیفه امریکا در ارتباط با جنگ با داعش به پایان رسیده است و ائتلاف ضد تروریستی به رهبری امریکا دولت اسلامی داعش در سوریه و عراق را شکست داده است! بر این اساس باقی مانده تروریست ها در سوریه از چندان قدرتی برخوردار نیستند و نیروهای منطقه ای خودشان بدون کمک امریکا می توانند کار آنها را یکسره کنند و نیازی به حضور نیروهای امریکا نیست.

 

جیمز میتس

در سطح منطقه نیز رژیم صهیونیستی، رژیم های عربی وابسته مانند عربستان و امارات و قطر به شدت نسبت به این تصمیم امریکا اظهار نگرانی کردند و آن تهدیدی جدی برای امنیت خود دانستند. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل تماس های متعددی با رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و دیگر مسئولین امریکا گرفته و نگرانی های خود را منتقل کرد. وی از قول وزیر خارجه امریکا مایک پمپئو گفت که امریکا همچنان نفوذ منطقه ای خود را حفظ خواهد کرد و اجازه نخواهد داد امنیت اسرائیل تهدید شود.

 

نتانیاهو

رهبران عربی که بیش از صدها میلیارد دلار برای سرنگونی دولت بشار اسد هزینه کرده بودند نیز دچار هراس شده بودند. آنها با توجه به نقش ایران در جنگ با تروریسم تکفیری در عراق و سوریه و لبنان و اقتدار روز افزون محور مقاومت احساس غبن شدید کرده و وحشتزده بودند. لذا تلاش می کردند دولت امریکا را از این تصمیم منصرف سازند. وزیر خارجه امریکا ماموریت یافت برای کاهش نگرانی های رژیم های وابسته منطقه که از آنها با عنوان همپیمانان امریکا یاد می کرد به منطقه سفر کند و در همین سفر بود که نشست ورشو بر ضد ایران را هم با آنها مطرح کرد تا نگرانی های آنها را بر طرف سازد.

 

 

نیروهای کرد سوری که در شرق فرات حدود 30 درصد سوریه را اشغال کرده اند، از دیگر بازیگران نگران از خروج امریکل هستند. امریکا به بهانه حمایت از آنها در مقابل داعش، نیرو وارد این منطقه از سوریه کرده و نیروهای کرد را تسلیح و آموزش داده بود و به نوعی آنها را در حمایت خود قرار داده بود و آنها نیز زمینه را برای اقدامات تفکیکی مناسب دیدند و حدود 30 درصد خاک سوریه را در اشغال خود قرار دادند. دولت ترکیه از تشکیل یک کلنی مستقل کردی در همسایگی خود نگران است و آن را تهدیدی برای منافع و امنیت ترکیه می داند لذا با خروج امریکا از سوریه و بر داشته شدن چتر حمایتی آن از روی کردها، کردها نگران حمله ترکیه به شرق فرات هستند و معتقد هستند که امریکا به آنها خیانت کرده و از پشت به آنها خنجر زده است. البته آنها در مقابل این اقدام امریکا صلاح در آن دیده که به سمت دولت مرکزی سوریه گرایش یافته و امنیت خود در برابر حملات احتمالی ترکیه را با پیوستن به دمشق تضمین کنند. هر چند همچنان مرددانه در پازل امریکا مشغول بازی هستند.

 

نظامیان امریکا و کرد سوریه

تروریست های تکفیری هم از دیگر بازیگران نگران محسوب می شوند. این تروریست ها همانطور که خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه اسبق امریکا اعتراف کرده است و ترامپ رئیس جمهور فعلی امریکا نیز بر آن صحه گذاشته است، به وسیله امریکا و با کمک رژیم های وابسته امریکا در سطح منطقه ایجاد شده اند و برای استمرار حیات خود همواره وابسته به حمایت امریکا بوده اند اما با خروج امریکا آنها احساس می کنند به پایان خود رسیده اند و امکان بقا در سوریه برای آنها وجود ندارد. لذا بسیاری از آنها یا خود را تسلیم ارتش سوریه کرده اند و یا اینکه اقدام به فرار از سوریه و بیرون کشیدن خود از مهلکه کرده اند. این تضعیف روحیه فرصت مناسبی برای یکسره سازی تروریست ها در سوریه به ارتش سوریه و همپیمانان آن داده است که متاسفانه به دلیل نقش تخریبی ترکیه از آن بخوبی استفاده نمی شود.

 

 

دولت ترکیه از خروج امریکا از سوریه خصوصا شرق فرات شادمانه استقبال می کند. زیرا امریکا تلاش داشت با کمک نیروهای کرد سوریه تجزیه سوریه را رقم زند که نتیجه آن تشکیل یک دولت کردی در شرق فرات است که ترکیه آن را یک تهدید امنیتی برای خود می داند. اما با خروج امریکا ترکیه برای اقدام سخت علیه کردها مانعی به نام امریکا ندارد، همچنین کردها هم به علت تنها ماندن در برابر ترکیه ناگزیر از دست کشیدن از مطالبات تفکیکی شده و زندگی تحت ساختار سیاسی سوریه واحد را خواهند پذیرفت.

 

 

روسیه که نظامیان آن در جنگ با سوریه با دعوت رسمی دولت این کشور نقش دارند، حضور امریکا در سوریه را یکی از علل کندی یکسره سازی تروریست ها در سوریه می داند. لذا حضور نظامی امریکا در سوریه را که بدون هماهنگی با دولت قانونی سوریه انجام گرفته است را اقدامی مداخله گرانه و غیر قانونی دانسته و همیشه خواستار خروج امریکا از سوریه بوده است. بر این اساس دولت روسیه نیز از خروج امریکا از سوریه استقبال کرد هرچند در تاکید کرد که در صداقت امریکا تردید دارد.

 

نظامیان روسی

ایران و محور مقاومت که نقش بی بدیلی در پایان دادن به دولت تکفیری داعش در عراق و سوریه  و نیز جنگ با دیگر جریان های تروریستی در این دو کشور و البته لبنان دارند، با آنکه این تصمیم ترامپ را یک بازی می دانند اما حتی همان تصمیم نمایشی را نوعی اعتراف به شکست امریکا و همپیمانان منطقه ای و بین المللی اش در پرونده خاور میانه و نیز پیروزی محور مقاومت به رهبری ایران می دانند. بر این اساس ضمن تردید در صداقت امریکا آن را نشانه شکست امریکا و پیروزی محور مقاومت اعلام کرد.

 

 

برخی با توجه به همزمانی اعلام خروج از سوریه و کاهش 7 هزارنفری نیروهای امریکا در افغانستان نیز ورود ناو هواپیمابر امریکایی به خلیج فارس آن را نشانه برنامه امریکا برای ورود به جنگ علیه ایران و جبران شکست های چهل ساله در برابر ایران دانستند. همچنین برخی آن را چراغ سبز امریکا به ترکیه برای حمله به منطقه کرد نشین سوریه دانستند که در عوض آن ترکیه باید به گونه ای در فرایند آستانه و سوچی که امریکا را در آن بازی نداده اند، کارشکنی کرده و یا از آن خارج شود. در واقع معتقدند امریکا با هدف ایجاد شکاف و از هم پاشیدن محور ایران، روسیه و ترکیه این تصمیم را اتخاذ کرده است. البته تحلیلگران هیچ تردیدی ندارند که اینگونه اظهار نظرها صرفا در چارچوب جنگ روانی علیه ایران و محور مقاومت صورت می گیرد، نه امریکا به لحاظ اقتصادی و نظامی آمادگی ورود به یک جنگ دیگر در منطقه را دارد، آن هم ایرانی که نه تنها در حوزه های مختلف نظامی رشد فزاینده ای داشته است بلکه حوزه ها نفوذ آن هم در سطح منطقه گسترده شده و در فراتر از منطقه نیز از توان بالایی برخوردار است تا منافع و امنیت امریکا و هر یک از کشورهایی که در هر خبط احتمالی علیه ایران مشارکت داشته باشند، مورد حمله قرار دهند. ایران به دلیل سابقه تاریخی، وسعت سرزمینی، جمعیت فراوان و البته انقلابی و توانمند سازی حوزه های دفاعی و تهاجمی هر گز در دفاع از امنیت و منافع خود تردید نمی کند و کارشناسان غربی تاکید دارند حمله به ایران بسیار خطرناک است. زیرا جدای از ظرفیت های مادی، ایران دارای فرهنگی است که گذشته اش در کربلا و عاشورا تعریف شده و آینده اش هم در دولت امام زمان تعریف کرده است، بنابراین جهاد و شهادت و ظلم ستیزی در این فرهنگ نهادینه شده است و چنین فرهنگی شکست ناپذیر است.