qodsna.ir qodsna.ir

جهان اسلام در مواجهه با
توطئه سعودی‌صهیونیستی

«محمد شاهدی»

 

خبرگزاری قدس (قدسنا)، «محمد شاهدی»*: همان اندازه که کشورهای دوست و برادر در جهت پیشبرد منافع و نقاط اشتراک و همکاری های متقابل نقش بسزایی دارند، دشمن مشترک نیز می تواند علائق و منافع دوجانبه را به یکدیگر نزدیک کند. واقعا چگونه می توان متصور شد،کشوری اسلامی، انقلابی و مقاوم چون ایران که نماد مردم سالاری دینی و سردمدار جبهه مقاومت علیه نظام های سلطه و مرتجع در منطقه و جهان که حتی در تاریخ انقلابش به هیچ عنوان آغازگر تجاوز و حمله ای نبوده بلکه بلعکس همواره مورد تجاوز و هجمه و توطئه کشورهای سلطه گر و زیاده خواه منطقه و جهان قرارگرفته، به یکباره به دشمن مشترک عربستان سعودی به عنوان یک کشور مسلمان و داعیه دار رهبری جهان اسلام و رژیم صهیونیستی که دشمن اصلی جهان اسلام و تمامی کشورهای آزادی خواه جهان است تبدیل شود.


سعودی ها پس از آخرین رویارویی نظامی اعراب با رژیم صهیونیستی در سال 1973 در کنار مصر در صف سازش با رژیم غاصب صهیونیستی و از مبتکران صلح عربی قرار گرفتند. ساختار قبیله ای عربستان سعودی و پیوند 8 دهه ای آل سعود و وهابیت، اسلامی سنتی، متعصب و متحجر را در این کشور ایجاد کرده است. نظام دیکتاتوری و پادشاهی سعودی که همواره سعی کرده ثروت و قدرت را در خاندان سلطنتی حفظ کند و با خفقان، زور و ترس مخالفان خود را خاموش سازند تا قدرت و سلطه خود را در این سالها در میان حجمی گسترده از نارضایتی ها و شاهزاده های مدعی حفظ کند.


نظام سعودی به دلیل نداشتن پایگاه مردمی و به دلیل نبود انتخابات و حضور و مشارکت مردم در قدرت همواره سعی کرده از ابزار حمایتی و وابستگی به نیروی خارجی استفاده کند.حال دیگر فرقی نمی کند این نیروی خارجی تقابلی با اندیشه و تفکر اسلامی داشته  باشند یا خیر! دیگر فرقی نمی کند که هزینه های این وابستگی و حمایت از کجا باید تامین شود! دیگر فرقی نمی کند که خفت و بی آبرویی در جهان اسلام در پی داشته باشد! چرا که هدف وسیله را توجیه می کند و حفظ قدرت و ثروت به هر نحوی از اوجب واجبات است.


در این میان با ولیعهد جوانی روبرو می شویم که برخلاف گذشتگان دیگر ابائی از پنهان سازی ارتباط و وابستگی و حمایت غرب و صهیونیست ها ندارد. محمد بن سلمان فقط و فقط به دلیل پیشکش پترو دلارهای سعودی به غربی ها (ایالات متحده آمریکا به عنوان حامی استراتژیک رژیم صهیونیستی) توانست در این مقطع زمانی و برخلاف آیین انتخاب ولیعهدی در عربستان به این مسند برسد و تلاش دارد راه رسیدن به پادشاهی را با کمک امریکا کوتاه سازد. وی که با بلند پروازی هایش و مطرح کردن سند چشم انداز2030 رویای عربستان مدرن غربی را در اندیشه می پرواند سعی کرد با شروع اصلاحات آنی در چارچوب اندیشه و تفکر غربی -  صهیونیستی حرکت خود را آغاز کند:


•    افزایش آزادی های مدنی در جامعه سنتی – تکفیری عربستان
•    آزادی گسترده به زنان( حضور در ورزشگاه ها – حق طلاق – حق انتخاب – حق داشتن گواهینامه و رانندگی – حق شرکت در مراکز تفریحی و ...)
•    شروع به ساخت 350 مجتمع سینمایی با مشارکت شرکت آمریکایی (ای ام اس)
•    دعوت از خوانندگان خارجی و عرب مطرح جهان جهت برگزاری کنسرت با حضور مردان و زنان به صورت مختلط
•    افزایش آزادی های مدنی و اصلاحات به مدل غربی جهت پاک کردن چهره سعودی ها به عنوان خاستگاه تروریسم و افراطی گری


البته این گونه اصلاحات آنی و زودگذر به صورت محدود در شهرهای خاص مثل ریاض و جده شکل گرفت و بیشتر حالت نمایشی داشت. چرا که با مخالفت و عدم همراهی علمای تعصبی وهابی مواجه شد.
این در حالی است که عربستان سعودی ثروتمند امروز در حال تبدیل شدن به یک کشور مقروض و اقتصاد ورشکسته است. چرا که :


•    هزینه های زیاد خرید تسلیحات نظامی از کشورهای غربی چون آمریکا و انگلیس و فرانسه
•    هزینه های جنگ  فرسایشی با کشور یمن
•    پرداخت هزینه های لجستیک و پشتیبانی از حضور داعش و نیروهای تکفیری در سوریه و عراق
•    پرداخت باج و چک های سفید امضا به کشورهای حامی غربی – صهیونیستی جهت حمایت همه جانبه
•    پرداخت هزینه های زیاد جهت سکوت شاهزاده ها و عیاشی آنان در کشورهای اروپایی
•    سرمایه گذاری زیاد در کشورهای غربی جهت جلت رضایت آنان

 

 

تا آنجا که امروز شاهد هستیم با وقاحت فراوان ولیعهد جوان سعودی نوع نگاه و افکار سلطه طلبانه اش را در مصاحبه با نشریه آتلانتیک و تایم اینگونه بیان می کند:


"بن سلمان برای اولین بار پس از آغاز نزاع عربی اسرائیلی به حق یهود برای ایجاد کشور در بخشی از سرزمین اجدادیشان اعتراف می کند. پیش از این رهبران عرب از اسرائیل تنها به عنوان واقعیتی خارجی یاد کردند و به هیچ وجه حقوق تاریخی ملت یهود را به رسمیت نشناختند."


وی ضمن حمایت از موجودیت اسراییل معتقد است که فلسطینی ها و اسرائیلی ها حق داشتن سرزمین خود را دارند بنابراین حق داشتن سرزمین برای اسراییل را به رسمیت می شناند و بیان می کند که ایران دشمن مشترک ریاض و تل آویو است و این درحالی است که اشاره می کند عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی می توانند در حوزه های بسیاری همکاری اقتصادی داشته باشند."


وی این نوع نگاه خصمانه را با توجه به انگاره های ذیل اتخاذ می کند:


•    جلوگیری از نفوذ گسترده اندیشه و حضور ایران اسلامی در منطقه و جهان
•    مقابله با جریان جبهه مقاومت که توانست به پیروزی های چشمگیری در سوریه، لبنان، عراق، یمن دست یابد و تمام نقشه ها و هزینه های آنان را در هم شکند.
•    جلوگیری از افزایش قدرت نظامی و موشکی و علمی ایران در منطقه و جهان
•    مقابله با اندیشه ظلم خواهی و استکبار ستیزی که با وقوع انقلاب اسلامی ایران در منطقه ایجاد شد و به طور مستمر در حال نفوذ در دلهای ملت های بیدار منطقه و جهان است.
•    حفظ منافع استراتژیک و امنیتی رژیم صهیونیستی و دول غربی در تاراج منابع انرژی
•    حفظ قدرت و حمایت بی چون چرای ایالات متحده آمریکا و حامیان صهیونیستی
•    زدن بر طبل جنگ و تشدید تقابل شیعه و سنی جهت توجیه خرید تسلیحات نظامی

 

اما آنچه در عمل تحقق پیدا می کند این است که عربستان سعودی با سکانداری جوانانی بی تجربه چون محمد سلمان و عادل الجبیر که تمام پایگاه حمایتی شان غرب و صهیونیست ها هستند نخواهند توانست با طرح ها موسوم به معامله قرن که از حق فلسطینی ها در شهر قدس چشم پوشی می کند و با طرح وطن جایگزین و با ایجاد پروژه نئوم در کنار مصر و اردن در وجدان و انگیزه و ایمان جریان مقاومت و ملت های بیدار جهان خدشه ای ایجاد کند چرا که تجربه تاریخی نشان داده است که دولت ها و حکمرانانی که پایگاه مردمی ندارند و فقط وابسته به حمایت خارجی هستند دیر یا زود نخواهند توانست در مقابل سیل حرکت گسترده ملت های بیدار طاقت بیاورند. این در حالی است که حامیان غربی -صهیونیستی هرگز پایگاه و ستون خوبی برای تکیه نیستند چرا که پس از دوشیدن شیر آنان سرشان را خواهند برید و دیگر نه کشوری نه پشتوانه ای برای آنان باقی نخواهد ماند.

 

*کارشناس مسائل غرب آسیا

انتهای پیام/


| شناسه مطلب: 310262