سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ 
qodsna.ir qodsna.ir

مهار نفوذ منطقه ای
ایران یعنی چه؟

«هادی محمدی»

 

خبرگزاری قدس (قدسنا) «هادی محمدی»*:


مدتی است که شاهد رفت آمدهای اروپایی به امریکا و مواضع آنها در خصوص توان موشکی و نفوذ منطقه ای ایران هستیم که به موازات اولویت های اعلام شده ترامپ و دستگاه های امنیتی سیاسی کاخ سفید و یا مواضع پادشاهی سعودی جریان دارد. هریک از طرف های یاد شده با انگیزه و دلیل خاصی در مورد نفوذ منطقه ای ایران سخن می گویند ولی فصل مشترک عملی تمامی آنها از دو مقوله امنیت سازی برای رژیم صهیونیستی  و منافع گوناگون ژئوپلتیک که در نگاهی یک سویه برای خود قائل هستند، فراتر نمی رود. 

 

امریکایی ها از نگاه دکترین جهانی خود که هژمونی و سلطه مطلق بر خاورمیانه و امنیت سازی برتر برای رژیم صهیونیستی که همواره اصل ثابت سیاست خارجی دولت های امریکایی بوده، با هرگونه مولفه ای که مولفه های فوق را  تحت تاثیر قرار دهد  مخالفت می کنند و در تقابل با آن دست به  اجرای برنامه های گوناگون می زنند. 

 

اروپایی ها اگر وارد مقوله نفوذ منطقه ای یا موشکی ایران می شوند، با دغدغه هژمونیک و یا امنیتی به این بحث وارد نمی شوند و عمدتا به منافع اقتصادی خود توجه دارند و بجای سیاست های تقابلی به رویکردهای تعاملی و پذیرش موازنه قدرت و امر واقع تکیه می کنند.

 

شاید ورود اروپایی ها به مقوله نفوذ منطقه ای و توان موشکی ایران با اکراه و فشارهای امریکایی و لابی های صهیونیستی صورت می گیرد تا برای حفظ منافع اقتصادی خود در تعامل با ایران در چارچوب برجام مجبورند تا بین برجام و مطالبات رندانه و زیاده خواهانه امریکا جدایی و فاصله قرار داده و از رویکرد های آسیب ساز امریکا در امان بماند . 

 

نمونه نگاه متفاوت اروپایی به غرب آسیا در مقایسه با آمریکا و شرکای آنها رخداد های لبنان  و استعفای حریری است پادشاهی سعودی که حداقل از حوادث ۱۱ سپتامبر متهم درجه یک تروریسم جهانی بود با فشارها و برنامه های تنبیهی محافل اثر گذار امریکایی روبرو بود. بر اساس تعهداتی که تمامی ظرفیت های ملی عربستان را در خدمت سیاست های امریکایی قرار می داد چه جنگ ۲۰۰۶ و جنگ های متعدد ۲۰۱۱ بر علیه غزه و مقاومت فلسطینی  و چه پروژه تروریسم تکفیری در سوریه و عراق و یا استحاله و دگرگونی در ماهیت بیداری اسلامی در یمن مصر لیبی و تونس تمامی بنیه مالی و فرهنگی خودرا که نماد آن تکفیری های وهابی و یا توان رسانه ای انها بود در خدمت منافع و اهداف امریکا و رژیم صهیونیستی قرار داده و اکنون نیز بر همین رویکرد و سیاست تاکید می کند.

 

این بدان معناست که فاقد سیاست خارجی مستقل است و در موضوع مهار نفوذ منطقه ای و توان موشکی ایران بنا به نیازهای راهبردی رژیم صهیونیستی و با هماهنگی دولت امریکا و داماد ترامپ گام های سیاست خارجی و شعارها و مطالبات خود را در مقابل ایران تنظیم می کند. این مجموعه اقدامات سعودی ما به ازای حفظ نظام پادشاهی سعودی است. لذا فاقد اصالت ملی در این رژیم است. در واقع برجسته کردن و محوری کردن موضوع مهار نفوذ منطقه ای و توان موشکی ایران  یک ضرورت حیاتی برای رژیم صهیونیستی است که در چار چوب دکترین امنیتی و اصول سیاست خارجی دولت های امریکا نیز قرار دارد.

 

حال باید دید که این شعار دارای چه دامنه ای است و چه سرفصل هایی دارد؟


از نگاه رژیم صهیونیستی و امریکا مسئله صرفا به حضور فیزیکی ایران در سوریه و یا عراق محدود نمی شود و هرگونه پیمان امنیتی و پیوند سیاسی مزاحم برای اهداف نامشروع و هژمونیک با کشورهای هدف آنها را در بر می گیرد. چرا که براندازی نظام های سیاسی عراق و سوریه به نحوی که در مدار منافع و سیاست های امریکا و رژیم صهیونیستی قرار گیرند، یک اولویت است و لذا هر عامل و مولفه ایرانی که مانع و بازدارنده این اداره استعماری باشد باید حذف شود. به همین دلیل اصل نظام اسلامی ایران و امتدادهای  مقاومت منطقه ای هم لایه دیگری از عنوان مهار نفوذ ایران را در بر می گیرد. به همین دلیل به عنوان یک شعار مرحله ای خلع سلاح حرب الله از سوی محمد بن سلمان و وزیر خارجه اش مطرح می شود، و تبدیل حزب الله به حزب بی خاصیت و یا فاقد کارکرد در توازنات  قدرت ملی در لبنان  و یا در منطقه در دستور کار آنهاست. یعنی صرفا به حضور حزب الله در سوریه که عنصر محوری در شکست پروژه تروریسم تکفیری بود متوقف نیستند و در ساختار سیاسی لبنان هم مقابله با اشغالگری و تجاوزات روزانه به لبنان امری نامطلوب تلقی می شود و لبنان نیز در کنار سوریه و عراق باید به عامل فشار علیه ایران تبدیل شوند.


مفهوم امنیت عربی از نگاه امریکا و رژیم صهیونیستی نباید چیزی فرار تر از امنیت اسرائیلی باشد و لذا اتحادیه عرب نیز به ابزاری برای سیاست های پیش گفته تبدیل می شوند تا بجای رژیم صهیونیستی ماموریت دشمنی با ایران را فعال کنند. مهار نفوذ منطقه ای و توان موشکی حوزه های ژئوپلتیک امنیتی خلیج فارس و دریای عمان و باب المندب و دریای سرخ را نیز در بر می گیرد و حضور موثر و امنیت ساز دریایی ایران را برای خود مزاحم می دانند.

 

 دامنه مفهوم مهار فراتر از ابزارهای تسلیحاتی است و امنیت پیرامونی و مناسبات خارجی ایران را نیز در بر می گیرد که سالهاست در تخریب و اختلال در آن تلاش هدفمند از سوی امریکا و رژیم صهیونیستی و عربستان دنبال می شود. در واقع مهار منطقه ای و مناسبات خارجی و دیگر مصداق های آن یک هدف نهایی را دنبال می کند، آن تسلیم پذیر کردن ایران و یا براندازی آن است. اگرچه جوهره این سیاست ها و اهداف تقریبا از چهار دهه قبل نیز با عناوین و شدت های متفاوت دنبال شده ولی شکست و ناموفق بودن تمامی طرح ها از یک سو و فرسایش قدرت  و نفوذ هژمونی و ابزار های امریکا و رژیم صهیونیستی و عربستان که آنها را به مرحله حذف و یا عدم توازن برای اثر گذاری مسلط بر منطقه نزدیک می کند به روش های آنها شدت بخشیده است و با تحمل تمامی هزینه های اقدامات و ابزار و سیاست های نامشروع مانند جنایات گسترده و ضد بشری و یا حمایت از تروریسم و یا بکارگیری از سازمان های  بین المللی در این اقدامات نامشروع امیدوارند به نتایج نسبی دست یابند.

 

*کارشناس روابط بین الملل    

 

 

انتهای پیام/م.ش/30


| شناسه مطلب: 306382







نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.