یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ 
qodsna.ir qodsna.ir

تجلیل از خانواده نخستین شهید ایرانی آرمان رهایی قدس در دزفول

همزمان با روز « بسیج، دولت مقاومت و استکبار ستیزی» از خانواده شهید محمد حسین اثنی عشری اولین شهید ایرانی آرمان رهایی قدس در دزفول تجلیل شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری قدس (قدسنا) از خوزستان همزمان با روز « بسیج، دولت مقاومت وا ستکبار ستیزی» به همت مرکز فرهنگی وارثین و با همکاری جمعیت دفاع از ملت فلسطین دفتر استان خوزستان، کاروان زیارتی مناطق جنگی جنوب با عنوان الی بیت المقدس به خوزستان اعزام  شد.
 

 

برپایه این گزارش،  کاروان الی بیت المقدس که متشکل از فعالان فرهنگی، جوانان، دانشجویان و طلاب و تعدادی از فعالان حوزه مقاومت اسلامی و فلسطین  بود در سه گروه با عناوین جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان، شهید مهدی فلاحت پور و شهید اثنی عشری با هدف دیدار از مناطق جنگی جنوب کشور سازماندهی شده بودند.

در ادامه این دیدار اعضای کاروان با حضور در گلزار شهدای دزفول و در کنار یادمان شهید اثنی عشری با خانواده این شهید دیدار و از این شهید معظم به عنوان شهید پیشتاز راه آرمان رهایی قدس تجلیل شد.

 

 

خواهر شهید اثنی عشری در غیاب پدر و مادر مرحوم شهید،  ضمن تشکر از حضور کاروان الی بیت القدس در کنار مزار یادبود برادر شهیدش این کاروان را نخستین کاروان زائر مزار شهید اثنی عشری توصیف کرد و  خواسته خود و سایر خانواده معظم شهید را تداوم راه شهدای آرمان رهایی قدس تا زمان آزادی قبله اول مسلمانان جهان از دست رژیم اشغالگر قدس دانست.

در این دیدار محمد عباسی  رزمنده جانباز و ازاده گرانقدر به نمایندگی از اعضای کاروان ضمن اشاره به اهمیت آرمان رهایی قدس در سیره و اهداف شهدای گرانقدر دفاع مقدس بر لزوم پیگیری آرمان شهدا بویژه از جانب بسیجیان و یادگاران دفاع مقدس تاکید کرد.

 

 

در پایان این مراسم لوح یادبودی از طرف جمعیت دفاع از ملت فلسطین و موسسه فرهنگی وارثین به خانواده معظم شهید اثنی عشری اهدا شد.

 

آشنایی با نخستین ایرانی شهید در راه آرمان قدس

 

شهید راه قدس ˈمحمدحسین اثنی عشریˈ از شهدای انتفاضه فلسطین در سال 1337در خانواده ای مذهبی در دزفول چشم به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی خود را در همان شهر به پایان رساند.

این شهید در کودکی پدر خود را از دست داد و در سن هفت سالگی در حالی که درس می خواند کار هم می کرد.
شهید اثنی عشری از همان دوران کودکی عشق و علاقه فراوانی به خدمت کردن به محرومان و فقرا داشت زیرا خود طعم تلخ آن را چشیده بود.
در زمان اوج گیری انقلاب اسلامی از جمله جوانانی بود که در صف مقدم مبارزه با رژیم ستمشاهی قرار داشت.
وی که برای امرار معاش خانواده خود به اهواز رفته بود چندین بار هنگام شرکت در تظاهرات مردم آن شهرستان زخمی گردید.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اهواز مشغول به خدمت شد و خدمات شایسته ای از خود به انجام رساند و همین که احساس کرد انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده و باید به فکر دیگر ملت های مسلمان تحت ظلم و ستم بود برآن شد تا برای مبارزه با غاصبان قبله اول مسلمین یعنی رژیم جعلی صهیونیستی و محو این غده سرطانی همراه گروهی از سپاهیان اسلام به سرپرستی (شهید محمد منتظری) عازم جنوب لبنان شود.
طبق اظهارات همرزمانش در آنجا رشادت های شهید زبانزد همه بودو چون از نظر فنی مهارت داشت در آنجا وسیله ای طراحی می نماید که بتواند توپ های سنگین را حمل کند و رزمندگان در درگیری با دشمن ضربه های زیادی وارد کنند.
گویی نیروهای رژیم صهیونیستی آن شهید را شناسایی کرده بودند و در عملیاتی که در تاریخ10/9/59در جنوب لبنان که به فرماندهی او صورت گرفت با اصابت خمپاره به شهادت رسید و پیکرشان در جنوب لبنان به خاک سپرده شد.

 

این شهید مزار یادبود هم ندارد

 

پرده ی اول:

به نقل از سایت محلی الف دزفول سال 1337 است که خداوند محمدحسین را هدیه می ­دهد به پدر و مادری که اهل دین و دیانتند و زندگی ساده­ ای دارند. محمدحسین در دامان خانواده­ای مؤمن رشد می کند تا اینکه دست تقدیر در هفت سالگی، طعم تلخ یتیمی را به او می چشاند و می شود مرد خانه.

مجبور می شود که هم کار کند و هم درس بخواند تا بتواند یک لقمه نان سر سفره ی خانواده اش بگذارد. از بنّایی بگیر تا کار در شرایط  سخت کوره ی آجرپزی و شاگرد مکانیکی و در نهایت زیر بار فشارهای اقتصادی مجبور می شود قید درس و مدرسه را بزند و کمر همت ببندد به کار و چون طعم محرومیت را خوب چشیده است، وقتی دستمزدش را دست مادر می دهد، می گوید، بخشی از آن را به فقرا بخشیده ام.

مدتی برای کار راهی اهواز می شود که مصادف است با اوج گیری انقلاب اسلامی و محمدحسین می شود یکی از جوانان فعال در کارهای مبارزاتی علیه رژیم و کار تا جایی ادامه پیدا می کند که در تظاهرات های اهواز زخمی هم می شود.

پرده ی دوم:

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، در سپاه اهواز و در ستاد مبارزه با قاچاق و مواد مخدر مشغول به خدمت می شود و در این راه  تلاش های فراوانی انجام می دهد. روزها مشغول کار مکانیکی خودش می شود و شب ها به همراه برادران پاسدارش  مشغول گشت و نگهبانی و عاملین تهیه و توزیع مواد مخدر را دستگیر می کند. به گفت ی خودش،  بعضی وقت ها مجبور می شود که برای دستگیری اراذل و اوباش، شب را تا صبح روی درخت کشیک بدهد. جالب اینجاست که در این مدت حتی  یک ریال هم از سپاه حقوق نمی­گیرد و اصرار های مسئولین هم برای حقوق گرفتن محمدحسین، بی نتیجه می ماند.

 

رده ی اول:

سال 1337 است که خداوند محمدحسین را هدیه می ­دهد به پدر و مادری که اهل دین و دیانتند و زندگی ساده­ ای دارند. محمدحسین در دامان خانواده­ای مؤمن رشد می کند تا اینکه دست تقدیر در هفت سالگی، طعم تلخ یتیمی را به او می چشاند و می شود مرد خانه.

مجبور می شود که هم کار کند و هم درس بخواند تا بتواند یک لقمه نان سر سفره ی خانواده اش بگذارد. از بنّایی بگیر تا کار در شرایط  سخت کوره ی آجرپزی و شاگرد مکانیکی و در نهایت زیر بار فشارهای اقتصادی مجبور می شود قید درس و مدرسه را بزند و کمر همت ببندد به کار و چون طعم محرومیت را خوب چشیده است، وقتی دستمزدش را دست مادر می دهد، می گوید، بخشی از آن را به فقرا بخشیده ام.

مدتی برای کار راهی اهواز می شود که مصادف است با اوج گیری انقلاب اسلامی و محمدحسین می شود یکی از جوانان فعال در کارهای مبارزاتی علیه رژیم و کار تا جایی ادامه پیدا می کند که در تظاهرات های اهواز زخمی هم می شود.

پرده ی دوم:

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، در سپاه اهواز و در ستاد مبارزه با قاچاق و مواد مخدر مشغول به خدمت می شود و در این راه  تلاش های فراوانی انجام می دهد. روزها مشغول کار مکانیکی خودش می شود و شب ها به همراه برادران پاسدارش  مشغول گشت و نگهبانی و عاملین تهیه و توزیع مواد مخدر را دستگیر می کند. به گفت ی خودش،  بعضی وقت ها مجبور می شود که برای دستگیری اراذل و اوباش، شب را تا صبح روی درخت کشیک بدهد. جالب اینجاست که در این مدت حتی  یک ریال هم از سپاه حقوق نمی­گیرد و اصرار های مسئولین هم برای حقوق گرفتن محمدحسین، بی نتیجه می ماند.

 

آخرین پرده:

محمد حسین اثنی عشری مزار هم ندارد. حتی یک مزار یادبود. نه در دزفول، نه در لبنان و نه در هیچ کجای دنیا، و این خواسته ی خانواده ی محمد حسین است که برای محمد حسینشان سهمی به اندازه ی یک مزار هم نخواستند.

روی هیچ سنگ قبری نام او ثبت نشده است و نام زیبای شهید محمد حسین اثنی عشری، فقط بر دل هایی نقش بسته است که نام او و یاد او همیشه به مهمانی شان می آید.

 محمد حسین اثنی عشری ، شهید دزفولی انتفاضه ی فلسطین و رهایی قدس شریف است که کمتر کسی نامش را شنیده است و کمتر کسی خبر دارد که شهیدی هست و مزاری نیست. حتی مزاری به عنوان یادبود.