سه‌شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ 
qodsna.ir qodsna.ir

تلاش های پنهان و پیدا آمریکا
جهت تضعیف جبهه مقاومت

محمد شاهدی

 

خبرگزاری قدس (قدسنا) - «محمد شاهدی»*: یکی از استراتژی های ایالات متحده آمریکا در الگو های سیاست خارجی اش وجود یک دشمن خارجی است. پس از فروپاشی نظام شوروی و پایان نظام دوقطبی، آمریکا در جهت پیشبرد مقاصد خود در سیاست خارجی به دنبال جایگزینی به عنوان دشمن خارجی و نقطه تقابل خود بود، در این میان جهان اسلام و دین اسلام بهترین گزینه به عنوان نقطه تضاد با اندیشه سکولاریسم غربی مطرح شد و از آن روز دشمنی و تخریب و ضربه زدن به اسلام ادامه داشته است.
 

یکی از این مهم ترین مناطق ژئو استراتژیک جهان منطقه خاورمیانه است که تسلط بر آن تسلط بر کل دنیا و جهان اسلام محسوب می شود و همواره نقش بی‌بدیلی را در رویدادهای جهانی به سبب موقعیت جغرافیایی خود ایفا کرده است. این منطقه به دلایلی از جمله انرژی، گذرگاههای آبی و استراتژیک، وجود رژیم جعلی صهیونیستی ، بازار مصرف منطقه از اهمیت زیادی برای نظام سلطه غرب محسوب می شود.
 

بنابراین در جهت پیاده سازی حضور و سلطه در منطقه خاورمیانه، ایالات متحده گام های متعددی را برداشته است.ایجاد پایگاه های نظامی و حضور به واسطه کوبیدن بر طبل جنگ طلبی به بهانه های مختلف :

وقوع حادثه 11 سپتامبر (برج های دوقلو)
 

دخالت عناصر افراطی وابسته به جهان اسلام در حادثه 11 سپتامبر

مبارزه با تروریسم بین الملل

 تلاش در جهت ایجاد صلح و امنیت جهانی

پاکسازی عراق از سلاح های کشتار جمعی

مبارزه با گروه های تکفیری و بنیاد گرای اسلامی چون طالبان و القاعده

کمک به حفظ ثبات و امنیت در منطقه
 

اما آنچه بیش از پیش حائز اهمیت است این است که نظام سلطه غرب همواره از وجود حاکمان و نظام های خودکامه،ظالم و وابسته و ترکیب موزائیکی قومیتی - مذهبی منطقه غرب آسیا به بهترین شکل ممکن در پیشبرد اهداف سلطه طلبانه خود بهره کامل را برده است.
 

نظام سلطه همواره با تبعیت از " سیاست تفرفه بیانداز و حکومت کن " تلاش می کند از طریق نفوذ و ایجاد تکثر و تضاد در بافت های فرهنگی – مذهبی ، بین بردن وحدت و یکپارچگی نظام های منطقه را دنبال کند که می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
 

استفاده ابزاری از کردها در مقابل ترکیه و عراق- تجهیز کردها به تسلیحات و همراهی آنان در استقلال طلبی

دامن زدن به اختلافات داخلی لبنان و حمایت از جریان 14 مارس در جهت تضعیف جریان حزب ا.. لبنان

ایران هراسی و شیعه هراسی - تشدید اختلافات شیعه و سنی در کشورهای منطقه و ترقیب کشورهای عربی منطقه به خرید بیشتر تسلیحات در جهت تقویت قوای نظامی( مسلمان مقابل مسلمان )

استفاده از فضای اختلاف میان قطر و کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان – امارات –کویت –بحرین) و فروش تسلیحات
 

تئوریسن های متعددی سیاست های توسعه طلبانه و استعماری غرب را تدوین کرده اند. از جمله برنارد لوئیس شرق شناس معروف آمریکایی – انگلیسی که تاکید می کند: اگر قدرت مرکزی در این کشورها(خاورمیانه) به حد کافی ضعیف شود جامعه مدنی قدرتمند وجود ندارد تا با تقویت هویت ملی از آسیب پذیری بیشتر این کشورها جلوگیری کند و مهم ترین هدف غرب، جلوگیری از هژمونی منطقه ای یا قدرت منطقه ای واحد است که می تواند بر منطقه تسلط یافته و کنترل انحصاری نفت خاورمیانه را در اختیار گیرد.
 

بدینگونه نظریه پردازان تلاش دارند تا از طریق تبدیل کشورهای منطقه خاورمیانه به دولت های ذره ای هرگونه تهدیدی علیه امنیت نظام سلطه غرب و مهم ترین هم پیمانش رژیم صهیونیستی را از بین ببرند.

ایالات متحده آمریکا همچنان ادعای برتری جهانی به عنوان قدرت بلامنازع بین الملل را  در سر دارد بنابراین تلاش کرد با حمله به کشورهای افغانستان و عراق حضوری مستقیم و نقش موثر تری در منطقه ایفا کند تا بتواند با قدرت نمایی اهداف خود را در منطقه بویژه مقابله با جبهه مقاومت و اندیشه های اسلام ناب محمدی(ص) دنبال کند.اما آنچه محقق شد شکست های پی در پی سیاستهای ایالات متحده آمریکا در منطقه بود چرا که این کشور بدون کسب مجوز از سازمان های بین المللی و با دروغ به اذهان عمومی جهان و داخل امریکا به این کشورها حمله کرده بود و به سرعت مشخص گشت که سلاح های کشتار جمعی در عراق وجود ندارد و در افغانستان نیز نه تنها صلح و امنیت محقق نشد بلکه نا امنی و گروه های افراطی چون طالبان و القاعده افزایش یافتند. این امر سبب نارضایتی از عملکرد امریکا در فضای داخلی و بین المللی شد که این وضعیت بیش از پیش اهداف پنهان و بهانه های این حضور در منطقه را بر ملت های بیدار جهان آشکارساخت :
 

دستیابی به منابع انرژی نفت و گاز و امنیت انتقال آن به غرب

ایجاد پایگاه های دائمی نظامی

ادامه و تکمیل طرح خاورمیانه بزرگ و تجزیه کشورهای منطقه

اجرای سیاست های بی ثبات کننده و بحران زا در منطقه

فشار بیشتر بر ایران به عنوان نقطه اصلی محور مقاومت و قطع بازوهای مقاومت در کشورهای منطقه

حمایت و حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و همپیمانان وابسته

از اولویت خارج ساختن مساله فلسطین ( در حمایت از امنیت اسراییل)

ایجاد و تعریف جدیدی از دشمن دور و نزدیک (درگیری مسلمانان به جنگ های داخلی)

تحریک قومیت ها و مذاهب در استقلال و جدایی ( سنی ها – کردها )
 

در سال 2011 شاهد تحولات شگرف در منطقه غرب آسیا بودیم و آن بیداری ملت های آزاده جهان اسلام از حاکمان خودفروخته و وابسته به غرب بود. به یکباره موجی از اعتراضات منطقه را فرا گرفت این موج ابتدا از تونس آغاز و به سرعت مصر، لیبی،یمن را در بر گرفت. در این بین ایالات متحده که به یکباره شکست سیاست های خود و هم پیمانانش را می دید تلاش کرد با استفاده از ظرفیت اختلافات کهنه و ریشه دار قومی و مذهبی و بهره برداری از گروهای تکفیری ساخته دست خود منطقه را در آشوب و بحران جدید وارد سازد. ورود جریان های تکفیری در سوریه و حمایت از گروهای معارض و مخالف ضد سوری در راستای بیداری ملت های منطقه رقم خورد که به سرعت کل منطقه و جهان را متاثر از خود کرد.
 

اعترافات خانم هیلاری کلینتون وزیر اسبق امور خارجه آمریکا گواه این موضوع است:داعش را ما خود ساختیم و نواختیم !
 

حتی شاهد افشا گری ادوارد اسنودن پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی آمریکا نیز بودیم: سازمان های اطلاعاتی امریکا – انگلیس و اسراییل در شکل گیری گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام ( داعش ) نقش داشتند و در عملیاتی به نام لانه زنبور گروه داعش شکل گرفت. گروه داعش برای حمایت از اسراییل تشکیل شده است و هدف عملیات لانه زنبور تشکیل گروهی با شعارهای اسلامی بود که تندروها را از سراسرجهان جذب کند و بر اساس اندیشه های تکفیری سلاح خود را به سوی کشورهای مخالف موجودیت اسراییل نشانه بگیرد.

 

ایالات متحده آمریکا که به تصورش توانسته بود شکاف و بحران بزرگ را با اهداف از پیش تعیین شده در منطقه غرب آسیا ایجاد کند اما با چالش جدی در بحث سوریه روبرو شد:
 

میان مردم، نظام و ارتش وحدت و یکپارچگی برقرار شد.

از شکاف مردم و نظام درعراق، افغانستان و لیبی استفاده کرد اما در سوریه جواب نداد بلکه روز به روز پیوستگی میانشان عمیق ترشد تا جایی که ارتش در کنار مردم و نظام باقی ماند.

جبهه مقاومت،علی رغم آنکه درپی نابودی و تضعیف آن بودند اما وحدت و همبستگی اش از ایران گرفته تا سوریه، عراق ، لبنان، یمن ، بحرین شدت بیشتری گرفت و نه تنها تضعیف نشد بلکه دایره نفوذ و قدرش افزایش یافت و الگویی برای دیگر ملت های آزاده جهان گشت.
 

علی رغم آنکه ایالات متحده درظاهر با تبلیغات علیه گروه های افراطی و گذاشتن آنها در لیست گروهای تروریستی، از حامیان اساسی آن محسوب می شود و در این راه از کلیه امکانات لجستیکی، مالی و رسانه ها و تبلیغات دریغ نکرد و این کمک ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق کشورهایی چون عربستان سعودی، امارات، قطر، اردن و ترکیه در حمایت از جریان تکفیری و نابودی نظام سوریه و از هم گسستن جریان مقاومت در منطقه صورت می گرفت. اما همه این تلاش ها در سوریه ناکام ماند و تروریسم در سوریه به پایان خود نزدیک شده است. موضوعی که نگرانی شدیدی را در حوزه سیاسی امریکا ایجاد کرده است. کسینجر وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا تاکید می کند که پس از نابودی داعش شاهد امپراطوری ایران خواهیم بود بنابراین داعش کنترل شده می تواند مطامع ایالات متحده را تامین کند.
 

 در این راستا رهبر معظم انقلاب اشاره می کند: اینها با کنترل نشدگی داعش مخالفند اما داعش کنترل شده را که توی دست خودشان باشد می خواهند و اگر کسی بخواهد این را نابود کند و از بین ببرد جداً جلویش می ایستند.
 

این تحلیل ها در حالی مطرح شد که ایالات متحده و حامیان خود فروخته خود در منطقه نتوانستند به منافع شان در ایجاد و توسعه گروههای تکفیری در منطقه دست یابد:

 

مخدوش کردن چهره اسلام واقعی ناب محمدی(ص) و معرفی اسلام به عنوان دین خشونت ( نتیجه تمایز ملت های جهان میان اسلام اصیل و افراطی گری)

پروژه اسلام هراسی و ایران هراسی ( نتیجه محبوبیت ایران با توجه به مبارزه علیه تروریسم و حمایت از ملت های منطقه و مبارزه با جریان سلطه )

منزوی سازی ایران ( نتیجه افزایش نفوذ ایران ( جریان مقاومت ) از غرب افغانستان تا مدیترانه )

براندازی حکومت بشار اسد به عنوان حامی جریان مقاومت ( نتیجه استمرار نظام فعلی سوریه و اعتراف غرب به شکست خود در سوریه )
 

در این میان فقط کلاه گشادی بر سر هم پیمانان منطقه نظام سلطه رفت و آن خالی شدن جیبشان از خریدتسلیحات نظامی و دلارهایی که جریان های تکفیری سوزاندند و بی اعتمادی و اعتراضات داخلی و ایجاد شکاف بیشتر میان مردم و رژیم هایشان است. درمقابل، پیروزی های جریان مقاومت در حلب ، موصل، تلعفر و بلندی های عرسال و ... توانسته بیش از پیش جایگاه و محبوبیت جریان مقاومت را از لبنان گرفته تا دیگر کشورهای منطقه افزایش دهد و شکستی که رژیم صهیونیستی درجنگ 33 روزه تجربه کرد را اینبار ایالات متحده و حامیانشان تجربه کنند تا هیمنه ابرقدرتی شان شکسته شود.بر این اساس و با توجه به اینکه دولت مردان امریکا با وجود دونالد ترامپ، امروز نه پیشرفت و موفقیتی در داخل را مشاهده می کنند نه در خارج ، گمان می رود وجود شکاف های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی در آمریکا بیش از گذشته اثرات تخریبی و زیانباری را برای آنان داشته باشد.


*کارشناس مسائل منطقه

انتهای پیام/22/




مطالب مرتبط

عبدالباری عطوان عنوان کرد:

واکنش احتمالی تل‌آویو به شکست محاصره دیرالزور چهار دلیل اصلی نگرانی صهیونیستها چیست؟
عبدالباری عطوان عنوان کرد:

واکنش احتمالی تل‌آویو به شکست محاصره دیرالزور/ چهار دلیل اصلی نگرانی صهیونیستها چیست؟

تحلیلگر برجسته جهان عرب در تحلیلی به دلایل نگرانی صهیونیستها از تحولات منطقه اشاره کرد و نوشت: نتانیاهو پس از شکست در تحریک پوتین، تلاش جدیدی را برای تاثیرگذاری بر ترامپ آغاز کرده است.

|

تحلیلگر لبنانی عنوان کرد:

سوریه در آستانه پیروزی نهایی شکست طرح تجزیه شرق سوریه بررسی آخرین تحولات میدانی
تحلیلگر لبنانی عنوان کرد:

سوریه در آستانه پیروزی نهایی/ شکست طرح تجزیه شرق سوریه/ بررسی آخرین تحولات میدانی

«حسن حردان»: با شکست محاصره دیرالزور سوریه در آستانه پیروزی نهایی قرار گرفته است/ این پیروزی‌ها سبب آشفتگی و عصبانی شدن آمریکا و متحدانش و راسخ تر شدن عزم ارتش سوریه و همپیمانانش برای پاکسازی کامل این کشور از لوث تروریسم شده است.

|

ژنرال صهیونیست:

اسرائیل در انزوا قرار گرفته است سه نتیجه خطرناک وضعیت جدید سوریه برای تل آویو
ژنرال صهیونیست:

اسرائیل در انزوا قرار گرفته است/ سه نتیجه خطرناک وضعیت جدید سوریه برای تل آویو

«افرایم سنیه»: قدرت حاکم در واشنگتن که نتانیاهو به داشتن روابطی ویژه با آن افتخار می کند، به اسرائیل پشت کرده و آن را برای منافع مهم تر خود برای نزدیکی به روسیه قربانی کرد/ توافق روسی-آمریکایی ضربه راهبردی و پرهزینه ای است/عملیات نظامی اسرائیل در سوریه بعید نیست.

|

نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.