صفحه اصلی خبر خبر شماره :69679
فتنه انگلیسی-صهیونیستی دستمایه فیلم ماه گرفتگی 9:22 | 17\11\1395

ماه گرفتگی به فتنه انگلیسی، آمریکایی، صهیونیستی سال 88 که با سواستفاده از غفلت برخی فریب خوردگان داخلی به دنبال براندازی نظام اسلامی بودند می پردازد.







به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر «ماه گرفتگی» آخرین ساخته مسعود اطیابی است که به فتنه انگلیسی - آمریکایی - صهیونیستی سال 88 که با سواستفاده از غفلت برخی مسئولین و فریب خوردگان داخلی به دنبال براندازی نظام اسلامی بودند می پردازد.

ماه‌گرفتگی تلاش کرد بی‌طرفانه به وقایع سال 88 بپردازد و از این منظر؛ موفق بود. اطیابی سعی دارد تا در این اثر به طراحی پیچیده ای (فتنه 88) اشاره کند که از رهگذر آن حتی پدر را در برابر پسر قرار می دهد. پدری انقلابی که دچار تردید می شود. پسر را در برابر پدر قرار می دهد. تلنگری به مسئولین کشور می زند که غفلت سبب سواستفاده رادیوها و شبکه های بیگانه ای همچون بی بی سی و صدای آمریکا می شود. به گونه ای که در یکی از سکانس های فیلم از رادیو می شنویم که نخست وزیر رژیم صهیونیستی با مردم ایران ابراز همدردی و همراهی می کند!؟ بی بی سی گزارش لحظه ای (دروغ پردازی لحضه ای) از وقایع داخل ایران می دهد!

«ماه‌گرفتگی» به کارگردانی مسعود اطیابی به فتنه سال ۸۸ می‌پردازد؛ این فیلم داستان پسری را روایت می‌کند به نام هادی رفیعی که از مشهد برای ادامه تحصیل به تهران آمده است؛ او از جمله بچه‌هایی است که دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را با مفاهیم قرآن گذرانده و همیشه سعی کرده با بنیان‌های شرعی زندگی خود را به عمل برساند و در این راه هم موفق بوده است؛ اما ناگهان بر حسب اتفاق با دختری آشنا می‌شود که ظاهراً علاقه‌هایی صورت می‌گیرد؛ در این میان، و در شلوغی‌ها و درگیری‌ها در اطراف مسجد لولاگر به ضرب گلوله کشته می‌شود. ساعاتی بعد وبلاگ او هک شده و اطلاعاتی از او به مخاطبان داده می‌شود و...

محمد تقی فهیم منتقد نام آشنای سینمای ایران در نقد این فیلم می نویسد: «ماه گرفتگی» می توانست و می باید خیلی بهتر از این می شد. در واقع همین ابتدا باید گفت که ماه گرفتگی فیلم مهمی در سینمای انقلاب است. نمی توان وجودش را کم ارزش جلوه داد و ادامه و استمرارش را نخواست. ولی این نکته هم آشکار و مبرهن است که همه اهمیت فیلم از موضوع و رویکردش به وقایع سال ۸۸ می آید. ولی در رویکر های واکاوی اتفاقات و اجزای ساختاری اثر عقب تر از واقعیت های حوزه سیاست و سینمای استاندارد است. به همین دلیل  حالا جایگاه «ماه گرفتگی» را باید در کارنامه کارگردانش جستجو و عیار سنجی کرد و نه در بدنه ی سینمای ایران. دستمایه قرار دادن آشوب های سال ۸۸ در رزومه این کارگردان جایی باز می کند. اما افسوس که قدر این فرصت را ندانسته و استفاده ای حداقلی از این شانس کرده است.

وقایع سال ۸۸ به رغم اهمیتش در تاریخ کشورمان و حساسیت اش در عرصه سیاست و اجتماع، ولی در سینما کم فروغ ترین موضوع بوده است. واقعیتی که نشان از محافظه کاری مفرط سینمای ایران دارد. اگر فیلم «قلاده های طلا» نبود یعنی دست سینما در این زمینه خالی  و صفر می بود. بالاخره روزنامه نگاری به نام «مهدی آذرپندار» دست به قلم شد و تیمی به لیدری «اطیابی» پای کار آمدند تا سینما را از خنثایی و بی توجهی به پرالتهاب ترین سوژه سیاسی – اجتماعی نجات دهند. اگر ابوالقاسم طالبی از درون تشکیلات امنیتی و با رویکردی به نفوذی ها و جاسوسان به سراغ فتنه انگیری ها رفت و نگاهی از بالا و درون به مسایل داشت اما اطیابی لنزش را از کف خیابان و متن مردم رو به بالا گرفته و چالش ها را نمایشی کرده است.

سختی کار از همین جا نشات  می گیرد. گونه گزینی دشوار می شود. دراین رویکرد جامعه شناسی و روان کاوی مردم در زمره ی نیازهای تحلیلی فیلم می شود. شناخت از سیاست و جامعه، کار را حساس می کند. موضع و مواضع جناح ها به میان می آید. انتظار و توقع طیف ها و تشکل ها دخیل می شوند. سهم خواهی بالا می گیرد. نظرات و آرا پیشاپیش فیلم را قضاوت می کنند چرا که  سیاست و سیاسی کاران بر فیلم سایه می اندازند، برای همین توجه به رعایت عناصر سینمایی رنگ می بازد. از همین رو، فیلم ساختن دراین زمینه،  راه رفتن روی باریکتر از طناب است  . ولی چه باک! به تعبیر عامیانه اش شتر سواری که دولا دولا شدن ندارد. در یک کلام یا رومی رومی یا زنگی زنگی. ماه گرفتگی از همین ناحیه آسیب جدی دیده است : «فقدان صراحت و جسارت و شجاعت». چیزی که قلاده های طلا داشت. ولی ماه گرفتگی ندارد. یعنی ضمن رعایت تعادل در قضاوت، اما هدف را گم نکرده بود. باور کنیم که حتی مخالفانمان هم از صداقت و رک گویی مان کلاه از سر بر می دارند. ولی از پنهان کاریمان لج شان در می آید.   

کامبیز دیرباز، فریبا کوثری، سارا خوئینی‌ها، الناز حبیبی، قاسم زارع، علی آقایی، شهرام عبدلی، ارسلان قاسمی، نیلوفر وهاب‌زادگان بازیگران و فربد کیانی مدیر تدارکات، علی نوابی دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز، عباس شوقی طراح جلوه‌های ویژه، مهدی آذرپندار نویسنده، ایمان غیبی مدیر تولید، بهزاد عبدی موسیقی، بابک اردلان مدیر صدابرداری، محمد قومی طراح چهره پردازی، علی مربی طراح صحنه و دکور، مرتضی غفوری مدیر فیلمبرداری و هادی انباردار تهیه کننده این اثر بودند.

نشست خبری فیلم «ماه گرفتگی» به کارگردانی مسعود اطیابی با حضور عوامل این فیلم و اهالی رسانه در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد.


در ابتدای این نشست، مسعود اطیابی ضمن تشکر از اهالی رسانه و منتقدان برای صبوری در تماشای این فیلم گفت: این فیلم قطعا کامل نیست و امکان کامل بودن هم نیست. اصل هنر دست خداست و من ادعای کامل بودن ندارم. مباحثی در این فیلم وجود دارد که ممکن است افرادی آن را قبول نداشته باشند. این داستان را من از نزدیک دیده‌ام و تلاش کردم نزدیک‌ترین روایت را کنم .

هادی انباردار تهیه کننده این اثر افزود: استرس عجیبی داشتم اما الان پس از نمایش فیلم شور و شعف دارم. درسانس ساعت شش برج میلاد کمتر سالنی به پر بودن سالن ما بوده است. کسانی که تا انتها فیلم را دیدند، در واقع خستگی را از تن ما به در آوردند.

بهمن اردلان نیز طی صحبت‌هایی کوتاه بیان کرد: افتخار این را داشتم که در کنار عوامل این فیلم همکاری کنم. امیدوارم مخاطبان از فیلم خوششان آمده باشد و صدابردای نیز برایشان مقبول باشد.

مهرداد جلوخانی به عنوان صدابردار این فیلم گفت: سه ماه صدابرداری این فیلم زمان برد چرا که آقای اطیابی نکات زیادی داشت. در کل به نظرم فیلم شریفی است و خوشحالم این فیلم را کار کردم.

شهرام عبدلی نیز ضمن ابراز خوشحالی از نقش آفرینی در فیلم «ماه گرفتگی» بیان کرد: خوشحالم در این فیلم بازی کردم و برایم مایه افتحار است.

نیلوفر وهاب‌زادگان هم گفت: خوشحالم چون اولین تجربه تصویری‌ام بوده است. از اینکه آقای اطیابی و آقای انباردار به من اعتماد کردند،ممنونم  و امیدوارم توانسته باشم گوشه‌ای از خواسته‌هایشان را برآورده باشم.

کاوه ابراهیم نیز در ادامه به طور خلاصه گفت: بازی در این فیلم اولین تجربه کاری من در سینما بوده است.

در بخش دیگری از این نشست انباردار با اشاره به تجربه تهیه‌کنندگی در فیلم‌های ژانر جنگی گفت: تجربه کار در ژانر سیاسی را نداشتم و فکر می‌کردم کارهای جنگی سخت‌تر است. یک سال طول کشید تا به شروع فیلمبرداری رسیدیم و  چند بار کست را عوض کردیم، چرا که افرادی بودند که زود قصاوت می‌کردند و بستری را فراهم  می‌کردند که امکان همکاری با دوستان پیش نمی‌آمد.

وی افزود: با وجود اینکه در حین کار استرس و شرایط سختی داشتیم، همدل شدیم تا این فیلم را ساختیم. در حین فیلمبرداری دوستان مورد هجمه مطبوعات قرار می‌گرفتند و حتی مجبور شدند اینستاگرام‌شان را ببندند.

این تهیه‌کننده در پاسخ به به پرسشی مبنی بر اینکه چرا تصویر میرحسین موسوی را به راحتی در فیلم‌تان نشان دادید،گفت: هیچ نهادی هیچ گاه  به ما چیزی را تحمیل نکرد. سر سکانسی که پوستر موسوی بود، فیلم را دو روز تعطیل کردیم چون اطیابی می‌گفت پوستر باید بزرگتر باشد و ما هم پایش ایستادیم و تبعیت کردیم.

وی ادامه داد: سید (اطیابی) زیر بار هیچ چیز نرفت. در این مسیر هیچ مجموعه‌ای به ما فشار نیاورد. فیلم  سفارشی نیست اما حامی مالی داشتیم و حمایت شدیم و انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس هیچ وقت نخواست چیزی را کم یا زیاد کنیم.

اطیابی نیز در پاسخ به انتقادی مبنی بر اینکه فضای روایت شده از زندان اوین واقعی نیست، توضیح داد: اتفاقا زندان اوین را سردتر و تلخ تر از آنچه که هست نشان دادم و نخواستم شعار بدهم. فضای بازجویی اوین واقعی گرم‌تر و شیک‌تر از آنچه که نشان دادیم، بود. دلیلم از این کار این بود که آنقدر در فیلم‌های قبلی زندان‌ها بد نشان داده شده بود، که من هم مجبور بودم تبعیت کنم. در کل فضای اوین خیلی بهتراز آن است که در فیلم نشان دادیم.

وی با اشاره به نویسندگی فیلمنامه که توسط آذرپندار نوشته شده است، ادامه داد: فیلمنامه‌نویس مهدی آذرپندار است که نمی دانم چرا اینجا نیست. نسخه او کامل به دست من رسید و فیلمنامه را خواندم و متوجه شدم دقیق و هوشمندانه است و کمتر نیاز به بازبینی دارد. راستش از این مقطع زمانی و تاریخی، فیلم‌هایی ساخته شده که طیف‌های مختلف خوششان نیامده است. پرداخت فیلمنامه را خودم انجام دادم و اگر نقصی به فیلمنامه وارد است، تقصیر من است.

کارگردان «ماه گرفتگی» در بخشی دیگر گفت: معتقدم در درگیری‌های سال ٨٨ ، حقیقت پنهان شد. در بین مردم شکاف ایجاد شد و حقیقت مشخص نشد. رجالی که می‌توانستند به حرف رهبری گوش دهند، این کار را نکردند. من در فیلمم همین حرف را زده‌ام که اگر موسوی صبر می‌کرد، چهار سال بعد رئیس جمهور می‌شد.

اطیابی درباره انتخاب بازیگران برای این فیلم توضیح داد: هیچ بازیگری بازی در این فیلم را از ابتدا رد نکرد جز دو نفر. الباقی قبول کردند و بعد با تلفن و پیام از طرف دیگران منصرف شدند. دیرباز اولین گزینه ما بود و چون اما از ابتدا سر کار بود، ما به سراغ دیگران رفتیم

انباردار نیز در تائید صحبت‌های او گفت: کستینگ در شرایط خاصی بود و از ابتدا لیستی داشتیم. دیرباز در لیست اولیه بود و بعد از اینکه به  نتیجه با فرد خاصی نرسیدیم  مجددا به سراغ دیرباز رفتیم.

دیرباز در واکنش به به اینکه چطور بازی در چنین نقشی را قبول کردی، پاسخ داد: صادقانه می‌گویم از ابتدا نگرانی‌هایی وجود داشت. این را هم بگویم که حق طبیعی کارگردان و تهیه کننده است که لیست بلند بالایی از بازیگران داشته باشند، همانطور که حق من هم هست که در هر فیلمی که بخواهم بازی کنم. اگر علیرام نورایی در این نقش به جای من بازی می کرد، من خوشحال می شدم.

وی ادامه داد: اعتقاد دارم بشین، بفرما و بتمرگ با هم متفاوت است! اگر پیشنهاد از طرف هرکس دیگری غیر ازاطیابی بود، حتما بیشتر تحقیق می‌کردم. به دلیل تجربه بازی در یک فیلم دیگرش، می دانستم که انسان متعادلی است و او از لفظ بفرما در فیلم هایش استفاده می کند. اصلا از بازی در فیلم «ماه گرفتگی» پشیمان نیستم.

انباردار در پاسخ به اینکه آیا به فروش این فیلم هم فکر کرده‌اید، گفت: هرکسی هر اثری را که می‌سازد، مطمئنا به مخاطبش هم فکر می‌کند. خواستیم فضای آن سال‌ها را عادلانه روایت و مخاطب خودش را پیدا کنیم. فصل نمایش «ماه گرفتگی»  باید تا قبل از انتخابات باشد چون پس از آن ممکن است فضا تغییر کند.

وی ادامه داد: می‌خواستند ما را  قانع کنند که این فیلم ساخته نشود اما گفتم این فیلم که به هر حال ساخته می‌شود، پس بهتر است اطیابی کارگردان آن باشد تا شریف به این موضوع پرداخته شود و به سمت خاصی غش نکند. اطیابی نیز در پایان تاکید کرد: خوشحالم که دو طیف نگاه، از فیلمم راضی نیستند. شاید این وسط خدا از ما راضی باشد.

انتهای پیام/ م.ش/