صفحه اصلی خبر خبر شماره :69345
جعل تاریخ در فیلم "فهرست شیندلر" 14:21 | 16\10\1395

موجودیت رژیم فاشیستی صهیونیسم با ابعادی گسترده تر از فاشیسم آلمان هیتلری، دست به کار جعل تاریخ شده و با غلو کردن در آمار کشته شدگان یهودی در طول جنگ جهانی دوم برای حق به جانب جلوه کردن نژاد پرستان (فاشیسم - صهیونیسم) از همه ابزارهای رسانه ای و هنری سود می جوید .







تاریخ سازی برای حقانیت صهیونیست ها و شجره سازی صهیون در فیلم "فهرست شیندلر" نمونه ای است از سوءاستفاده صهیونیسم از ابزار سینما برای ترویج افکار صهیونیستی و تبلیغ برای رژیم اشغالگر قدس که این رژیم سعی در استفاده از آن دارد. افکاری که اصولا بر پایه اقدامات نژادپرستانه پایه گذاری شده است . در این راستا در مجله " الاخبار المسیحیه الحره " سال 1938آمده است. "صنعت سینما در آمریکا کاملا یهودی است و یهودی بی آنکه احدی در این زمینه با او منازعه کند و بر آن حکم می راند. تمام کارپردازان این صنعت یا یهودی هستند و یا از دست پروردگان یهودی" . سینما از زمان تاسیس در قرن نوزدهم در راستای دو هدف عمده به کار گرفته شد که عبارت بودند از اهداف مادی و به دست آوردن سودهای کلان و هدف دیگر ، تسخیر اندیشه انسان ها از طریق انتشار افکاری که موید اهداف سیاسی و اجتماعی آنها باشد که متاسفانه تاکنون نیز در این راه موفق بوده است .

"فهرست شیندلر" شانزدهمین فیلم استیون اسپیلبرگ (یهودی و اشاعه دهنده پروپاگاندای صهیونیسم) به عنوان کارگردان و اولین فیلمی است که برای آن اسکار می‌گیرد. هم اسکار بهترین کارگردانی و هم اسکار بهترین فیلم (چون خود او یکی از تهیه کنندگان بوده) و طبق نظر سنجی سال ۲۰۰۵ مجله تایم، این فیلم همچنان محبوب ترین فیلم اسپیلبرگ است.



در فیلم "فهرست شیندلر" کارگردان به سال های 44 - 1943 و جنگ جهانی دوم در کراکو لهستان پرداخته  است. فیلمنامه این اثر را استیون زیلیان بر اساس کتاب تامس کینلی نوشته است. مدیر فیلمبرداری این فیلم 195 دقیقه ای  یانوش کامینسکی است و  موسیقی آن را جان ویلیامز ساخته است  تهیه کننده ها: کاتلین کندی، ایروین کلادین، برانکو لوستیک، جرالدر مولن، استیون اسپیلبرگ، بازیگران: لیام نیس (اسکار شیندلر)، بن کینگز لی (ایزاک شاترن)، رالف فاینس (آمون گوت)، کارولین گودال (امیلی شیندلر) .

داستان فیلم:
داستان فیلم از سپتامبر ۱۹۳۹ شروع می‌شود، زمانی که نیروهای آلمانی ارتش لهستان را ظرف ۲ هفته شکست دادند. به یهودیان دستور داده شد که همراه با تمامی اعضای خانواده شان به شهرهای بزرگ نقل مکان و اسا‌‌می‌شان را ثبت کنند. روزانه بیش از ده هزار یهودی از حومه شهرها به شهر کراکو می‌آمدند.

در صحنه های پایانی این فیلم می بینیم:
شیندلر و همسرش در حال حرکت به سمت در ورودی کارخانه اند. کارگرها در دو سوی راه ایستاده اند و آمده اند تا شیندلر را بدرقه کنند. شیندلر آخرین توصیه هایش را به اشترن می‌کند. ربای جلو می‌آید و نامه ای را به شیندلر می‌دهد. می‌گوید نامه ای نوشته ایم و سعی کرده ایم در آن همه چیز را توضیح دهیم، اگر زمانی دستگیرتان کردند. و سپس اضافه می‌کند که تمامی ‌کارگرها آنرا امضا کرده اند. سپس اشترن جلو می‌آید و انگشتری را به شیندلر می‌دهد. فلز این انگشتر را کارگری قبول کرده بود تا از روی دندانش بکشند. و سپس آن را درون قالب ریخته بودند و به شکل انگشتر در آورده بودند. اشترن می‌گوید روی آن از کتاب تلمود به زبان عبری حک کرده اند: هر کس جان یک نفر را نجات بدهد، بشریت‌ را نجات داده است. شیندلر با دقت به آن نگاه می‌کند و با نگاهی حاکی از تشکر به همه کارگران آن را به دست می‌کند و سپس گفتگویی احساسی و منقلب کننده بین او و اشترن شکل می‌گیرد که موسیقی فراموش نشدنی جان ویلیامز، تاثیر گذاری آن را چند برابر کرده است. در صحنه بعد، شیندلر و همسرش با لباس کارگری سوار ماشین می‌شوند و از کارخانه می‌روند. تمام کارگران چشم به او و آن ماشین می‌دوزند تا از دید خارج می‌شوند.


اسکار شیندلر در سال ۱۹۵۸ به عنوان فردی نیکوکار توسط شورایی در اورشلیم شناخته شد و از او دعوت شد تا درختی در خیابان نیکوکاران بکارد.

آخرین نوشته فیلم این است: به یاد بیش از ۶ میلیون یهودی که به قتل رسیدند؟!
امروزه کمتر از ۴۰۰۰ یهودی در لهستان زنده باقی مانده اند ولی بیش از ۶۰۰۰ نفر از نسل یهودیان شیندلر وجود دارند.

راجر ایبرت منتقد سینمایی می نویسد: در انتهای فیلم یادداشتی وجود دارد که به ما می گوید تعداد افرادی که شیندلر آنها را نجات داد با احتساب خانواده هایشان بیش از 6000 نفر است و یهودیان لهستان امروزه 4000 نفر می باشند. این فیلم به مخاطب این چنین القا می کند که شیندلر به تنهایی بیش از یک کشور برای نجات جان یهودیان تلاش کرد. پیام فیلم این است که یک مرد در مواجهه با هولوکاست هر کاری که توانست کرد در جایی که دیگران تنها نظاره گر بودند!

ایبرت همچنین با اشاره به شخصیت اسکار شیندلر در این فیلم می گوید: ما درباره ی شخصیتی صحبت می کنیم که با آغاز جنگ جهانی دوم به امید پول دار شدن به کشور لهستان رفت تا با راه اندازی کارخانه هایی که کارگرانشان یهودی بودند به اهداف خود برسد. در پایان جنگ او بارها زندگی خود را به خطر انداخت و تمامی ثروت خود را برای دور نگه داشتن یهودی ها از دستان بیرحم آلمانها خرج کرد. او برای ماه های متمادی به آلمان ها رشوه می داد تا کارگران یهودی را به جای سوزاندن در کوره ها به او بسپارند تا در کارخانه ی او برایش کار کنند. کارخانه ساخت گلوله توپ برای ارتش آلمان، کارخانه ای که در تمام دوران فعالیتش حتی یک محصول قابل استفاده برای ارتش آلمان تولید نکرد!

قدسنا سعی کرده است بدون هیچ گونه موضع گیری و به شکل کاملا بی طرفانه (بر خلاف نگاه جهت دار فیلم نامه نویس و کارگردان فیلم "فهرست شیندلر") وقایع این فیلم را بازگو کند اما بیایید کمی دقیق و موشکافانه تر به این اثر بنگریم.

موسسه "تاریخ رایش سوم" با سرپرستی صهیونیسم و مدیریت "ویلیام شادیر" که مدعی بود فیلمانه این فیلم بر اساس700 تن اسناد و مدارک محرمانه ای تهیه شده است اداره می شود .  485 تن اسناد و مدارک مربوط به وزارت خارجه آلمان که در تونل های معادن کوهستان "هارتس" (Harz) به چنگ ارتش آمریکا افتاد از جمله این اسناد است. اسناد  درست در لحظه ای بدست امد که طبق دستوری محرمانه ، برلین در شرف سوزاندن بود!

اسناد ادعایی ویلیام شادیر تاکنون مبنای دهها فیلم سینمایی، رمان، مجموعه داستان ، تئاتر ، تحلیل تاریخی و ... قرار گرفته و در همه آنها مرثیه  برای آوارگان یهودی و نابود شدگان در بازداشتگاههای دخائو، آشویتس، کراکو و ... سرداده شده است. این در حالی است که گزارشهای سازمان صلیب سرخ جهانی ، نیروهای ملل متحد و بسیاری از تاریخ نویسان بی طرف بر آن تاکید کرده اند که آمریکا مرزهای خود را بر روی یهودیان اروپای شرقی و مرکزی می بندد و تنها راه خروج از اروپا به فلسطین ختم می شود .


 موجودیت رژیم فاشیستی صهیونیسم با ابعادی گسترده تر از فاشیسم آلمان هیتلری دست به کار جعل تاریخ شده و با غلو کردن در آمار کشته شدگان یهودی در طول جنگ جهانی دوم برای حق به جانب جلوه کردن نژاد پرستان (فاشیسم - صهیونیسم) از همه ابزارهای رسانه ای و هنری سود می جوید .

مظلومیت مورد نظر صهیون با  گرداندن اسرا در خیابان ها و هو کردن و تحقیر کردن مردم تماشاچی در فیلم بدست می آید . این تصاویر به مستندهای آرشیوی نزدیک شده با رنگ سیاه و سفید بیشترین تاثیرگذاری را فراهم می آورد. نماهای بلند در زمینه ای پر برف و سرد در القا کارگردان بر بیننده بسیار حساب شده به کار گرفته می شود. چنانچه در آسایشگاهها بیماران بر روی تخت ها کشتار می شوند .