پنج‌شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ 
qodsna.ir qodsna.ir
بازگرداندن سفارت پاراگوئه به تل آویو ضربه دردناکی به نتانیاهو و ترامپ بود

شباهت‌های اسرائیل و عربستان؛ از ناکامی در ایجاد ائتلاف برای شناسایی قدس به عنوان پایتخت ابدی اسرائیل تا شکست در ائتلاف علیه یمن / «امارات» و «گواتمالا» کلید واژه‌های مشترک

همانگونه که از ائتلاف ادعایی عربستان علیه یمن پس از سه سال تنها یک کشور یعنی «امارات» فقط با او همراه است آمریکا هم در ائتلاف برای اجبار دنیا جهت شناسایی قدس به عنوان پایتخت ابدی اسراییل تنها یک کشور یعنی «گواتمالا» را در کنار خود دارد.


به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) از ابتدای جنگ سعودی ها علیه یمن در مارس 2015 و در اثنای این جنگ تحمیلی، همواره بسیاری از رسانه های منطقه و جهان عملکرد ماشین جنگی سعودی ها علیه ملت یمن را با ماشین جنگی صهیونیست ها علیه ملت فلسطین مقایسه می کردند.


در بسیاری از رسانه ها صحنه هایی از کشتار ملت یمن به تصویر کشیده می شد که شباهت های بسیاری به کشتار ملت فلسطین توسط صهیونیستها داشت. هردو ماشین جنگی شبها به شکار دو ملت یمن و فلسطین می رفتند، ‌هر دو مساجد،‌ مدارس، اماکن عمومی، مراسم عروسی و عزا و در یک کلام هرجا تجمع مردمی بود حمله و قتل عام می کردند. چنان تصاویر صحنه های این کشتار و خونریزی به هم شبیه بود که اگر تصاویر کشتار یمن را به خبر کشتار ملت فلسطین توسط صهیونیستها سنجاق می کردی ابدا کسی متوجه نمی شد.

 


در این باب کافی است در موتور جستجو گر گوگل و یا هر موتور جستجو گر دیگر در شبکه جهانی اینترنت با واژه قتل عام مردم یمن و فلسطین دستور جستجوی تصاویر صادر کنید تا به شباهت های زیاد رفتاری نظام های سعودی و صهیونیستی بیشتر آشنا شوید.

 


جدا از اقدامات عملی این دو رژیم منحط علیه ملتهای فلسطین و یمن در حوزه میدانی، عملکرد سیاسی و دیپلماتیک آنان نیز در جذب حامی در سطح جهان نیز تشابهات زیادی با هم دارد. به عنوان مثال هر دو رژیم همزمان با کشتار دو ملت رفت و آمدهای دیپلماتیک در مجامع بین المللی را برای به تسلیم کشاندن آنان در صحنه سیاسی در دستور کار دارند. هر دو تلاش می کنند اتحاد و ائتلاف های متعددی را دور خود جمع کنند تا رفتار جنون آمیز خود را اقدامی با تصمیم جمعی و مشروع معرفی کنند.


در این فقره اتفاقا دو نمونه بسیار مشهود رفتاری وجود دارد که به خوبی نشان  می دهد تصمیمات اسراییل و عربستان از یک اتاق فرمان مشترک صادر می شود:


نخست؛ سعودی ها در ابتدای جنگ تحمیلی علیه یمن از ائتلاف بزرگ اسلامی علیه آنچه که خود تروریسم نامیدند رونمایی کردند بعد کاشف به عمل آمد که ائتلاف بناست که علیه ملت یمن مبارزه کند و در این راه پای کشورهایی چون مالزی،‌ پاکستان، اندونزی، ‌مصر،‌ مغرب،‌ اردن، الجزایر، ‌سودان و.. را بصورت اعلامی به این ائتلاف کشاندند. ساعاتی بعد از آنکه مشخص شد ائتلاف اسلامی برای مبارزه با تروریسم قرار است علیه ملت یمن بجنگند کشورهای مالزی، ‌پاکستان، ‌اندونزی، ‌الجزایر،‌ مصر و چند کشور دیگر عربی واسلامی رسما پیوستن خود به این ائتلاف دروغین را تکذیب کردند اما سعودی ها به روی خود نیاوردند. پس از حمله کشورهایی چون الجزایر،‌ پاکستان و مصر به این رویکرد حیله گرانه سعودی ها که با هدف مشروعیت دادن به جنگ خود علیه ملت یمن صورت گرفت، ریاض بدون آنکه اشاره ای به این رفتار فریب کارانه خود بکند از اصطلاح «ائتلاف عربی علیه یمن» رونمایی کرد و تا مدتها در پوشش این ائتلاف هرچه در توان داشت در یمن جنایت کرد.

 

 

بنا به نوشته روزنامه الخلیج اونلاین ائتلاف عربی از نگاه سعودی ها  در زمان تأسیس خود شامل 9 کشور عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، بحرین، قطر، مصر، اردن، سودان و مغرب بود تا مواضع حوثی‌ها را هدف حملات هوایی خود گرفته و صنعا، پایتخت یمن را بازپس بگیرند. در حالی که جنگ در یمن بدون دستیابی به راه حل برای منازعه‌ای که این کشور را به قحطی بی سابقه کشانده است ادامه یافت، نقش کشورهای شرکت کننده در این کشور کاهش یافت و برخی از آن خارج شدند در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی به راه خود ادامه دادند.
این پایگاه خبری افزود: بحران خلیج فارس و محاصره قطر نقطه عطف مهمی در عمر این ائتلاف بحث برانگیز بود جایی که دوحه اعلام کرد  نظامیان خود را که یک هزار نفر تخمین زده شده بود  و توسط ده ها فروند هواپیماهای نظامی پشتیبانی می شدند از ائتلاف خارج می‌کند .

 

 

اما سودان نیز که با قریب به شش هزار نظامی در ائتلاف عربی حضور دارد پس از کشته شدن بیش از چهارصد نفر از این نیروهایش که دوازده نفر آنها درجه افسری داشتند از سوی ملت سودان برای خروج از ائتلاف تحت فشار شدید قرار گرفت.

 

برخی کشورهای شرکت کننده در ائتلاف سعودی نظیر مصر و بحرین تنهابه این خاطر در ائتلاف عربی مانده‌اند که موضعی سیاسی مطابق میل ریاض و ابوظبی از خود نشان بدهند و از ادامه کمک‌های اقتصادی امارات و عربستان به آنها بی نصیب نمانند.

 

نویسنده این پایگاه خبری تاکید کرد: در مورد کویت و اردن، نقش آنها به نظر محدود است، یعنی تقریبا نقشی ندارند و از همین روست که پاسخ الحوثی از طریق بمباران موشکی و عملیات نظامی علیه عربستان سعودی و امارات متحده عربی این کشور عربی حاشیه خلیج فارس می شود و کشورهای دیگراز آن استثنا شدند.

 

به گزارش قدسنا به این ترتیب سعودی ها از «ائتلاف فراگیر اسلامی» به «ائتلاف محدود عربی» و از آن به «ائتلاف سعودی – اماراتی» آن هم نه برای باصطلاح بازگرداندن دولت مشروع یمن که برای تقسیم منابع و سرزمین یمن بین خود و اماراتی ها رسیده اند.

همین وضعیت برای صهیونیست ها نیز رخ داده است به شکلی دیگر.


دوم؛ از زمانی که ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا نایل شد حل و فصل موضوع فلسطین بنابر دیدگاه لابی صهیونیستی (بخوانید صهیونیسم بین الملل) در دستور کار قرار گرفت. از آن زمان تاکنون واشنگتن برای عملی ساختن برنامه های خود هفت گام عملی برداشت:


1- به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل در 6 دسامبر 2017

2-   کاهش 300 میلیون دلاری کمک ها به آنروا در 16 ژانویه 2018

3-  انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس در 14 مه 2018

4-   قطع کامل کمک ها به تشکیلات خودگردان فلسطین در 2 آگوست 2018

5-  قطع کامل کمک ها به آنروا در 3 آگوست 2018

6-  لغو کمک سالانه 25 میلیون دلاری به بیمارستان های قدس در 7 سپتامبر 2018

7-  تعطیل نمودن دفتر سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در 10 سپتامبر 2018

 

در بین این هفت اقدام عملی انتقال سفارت آمریکا از تل اویو به قدس حرکتی بود که آمریکایی ها تلاش گسترده ای کردند تا کشورهای بیشتری را با خود در قالب ائتلاف بین المللی برای شناسایی قدس بهعنوان پایتخت رژیم اشغالگر قدس همراه کنند.

 

 

این در حالی است که براساس قطعنامه 478 سازمان ملل متحد در سال 1980 از کلیه کشورهایی که هیات های دیپلماتیکشان در بیت المقدس حضور داشتند خواسته شده بود  که این هیاتها را از قدس خارج کنند. براساس این قطعنامه هیئت دیپلماتیک گواتمالا به همراه دیپلمات های دوازده کشور بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، السالوادور، هائیتی، هلند، پاناما، اروگوئه و ونزوئلا سفارتخانه های خود را از قدس خارج و در تل آویو مستقر کردند.

 

در پی تصمیم ترامپ مبنی برانتقال سفارت آمریکا به قدس سازمان ملل متحد قطعنامه ای صادر کرد و به اتفاق ارا تصمیم واشنگتن را محکوم کرد.


با نگاهی به مخالفان این قطعنامه که عمدتا آنها را سه کشور فقیر و نه چندان مطرح آمریکای لاتین همچون گواتمالا و آفریقایی و نیز چهار کشور کم نام و نشان حوزه اقیانوس آرام تشکیل میدهند می توان به خوبی دریافت که چرا گواتمالا به رغم تبعیت از رای سازمان ملل متحد در سال ۱۹۸۰ اینبار همراهی با آمریکا را به قطعنامه غیر الزام آور مجمع عمومی ترجیح می دهد.


بلافاصله ائتلافی از چند کشور که پای ثابت همه قطعنامه هایی هستند که آمریکا معمولا برای سرکوب یک کشور مستقل در سازمان ملل پیشنهاد می کند، ‌ایجاد می شود. گواتمالا در این مسیر به رغم مخالفت فلسطینی ها پیش قدم می شود و اعلام می کند که سفارت خود را از تل اویو به قدس انتقال خواهد داد.


دستگاه دیپلماتیک اسراییل دست بکار می شود تا دست کم در فضای روانی یک ائتلاف بزرگ برای این انتقال صورت گیرد. در واقع اسرائیل به منظور متقاعد کردن تعدادی از کشورهای جهان برای انتقال سفارتشان به قدس اشغالی کمپین بین‌المللی گسترده‌ای را به راه انداخت. همان زمان تزیپی هوتوولی معاون وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی اعلام کرد که این رژیم دست کم با ده کشور در تماس است تا این کشورها سفارتخانه های خودشان را به قدس منتقل کنند.


گواتمالا، هندوراس، فیلیپین، پاراگوئه ، اسلواکی ، رومانی،‌ چک و سودان جنوبی از جمله کشورهایی بودند که هوتوولی از انها نام برد گویی اینکه لشکری از این کشورها آماده اند تا این اقدام ترامپ را تکرار نمایند.


وزارت خارجه اسراییل تلاش کرد روز افتتاح سفارت آمریکا در قدس را به یک کمپین بزرگ بین المللی برای ترغیب سایر کشورها تبدیل کند. خیابانهای منتهی به سفارت جدید التاسیس آمریکا منقش به پرچم آمریکا و تصاویر ترامپ شد.